تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر طرح صیانت
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

از آغاز طرح صیانت از جنگلهای شمال(مصوب هیئت وزیران و اجرا از سال1382)، طرح توسعه جنگلکاری در اراضی مخروبه جنگلی شمال نیز عملیاتی گردید. سیاست دولت این بود که ، نقاطی از جنگلها ، که طی سالهای متمادی گذشته با دخالت انسان و حوادث آتش سوزی و جنگل تراشی بتدریج دچار تخریب شده بودند مورد جنگلکاری قرار گرفته و احیاء شوند.  در استان گیلان این عرصه ها در ارتفاعات بالا انتخاب گردیدند. یعنی در ارتفاعات بالادست همجوار مراتع و عموما در ارتفاع بیشتر از1500 متر از سطح دریا.مانند سلانسر رودبار،دولیچال فومن و سوئه چاله ماسال

جهت یادآوری،جنگلهای شمال از نظر ارتفاعی به سه دسته جنگلهای پایین بند،میانبند و بالابند تقسیم می شوند و معمولا از اارتفاع 1500 به بالا جزء مناطق بالابند محسوب می شوند.

این عرصه ها دارای ویژگی مشترک ،بشرح ذیل هستند:

رویشگاه اصلی در حالت کلیماکس متعلق به راش است. بنابراین سایر گونه ها بعنوان پیشاهنگ محسوب می شوند. کاهش میزان مواد آلی تجزیه نشده و تجزیه شده خاک،خاکشویی در نتیجه فرسایش خاک و کوبیدگی خاک و کاهش خلل و فرج خاک در اثر عبور و مرور سالیانه دام و حذف عناصر درختی،درختچه ای و بوته ای از ویژگی عمومی این عرصه ها به شمار می روند.

مسئله مهمتر این که شرایط آب و هوایی این مناطق به نحوی است که بارندگی در فصل رویش نسبت به پایین دست، با اختلاف معنی داری کاهش یافته و حتی کمتر از 1000میلی متر می رسد. البته بدلیل فقدان ایستگاه های هواشناسی در چنین ارتفاعاتی، اطلاعات به ثبت رسیده و مستند در دسترس نیست. ولی یافته های تجربی و مشاهدات میدانی نشان میدهد که با عبور از ارتفاع 1500 متر از سطح دریا، کلیمای منطقه به کلیمای مراتع نزدیکتر می شود و حتی می توان آب و هوای سبک و ییلاقی(که در نتیجه کاهش رطوبت نسبی  حاصل می شود) را کاملا حس نمود و باور کارشناسان هواشناسی بر این است که با افزایش ارتفاع از سطح در  نیمرخ شمالی البرز از ارتفاع 1500 متر به بعد(یعنی در راشستانهای بالابند) بارش جوی قابل اندازه گیری، کاهش می یابد و عموما بارش ها به مه تبدیل می شوند که طبیعتا  بوسیله سنجنده ی بارش اندازه گیری  نمی شوند. بخاطر همین است که گونه راش بدلیل مه دوستی و توانمندی در استفاده از رطوبت موجود در هوا، حداکثر استفاده از ابر نزدیک یا مه را می نماید و گونه های دیگر از چنین خاصیتی بی بهره بوده و بیشتر وابسته به رطوبت خاک هستند در نتیجه بتدریج امکان رقابت با راش را در بالابند از دست می دهند..

بنابراین باید بپذیریم که در نتیجه کاهش بارش های جوی در مناطق بالابند  ، رطوبت خاک بویژه در فصل رویش به میزان قابل توجه ای کاهش می یابد. به تبع این مسئله با معضل خشکی تابستانه یا فصل خشک(که از خرداد ماه آغاز و تا مرداد ماه ادامه دارد) مواجه هستیم.

متاسفانه در طرح های جنگلکاری تهیه شده ،بدلیل فقدان داده های هواشناسی منطقه مورد جنگلکاری، از داده های ایستگاه های پایین دست بعنوان ایستگاه همجوار! استفاده نموده اند و چه بسا در طرح تهیه شده فصل خشک ، تعریف نشده است.البته این موضوع وابسته به معضل دیگر است، اینکه مشاورین تهیه طرحها آشنایی کمتر با اقالیم حیاتی دارند(همانطورکه از تخصص های آمار و گیاه شناسی و خاکشناسی و زمین شناسی و ژئوموفولوژی و .. بهره کمی دارند!) در نتیجه ،طرح ها عموما فاقد تجزیه و تحلیل کامل  بوده و به برنامه ریزی شایسته نیز ختم نمی شود.

اما مناطق بالادست ،بمانند مناطق مرتعی دارای بارشهای سنگین برف در فصل زمستان بوده و بخاطر همین است که آب چشمه های بالادست همیشه جریان داشته و تعداد زیادی از دره ها در فصل رویش آبدارند.

با توجه به فصل خشک(ماههای خشک) در فصل رویش و با توجه به وجود آب چشمه یا دره ها پیشنهاد می شود که با آبیاری قطره ای(با نصب و مخزن آب در بالا ترین نقطه و تعبیه شبکه آب رسانی در پای نهال ها(گودها)، جریان آب را به کمک نیروی ثقلی به نهال ها منتقل نموده و بدینوسیله علاوه بر زنده نگهداشتن نهالها ، جلوگیری اتلاف آنها و سرعت بخشیدن به رویش نهالها، از حداقل آب مورد نیاز با اثر بخشی حداکثر(به لحاظ اینکه اینکار خود نوعی سرمایه گذاری محسوب شده و با موفقیت جنگلکاری، تولید آب بعنوان یکی از محصولات جنگلکاری محسوب مخواهد شد) استفاده می شود.

 البته آسان ترین شیوه اجرایی این پیشنهاد ،جنگلداری یا جنگلکاری با مشارکت مردم و واگذاری کار به مردم است که نحوه اقدام در قسمت بعد توضیح داده خواهد شد.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلکاری، راشستان، هواشناسی، طرح صیانت، آبیاری قطره ای، فصل خشک، مناطق بالادست،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 تیر 1394

بهره برداری از جنگلهای شمال (ناحیه رویشی هیرکانی) در چند مقطع زمانی قابل ذکر و تقسیم بندی است:

الف- بهره برداری سنتی که توسط روستائیان و جنگلنشینان از قدیم الایام صورت می گرفته و الان نیز ادامه دارد. تهیه چوب آلات ساختمانی،هیزم بعنوان ماده سوختنی تامین گرما و پخت و پز و تهیه مصالح محصور سازی سامانه های عرفی و صنایع دستی از عمده ترین مصارف روستایی می باشند.

در گذشته های دور، استقرار جوامع انسانی در جنگلها و مراتع نیمرخ شمالی،اکثرا در ارتفاعات بوده ،طبیعتا استفاده از درختان جنگلی نیز رواج فراوانی داشت.البته شواهد موجود فضاهای خالی در جنگل حکایت از وجود روستاها و آبادیهای زیادی در دل جنگلهای شمال می دهد که بدلایل گوناگون از قبیل شیوع بیماریهای کشنده همه گیر مهاجرت های اجباری شکل گرفته یا بتدریج با توسعه شهرها ، افزایش جمعیت و علاقه به کشاورزی و باغداری بجای دامداری،تمایل به سکونت در اراضی جلگه ای و کوهپایه ای بیشتر شد.

ب- بهره برداری تجاری از جنگلها از زمان ناصرالدین شاه قاجار تا 1338

در این دوره پای پیمانکاران خارجی به جنگل ها باز شد. چوب جنگلهای شمال یکی از منابع اصلی درآمد پولی کشور محسوب می شد.بخاطر همین در هر معاهده ننگین تحمیلی از سوی خارجیها،برداشت چوب از جنگلهای شمال بعنوان امتیاز بهره برداری از سرمایه ملی کشور قید می گردید.

برداشت چوب شمشاد،گردو،بلوط و درختان قطور اراضی جنگلی جلگه ای و کوهپایه ای بدون حساب و کتاب  و براساس اعمال نفوذ پیمانکاران خارجی و مباشرین داخلی آنها با دولتمردان آنزمان در مقاطع زمانی مختلفی انجام گردید.نفوذ دامنه چنین برداشت های حتی به دل جنگلهای کوهستانی شمال نیز رسید مانند آق اولر تالش(که برای حمل چوب ها ریل گذاری هم کرده بودند)،برداشت درختان گردو در ووزه له لوارحوزه ماسال،حوزه شکارپشته درفک و سایر مناطق

بتدریج پیمانکاران داخلی نیز به پیمانکاران خارجی اضافه شدند. همچنین صنعت داخلی وابسته به چوب جنگلهای شمال نیز رشد فزاینده ای گرفته و مواد اولیه آن نیز افزایش یافت.مانند تهیه قاشق و شانه چوبی و تهیه ذغال و....



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری از جنگلهای شمال، ناصرالدین شاه قاجار، معاهده، طرح های جنگلداری، طرح پایش، طرح صیانت، کاهش برداشت،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 2 آذر 1393
وقتی به جنگل کاری های سنواتی یا قدیمی نگاه می کنیم اولین چیزی که نظر ما را جلب می کند  ردیف های کاشت هستند که بصورت منظم دیده می شوند. این موضوع در جنگلکاری های دهه 60 و حتی دهه70 بخوبی دیده می شود. کارشناسان منابع طبیعی می دانند که تا قبل از دهه 80،پروژه های جنگلکاری بصورت امانی انجام می شدند یعنی کارشناسان اداره جنگلکاری ادارات کل ،خود مستقیما در امر پروژه های نهالکاری مسئولیت اجرا را برعهده گرفته و با نظارت دقیق در سال اول نهالکاری و مراقبت سالهای بعد موفقیت جنگل کاری را تضمین می نمودند. به تبعیت از چنین سیستمی ،عوامل مجریان طرح های جنگلکاری نیز مانند بخش دولتی عمل می نمودند  و یا از آنها خواسته می شد که بمانند پروژه های امانی اقدام نمایند. یکی از مهمترین عوامل موفقیت نهالکاریهای سنواتی،اجرای پروژ ها  در مناطق جلگه ای و پایین بند بود مضافا اینکه کاشت سوزنی برگانی مانند کاج تدا تا حدود زیادی بر آثار منفی ورود دام در مناطق احیایی غلبه نمود.
از دهه هشتاد ،پروژه های جنگلکاری با مشکلات زیادی مواجه شدند مهمترین این مشکلات،مسایل اجتماعی و اقتصادی بوده که بصورت زاید الوصفی دامنگیر مناطق احیایی گردید.اما مسئله مهم در اکثر پروژه های جنگلکاری ،افزایش فاصله کاشت نهالکاری ها بود که بخاطر کم بودن اعتبارات جنگلکاری بوده و بعضا با نهالکاری غیرخطی یا نامنظم تلفیق گردید و  با ازبین رفتن نظم نهاکاری ها،آثار منفی ناشی از  عدم موفقیت مناطق احیایی آشکار می شود. دلایل این روند  از چند بعد قابل بحث است.اولا پروژه های جنگلکاری از دهه 80 به بعد ،بمانند سایر پروژه ها  از قالب امانی خارج  و به پیمانکاران بخش های خصوصی واگذار گردید. بدلیل عدم تعریف مناسب از جزییات مراحل پروژه های نهالکاری خصوصا در چارچوب فهرست بها،اجرا و نظارت بر آن ،از همان ابتدا،از حالت ایده آل فاصله داشتند. ثانیا اکثر نهالکاریها که مربوط به طرح ملی صیانت جنگل بود در مناطق کوهستانی بالادست اجرا گردید . در این مناطق شرایط محیطی از قبیل آب وهوا یا اقلیم سرد و خشک و شرایط خاک کم عمق و فقیر و مشکلات حفاظت و مواقبت محاوط احیایی،بویژه ناشی از چرای دام غیر مجاز(خصوصا در شبها) باعث گردیدند تا موفقیت مطلوب در مناطق احیایی حاصل نشود البته زحمات زیادی برای پروژه های احیایی مصروف شده یا می شود.در مجموع می توان گفت که مشکلات مناطق احیایی دهه80  و بعد از آن خیلی بیشتر از ده های گذشته است .در گذشته دستگاه قضا،حمایت بیشتری از پروژه های احیایی مینمود. شاید، بخاطراینکه پروژه های امانی حالت دولتی بیشتری را برای قضات محترم تداعی می نمودند.مسئله دیگر آنکه از دهه 80(بعد از جنگ تحمیلی)،انتظارات و مطالبات جنگل نشینان و دامداران جنگلها(به حق یا ناحق) نیز بیشتر شده ،در نتیجه مشکلات مناطق احیایی افزایش یافت.
صرف نظر از پرداختن به دفاعیات پروژه های احیایی دو مقطع زمانی فوق الذکر، باید به دستیابی به موفقیت بیشتر در مناطق احیایی سالهای اخیر و جنگلکاری های جدید تمرکز نمود در این راستا ، بهره گیری از تجارب گذشتگان بسیار ضروری است.یعنی:
فاصله کاشت نهالکارها،حتما منظم انجام شود(با طناب کشی در زمان کاشت). تراکم فاصله ای  اکثر گونه های ما بصورت2*2 خیلی خوب است. ولی اگر بخاطر هزینه ها،آنرا بصورت 3*3 میگیریم، حداقل از این حد تجاوز نکنیم.
کلیه اصول فنی در رابطه با نهالکاری از قبیل انتخاب گونه،تولید نهال مناسب،انتقال مناسب نهالها،رعایت فصل کاشت،گود برداری صحیح،نهاکاری صحیح،حصارکشی و حفاظت مناسب و تمام وقت، مراقبت بموقع و اصولی(وجین و سله شکنی،حذف گیاهان مزاحم،واکاری ) و ..رعایت گردد.     




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : نهالکاری، جنگلکاری، سنواتی، طرح صیانت، احیایی، فاصله کاشت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 تیر 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی