تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر مشارکت مردم
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

فعالیت های حفاظت منابع طبیعی بطور خلاصه شامل موارد زیر است:

1-    جلوگیری از قطع غیر مجاز اشجار جنگلی یا برداشت هر نوع عنصر زنده و غیر زنده از جنگلها و مراتع

2-    مقابله با قاچاق چوب آلات غیر مجاز و سایر عناصر فوق الذکر

3-    جلوگیری از تصرف اراضی ملی و دولتی تحت مدیریت سازمان جنگلها(بیش از 80درصد سطح خشکی کشور)

4-    جلوگیری از تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی، بویژه جلوگیری از ساخت و ساز در آنها

5-    حفاظت از گونه های ممنوع القطع تحت عنوان ذخایر ارزشمند جنگلی

6-     حفاظت و قرق مناطق احیائی طبیعی و مصنوعی(جنگلکاری ها)، پارکهای جنگلی، پارک طبیعت، نهالستان ها

7-    جلوگیری از شاخه زنی درختان

8-    جلوگیری از چرای علوفه مراتع در خارج از فصل چرا

9-    پیشگیری از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع و اطفاء حریق بموقع در آتش سوزی های محیط های طبیعی

10-شناسایی آفات و بیماری های گیاهی، خصوصا در مرحله طغیان آنها، مقابله با گسترش آنها و تعدیل اثار تخریبی آنها و مدیریت بعد از حمله آفات و امراض

11-حضور بموقع در عرصه های جنگلی و مرتعی با گشت زنی و کشیک های حفاظتی، کنترل مبادی ورودی خروجی حوزه های آبخیز و مناطق شهری و روستایی با پاسگاه های ایست بازرسی

12-کنترل بر خدمات در حال ارائه مدیریت منابع طبیعی شامل پاسخگوئی به استعلام ادارات، تعامل قانونی با دستگاه های دیگر، پاسخگویی به خواسته ها و شکایات مردم، کنترل محصولات قانونی چوبی و غیر چوبی و .... در جهت جلوگیری از دست اندازی به منابع طبیعی و تخریب آنها

13-تثبیت مالکیت عمومی بر عرصه و اعیان منابع طبیعی کشور به نمایندگی از طرف سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور و ادارات کل منابع طبیعی و آبخزداری تابعه در استان ها از طریق تشخیص عرصه های منابع طبیعی تا اخذ سند مالکیت دولت و حل اختلاف های ملکی بر اراضی منابع طبیعی یا رسیدگی بر اعتراضات اشخاص بر ملی بودن اراضی منابع طبیعی و بر عکس

14-جلوگیری از فرسایش خاک، خاکشویی و تقویت تثبیت خاک عرصه های منابع طبیعی و مقابله جدی با تخریب کنندگان حوضه های آبخیز

15-پیشگیری از تخریب روند طبیعی گردش آبی حوضه های آبخیز. تولید آب از طریق نفوذ آن به سفره ابی زیر زمینی بوسیله پوشش گیاهی با کاهش رواناب سطحی.

16-جلوگیری از ساخت و ساز در حاشیه دره ها،مسیل ها و رودخانه های دارای سابقه سیل خیزی و دارای دوره های بازگشت سیل در حوضه های ابخیز جنگلی و مرتعی.

17-جلوگیری از پراکنش زباله در محیط های طبیعی.

18-برخورد قانونی با تخریب کنندگان خاک در عرصه های طبیعی. کنترل مجوز های صادره خاکبرداری جاده سازی و سایر پروژه های اجتناب ناپذیر و اخذ خسارت وارده به منابع طبیعی کشور.

19-حفاظت از موجودات زنده و چرخه های زنجیره غذایی موجودات جانوری در محیط های طبیعی.

20-بهره برداری از جنگلها با در نظر گرفتن طبیعت دوگانه برش ها(یعنی هم برداشت محصول و هم اصلاح و پرورش و رویش جنگل)، مهم ترین وجه حفاظت از جنگل محسوب می شود.

21-مشارکت مردم و تشکل های مردمی،تعاونی و بخش خصوصی در حفاظت منابع طبیعی و مشارکت در تصدی گری های مدیریت منابع طبیعی در چارچوب قوانین و مقررات.

و سایر موارد.

همه و همه این فعالیت ها در حفاظت فیزیکی و فنی در روند مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خلاصه می گردد. مجموعه ای از حفاظت فنی و فیزیکی، فعالیت های صفر تا صد حفاظت منابع طبیعی را شامل می شود که هر عدد از این مجموعه صفر تا صد، تحت عنوان ضریب حفاظت منابع طبیعی شناخته می شود. بالاترین ضریب حفاظتی هرمنطقه ، حوضه ابخیز، واحد مدیریتی، شهرستان یا استان به عدد 100 نزدیک تر بوده و مهمترین خروجی ان یا ملموس ترین نتیجه آن، این است که حال منابع طبیعی منطقه خوب است.

بالا بودن ضریب حفاظت مدیریت منابع طبیعی در گرو همگرایی همه فعالیت های است که به مدیریت منابع طبیعی و حوضه های آبخیز ختم می شود. معیار سنجش ضریب حفاظتی به ضریب درگیری حفاظتی تعبیر می گردد. هرچه حفاظت منابع طبیعی بهتر باشد، ضریب درگیری حفاظت بالاتر است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ضریب درگیری، حفاظت منابع طبیعی، مشارکت مردم، حفاظت، سازمان جنگلها، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مهر 1395

صرف نظر از مستثنیات یا ملی بودن عرصه در حوزه های آبخیز، نوع کاربری های موجود، خود نوعی آمایش سرزمین محسوب شده که در گذشت زمان تا به امروز با دخالت انسان هوشمند بوجود آمده است.
اگر نگاهی به حوزه های آبخیز گیلان داشته باشیم می بینیم با انواع کاربری ها مواجه هستیم:
1-کاربری طبیعی یا مصنوعی جنگل بدون حضور دام و عمدتا در اکثر مناطق با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
2-کاربری طبیعی مرتع با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
3-کاربری کشاورزی شالیزار،چای،توت
4-کاربری کشاورزی زراعت چوب
5-کاربری مسکونی، صنعت و خدمات و جاده و خطوط انتقال انرژی
6-کاربری آب(رودخانه،استخر،سد ،چشمه و..)و تولیدات وابسته(تولید آب و آبزی پروری)
7-کاربری باغ فندق،گردو،اناروحشی،ازگیل،زیتون،مرکبات و سایر درختان و درختچه های مثمر
8-کاربری صیفی جات و محصولات جالیزی
9-و سایر کاربریها

در نگاه کلی به حوزه های آبخیز می توان دریافت که بدلیل جابجایی کاربریهای ناشی از بهره برداری جوامع محلی و اشتراک یا همپوشانی کاربری ها، خودبخود بحث مشارکت مردم در جنگلها و مراتع اتفاق اقتاده و چه بسا افراط در مشارکت باعث تخریب زیر ساخت های حوزه یعنی کاربری های اصلی آن شده است.
بنابراین لزومی ندارد که از واژه مشارکت، به یک میزان برای همه حوزه ها استفاده کنیم.
دو موضوع برای مشارکت اهمیت ویژه دارد:
1- مشارکت از نظر سطح : یعنی چند درصد حوزه آبخیز به کاربریهای صدرصد بهره برداری کننده اختصاص یابد مشروط به اینکه پایداری حوزه به خطر نیافتد و تخریب، حداقل باشد یا از مرز بحران عبور نکرده باشد.
2-مشارکت در کاربریهای طبیعی و بهره برداری کننده : یعنی چند درصد از همپوشانی اتفاق بیافتد تا هم مشارکت حداکثر شود و هم کاربریهای مشترک، خطر تخریب برای کاربریهای طبیعی نداشته باشند.
در صورتی که بتوان دو موضوع فوق را از دیدگاه علمی ارزیابی و محاسبه نمود می توان به ضریب پایداری حوزه و نقشه راهی برای تصمیم گیری های آینده برای بهره برداری های آینده در حوزه های آبخیز دست یافت.
مثالی برای تبیین بیشتر موضوع مطروحه:
در ارتفاعات حوزه رحیم آباد، کاربری باغ فتدق یا فندق زار به شکل قابل توجه ای استقرار دارد. حال سئوال این است که آیا نیاز است که بازهم به سمت مشارکت بیشتر در بهره برداری از مناطق جنگلی همجوار حرکت نماییم یا ابتدا ارزیابی نسبت به میزان مشارکت فعلی اناج داده، سپس به سمت تعیین نوع مشارکت بیشتر برویم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مشارکت، حوزه های آبخیز، کاربری، مشارکت مردم، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 مهر 1394

چندی است که :

1-    شعار جلب مشارکت مردم در مدیریت منابع طبیعی عرصه های جنگلی و مرتعی، دوباره بر سر زبانها جاری شده است. و به این اعتقاد داریم که جوامع بومی محلی، بهتر می توانند جنگلها و مراتع اطراف خود را با رفع نیازهای خود اداره نمایند و نباید آنها را در طرح های جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری و ... نادیده گرفت.

2-    برای دستیابی به مدیریت بهینه منابع طبیعی می بایست به مدیریت جامع حوزه های آبخبز معتقد بود.

میدانیم که در گذشته(از دهه60 به بعد)  با هدف جلب مشارکت آبخیزنشینان،طرح های جنگلداری شمال را به تعاونی های جنگل نشین واگذار نمودیم ولی عملا با نادیده گرفتن همه جوانب ، این ایده با مشکلات و خطاهای زیادی همراه گردید. امروز اگر بخواهیم به هدف مطلوب برسیم باید از تجربیات دیروز درس بگیریم و اشتباهات را تکرار نکنیم.

مهمترین دستاوردهای حاصل از سه دهه جلب مشارکت مردم در جنگلهای استان گیلان عبارتند از:

1-    وابسته کردن بیش از حد مردم به تولید و درآمد طرح های جنگلداری،نهایتا  باعث تخریب جنگل خواهد شد.

2-    بعضی از حوزه ها  یا زیر حوزه ها مستعد جلب مشارکت مردم نیست مانند مناطقی که دارای گونه های منحصر بفرد بوده و یا جنگلی که باید در شرایط ایزوله خاص قرار بگیرند.

3-    جلب مشارکت مردم می بایست در دستورالعمل طرح های جنگلداری تعریف شود . در حالیکه در گذشته برای همه نوع طرح های جنگلداری فقط از یک دستورالعمل استفاده گردید.

4-    طرح های جنگلداری شمال در سه دهه گذشته تقریبا به شکل تک محصولی طراحی و اجرا گردید و با توجه به سیاست برداشت سنگین و نیمه سنگین آن موقع ، مشکلات احیاء و حفاظت جنگل بعضا مضاعف گردید.

5-    برای انجام تغییرات بنیادینی چون جلب مشارکت مردم می بایست از آموزش و ترویج به شکل گسترده ،کاربردی و حرفه ای بهره برد در حالیکه در آن زمانها ،جوامع بومی محلی چیزهای زیادی از ما فرا نگرفتند و ما تا حال حاضر نیز به علوم تخصصی نظیر تسیل گری در ارتباط با جوامع بومی محلی مجهز  و مسلط نیستیم.

6-     در انجام هر فرایندی باید مصمم و با قاطعیت و با هماهنگی کامل، امور اجرایی را به پیش برد خصوصا در همکاری با مردم که دارای لحن چندآهنگی هستند این مسئله از اهمیت بیشتری برخوردار است. متاسفانه در اجرای طرح های جنگلداری بوسیله تعاونی های جنگل نشین از چتر حمایتی( که قاعدتا می بایست توسط دستگاه های دولتی برقرار می شد) بهره مند نبودیم و در نیمه راه نیز عزم جدی خود را از دست دادیم. بخاطر همین با گذشت زمان بیشتر این تشکل ها نابود شدند یا ماهیت تعاونی عمومی و مردمی خود را از دست دادند.

7-    می دانیم که معیشت وابسته به جنگل یعنی دامداری سنتی مخرب جنگل است. متاسفانه در گذشته با تغییر معیشت آبخیزنشینان،بدون حذف آنها ناموفق بوده ایم. شاید طرح ساماندهی که تا کنون در جنگل های شمال اجرا شده است در نقاطی با حذف دام، موفق بوده(از نگاه جنگلبان)، اما از نگاه مردم بومی باعث ریشه کن شدن خواستگاه و مامن آباء و اجدادی جوامع بومی و محلی شده است و حتی آنهایی که در نتیجه کوچ از داخل جنگلها به موقعیت بهتر در محل سکونت جدید خود دست یافته اند از این وضعیت ناراضی هستند.

8-    در طراحی و اجرای اصول فنی طرح های جنگلداری می بایست به نحوی دقیق،سنجیده و حسب شده کار کنیم تا جوامع بومی محلی به ما اعتماد کنند. و در جاهایی باید از آنها بیشتر بدانیم!



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مشارکت مردم، مدیریت منابع طبیعی، مدیریت جامع حوزه آبخیز، استقراء، قیاس، جوامع بومی محلی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 اردیبهشت 1394





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی