تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر مدیریت
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

معاونت امور جنگل سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان عالی ترین مرجع تخصصی مدیریت جنگل های کشور در تاریخ5/5/95 از آقای مهندس انگورج به آقای مهندس نوبخت انتقال یافت.

اما تحلیل وضعیت موجود نشان می دهد که هر یک از دفاتر معاونت مذکور در امر مدیریت جنگل های شمال به تحول نیاز دارند. مثلا در حوزه دفتر فنی جنگل داری، مدیریت جنگلهای شمال با بحران درآمدزایی و تامین منابع مالی پروژه های حفاظتی روبرو است. چون اجرای برنامه بهینه سازی حفاظت و پایش جنگل های شمال که بر اساس سیاست قانونی کاهش بهره برداری چوب از سال1392 در دستور کار قرار گرفته است، طرح های جنگلداری را با مشکلات مالی روبرو نموده است. طرح ساماندهی  جنگل نشینان بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز و عدم انعطاف پذیری در اجرای پروژه های مربوط به سامان دادن به معیشت جنگل نشینان با بحران جدی روبرو بوده و آینده شفاف از اجرای این طرح متصور و قابل پپش بینی نیست. سطح طرح جنگلداری رو به کاهش است.

در حوزه دفتر جنگلکاری و پارک های جنگلی، بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز فعالیت های احیائی و مراقبتی، خصوصا در مورد جنگلکاری های طرح صیانت که در ده سال گذشته(دهه گذشته) انجام شده است  با مشکلات زیادی مواجه است.

علاوه بر بهر برداری و احیاء، برنامه های عمرانی جاده سازی و مرمت و احداث ساختمان های حفاظتی ، حفاظت و حمایت در محدوده طرح های جنگلداری و خارج از محدوده طرح های جنگلداری نیازمند برنامه ریزی های جدی است.

یکی از مشکلات جدی سازمان جنگلها، که در سالهای اخیر با آن مواجهه بوده، عدم برنامه ریزی و احراز آمادگی بمنظور مدیریت و تعدیل فشارهای برون سازمانی است و افزون بر آن نیز، نگاه جزیره ای دفاتر در سالهای اخیر رو به افزایش بوده و دیدگاه های صرفا تئوریک و یکسو نگر افزایش یافته است. دیدگاه هایی که قائم بفرد بوده و بازدهی عملی آنها در عرصه آنقدر چشمگیر نیست.

جالب تر آنکه فاصله برنامه ریزی ستاد سازمان با علوم جاریه جنگلداری یعنی فنون روز و مطرح در مراکز آکادمیک داخل و خارج کشور افزایش یافته است. مثلا در حال حاضر بحث های پایداری جنگلها بر اساس فرایندهای بین المللی، عدم اطمینان ها و ریسک های طبیعی در مدیریت جنگلها، افزایش یافته است در حالیکه استفاده از شاخص های مربوطه در طرح های جنگلداری دیده نمی شود.

طراحی-اجرا-مانیتورینگ و ارزیابی، چرخه متصل بهم در مدیریت منابع طبیعی است. ولی عملا همه یا قسمتی از این چرخه در جنگل بخوبی اجرا نمی شود. دستورالعمل های فنی نیز به روز نیستند.

استفاده از تجربه افراد آکادمیک که در عرصه های جنگلی، مستقیما درگیر پروژه های مختلف بوده اند در ستاد سازمان جنگلها کم رنگ و کم ارزش دنبال می شود. بعبارتی دیگر افرادی که از ابتدای دوره خدمتی خود در ستاد مشغول بکار شده اند اجازه حضور و بازخورد تجارب افراد کارآزموده را در برنامه ریزی های کلان سازمان نمی دهند. همین مشکل در ستاد ادارات کل نیز دیده می شود.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : انگورج، نوبخت، چالوس، سازمان جنگلها، ستاد، بحران، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395


سال نو مبارک.

پیام رهبر معظم انقلاب در سال جدید(1395) در مدیریت منابع طبیعی چه معنایی دارد؟

در سال های اخیر مشارکت مردم در حفاظت و نگهداری و بهره برداری اصولی از منابع طبیعی ،بعنوان یکی از اصول بلامنازع مدیریت منابع طبیعی سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور تبدیل شده است. ارزیابی این رویکرد از ایده تا عمل نشان می دهد که هنوز تا تحقق آرمان سازمان مذکور، فاصله معنی داری وجود دارد یا بعبارتی دیگر، کارهای زیادی می توان انجام داد.

اما منابع طبیعی، آزمایشگاه آزمون مکرر خطا و تجربه نیست! چون یک تصمیم نادرست به قیمت نابودی عرصه و اعیان طبیعی و خدادادی پیش خواهد رفت.

عرصه های منابع طبیعی مملو از بهره برداران سنتی دایم و موقت است.بعبارت دیگر انسان بعنوان جزء غیرقابل تفکیک اکوسیستم های طبیعی ایران است.بنابراین نمی توان این جزء از اکوسیستم را نادیده گرفت. اما باید قلمرو بقیه موجودات نیز محترم شمرده شود تا شرط بقاء اکوسیستم های طبیعی و تعادل حیات کره زمین مدنظر قرار گیرد.

ما در مدیریت منابع طبیعی می بایست اول، از عرصه های منابع طبیعی حفاظت و صیانت کنیم تا کمیت و کیفیت طبیعت خدادادی  حفظ شود( رعایت شرط بقاء). دوم، بهره برداری اصولی ، فقط در نقاط مجاز در حد توان اکولوژیک انجام شود.

بدلیل تراکم جوامع انسانی و وابستگی جوامع روستایی به عرصه های منابع طبیعی ایران، مشارکت مردم برای حفظ منابع طبیعی و بهره برداری آن، مسئله ای اجتناب ناپذیر و حیاتی قلمداد می گردد.

اتکاء به مردم برای حفظ منابع طبیعی و تامین بخشی از نیازهای مادی و معنوی جامعه، همان اقتصاد مقاومتی است یعنی تکیه به توان و تولید داخلی.

توان مندی گردشگری(صنعت اکوتوریسم)، پتانسیل آبزی پروری،زنبورداری،تولید و پروش گیاهان دارویی و... همگی از استعدادهای خدادادی طبیعت ایران به شمار می روند که البته با تشخیص کارشناسی در هر نقطه خاص امکان اجرا دارند.

بکارگیری مدل های تصمیم گیری در تولید منابع جدید اشتغال و کسب درآمد در عرصه های منابع طبیعی بوسیله رویکرد تبدیل تهدید به فرصت در شمال کشور از جایگاه خاصی برخودار است که با اصلاح روش های قبلی بهره برداری از منابع طبیعی خصوصا در جنگلها می توان به اهداف مطلوب دست یافت. بعبارتی دیگر با اتکاء به سیاست اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی، می توان انقلابی در تاثیر گذاری و نقش آفرینی منابع طبیعی در اقتصاد مقاومتی و تحقق فرامین رهبر معظم نظام ایجاد نمود.

امام این مهم نیاز به تحول و انقلاب در افکار ما دارد تا بتوانیم ایده های خود را به مرحله اقدام و عمل برسانیم.

این انتظاری است که بزرگ ما از بدنه اجرایی کشورانتظار دارند و چه خوبست به این پیام در مدیریت منابع طبیعی لبیک بگوییم.

تحقق این پیام در مدیریت منابع طبیعی منوط به این است که حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه طرح های الگویی خود را ارائه و مصوب نماییم و در ماه های دیگر سال آنها را اجرا نماییم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : اقتصاد مقاومتی، منابع طبیعی، مدیریت، تصمیم گیری، تولید، اشتغال، اکوسیستم،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395

در حال حاضر مدیریت منابع طبیعی با چالش های  زیادی مواجه است که اهم آنها عبارتند از:

1-ازدیاد عوامل تخریب کننده جنگلها و مراتع خصوصا سوء استفاده از قوانین و مقررات برون سازمانی در دو دهه اخیر

2-افزایش ضریب نفوذ سکونت مردم در عرصه های منابع طبیعی با ارائه خدمات عمومی جاده،برق،آب،گاز و...

3-بهره برداری سنتی از منابع طبیعی بویژه دامداری سنتی

4-کاهش کمی و کیفی تراکم و ترکیب گونه های جنگلی و مرتعی

5-افزایش کمی و کیفی مناطق بحرانی در عرصه های منابع طبیعی داخل کشور و کشورهای همجوار

6-محدودیت شدید اعتبارات مورد نیاز و زمین گیر شدن طرح های مختلف مدیریت منابع طبیعی(با رویکرد جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری)

7-کاهش توانمندی مجریان و مقاطعه کاران و عاملین پروژه های مختلف مدیریت منابع طبیعی

8-عدم هماهنگی و مطابقت اطلاعات آکادمیک با امور اجرایی و ناکارا بودن نتایج تحقیقاتی در امور بنیادین و محوری مدیریت منابع طبیعی

و.......

با نگاهی گذرا به وضعیت دانشگاه های مرتبط با رشته های تخصصی جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری در می یابیم که فاصله ای معنی دار بین دانشگاه و اجرا وجود دارد. نه دستگاه اجرایی علاقمند به ارتباط مداوم و هدفمند با مراکز دانشگاهی است و نه دانشگاه چنین ضرورتی را حس می نماید!. بعضی از دانشگده های منابع طبیعی کشور،حتی فاقد جنگل یا مرتع آموزشی بوده و بطور موقت نیز از محیط های طبیعی در دروس عملی بهره نمی گیرند!.رشته جنگلداری آنقدر تئوری و تکراری و محدود به اطلاعات قدیمی و روزنامه ای شده که از همه گرایش های دبیرستانی حتی علوم انسانی ، افراد امکان ادامه تحصیل در این رشته را پیدا نموده و صرفا با گذراندن چند واحد پیش موفق به فارغ التحصیلی در تخصص علمی و عملی! جنگلداری می شوند.

وضعیت مراکز تحقیقات منابع طبیعی نیز مشابه بوده و با توجه به محدودیت اعتبارات، شاید وضعیت بغرنج تری را دارا است.خصوصا که ارتباط این نهادها با بخش اجرایی ،علیرغم موجودیت در یک وزارتخانه، مشابه ارتباط دانشگاه با اجرا است!.

در سالهای اخیر شاهد تحولات گسترده در نحوه بهره برداری از جنگل های شمال هستیم. بهره برداری از چوب جنگلهای شمال با تصویب طرح پایش و بهینه سازی حفاظت از سال 92 ، وارد فاز جدیدی شده است. امروز مسئولین ارشد سازمان جنگلها متمایل به حذف واژه "بهره برداری" هستند. شاید آنهایی که دور از بخش های اجرایی هستند ممکن است نسبت به این وضع انتقاد داشته باشند ولی واقعیت این است که تمایل فوق الذکر در نتیجه فشار افکار جمعی وعمومی جامعه، رهبری معظم نظام و بخش های دولتی(قوه های مجریه،مقننه و قضائیه) در خصوص تخریب منابع طبیعی کشور حاصل شده است. البته نظارت و نقدههای سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بی تاثیر نبوده است.

بنابراین جا دارد که در سه بخش اجرا،تحقیقات و دانشگاه(مرتبط با جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری) بقول سهراب سپهری چشم ها را دوباره بشوییم و جور دیگر نگاه کنیم. تجدیدنظر در تئوری های وام گرفته از خارج کشور،تئوری پردازی برای ایده های جدید میتواند سرآغاز خوبی برای جنگلداری نوین در کشور خصوصا در شمال باشد.

باید بپذیریم که جنگلهای شمال برای بهره برداری های سنگین و متوسط مناسب نیست و تا الان با هر توجیهی برداشت کرده ایم راه به خطا رفته  و باید برگردیم. اما بهره برداری در حوزه های آبخیز عملا حذف نمی شود بلکه بهره برداری بعنوان ابزار اصلاح و بازسازی جنگل محسوب شده و فقط در حد آن برداشت می شود.با توجه به اینکه بهره برداری سبک با بهره برداری صنعتی و مکانیزه سازگار نیست بنابراین نباید به دنبال ایجاد مجریان بزرگ باشیم(گرچه تاکنون نیز در زمینه ایجاد شرکت های توانمند مجری طرح های جنگلداری که واجد تمامی توانمندیهای احیاء ،حفاظت و بهره برداری و جاده سازی و .. باشند ناموفق بوده ایم!)  ، ازاینرو بدلیل وجود جوامع بومی محلبی در محیط های جنگلی باید کار بهره برداری سبک را به آنها واگذار کنیم(با طراحی طرح های مناسب).

بنابراین حذف کلمه بهره برداری  را باید به فال نیک گرفته و بر همه دلسوزان منابع طبیعی کشور فرض است تا ایده های جدید و عملی را در جهت ارتقاء مدیریت منابع طبیعی ارائه نمایند. مطمئنا اثربخش ترین ایده ها در بستر مشارکت مردم برای نگهداری از جنگل و مرتع امکان پذیر خواهد بود.

در آینده به تعدادی از ایده های جنگلکاری و جنگلداری و حفاظت می پردازم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، دانشگاه، منابع طبیعی، جنگل، مرتع، مدیریت، آبخیزداری،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394
تیم ملی فوتبال،با وجود پیش بینی های بسیار خوشبینانه،نتوانست به دور بعدی بازیهای جام حهانی برزیل صعود کند.از این بابت مغموم هستیم اما نباید واقعیت ها را فراموش کنیم.سطح دانش علمی و عملی فوتبال ما ،در سطح پیشرفته نیست که همیشه انتظار برد داشته باشیم.ظرفیت ما برای رویارویی در آوردگاه های بزرگ ،هنوز  پر نشده است.
ولی بعضی چیزها در همین بازی تیم ملی فوتبال دیده می شود که به نوعی تداعی کننده وضعیت ما در سایر حوزه ها است:
- همانطور که تیم ملی فوتبال در بعضی مواقع جوشی دارد و خروشی،در سایر قسمت ها هم همین حالت را داریم، سعی نمی کنیم که سلسله مراتب پیشرفت را منظم طی کنیم.و دلمان را خوش می کنیم به موفقیت های شانسی یا مقطعی.
- زمانی که در قالب تیم کار می کنیم و  همه میخواهیم که به هدف خاص برسیم به آن دست پیدا می کنیم. شرط لازم این کار ،کارکردن،نیک اندیشیدن و استفاده از فن و تکنیک و تاکتیک و کنار گذاشتن منیت ها است.
- ما عادت داریم زمانی که به موفقیتی دست پیدا کرده ایم،فکر می کنیم در آینده نیز شبیه آن را به راحتی بدست می آوریم.
- فراموش نکنیم زمانی که تیم ملی فوتبال ما ،بمعنی واقعی،تیم نبوده،ما شکست خورده ایم .همین حالت در نهاد ها و دستگاههای اداری و غیر اداری هم وجود دارد،چنانچه دیدگاه تیمی داشته باشیم عملکرد بهتر و مفیدتر کسب می کنیم.
- برای تیم شدن علاوه بر توانمندیهای شخصی،باید به ابزار و فنون به روز و جدید نیز دست پیدا کنیم تا موفقیت خود را تضمین نماییم. البته توانمندی شخصی یا انفرادی نیز باید بروز و استعداد محور باشد یعنی انتخاب افراد بر اساس شایستگیها،قابلیتها و تعهد و تخصص
و اما نتیجه گیری در حوزه منابع طبیعی:
برای موفقیت در مدیریت منابع طبیعی باید تیم باشیم.اعضاء تیم ما نباید  به مجموعه داخل بسنده کند بلکه از تمام اقشار،باید استفاده کنیم. متفکران دانشگاهی و تحقیقاتی داخل و خارج سازمان بهترین تحلیل گران سیستم هستند که باید از نظرات همه آنها( نه عده خاص) استفاده نماییم.
برای ارزیابی فعالیتهای هر سیستم یا دستگاه اجرایی باید بازتاب عملکرد سیستم را در نظرات دولت،ملت و دستگاه جستجو نمود .هرگاه هر سه قسمت مذکور هم رای و نظر مثبت در مورد عملکرد داشتند آنموقع  می توانیم بگوییم که مسیر حرکت و پویایی ما درست انتخاب شده است در غیر این صورت نیازمند تلاش بیشتر برای رفع نواقص هستیم. واقعیت این است که در بعضی موارد مانند طرحهای ساماندهی و بهره برداری از مردم و دولت نمره قبولی نگرفته ایم علیرغم اینکه به عملکرد خود ایمان داریم،نمی توان نظر سازمانی خود را اجبارا به دو نهاد بزرگ مذکور تحمیل نمود بلکه باید با اصلاح امور ،بتدریج،اطمینان ایشان را بدست آورد. راهی که در حال حاضر سازمان جنگل ها انتخاب نموده و در حال طی کردن آن است. انشاءالله که بدرستی پیموده شود.
برای موفقیت باید گذشته را به آینده پیوند بزنیم تا از تجربه گذشته و انتظارت آینده و آیندگان،مسیر حرکت فعلی مشخص شود.
بجای واگرایی باید رویکرد همگرای داشته باشیم تا  بتوانیم مسایل را جمع کنیم و کشتی مدیریت سازمان جنگلها را از دریای متلاتم خواسته ها ی بحق و ناحق و مشکلات و چالشهای کوچک و بزرگ عبور داده و به ساحل مدینه فاضله رهنمون نماییم.
پس بیاییم از شکست تیم ملی درس گرفته و در همه حوزه ها برای پیشرفت بیشتر و طی نمودن راه تکامل کشور ،یکبار دیگر عزم خود را جزم نماییم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تیم، فوتبال، تکامل، پیشرفت، منابع طبیعی، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 5 تیر 1393

در گذشته ، اعتبارات تخصیصی دولت(حاصل از فروش نفت) که بطور منظم به تمام دستگاه ها تزریق می شد هنر مدیران را برای پروژه های موافقتنامه ای اعم از محل استانی یا ملی به خود معطوف می نمود. اما بیکباره با تحریم کشورهای سلطه گر،کار دستگاه ها تعطیل شد گویا آن هنری که از مدیران سراغ داشتیم یا متصور بودیم تمام و کمال به پول نفت وابسته بود . اگر اینطور باشد پس پیام رهبر فرزانه ما چه می شود او که بر ما ولایت دارند و از ما خواسته اند عزم و مدیریت جهادی داشته باشیم، شاید بعضی ها به فرمایش رهبر ما،اعتقاد ندارند که تکلیف مشخص بوده و اینان از مدیر و غیر مدیر از دایره انقلاب خارجند. اما اگر اعتقاد به فتوای پیشوای بزرگ خود داریم باید آنرا در عمل نشان دهیم، یکی از راه  های عملی بالا بردن عملکرد ، در دستگاه های اجرایی از جمله مدیریت جنگلها،مراتع و حوضه های آبخیز ،توجه به مهندسی ارزش و نگاه اصلاح گرانه به کارکردهاست تا هنر مدیریت خود را در اداره امور ،بخوبی نشان دهیم. کارکرد یعنی نتیجه قابل مشاهده عملکردها که ما را به اهداف سازمانی نزدیکتر می کند. تدریس دوره آموزش ضمن خدمت مهندسی ارزش در اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان ،توفیق اجباری بود برای بنده که بیشتر از گذشته با اصول این تکنیک آشنا شوم. چه خوبست که تکنیک مهندسی ارزش در قسمت های مشکل دار منابع طبیعی بکار گرفته شود.
دانلود پاورپویینت مهندسی ارزش




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مهندسی ارزش، کارکرد، مدیریت، عملکرد، منابع طبیعی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393

Theory X , Y

 دیدگاهی درباره طبیعت انسان در مواجهه با كار، در دو مجموعه متفاوت ازهم تحت عنوان مفروضات  داگلاس مك گرگور ایجادو توسعه یافت كه به نظریه X و نظریه Y معروف شده و در كتاب مك گرگور به نام «جنبه انسانی سازمان» در سال 1960 منتشر شد.

این نظریه ها نوع رفتار انسان در كار كردن را ترسیم می كنند و مبنای مناسبی برای ایجاد انگیزش و مدیریت افراد سازمان ارائه می دهند.

مفروضات نظریه X

-1انسانهای معمولی به صورت ذاتی از كار نفرت دارند و اگر بتوانند از انجام كار خودداری می كنند.

-2 به دلیل مشخصه نفرت از كار در انسان، بیشتر افراد باید مجبور، كنترل، هدایت و با تنبیه ترسانده شوند تا برای رسیدن به اهداف سازمانی تلاش كافی كنند.

-3 انسانهای معمولی ترجیح می دهند توسط شخص دیگری هدایت شوند، تمایل دارند از قبول مسئولیت فرار كنند، بلند همتی و جاه طلبی كمی دارند و از همه اینها گذشته امنیت می خواهند.

رفتار مدیران در نظریه X

-1 مدیران به كاركنان اطمینان ندارند و نظارت شدید محدودكننده اعمال می كنند و یك فضای ترس از تنبیه به وجود می آورند.

-2 این مدیران اعتقاد دارند كه هر چیزی باید به سرزنش یك نفر ختم شود.

-3 این مدیران فكر می كنند كه تنها هدف كاركنان از كاركردن، پول است.

-4 این مدیران در مواجهه با بروز هر اتفاق ناخوشایند سازمانی، ابتدا كاركنان را سرزنش می كنند بدون اینكه از خود بپرسند كه آیا ممكن است سیستمها، سیاستها، نبود آموزش یا سؤ مدیریت خودش سزاوار سرزنش باشد.

مفروضات نظریه Y

-1 كار فیزیكی و فكری به اندازه بازی و تفریح خوشایند هستند.

-2 كنترل بالادست و ترس از تنبیه تنها ابزار به تلاش واداشتن افراد برای دستیابی به اهداف سازمانی نیستند. انسان بر حسب حس تعهد در دستیابی به اهداف محوله، نوعی خودهدایتی و خودكنترلی از خود نشان می دهد.

-3 میزان تعهد به اهداف متناسب با اندازه پاداش هایی (مادی و غیرمادی) كه در دستیابی به آن اهداف ارائه می شود، افزایش می یابد.

-4 تحت شرایط مناسب، انسان معمولی یاد می گیرد كه نه تنها مسئولیت قبول كند بلكه خود به دنبال آن باشد.

-5 ظرفیت استفاده از قوه تخیل، هوش، و خلاقیت در حل مسائل سازمانی به صورت گسترده بین همه كاركنان وجود دارد و فقط در اختیار یك عده خاص نیست.

-6 در شرایط زندگی صنعتی فعلی، تنها بخش كمی از پتانسیل فكری انسان معمولی بكار گرفته می شود.

رفتار مدیران در نظریه Y

-1 این مدیران فضای اعتماد در سازمان به وجود می آورند.

-2 با زیردستان خیلی راحت و صمیمانه ارتباط برقرار می كنند.

-3 در رابطه مافوق و زیردست، تفاوتها را به حداقل می رسانند.

-4 فضایی ایجاد می كنند كه كاركنان بتوانند قابلیت هایشان را توسعه دهند و از آنها استفاده كنند.

-5 كاركنان را در تصمیم گیری مشاركت می دهند به گونه ای كه نظرات آنها در تصمیم گیری نقش داشته باشند.

مشخص است كه مجموعه مفروضات نظریه های X و Y از اساس با هم متفاوتند. نظریه X بدبینانه، خشك و سخت است. اعمال كنترل از بالادست به زیردست است. در مقابل، نظریه Y خوش بینانه، پویا و انعطاف ناپذیر است و بر خودكنترلی و یكپارچگی بین نیازهای فردی و سازمانی تأكید دارد. هر یك از این مجمومه مفروضات، بدون شك بر روش انجام وظایف و فعالیتهای مدیریتی مدیران تأثیر می گذارند.

توجه به نكات زیر برای جلوگیری از برداشت یا درك اشتباه درباره نظریه های X و Y ضروری است:

-1 مفروضات نظریه X و Y، فقط فرض هستند. این مفروضات چیزی را به عنوان اقدام قابل اتخاذ توسط مدیران تجویز یا پیشنهاد نمی كنند. این مفروضات باید در ارتباط با واقعیت تست شوند. این مفروضات استنتاج شهودی هستند و مبتنی بر تحقیق نمی باشند.

-2 نظریه X و Y به معنای مدیریت سخت و نرم نیستند. مدیریت سخت ممكن است باعث به وجود آمدن مقاومت و مخالفت شوند. مدیریت نرم ممكن است به مدیریت عدم دخالت و بی قیدی شود كه هیچ سنخیتی با نظریه Y ندارد. مدیر اثربخش توانایی ها و محدودیت ها و شأن افراد را تشخیص می دهد و متناسب با شرایط رفتار خود را تنظیم می كند.

-3 نظریه های X و Y دو سر یك طیف نیستند بلكه هر یك طیفی برای خودشان دارند.

-4 نظریه Y را نمی توان چیزی شبیه مدیریت مبتنی بر اتفاق نظر دانست یا اینكه نمی توان بر اساس این نظریه اعمال قدرت كرد. در نظریه Y، اعمال قدرت تنها یكی از روشهای متعددی است كه مدیریت می تواند از آن در ایفای نقش رهبری استفاده كند.

-5 كارها و شرایط متفاوت نیازمند رویكردهای مختلفی برای مدیریت كردن هستند. گاهی اوقات اعمال قدرت و ایجاد ساختار برای كارهای خاصی اثربخش هستند.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : Theory X، Y، رفتار مدیران، مك گرگور، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 فروردین 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی