جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

در هر حوزه جنگلداری یا حوضه آبخیز در شمال کشور می بایست،جنگلها را از نظر وابستگی خانوارهای حاشیه نشین ،به دو دسته تقسیم نمود:

 دسته اول، سریهایی که هیچ گونه مشکل اجتماعی نیستند یا دارای دامداران معدود و انگشت شمار بوده و در قالب طرح ساماندهی می توان آنها را از سری خارج نمود. این دسته از سریها در چارچوب طرح های جنگلداری تولیدی(سبک کلاسیک) با هدف جنگل وجنگلداری پایدار با اعمال تغییرات منطبق با قوانین و مقررات، به سبک گذشته(یعنی بکارگیری مجری واجد شرایط) قابل اجرا هستند.در این جنگلها نباید به دام و جنگل نشین فکر نمود.

دسته دوم،سریهایی هستند که دارای انواع معیشت های وابسته به جنگل هستند.در این جنگلها، اجرای طرح های جنگلداری به سبک کلاسیک، با توجه به تجارب بدست آمده از طراحی و اجرای طرح های جنگلداری تولیدی در این نوع از جنگلها،موفقیت آمیز نیست.   

در جنگلهایی که دارای مشکلات اقتصادی اجتماعی هستند یعنی معیشت مردم به جنگلهای اطراف وابسته است با دو چالش بزرگ مواجه هستیم:

1-چگونه جنگل را مدیریت نماییم تا با عملکردهای طبیعی خود استمرار داشته باشد.

2-اوضاع مردم حاشیه نشین جنگل به چه صورت باشد تا از حداقل های یک زندگی امروزی بهره مند باشند.

مهمترین تاثیر وابستگی جنگلنشینان به جنگل در چارچوب معیشت سنتی اینست که نظام زادآوری و تجدیدحیات جنگل مختل شده و بعد از گذشت چند دهه،ساختار و سلامت جنگل از حالت یک جنگل تولیدی و نرمال فاصله می گیرد.

در این حالت عملکرد های بازاری و غیربازاری جنگل کاهش می یابد.

در معیشت سنتی،جنگل نشینان :

1-دارای دامداری سنتی یعنی رها کردن دام در عرصه های منابع طبیعی هستند.دامداری متحرک با دامهای سبک بز و گوسفند و دامداری نیمه متحرک با دام های سنگین گاو در دامسراهای دایمی،زمستان نشین و تابستان نشین در سامانه های عرفی واقع در جنگل های شمال منبع درآمد و شغل دامدار محسوب می شوند.

2-علاوه بر دامداری دارای زراعت و باغبانی هستند.شالی زار،باغ چای،باغ توت،باغ صیفی جات،استخر آبزی پروری،باغ درختان مثمر مرکبات،گردو،گیلاس ،ازگیل و... . درختان غیر مثمر منبع درآمد و شغل جنبی دامدار را تشکیل میدهد.

اگر دو موضوع جنگل و جنگل نشین یا آبخیز نشین را در معادله جبری جای دهیم. بقای جنگل را تابع Y و سیستم معیشتی جنگل نشینان و آبخیزنشینان را بعنوان متغیر مستقلX فرض می نمائیم. با توجه به تنوع معیشت وابسته به جنگل ، مطمئنا معادله مذکور ساده نبوده و متغیر مستقل با درجات مختلف و ضرایب متعدد، مجموعا بر متغیر تابع جنگل تاثیر گذار خواهند بود.

اما چه باید کرد:

حداکثر هنر جنگلداری این است که موازنه معادله جبری فوق الذکر را به سمتی سوق دهد که برای دو چالش اصلی(ذکر شده در ابتدای بحث) پاسخ منطقی و قابل اجرا پیدا کند.

میدانیم که جنگلداری تولیدی(مانند همه طرحهای جنگلداری متکی به برداشت چوب که تا کنون در جنگلهای شمال اجرا گردید) به سیستم معیشت جنگل نشینان توجه ای نداشته و ندارد. بنابراین باید بدنبال جنگلداری دیگر رفت که با آن بتوان سیستم معیشت مردم را بتدریج تغییر داد به نحوی که حیات طبیعی جنگل از فشار دام اهلی و جنگل نشین خارج شود.

جنگلداری مشارکتی بهترین گزینه برای تغییر سیستم معیشتی مردم  و مدیریت پایدار جنگل می باشد که در بعضی از کشورها بصورت برنامه ریزی شده یا تعریف شده اجرا گردیده یا در حال اجرا است.     





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلداری مشارکتی، طرح جنگلداری، جنگل، دامداری سنتی، معیشت سنتی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی