تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر دامداری سنتی
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

حدود شش و نیم میلیون نفر از جمعیت ایران دارای زندگی عشایری هستند که اکثر انها رمه گردان و یک پنجم آنها صرفا کوچ رو هستند.این جمعیت دارای اقتصاد معیشتی، وابستگی خاصی به دامداری سنتی دارند. دامداری سنتی، از قدیم الایام تا حال، در تقریبا 100 درصد از رویشگاه های دارای آب و علف ایران ایران سیطره داشته و دارد(یعنی حدود 60 تا 80 درصد مساحت خشک ایران).

در گذشته بدلیل وجود بیماریهای کشنده اپیدمی انسان و دام، با از بین رفتن قربانیان، خودبخود کاهش جمعیت، هرچند وقت یکبار اتفاق می افتاد. در نتیجه تعادل بین طبیعت و انسان و دام اهلی، برقرار می گردید. طی یک قرن اخیر روند قربانی گرفتن بیماریهای کشنده کنترل گردید. در نتیجه جمعیت های انسان و دام اهلی رو به فزونی نهاد. یک قاعده نانوشته در بین دامداران سنتی وجود دارد که دامداری سنتی(گله داری) برحسب توان اقتصادی صاحب دام انجام می گیرد، نه توان بیولوژیک چراگاه!. بنابراین هرجا که اجازه بدهد و یا بواسطه اقتصاد معیشتی، عواملی نظیر بیکاری،تامین درآمد سرانه، اشتغال و ..، دامداری سنتی رونق یافته، در نتیجه با خطر برداشت علوفه(چرام دام بیش از ظرفیت چراگاه)، خطر نابودی گیاهان علفی،بوته ای،درختچه ای و درختی بعنوان مهمترین تهدیدکننده نابودی مناطق رویشی ایران پدیدار می گردد. خصوصا در مناطق رویشی زاگرس، هیرکانی و ارسبارانی که نسل آینده جنگل بواسطه خورده شدن نهالها توسط دام، قدرت تجدید نسل خود را از دست داده اند.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی، نابودی خاک و آب، دامن گیر کشور گردیده که متاسفانه حساسیت زیادی هم به این مسائل، علیرغم مشاهده معضلات برخواسته از ان نظیر سیل و ریزگردها نداریم. نمیدانم علت چیست؟ جهل و ندانستن است یا عادت به گذشته؟ شاید آنقدر در غرور داشتن گذشته خود غرق شده ایم که هرچه را از گذشته به ما به ارث رسیده را میخواهیم حفظ کنیم!. (اشاره فقط به چرای بی رویه دام است ولاغیر!). چاره کار چیست؟

چرا باید در برابر اقدامات جاهلانه خاموش بنشینیم و چرا مسئولین برنام ریز کشور اقدام عاجل نمی کنند؟

مسئله این است: کمتر از یک دهم جمعیت کشور  بدلیل دامداری سنتی، حدود 80 درصد مساحت کشور را به ورطه نابودی می کشانند. چرا عرصه های طبیعی کشور، جولانگاه بز و گوسفند شده و همه گیاهان خورده می شوند؟ چرا اختیار این همه سطح کشور در دست عده ای خاص است تا بلایای طبیعی به همه(نسل فعلی و نسلهای بعدی) کشور تحمیل شود؟ اگر بخواهیم مناطق رویشی طبیعی ایران را نجات دهیم باید تفکر قدیمی و معیشت بجا مانده از گذشتگان، یعنی دامداری سنتی را کنار بگذاریم.

چه خوب بود که طرح ساماندهی تبدیل دامداری سنتی به دامداری متمرکز و تلفیق زراعت، باغبانی و دامداری بسته با در نظر گرفتن اعتبار و بفوریت اجرا گردد.

به مسئولین و برنامه ریزان کشور پیشنهاد می کنم که که بین رویشگاه های طبیعی و دامداری سنتی، یکی را انتخاب کنند.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مناطق رویشی، دامداری سنتی، اقتصاد معیشتی، چرای دام، ریزگرد، سیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 بهمن 1395

در هر حوزه جنگلداری یا حوضه آبخیز در شمال کشور می بایست،جنگلها را از نظر وابستگی خانوارهای حاشیه نشین ،به دو دسته تقسیم نمود:

 دسته اول، سریهایی که هیچ گونه مشکل اجتماعی نیستند یا دارای دامداران معدود و انگشت شمار بوده و در قالب طرح ساماندهی می توان آنها را از سری خارج نمود. این دسته از سریها در چارچوب طرح های جنگلداری تولیدی(سبک کلاسیک) با هدف جنگل وجنگلداری پایدار با اعمال تغییرات منطبق با قوانین و مقررات، به سبک گذشته(یعنی بکارگیری مجری واجد شرایط) قابل اجرا هستند.در این جنگلها نباید به دام و جنگل نشین فکر نمود.

دسته دوم،سریهایی هستند که دارای انواع معیشت های وابسته به جنگل هستند.در این جنگلها، اجرای طرح های جنگلداری به سبک کلاسیک، با توجه به تجارب بدست آمده از طراحی و اجرای طرح های جنگلداری تولیدی در این نوع از جنگلها،موفقیت آمیز نیست.   

در جنگلهایی که دارای مشکلات اقتصادی اجتماعی هستند یعنی معیشت مردم به جنگلهای اطراف وابسته است با دو چالش بزرگ مواجه هستیم:

1-چگونه جنگل را مدیریت نماییم تا با عملکردهای طبیعی خود استمرار داشته باشد.

2-اوضاع مردم حاشیه نشین جنگل به چه صورت باشد تا از حداقل های یک زندگی امروزی بهره مند باشند.

مهمترین تاثیر وابستگی جنگلنشینان به جنگل در چارچوب معیشت سنتی اینست که نظام زادآوری و تجدیدحیات جنگل مختل شده و بعد از گذشت چند دهه،ساختار و سلامت جنگل از حالت یک جنگل تولیدی و نرمال فاصله می گیرد.

در این حالت عملکرد های بازاری و غیربازاری جنگل کاهش می یابد.

در معیشت سنتی،جنگل نشینان :

1-دارای دامداری سنتی یعنی رها کردن دام در عرصه های منابع طبیعی هستند.دامداری متحرک با دامهای سبک بز و گوسفند و دامداری نیمه متحرک با دام های سنگین گاو در دامسراهای دایمی،زمستان نشین و تابستان نشین در سامانه های عرفی واقع در جنگل های شمال منبع درآمد و شغل دامدار محسوب می شوند.

2-علاوه بر دامداری دارای زراعت و باغبانی هستند.شالی زار،باغ چای،باغ توت،باغ صیفی جات،استخر آبزی پروری،باغ درختان مثمر مرکبات،گردو،گیلاس ،ازگیل و... . درختان غیر مثمر منبع درآمد و شغل جنبی دامدار را تشکیل میدهد.

اگر دو موضوع جنگل و جنگل نشین یا آبخیز نشین را در معادله جبری جای دهیم. بقای جنگل را تابع Y و سیستم معیشتی جنگل نشینان و آبخیزنشینان را بعنوان متغیر مستقلX فرض می نمائیم. با توجه به تنوع معیشت وابسته به جنگل ، مطمئنا معادله مذکور ساده نبوده و متغیر مستقل با درجات مختلف و ضرایب متعدد، مجموعا بر متغیر تابع جنگل تاثیر گذار خواهند بود.

اما چه باید کرد:

حداکثر هنر جنگلداری این است که موازنه معادله جبری فوق الذکر را به سمتی سوق دهد که برای دو چالش اصلی(ذکر شده در ابتدای بحث) پاسخ منطقی و قابل اجرا پیدا کند.

میدانیم که جنگلداری تولیدی(مانند همه طرحهای جنگلداری متکی به برداشت چوب که تا کنون در جنگلهای شمال اجرا گردید) به سیستم معیشت جنگل نشینان توجه ای نداشته و ندارد. بنابراین باید بدنبال جنگلداری دیگر رفت که با آن بتوان سیستم معیشت مردم را بتدریج تغییر داد به نحوی که حیات طبیعی جنگل از فشار دام اهلی و جنگل نشین خارج شود.

جنگلداری مشارکتی بهترین گزینه برای تغییر سیستم معیشتی مردم  و مدیریت پایدار جنگل می باشد که در بعضی از کشورها بصورت برنامه ریزی شده یا تعریف شده اجرا گردیده یا در حال اجرا است.     





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلداری مشارکتی، طرح جنگلداری، جنگل، دامداری سنتی، معیشت سنتی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393

= دامداری سنتی(رمه گردانی) با دامپروری صنعتی (خصوصا در جنگل) سازگار نیست چون دامپروری صنعتی نیاز به مجتمع کشت و صنعت دارد). اما دامپروری های کوچک که با اصلاح نژاد دام سبک همراه است و باعث سنگینی واحدهای دامی شده،از تعداد آنها کاسته می شود و سطح رمه گردانی کاهش می یابد، می تواند راهکار استراتژیک بسیار مناسب برای مهار دامداری سنتی و ساماندهی دامداران جنگل نشین باشد.

= طبقه بندی جوامع جنگل نشین شمال کشور:

1-دامدارانی که برای چرای دام بدون اعضاء خانواده خود در داخل جنگل کوچ می کنند (خانواده دامدار در روستای دایمی پایین دست ساکن است و خود به اتفاق فرزندش با دامها همراه می شود یا چوپان می گیرد)

این وضعیت در مازندران از نور تا تنکابن رایج است.

2- دامدارانی که برای چرای دام با اعضاء خانواده خود در داخل جنگل کوچ می کنند و در صورت اضافه شدن جمعیت و سهم سرانه دام به فعالیت های باغداری و زراعت در اراضی جنگلی روی می آورند.این وضعیت در گیلان حاکم است.

3-تک خانوارها و آبادی های کوچک جنگل-خدمات دهی به این نوع خانوارها مقرون بصرفه نیست پس مجبوریم آنها را ساماندهی نماییم. متاسفانه این نوع خانوارها توسط دیگران به نگهداری دام بیشتر واداشته می شوند(یعنی مورد استعمارگری قرار می گیرند) وچه بسا بطرفیت از این خانوارها بدنبال جاده و ساخت و ساز بیشتر در دل جنگلها هستند. این آفت اجتماعی نیاز به مدیریت فرهنگی و اجتماعی و.. است تا جلو تخریب جنگل گرفته شود.

4-روستاهای بزرگ محاط در جنگل یا حاشیه جنگلها
از طرفی دیگر
فشار اجتماعی در حوزه های منابع طبیعی روند فزاینده ای بخود گرفته،در نتیجه باید بپذیریم که برای مقابله با فشار اجتماعی حوزه های منابع طبیعی باید بدنبال اجرای طرح های جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری باشیم.
 



نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : دامداری سنتی، اصلاح نژاد، رمه گردانی، حفظ جنگلها، چرای دام، فشار اجتماعی، دامپروری،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 1 آذر 1393

با ملی شدن جنگلها و همچنین اصلاحات اراضی،نظام ارباب رعیتی (که بخش عمده ای از دامنه مدیریت نظام ارباب رعیتی در جنگلها و مراتع حاکم بود) برچیده شد و با اجرای طرح های جنگلداری و جنگلکاریها، عملا،  ملی شدن جنگلها استقرار یافت.

تا قبل از انقلاب،متاسفانه توجه به اقشار ضعیف ،از جمله دادمداران خرد(که بعنوان رعایای نظام ارباب رعیتی محسوب می شدند)،بسیار کم رنگ بود، در واقع با انجام اصلاحات اراضی،عمدتا حقوق مالکان عمده یا اربابان در جنگلها پرداخت گردید.متاسفانه با حذف مالکان بزرگ از جنگلها،دامداران خرد، سامانه های عرفی دامداری خود را گسترش دادند و در طی دو دهه50و60 تقریبا تمامی سطوح جنگلهای شمال(بجز مناطق دانگ های تجدید نسل و جنگلکاریها) بعنوان سامانه عرفی دامداری،بین دامداران تقسیم گردید.

  بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی توجه به اقشار مستضعف معطوف گردید و طرح ملی ساماندهی در اواخر دهه شصت راه اندازی و اجرا شد.طرح ساماندهی با هدف خروج دام از جنگل(میدانیم که با وجود دام هیچ نونهالی امکان بقاء و ادامه حیات پیدا نمی کند) دارای چند وجه اجرایی بوده که می بایست توسط دستگاه های متولی امر به اجرا گذاشته شود. علیرغم عدم همکاری سایر دستگاه ها،سازمان جنگلها تاکنون توانسته، طرح ساماندهی را در بخشهایی از جنگلها با موفقیت اجرا نماید. انچه اهمیت دارد مربوط به نواقص اجرایی طرح ساماندهی است که در صورت رفع آنها ابهامات و تامین اعتبارات مورد نیاز، مشکلات اجرایی موجود نیز مرتفع خواهد گردید.البته طرح ساماندهی یک خاصیت ذاتی منفی دارد که آن این است،بعد از خروج دامدار از هر آبادی جنگلی،بدلیل ریشه تاریخی ناشی از حضور آباء و اجدادی ،سرپرست خانوار مربوطه  و حتی فرزندان وی دایما این احساس منفی را دارند که ریشه سکونت آباء و اجدادی آنها کنده شده و علیرغم آنکه تمام حق و حقوق خود را با اعلام رضایت کتبی و ثبتی دریافت نموده اند نسبت به اجرای طرح ساماندهی معترض بوده و از آن انتقاد می کنند.در اینجا کنکاش پیرامون طرح ساماندهی، موضوع بحث نیست.

صرف نظر از طرح ساماندهی،مسئله ای که کمتر به آن توجه شده است گسترش بی حد و حصر سامانه های دامداری سنتی در جنگل است که متاسفانه کل جنگل های شمال را در بر گرفته است. در حالیکه با ملی  شدن جنگلها و با حذف دامداران بزرگ(اربابان نظام ارباب رعیتی)، بخشهایی از جنگلها می بایست از وجود دام پاک می شد.

اما با بررسی بیشتر، به این نتیجه می رسیم که دامداران کوچک ،حوزه دامداری خود را گسترش داده اند(موضوعی که از منظر مسئله یابی علل ازدیاد دامداری سنتی در جنگل و پیامد تخریب آن اهمیت فوق العاده دارد).به نحوی که دامداران، آنقدر جنگلها را به سمت جنگلداری محلی سوق داده اند که خاصیت ملی بودن جنگلها ،تا حدود زیادی تحت الشعاع  قرار گرفته است.

جالب اینجاست که در هر نقطه ای از جنگل های استان گیلان پای می گذاریم،فورا با اعتراض یک یا چند دامدار مواجهه می شویم .اگر قرار باشد تمام سطوح جنگلی به دامداران محلی اختصاص یابد پس مسئله ملی بودن جنگلها چه مفهومی پیدا می کند.

اما در جنگلهایی که از طریق اجرای طرح جنگلداری(حصارکشی و قرق و جنگلکاری)، مدیریت شده اند،دامنه حضور دامدار و گسترش دامداری سنتی تحت کنترل درآمده است. بنابراین لازم است تا طرح جنگلداری و جنگلکاری، بمانند گذشته دوام و قوام داشته باشند تا جنگل های ملی به جنگلهای محلی تبدیل نشوند.

البته جنگلداری محلی  در حاشیه آبادیها و روستاهای جنگل نشین،بهترین شیوه نگهداری جنگلهای ملی و جلوگیری از تبدیل آنها به جنگلهای محلی است که آن نیز در جای خود قابل برنامه ریزی است . 





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : دامداری سنتی، جنگلداری محلی، ملی، جنگلهای محلی، ساماندهی، خروج دام از جنگل، جنگل نشین،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 16 مهر 1393

تصرف اراضی ملی (تعریف کارشناسی )

        اقدام متصرّف به دست اندازی در اراضی ملی از طریق محصور کردن و تعیین حدود به اشکال مختلف ( مانند حصارکشی با سیم خاردار و چپر بندی ،تغییرکابری و ... ) ، احداث بنا و اشغال عرصه به نحوی که از عبور و مرور افراد دیگر و یا موجودات طبیعی جنگل ها و مراتع ممانعت به عمل آمده و مالکیت دولت بر اراضی ملی را بی اثر نماید تصرف نامیده می شود.

تصرف با درجه حداقل، یعنی تعیین حدود یا محصور کردن عرصه با هدف دامداری سنتی و چرای دام، که در جنگلها رواج دارد.

تصرف با درجه حداکثر ، یعنی تغییر کاربری عرصه به شکلی که شکل طبیعی و ظاهری عرصه و پوشش گیاهی آن در خطر نابودی قرار گیرد. در این نوع تصرف هدف ، مالکیت زمین است.

شکل اجرای عمل منجر به تصرف ممکن است بصورت خزنده یا تدریجی(مرحله به مرحله و نامحسوس) باشد یا به یکباره انجام گیرد.

همچنین تصرفات یا قدیمی اند و یا جدید.

راه های تصرف اراضی منابع طبیعی(قانونی و غیرقانونی):

         تقاضای واگذاری اراضی در بخشهای صنعتی و کشاورزی و خدماتی

         زراعت و باغداری در اراضی جنگلی حاشیه جنگلها و مراتع

         توسعه روستاها و آبادی های داخل و حاشیه جنگل

         گردشگری بدون مجوز در حاشیه جاده های جنگلی و ساخت وسازهای خوش نشینی در ارتفاعات ییلاقی

         دامداری سنتی و تبدیل جنگل به عرصه های علف چر یا چراگاه دام

         خرید و فروش اراضی جنگلی و مرتعی و افزایش تقاضای خریدوفروش اراضی منابع طبیعی

         اتخاذ سیاست توسعه افقی روستاهای حاشیه جنگل از طریق طرح های هادی مسکن روستایی(این مسئله در مورد شهرها نیز صدق می کند).

         عبور پروژه های خطوط انتقال آب ، برق ، گاز و جاده

         اختصاص اراضی جنگلی به طرح ساماندهی خروج دام و دامداران جنگل

 چند نکته مهم در خصوص تصرف منابع طبیعی:

         تصرفات عرفی اراضی جنگلی توسط دامداران،بعنوان بیشترین سهم تصرف در منابع طبیعی، یک معضل مزمن و مهمترین عامل تخریب جنگل تلقی میگردد.

اگر به جنگلها استراحت داده شود یعنی جنگلها به حال خود رها شوند، تصرفات عرفی بومیان و دامداران بیشتر و شدیدتر از گذشته می شود.جالب اینجاست که این نوع تصرفات در هیاهوی فقر و محرومیت و توسعه نیفتادگی روستاها و آبادیهای داخل جنگلها و مراتع ،عمدا پنهان می مانند تا توجه مسئولین به برخوردهای قانونی معطوف نشود.

         تصرف اراضی ملی ودولتی در حاشیه جنگلها،مراتع و اراضی ساحلی با هدف توسعه باغداری وزراعت و تفریح و تفرج نگران کننده است.در حال حاضر با برگشت نسل دوم و حتی نسلهای بعدی به زادگاه های آباء و اجدادی مواجه هستیم که بیشتر بدنبال تفریح و تفنن هستند در کنار ایشان افراد متمول غیربومی نیز هستند که در مجموع،هر دو گروه بدنبال ویلا سازی و خوش نشینی در اراضی منابع طبیعی هستند. 

         آبادیهای زیر20خانوار نیازمند امکانات جاده و برق و.. بوده ودر چارچوب خدمات نظام به اقشار ضعیف قرار دارند.دولت محترم می بایست اعتبار طرح ساماندهی  را آنقدر افزایش دهد تا تک خانوارهای پراکنده به روستاهای بالای 20خانوار پایین دست حوزه های آبخیز الحاق شوند.

         مهاجرت معکوس به روستاها خطر تصرف اراضی منابع طبیعی را افزایش می دهد.چون جمعیت مهاجر روستاهای حاشیه جنگلها ومراتع روشنفکر و دارا بوده و با هدف تفریح و تفرج  و یا با سودای تجارت در این بخش وارد میشوند.همچنین جمعیت خوش نشینها در صورت عدم کنترل اراضی منابع طبیعی به زمین خواران بزرگ تبدیل خواهند شد.

         بخشهایی از اراضی منابع طبیعی در محدوده طرح های هادی مسکن روستایی قرار دارند.در صورتیکه دو کار (ساماندهی تک خانوارهای اطراف روستا و الحاق و جابجایی آنها به محدوده روستا ، ایجاد مرز قطعی و دایمی بین محدوده روستا و اراضی منابع طبیعی) باهم انجام شود ،آنوقت می توان به اجرای ماده4 قانون ساماندهی اراضی منابع طبیعی در محدوده طرحهای مسکن روستایی امیدوار بود.

         پروژه های عمرانی عام المنفعه ،عبوری از اراضی ملی و دولتی اجتناب پذیر هستند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : منابع طبیعی، ویلا سازی، دامداری سنتی، خرید وفروش اراضی ملی، مهاجرت معکوس، تصرف اراضی ملی، زمین خواری،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 مهر 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی