تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر سیل
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

حدود شش و نیم میلیون نفر از جمعیت ایران دارای زندگی عشایری هستند که اکثر انها رمه گردان و یک پنجم آنها صرفا کوچ رو هستند.این جمعیت دارای اقتصاد معیشتی، وابستگی خاصی به دامداری سنتی دارند. دامداری سنتی، از قدیم الایام تا حال، در تقریبا 100 درصد از رویشگاه های دارای آب و علف ایران ایران سیطره داشته و دارد(یعنی حدود 60 تا 80 درصد مساحت خشک ایران).

در گذشته بدلیل وجود بیماریهای کشنده اپیدمی انسان و دام، با از بین رفتن قربانیان، خودبخود کاهش جمعیت، هرچند وقت یکبار اتفاق می افتاد. در نتیجه تعادل بین طبیعت و انسان و دام اهلی، برقرار می گردید. طی یک قرن اخیر روند قربانی گرفتن بیماریهای کشنده کنترل گردید. در نتیجه جمعیت های انسان و دام اهلی رو به فزونی نهاد. یک قاعده نانوشته در بین دامداران سنتی وجود دارد که دامداری سنتی(گله داری) برحسب توان اقتصادی صاحب دام انجام می گیرد، نه توان بیولوژیک چراگاه!. بنابراین هرجا که اجازه بدهد و یا بواسطه اقتصاد معیشتی، عواملی نظیر بیکاری،تامین درآمد سرانه، اشتغال و ..، دامداری سنتی رونق یافته، در نتیجه با خطر برداشت علوفه(چرام دام بیش از ظرفیت چراگاه)، خطر نابودی گیاهان علفی،بوته ای،درختچه ای و درختی بعنوان مهمترین تهدیدکننده نابودی مناطق رویشی ایران پدیدار می گردد. خصوصا در مناطق رویشی زاگرس، هیرکانی و ارسبارانی که نسل آینده جنگل بواسطه خورده شدن نهالها توسط دام، قدرت تجدید نسل خود را از دست داده اند.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی، نابودی خاک و آب، دامن گیر کشور گردیده که متاسفانه حساسیت زیادی هم به این مسائل، علیرغم مشاهده معضلات برخواسته از ان نظیر سیل و ریزگردها نداریم. نمیدانم علت چیست؟ جهل و ندانستن است یا عادت به گذشته؟ شاید آنقدر در غرور داشتن گذشته خود غرق شده ایم که هرچه را از گذشته به ما به ارث رسیده را میخواهیم حفظ کنیم!. (اشاره فقط به چرای بی رویه دام است ولاغیر!). چاره کار چیست؟

چرا باید در برابر اقدامات جاهلانه خاموش بنشینیم و چرا مسئولین برنام ریز کشور اقدام عاجل نمی کنند؟

مسئله این است: کمتر از یک دهم جمعیت کشور  بدلیل دامداری سنتی، حدود 80 درصد مساحت کشور را به ورطه نابودی می کشانند. چرا عرصه های طبیعی کشور، جولانگاه بز و گوسفند شده و همه گیاهان خورده می شوند؟ چرا اختیار این همه سطح کشور در دست عده ای خاص است تا بلایای طبیعی به همه(نسل فعلی و نسلهای بعدی) کشور تحمیل شود؟ اگر بخواهیم مناطق رویشی طبیعی ایران را نجات دهیم باید تفکر قدیمی و معیشت بجا مانده از گذشتگان، یعنی دامداری سنتی را کنار بگذاریم.

چه خوب بود که طرح ساماندهی تبدیل دامداری سنتی به دامداری متمرکز و تلفیق زراعت، باغبانی و دامداری بسته با در نظر گرفتن اعتبار و بفوریت اجرا گردد.

به مسئولین و برنامه ریزان کشور پیشنهاد می کنم که که بین رویشگاه های طبیعی و دامداری سنتی، یکی را انتخاب کنند.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مناطق رویشی، دامداری سنتی، اقتصاد معیشتی، چرای دام، ریزگرد، سیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 بهمن 1395

از مناطق بالادست تا ارتفاعات پایین بند ، رودخانه اصلی یا دره اصلی حوزه آبخیز در شیار عمیقی بین دامنه های طرفین خود قرار دارد. درنتیجه جریان سیل قادر به آسیب وارد نمودن به کاربریهای بالاتر از سطح رودخانه نیست. ولی در همین مناطق، در حواشی رودخانه مسیل، عرصه های تقریبا هم سطح با بستر رودخانه وجود دارند که در مواقع سیل زدگی ، فوق العاده در معرض سیل قرار دارند.از آنجا که ممکن است بعضی از سیل ها دارای دوره بازگشت میان مدت و طولانی مدت باشند، متاسفانه جوامع بومی محلی، پیش بینی لازم را در مورد این نوع سیل ها ننموده، در نتیجه از قدیم الایام در عرصه های هم سطح رودخانه مبادرت به اسکان(ساخت و ساز ) و زراعت یا باغداری می نمایند.

متاسفانه این مسئله بسیار مهم در طرح های هادی مسکن روستایی روستاهای کوهپایه ای و روستاهای محاط در مناطق کوهستانی و یا شهرها نیز کمتر مورد توجه قرار می گیرد!

بنابراین مناطق هم سطح و تقریبا هم سطح حاشیه رودخانه و دره ها در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای، مناطق ریسک پذیر از حیث سیل زدگی هستند.

شناسایی اینکه کدام دره یا رودخانه بیشتر در معرض سیل قرار دارند و حتی آشنایی و دستیابی به اطلاعات سوابق سیل گذشته و دوره های بازگشت سیل ها در هر حوزه آبخیز اصلی و فرعی رسالتی است که مدیریت بحران و حوادث غیر مترقبه استانداری و معاونت آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی می بایست آنها را به تفکیک حوزه آبخیز ها  تهیه نموده و بصورت اطلاعات ترویجی و آموزشی در اختیار مردم قرار دهند.

نکته بسیار مهم این است که در بیش از یک قرن اخیر، تمدن روستایی و شهری ایران از جمله شمال کشور،همسو با دوره صنعتی و فراصنعتی، بیشتر الگو گرفته از راحت طلبی ها و رفاه زدگی های تقلیدی وارداتی بوده (بعنی چگونه امکاناتی برای زندگی داشته باشیم،چه بخوریم.چه بپوشیم.چه بسازیم و...)، بخاطر همین کمتر به زیر ساخت های منطبق با شرایط زیست محیطی توجه داشتیم و داریم. مثلا در ساخت و سازها، هیچ توجه ای به بستر رودخانه و حریم سیل خیزی آن ننموده ایم.البته این ایراد فقط مختص ما نیست بلکه متوجه چند نسل گذشته ما نیز هست. بنابراین نیاز است تا اطلاعات آبخوان داری و آبخیزداری و مناع طبیعی خود و رفتار با طبیعت را بالا ببریم.  

جریان سیل بعد از عبور از مناطق کوهستانی و کوهپایه ای وارد دشت و جلگه می شود. طبیعتا در این قسمت عموما کاربریهای ساخته دست بشر، مانند مناطق مسکونی و مستحدثات ساختمانی، باغات و مزارع قرار دارند. حال بسته به شدت جریان سیل و باری که با خود حمل می نماید و مدت زمانی که سیل زدگی ادامه دارد، به انواع کاربریها دور و نزدیک از مسیل خسارت وارد می شود.

حفظ حریم رودخانه ها که بر اساس قانون توزیع عادلانه آب و سایر مقررات قانونی و دستورالعمل های فنی برای رودخانه ها تعریف شده است بسیار ضروری است .اما در مواجهه با وضع موجود که ساخت و سازها و کاربریهای دیگر در محدوده حریم رودخانه ها واقع هستند، حداقل کار این است که از ساخت و ساز بیشتر در این مناطق جلوگیری شود. طبیعتا طرح های هادی شهرها و روستاها نیاز به بازنگری از سوی مدیریت بحران استانداری و آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی دارند. ثانیا مهندسی رودخانه مورد توجه جدی قرار گرفته و پیش بینی های لازم برای ،پیشگیری،مقابله و کنترل و تعدیل سیلهای احتمالی می بایست برای هر حوزه ای برنامه ریزی و اجرا گردد.

سیل علاوه بر خسارات مختص به خود ، در حین وقوع، حوادث غیر مترقبه دیگر نظیر رانش،کنده شدن سطوح حاصلخیز خاک خصوصا در مراتع، تخریب پوشش گیاهی موجود و ... را  ایجاد می کند.

مهمترین نقطه برای پیشگیری و کنترل سیل کجاست؟

مهمترین نقطه برای پیشگیری و کنترل سیل، مظهر سیل است. یعنی حوزه های آبخیز بحرانی را شناسایی نموده و در بالادست آن عوامل تخریب جنگلها و بویژه مراتع را کنترل نماییم.

بیاد داشته باشیم در شمال ایران و مناطق بین البرز شمالی و جنوبی ، عمده تخریب های منابع طبیعی در مراتع و اکوتون (منطقه بین جنگل و مرتع) اتفاق اقتاده اند. ولی تصور عمومی مردم این است که بیشترین تخریب در جنگلهای شمال رخ داده است! متاسفانه شدت تخریب در مناطق مرتعی و بیشه زارهای شبه مرتعی(اکوتونها) به حدی است که در اکثر حوزه های آبخیز البرز، خطر سیل هر ساله آبخیزنشینان را تهدید می کند.  

مقصرین حوادث سیل چه کسانی هستند؟

الف گروه اول شامل ساکنین موقت و دایمی بالادست حوزه های آبخیز که مبادرت به از بین بردن پوشش گیاهی و تخریب و خاک و ایجاد تغییرات گسترده در دل طبیعت نموده اند. از قبیل جوامع بومی محلی، دامداران و خوش نشینان. همچنین ساکنین مناطق پایین دست که مبادرت به اقدام مشابه نموده اند از این این امر مستثنی نیستند.

ب-گروه دوم مسئولینی که بدون توجه به سیل خیزی حوزه های آبخیز اقدام به خدمات رسانی به مناطق بالادست نموده اند و متاسفانه مسئولین محلی مانند استاندار،فرماندار،بخشداران،نماینده مجلس،مدیران کل دستگاه های حاکمیتی و خدمات رسان و شهرداران و دهیاران و اعضاء شوراهای محلی و .. از وضعیت آسیب پذیری حوزه ها ی آبخیز تحت مسئولیت خود و بویژه از نظر سیل خیزی اطلاعاتی ندارند و فقط بعد از وقوع از حادثه خبردار شده و اگر خیلی دلسوز باشند سری به منطقه می زنند!

ج-برنامه ریزان طرح های خدمات رسان شامل مشاوران و کارشناسان تهیه کننده طرح های ناقص و فاقد اطلاعات ارزیابی زیست محیطی. متاسفانه مشاورین ما اطلاعات اندکی در مورد محیط زیست، طبیعیت و المان های آن و اطلاعات پایه هواشناسی،زمین شناسی و خاک شناسی و... دارند!

د-اطلاعات سیل  وابستگی زیادی به داده های هواشناسی است. متاسفانه در مناطق ریسک پذیر از نظر سیل خیزی(خصصوا در نقاط مظهر سیل)، ایستگاه هواشناسی یا وجود ندارد یا در حد ابتدایی مشغول بکار است و همه اطلاعات را ثبت نمی تنماید و یا اگر هم استقرار دار جدیدالاحداث بوده و فاقد اطلاع رسانی قابل پیش بینی سالهای آتی است. سئوال اساسی این است که در دو دهه هفتاد و هشتاد که عوامل تاثیر گذار تخریب در مراتع زیاد شده اند چرا پیش بینی هواشناسی برای استقرار ایستگاه های جمع آوری داده ها و داده پردازی در مناطق مرتعی و شبه مرتعی و میان بند ضعیف بوده است؟

ه-متولیان سیل خصوصا مدیریت حوادث غیر مترقبه طی سالهای برنامه سوم،چهارم و پنجم چقدر در جلوگیری از پروژه های ضرر ده و کمک کننده به سیل خیزی در مناطق بالادست تاثیر گذار بوده اند و اصولا آیا هشداری نسبت به اجرای پروژه ای داشته اند؟آیا برنامه های موجود آبخیزداری، کفاف خطرات سیل خیزی سالهای اخیر را داده است؟

و-ضعف در قوانین و مقررات مربوط به محاسبه خسارات سیل زدگی برای کسانی که موجبات سیل را فراهم می آورند. بعنوان مثال دامداری که مبادرت به ریشه کن نمودن گیاهان نموده به کدام خسارت ریالی یا ما به ازاء آن یعنی بازسازی طبیعت(در همان نقطه تخریب یافته) محکوم می شود. یا کسی که اقدام به کندن خاک مراتع و ساخت وساز و حتی کشاورزی در مراتع می نماید مشابه خسارت فوق الذکر است.

ز-فرهنگ پایین جامعه در زمینه سیل خیزی و اطلاع از وضع حوزه های آبخیز کشور.بعنوان مثال اگر اطلاعات مردم از سیل خیزی رودخانه های منتهی به شمال در استان مازندران در 27 و 28 تیرماه 1394 بالا بود هیچ موقع آنچنان هجومی برای مسافرت به آن خطه از شمال را نداشتند!    





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : سیل، مقصر، خسارات سیل، عوامل ایجاد کننده سیل، راهکارها، شمال، البرز،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 مرداد 1394

منطقه اول:

پوشش جنگلی ارتفاعات شمال ایران(نیمرخ شمالی البرز) از ارتفاع 1800 الی 2000 متر ،تیپ خالص جنگلی راش را تشکیل می دهد. از این ارتفاع به بعد، در بعضی مناطق که دارای میکرو کلیمای تشکیل جنگل هستند (مانند ارتفاعات درفک و کوه پس دیلمان) جامعه اوری لور استقرار دارد و حتی با درختان راش مختلط گردیده است.

منطقه دوم:

 عموما بعد از درختان متراکم راش، منطقه بین جنگل و مرتع یا اکوتون تشکیل می گردد که در آن راش ها بصورت درختان کوته قد و چندشاخه و درختچه ای و بوته ای استقرار دارند.در اکوتون عناصر دیگر گیاهی نظیر ارس، زرشک،نسترن(رز وحشی)،آلوچه وحشی،زالزالک،کیکم،گلابی وحشی ، درختان و درختچه های ارس، بوته های گون بهمراه گونه های دیگر دیده می شوند.اکوتون معمولا تا ارتفاع2500 الی 2800متر از سطح دریا دیده می شود و جالب اینجاست که این نوار دارای پوشش گیاهی عناصر فوق (منهای راش ) در نیمرخ جنوبی البرز نیز امتداد دارد.در حالت طبیعی این نوع بیشه زارها آشیان اکولوژیک مرال،خرس و پلنگ و.. را تشکیل می دهد. ولی متاسفانه بدلیل چشم اندازهای بسیار زیبا از گذشته مورد تهاجم انسانها قرار گرفته اند.  البته مطالعات روی پوشش گیاهی بالادست البرز بسیار اندک بوده ولی آنچه از مشاهدات پیداست ،اکثر پوشش گیاهی مذکور در نوار اکوتون از بین رفته و امروزه نوار اکوتون در ارتفاعات فوقانی البرز بصورت ممتد نیست بلکه رگه هایی از آن در بعضی از مناطق صعب العبور و دور از دسترس دیده می شود.

منطقه سوم:

بعد از نوار اکوتون، زون مرتع شروع می شود (یعنی از ارتفاع 2500 تا3000 متر)، با اینکه اکثر پوشش گیاهی مراتع مربوط به گیاهان علفی است ولی هنوز می بایست بوته های گون و سایر عناصر بوته ای و حتی درختچه ای نیز در آن استقرار داشته باشند. اما متاسفانه دامداران با حذف این عناصر گیاهی با هدف افزایش سطح علف چر دام، ضربه بزرگی به طبیعت خدادادی وارد نموده اند.  

علاوه بر پوشش گیاهی طبیعی جنگلها و مراتع که طی سالهای گذشته در نتیجه بهره برداریهای انسان و دام از بین رفته و به حداقل خود رسیده اند اتفاقات دیگر نیز باعث گردیده اند که به تشکیل کانون های سیل خیزی منجر شوند:

-         کشاورزی دیم گندم و جو و گیاهان علوفه ای

-         باغداری صیفی جات در حواشی وانه های دامداری

-         ساخت و سازهای زیاد توسط خوش نشینان که از دهه 70 به بعد بصورت قارچی بوجود آمده و گسترش پیدا کرده اند. متاسفانه احداث ساختمانه ها با کندن خاک و جابجایی آن همراه بوده و به فرسایش و تخریب خاک منجر می شود..

-         احداث جاده دسترسی به خانه های مرتعی که گاها بصورت پراکنده بوده و انشعابات زیاد جاده باعث نابودی خاک مناطق بالا دست شده است.

-         خدمات رسانی آب و برق و... به مناطق سیل خیز مرتعی و شبه مرتعی و جنگلی بالادست

-         اضافه نمودن سایر کاربریهای غیر طبیعی در دل طبیعت شکننده فوق الذکر.

در مقابل تغییراتی که در این مناطق حساس و شکننده(خصوصا از نظر خطر سیل خیزی) انجام شده است و تماما در جهت بهم زدن تعادل طبیعت خدادادی است، متاسفانه از امور بازدارنده حوادث غیر مترقبه مانند عملیات بیومکانیک و بیولوژیک آبخیزداری غافل مانده ایم. یا اگر هم انجام داده ایم در حد بسیار مختصر بوده است.

درنتیجه بارش های جوی، آب های سطحی به کمک پدیده های ناشی از تخریب طبیعت مانند فرسایش، خاک های سطحی را با خود به داخل دره ها جاری نموده و با سنگ و کلوخ و.. از دره های کوچکتر به دره های بزرگتر جاری شده و نهایتا به دره مسیل(یعنی رودخانه سیل خیز) می ریزند.

رودخانه مسیل، با جریان تند، موانع موجود در رودخانه از قبیل درختان ریشه کن شده،لاشه سنگهای بزرگ و کوچک، تنه و کنده و شاخ و برگ درختان و.... را باخود برداشته(در نتیجه به حجم آب نیز اضافه شده و به چند برابر ظرفیت حجم آب داغاب رودخانه می رسد)، بسرعت به مناطق پایین دست می ریزد. حال در نظر بگیریم که این مقدار زیاد جریان آب گل آلود و مسلح به سنگ و چوب و ...  چقدر می تواند وارد کننده ضربات هولناک به حاشیه رودخانه و دشت های اطراف آن باشد!.  





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : سیل، مسیل، البرز شمالی، البرز جنوبی، اکوتون، ارس، گون،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 تیر 1394

پدیده سیل، مثل سایر حوادث غیر مترقبه مانند زلزله، رعد و برق و صاعقه،رانش زمین،خشکسالی و آتش سوزی های جنگلها و بیشه زارها، یخبندان و سرمازدگی،گرمازدگی،بارش تگرگ،بارش برف های سنگین، آلاینده های هوا و هجوم ریزگردها و..... اتفاقاتی هستند که ناخواسته رخ می دهند و بدلیل شدت عمل در زمان کوتاه، ولی تاثیر گذاری در وسعت قابل توجه ای از محیط زیست، فوق العاده خطرناک و خسارت زا هستند.

خیلی از حوادث فوق الذکر با دوره های بازگشت زمانی منظم یا غیر منظم(تصادفی)، معمولا در طبیعت رخ می دهند ولی دخالت انسان و ایجاد تغییرات گسترده و خارج از ظرفیت اکولوژیک در طبیعت خدادادی، خود به محرکی برای حوادث غیر مترقبه تبدیل شده یا اثر گذاری آنها را بعد از رخداد بیشتر و گسترده تر نموده است.

با نگاه به نحوه پیدایش پدیده سیل در می یابیم که بدلیل تمرکز بارندگی در حوزه آبخیز فرعی، آب باران بر روی خاک دامنه های کوهستانی جاری شده و در اثر نیروی ثقلی به دره یا رودخانه اصلی حوزه آبخیز جاری می شود. در حین انتقال به پایین دست(بدلیل شیب طولی نسبتا زیاد رودخانه)، موانع ریز و درشت سر راه از قبیل سنگ لاشه و کلوخ و خاک و ریشه و تنه و کنده درختان و درختچه ها و .. را باخود به پایین آورده و به اصطلاح مسلح تر شده و در اثر ازدیاد نیروی وزنی با حرکت رو به پایین، به قدرت قهریه ای تبدیل می شود که در یک لحظه مناطق پایین دست را فرا می گیرد و تا آنجا پیش می رود که عرصه های گسترده ای را دربر گرفته و نهایتا به آرامش برسد.

مراحل رخداد سیل عبارتند از:

1-    بارش سنگین در بالا دست حوزه آبخیز(مظهر سیل)، یعنی در منطقه ای که به شکل قیف مانند، آب های سطحی را جمع آوری و به دره اصلی یا رودخانه حوزه آبخیز هدایت می کند.

2-    هجوم آب و ریزش آب در دره اصلی(مسیل) که در هنگام پایین آمدن یا سقوط، آب های دیگر دره های کوچک تر و آبهای سطحی دامنه های منتهی به در ه اصلی،هر لحظه به آن اضافه شده و با سقوط به پایین دست ، موانع ریز ودرشت را با خود برداشته و بصورت مسلح به پایین دست حمله ور می شود.

3-    با طی نمودن مسافتی از دره های تنگ به دره عریضتر وارد شده(مانند عبور مایع از قیف وارونه) ، با توجه به کاهش تدریجی شیب طولی، از سرعت و شدت جریان آن اندکی کاسته شده و با برخورد به موانع دیگر ، رسوبات درشت تر را بر جای می گذارد.

4-    به مناطق گسترده تری رسوخ نموده و با تماس با موانع طبیعی و غیر طبیعی، رسوبات کوچک تر را بر جای می گذارد تا آنجا که به مرحله سکون یا آرامش کامل برسد.

بخشی از مراحل اول و دوم دست بشر نیست. چون اصولا جریانات جوی وابسته به جبهه باران زا ، باد غالب ، جهت بارش ،میزان بارندگی،شدت و سرعت آن و.. هستند. بعد از آن آبهای سطحی جریان می یابند.تا اینجا نظم یا بی نظمی طبیعی همیشه وجود داشته و در اختیار بشر نیست.بهمین خاطر سیل نیز مانند سایر پدیده های طبیعی،اجتناب ناپذیر نموده است.

اما مشکل از زمانی شروع می شود که آبهای سطحی  در دامنه های شیبدار به جریان می افتند. حوزه آبخیز ی که سیل در آن شروع می شود(مظهر سیل) یا در بالادست واقع است یا میان بند یا پایین دست. در مناطق بالادست تا میانبند که دارای دره های عمیق و شیب طولی زیاد هستند خطر سیل زدگی فوق العاده می باشد.

در حالت طبیعی،پوشش گیاهی مانع از جریان بیش از حد آب سطحی بر روی دامنه ها می شوند. بنابراین بسیار مهم است که در منطقه مظهر سیل(محل تشکیل انباشت اولیه سیل)، دامنه های جمع آوری کننده آب باران و هدایت کننده به سمت دره پایین دست، دارای پوشش گیاهی مطلوب باشند. هر قدر پوشش گیاهی از عناصر درشت تر و متراکم تر بهره مند باشد مدت زمان تماس با واحد سطح خاک(مدت زمان نفوظ آب) افزایش یافته و به همان میزان از جریان سطحی آب کاسته می شود. عناصر گیاهی شامل درختان،درختچه ها،بوته ها و گیاهان علفی می باشند.

در مناطق شمالی ایران ،معمولا مظهر سیل در مراتع شکل می گیرد. متاسفانه از قدیم الایام، دامدارا و آبخیز نشینان بالادست حوزه ها، بدلیل دامداری سنتی ،عناصر درشت مراتع ازقبیل درختچه ها و بوته های مختلف گونه های گیاهی را ریشه کن نموده، در نتیجه این میخ های طبیعی فرش مراتع را از بین برده اند. ساخت و سازهای زیاد در مراتع و احداث جاده ها و خدمات رسانی های گسترده به مناطق بالادست نیز مزید بر علت موصوف شده اند. بهمین دلیل زمانی که بارش تندی در مراتع و مناطق بالادست اتفاق می افتد آب های سطحی به شکل اعجاب آوری تشکیل و کانونهای سیل را ایجاد می کنند.



نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : سیل، پوشش گیاهی، حوادث غیر مترقبه، زلزله، خسارت، طبیعت، شمال،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 تیر 1394





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی