تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر مشارکت
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

صرف نظر از مستثنیات یا ملی بودن عرصه در حوزه های آبخیز، نوع کاربری های موجود، خود نوعی آمایش سرزمین محسوب شده که در گذشت زمان تا به امروز با دخالت انسان هوشمند بوجود آمده است.
اگر نگاهی به حوزه های آبخیز گیلان داشته باشیم می بینیم با انواع کاربری ها مواجه هستیم:
1-کاربری طبیعی یا مصنوعی جنگل بدون حضور دام و عمدتا در اکثر مناطق با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
2-کاربری طبیعی مرتع با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
3-کاربری کشاورزی شالیزار،چای،توت
4-کاربری کشاورزی زراعت چوب
5-کاربری مسکونی، صنعت و خدمات و جاده و خطوط انتقال انرژی
6-کاربری آب(رودخانه،استخر،سد ،چشمه و..)و تولیدات وابسته(تولید آب و آبزی پروری)
7-کاربری باغ فندق،گردو،اناروحشی،ازگیل،زیتون،مرکبات و سایر درختان و درختچه های مثمر
8-کاربری صیفی جات و محصولات جالیزی
9-و سایر کاربریها

در نگاه کلی به حوزه های آبخیز می توان دریافت که بدلیل جابجایی کاربریهای ناشی از بهره برداری جوامع محلی و اشتراک یا همپوشانی کاربری ها، خودبخود بحث مشارکت مردم در جنگلها و مراتع اتفاق اقتاده و چه بسا افراط در مشارکت باعث تخریب زیر ساخت های حوزه یعنی کاربری های اصلی آن شده است.
بنابراین لزومی ندارد که از واژه مشارکت، به یک میزان برای همه حوزه ها استفاده کنیم.
دو موضوع برای مشارکت اهمیت ویژه دارد:
1- مشارکت از نظر سطح : یعنی چند درصد حوزه آبخیز به کاربریهای صدرصد بهره برداری کننده اختصاص یابد مشروط به اینکه پایداری حوزه به خطر نیافتد و تخریب، حداقل باشد یا از مرز بحران عبور نکرده باشد.
2-مشارکت در کاربریهای طبیعی و بهره برداری کننده : یعنی چند درصد از همپوشانی اتفاق بیافتد تا هم مشارکت حداکثر شود و هم کاربریهای مشترک، خطر تخریب برای کاربریهای طبیعی نداشته باشند.
در صورتی که بتوان دو موضوع فوق را از دیدگاه علمی ارزیابی و محاسبه نمود می توان به ضریب پایداری حوزه و نقشه راهی برای تصمیم گیری های آینده برای بهره برداری های آینده در حوزه های آبخیز دست یافت.
مثالی برای تبیین بیشتر موضوع مطروحه:
در ارتفاعات حوزه رحیم آباد، کاربری باغ فتدق یا فندق زار به شکل قابل توجه ای استقرار دارد. حال سئوال این است که آیا نیاز است که بازهم به سمت مشارکت بیشتر در بهره برداری از مناطق جنگلی همجوار حرکت نماییم یا ابتدا ارزیابی نسبت به میزان مشارکت فعلی اناج داده، سپس به سمت تعیین نوع مشارکت بیشتر برویم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مشارکت، حوزه های آبخیز، کاربری، مشارکت مردم، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 مهر 1394

چندی است که بحث تشکیل صندوق توسعه منابع طبیعی نسبت به گذشته جدی تر دنبال می شود. سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان متولی مدیریت منابع طبیعی(جنگلها و مراتع) و آبخیزداری کشور در راستای جلب مشارکت مردم در مدیریت بهینه این منابع و به تبعیت از راهبرد ملی اصل 44، سعی نموده است تا با تبیین ضرورت تفکیک صندوق حمایت از منابع طبیعی از صندوق حمایت از کشاورزی ، عزم خود را بر اجرای تصمیم اجتناب ناپذیر حمایت از جوامع بومی محلی،بهره برداران،متخصصین منابع طبیعی و مجریان طرحها و پروژه های مدیریت منابع طبیعی به اثبات برساند. مطمئنا این تصمیم در صورت حصول نتیجه و دست یابی به اهداف پیش بینی شده (یعنی جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری اجتماعی)، رویکردی متفاوت از عملکرد سازمانی ارائه خواهد داد. جالب تر اینکه مبحث مذکور هنوز در تئوری پردازیهای آکادمیک داخل کشور، آنچنان که باید و شاید مطرح نشده است و چه خوب است که چنین مباحث کلیدی در دروس دانشگاهی نیز تدریس و بوسیله اساتید فن مورد تجزیه و تحلیل و تکمیل قرار گیرند.

صندوق حمایت از توسعه منابع طبیعی، بنگاه مالی خاصی است که 49 درصد اندوخته اولیه آنرا دولت تامین می نماید و51 در صد آن به بخشهای غیر دولتی متعلق به بهره برداران مرتبط با منابع طبیعی و آبخیزداری تعلق دارد.هدف اصلی صندوق حمایت از توسعه منابع طبیعی، حمایت مالی از کلیه بهره برداران منابع طبیعی و آبخیزداری است.

بهره بردار منابع طبیعی و آبخیزداری کسی است که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم درعرصه(ملی یا غیر ملی)، یکی از فعالیت های مرتبط با مدیریت منابع طبیعی(در چارچوب حفاظت،احیاء،اصلاح و بهره برداری اصولی از جنگلها،مراتع و آبخیزداری) را انجام داده و منتفع میگردد. بدیهی است بهره بردارانی مد نظر و بعنوان جامعه هدف صندوق حمایت از توسعه منابع طبیعی محسوب می شوند که فعالیت آنها قانونمند بوده و به توسعه پایدار منابع طبیعی منجر شود.

حوزه فعالیت بهره برداران منابع طبیعی به دوقسمت کلی قایل تقسیم است:

1-بهره بردار داخل اراضی ملی و دولتی : طبیعتا در اراضی ملی و دولتی اعم از جنگل،مرتع،بیابان،اراضی ساحلی و... هرگونه اقدام بهره برداری یا اجرای طرح وپروژه ای خاص حتما می بایست منطبق بر قوانین و مقررات بوده ، به نحوی که حفاظت و احیاء منابع طبیعی را تضمین نماید. در غیر اینصورت پایداری و تجدید پذیری منابع طبیعی به خطر می افتد. بنابراین بهره برداران مورد نظر صندوق حمایت توسعه منابع طبیعی عبارتند از:دامداران و آبخیزنشینان دارای پروانه چرا،مجریان و عوامل اجرایی طرح های جنگلداری و جنگلکاری،حفاظت،بیابان زدایی،مرتعداری و آبخیزداری،مشاورین طراحی و مطالعات طرح های مذکور، متخصصین فنی و تکنسین های طرحهای مختلف مدیریت منابع طبیعی، پیمانکاران طرف قرارداد با دولت (البته لازم بیادآوری است اشخاص حقیقی یا حقوقی که بموجب پروانه رسمی صادره یا قرار منعقده با دولت فعالیت می نمایند بهره بردار موجود یا بالفعل و اشخاصی که امکان پیوستن به جرگه مذکور را دارند بهره بردار بالقوه اطلاق می شود).

بدیهی است بهره بردارن غیر قانونی از قبیل عوامل قطع غیر مجاز و قاچاق چوب و سایر محصولات منابع طبیعی،متصرفین زمین،ساخت و ساز کنندگان غیر مجاز در اراضی ملی،دامدارن فاقد پروانه،پیمانکاران غیر مجاز، متخلفین منابع طبیعی، سودجویان،سوداگران منابع طبیعی، تخریب کنندگان منابع طبیعی و از این دست، جزه بهره بردار محسوب نمی شوند.

البته بهره بردارانی که در خارج از عرصه های منابع طبیعی استقرار داشته، ولی بواسطه انعقاد قرارداد اجاره موقت یا دائم یا مجوز منابع طبیعی، بصورت مستمر از یکی از عناصر حیاتی منابع طبیعی از قبیل آب(آبزی پروری یا تولید آب معدنی)، چشم انداز(تفرجگاه طبیعی)،گلهای عناصر جنگلی و مرتعی(زنبورداری)و.. استفاده می نمایند بهره بردار منابع طبیعی تلقی می شوند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : صندوق حمایت از توسعه منابع طبیعی، بهره بردار، منابع طبیعی، جوامع بومی محلی، مشارکت، سازمان جنگلها،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 اردیبهشت 1394

نکته بسیار مهم در استقرار سیستم های آگروفارستری این است که این سیستم در جنگلهایی قابلیت اجرا دارند که دارای جنگل نشین بوده ومعیشت آنها به نوعی وابسته به جنگل باشد و از آنجاییکه بواسطه اتکاء بیش از حد انسان به جنگل،ادامه حیات طبیعی جنگل به خطر افتاده است لذا باید سعی نمود که با مدیریت دومنظوره، جوامع انسانی و طبیعی(پوشش جنگلی) را حفظ و اداره نمود.

البته برای حفظ و بقاء جنگل،راه حل ایده آل، حذف انسان و معیشت سنتی او از جنگل است یعنی همان مدینه فاضله ای که طرح ساماندهی در جنگلهای شمال از بدو اجرا(اواخر دهه60) تا حال حاضر دنبال نموده و در مناطقی از جنگلها به موفقیت های نسبی نیز دست یافته است. اما دست یافتن به چنین ایده آلی نیازمند اعتبارات زیاد و حرکت جبری و نگاه مطلق به خروج دام و دامدار از جنگل دارد.

علاوه بر این می بایست خدمات و پشتیبانی های لازم در امور اسکان،تولید و اشتغال،آموزش وکلیه امور زیربنایی در خصوص افراد ساماندهی شده توسط دستگاه های ذی مسئول برنامه ریزی و پیگیری گردد.درهر صورت باید دقت نمود که این نوع کوچ دایمی با کوچ اجباری اقوام و گروه های اجتماعی که در ادوار گذشته مانند کوچ اکراد به رودبار و سایر مناطق گیلان که در زمان نادر شاه افشار یا قبل از آن اتفاق اقتاده است تفاوت معنی دار دارد. همانطور که در طرح ساماندهی آمده است خرید حق و حقوق بصورت ارتفاقی بوده و اجباری برای خروج دامدار از جنگل نیست اما بخاطر استقبال داوطلبانه از طرح مذکور و اجرای برنامه های احیائی و حفاظتی در قسمتهای ساماندهی شده، سامانه های عرفی دامداری محدودتر شده و خانوارهای پراکنده باقیمانده مجبور به خروج از جنگل خواهند شد(اجبار داوطلبانه). صحبت از طرح ساماندهی در این مجال نمی گنجد و نیازمند بحث بیشتر است.

بنابراین می توان گفت که استقرار سیستم های آگروفارستری، رویکردی از اجرای طرح ساماندهی است. با تجربه ای که تا حال از عملکرد طرح ساماندهی در جنگلهای شمال آموختیم وضعیت مطلوب آن است که خروج دام و دامدار در مورد تک خانوارهای پراکنده(در صورتیکه با پاکسازی کامل جنگل در محل اجرا همراه باشد ) ادامه داشته باشد ولی در مورد آبادیها و روستاهای متوسط و بزرگتر بویژه روستاهای بیش از 15تا20 خانوار(در صورتیکه دارای بعد خانوار بالا باشند) باید از طریق تلفیقی از سیستم های آگروفارستری اقدام به مدیریت انسان و جنگل نمود.

اما نکته مهم در اجرای سیستم های آگروفارستری در آبادیها و روستاهای محاط در جنگل یا همجوار جنگل این است که هموار باید سعی نمود تا تمرکز دامداری وکشاورزی در مستثنیات و حرایم آن صورت گیرد بخصوص در مورد زراعت و باغداری اصل بر این باشد که حتی الامکان باغ را به جنگل نبریم .

 در سیستم جنگل-کشاورزی، با دو نوع بهره برداری مواجه هستیم:

1-    بهره برداری از محصولات کشاورزی(دامداری اقتصادی،کاشت گیاهان داروئی، پرورش در ختان مثمر و غیر مثمر،تولید علوفه،تولید  سبزی جات و صیفی جات و..)

2-    بهره برداری اصولی از جنگل با مشارکت ساکنین همان جنگل و یا الویت دادن به سرمایه گذاری آبخیز نشینان یا سرمایه گذاران واجد شرایط

هدف اصلی سیستم آگروفارستری با یک یا دو بهره برداری فوق الذکر، احیاء و حفاظت جنگل در کنار توسعه پایدار جامعه انسانی همجوار آن است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، رضاخان، مشارکت، جنگلداری، دامداری، کشاورزی، کوچ،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 فروردین 1394





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی