جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
افزایش سطح روستاهای حاشیه جنگلهای شمال که با اجرای طرح های هادی مسکن روستایی در شمال کشور سرعت گرفته و به تهدیدی جدی برای شمال ایران تبدیل شده است، متاسفانه در لوای قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن انجام می گیرد.
بهترین راه کنترل آن، انطباق نقشه طرح هادی مصوب با عکس گوگل است که نهایتا به وضع موجود موقعیت استقرار اعیانات بسنده نموده و مابقی سطح را بعنوان محدودیت و ممنوعیت قانونی از محدوده طرح خارج نماییم. در یک نمونه از کار انجام شده مشاهده گردید که حدود 40 هکتار از اراضی جنگلی بعنوان فضای اضافه در طرح هادی مسکن گنجانده شده بود و مطمئنا در آینده زمینه زمین خواری و ویلاسازی را فراهم می نمود. بنابراین در راستای تحویل و حول اراضی بین دو سازمان، نقشه طرح هادی اصلاح و برعلیه مشاور بنیاد مسکن نیز اعلام جرم گردید.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، هیرکانی، تصرف اراضی، طرح هادی، تحویل و تحول،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397

چکیده

 به منظور بررسی میزان انطباق اجرای شیوه تک­گزینی از دیدگاه علم جنگل­شناسی با برنامه بهینه­سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل­های کشور(مصوبه27/9/92 هیئت وزیران)، نشانه­گذاری قطعه 17 طرح جنگلداری سری 1 رشته رود واقع در حوزه 19 رودبار مورد مطالعه قرار گرفت. ارزیابی فنی بوسیله شبکه سلولی خاص (که هر سلول نمایانگر سطح تاج یک  درخت به قطر هدف رسیده است) انجام گرفت. معنی­دار بودن اختلاف سلول­های دخالت شده از کل سلول­های قابل دخالت، به کمک آزمون دوجمله­ای تست  شد. نتایج نشان داد که طرح بهداشتی دیکته شده دولت، بدلیل پراکندگی نامنظم درختان نا­سالم، کل سطح جنگل را پوشش نمی­دهد. به­نظر می­رسد که نشانه­گذاری انجام شده حدود 10 درصد اهداف جنگل­شناسی را در توده محقق نموده است و حدود 90 درصد سطح توده، عملا از دخالت علمی مغفول مانده است. توزیع کم و نامتناسب دخالت­های پرورش جنگل باعث می­شود که فضای رقابت رویش قطری برای اکثریت درختان جوان فراهم نگردد. نتیجه دیگر بدست آمده از این پژوهش، ابداع روش کاربردی برای ارزیابی عملکرد نشانه گذاری و دخالت جنگل­شناسی است. بدین ترتیب به کمک شبکه سلولی10×10 متر مربعی و با ثبت مختصات درختان نشانه گذاری شده در روی شبکه، امکان ارزیابی میزان دخالت مکانی طی دوره­های ده­ساله فراهم می گردد.

واژه های کلیدی:  نشانه­گذاری، پایش، توده، شبکه­ سلولی، رشته­رود

منبع:مجموعه مقالات همایش ملی جنگلهای شمال-گذشته حال آینده- دانشگاه گیلان1396



نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : نشانه گذاری، پایش، جنگل، طرح،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 خرداد 1396

فعالیت های حفاظت منابع طبیعی بطور خلاصه شامل موارد زیر است:

1-    جلوگیری از قطع غیر مجاز اشجار جنگلی یا برداشت هر نوع عنصر زنده و غیر زنده از جنگلها و مراتع

2-    مقابله با قاچاق چوب آلات غیر مجاز و سایر عناصر فوق الذکر

3-    جلوگیری از تصرف اراضی ملی و دولتی تحت مدیریت سازمان جنگلها(بیش از 80درصد سطح خشکی کشور)

4-    جلوگیری از تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی، بویژه جلوگیری از ساخت و ساز در آنها

5-    حفاظت از گونه های ممنوع القطع تحت عنوان ذخایر ارزشمند جنگلی

6-     حفاظت و قرق مناطق احیائی طبیعی و مصنوعی(جنگلکاری ها)، پارکهای جنگلی، پارک طبیعت، نهالستان ها

7-    جلوگیری از شاخه زنی درختان

8-    جلوگیری از چرای علوفه مراتع در خارج از فصل چرا

9-    پیشگیری از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع و اطفاء حریق بموقع در آتش سوزی های محیط های طبیعی

10-شناسایی آفات و بیماری های گیاهی، خصوصا در مرحله طغیان آنها، مقابله با گسترش آنها و تعدیل اثار تخریبی آنها و مدیریت بعد از حمله آفات و امراض

11-حضور بموقع در عرصه های جنگلی و مرتعی با گشت زنی و کشیک های حفاظتی، کنترل مبادی ورودی خروجی حوزه های آبخیز و مناطق شهری و روستایی با پاسگاه های ایست بازرسی

12-کنترل بر خدمات در حال ارائه مدیریت منابع طبیعی شامل پاسخگوئی به استعلام ادارات، تعامل قانونی با دستگاه های دیگر، پاسخگویی به خواسته ها و شکایات مردم، کنترل محصولات قانونی چوبی و غیر چوبی و .... در جهت جلوگیری از دست اندازی به منابع طبیعی و تخریب آنها

13-تثبیت مالکیت عمومی بر عرصه و اعیان منابع طبیعی کشور به نمایندگی از طرف سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور و ادارات کل منابع طبیعی و آبخزداری تابعه در استان ها از طریق تشخیص عرصه های منابع طبیعی تا اخذ سند مالکیت دولت و حل اختلاف های ملکی بر اراضی منابع طبیعی یا رسیدگی بر اعتراضات اشخاص بر ملی بودن اراضی منابع طبیعی و بر عکس

14-جلوگیری از فرسایش خاک، خاکشویی و تقویت تثبیت خاک عرصه های منابع طبیعی و مقابله جدی با تخریب کنندگان حوضه های آبخیز

15-پیشگیری از تخریب روند طبیعی گردش آبی حوضه های آبخیز. تولید آب از طریق نفوذ آن به سفره ابی زیر زمینی بوسیله پوشش گیاهی با کاهش رواناب سطحی.

16-جلوگیری از ساخت و ساز در حاشیه دره ها،مسیل ها و رودخانه های دارای سابقه سیل خیزی و دارای دوره های بازگشت سیل در حوضه های ابخیز جنگلی و مرتعی.

17-جلوگیری از پراکنش زباله در محیط های طبیعی.

18-برخورد قانونی با تخریب کنندگان خاک در عرصه های طبیعی. کنترل مجوز های صادره خاکبرداری جاده سازی و سایر پروژه های اجتناب ناپذیر و اخذ خسارت وارده به منابع طبیعی کشور.

19-حفاظت از موجودات زنده و چرخه های زنجیره غذایی موجودات جانوری در محیط های طبیعی.

20-بهره برداری از جنگلها با در نظر گرفتن طبیعت دوگانه برش ها(یعنی هم برداشت محصول و هم اصلاح و پرورش و رویش جنگل)، مهم ترین وجه حفاظت از جنگل محسوب می شود.

21-مشارکت مردم و تشکل های مردمی،تعاونی و بخش خصوصی در حفاظت منابع طبیعی و مشارکت در تصدی گری های مدیریت منابع طبیعی در چارچوب قوانین و مقررات.

و سایر موارد.

همه و همه این فعالیت ها در حفاظت فیزیکی و فنی در روند مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خلاصه می گردد. مجموعه ای از حفاظت فنی و فیزیکی، فعالیت های صفر تا صد حفاظت منابع طبیعی را شامل می شود که هر عدد از این مجموعه صفر تا صد، تحت عنوان ضریب حفاظت منابع طبیعی شناخته می شود. بالاترین ضریب حفاظتی هرمنطقه ، حوضه ابخیز، واحد مدیریتی، شهرستان یا استان به عدد 100 نزدیک تر بوده و مهمترین خروجی ان یا ملموس ترین نتیجه آن، این است که حال منابع طبیعی منطقه خوب است.

بالا بودن ضریب حفاظت مدیریت منابع طبیعی در گرو همگرایی همه فعالیت های است که به مدیریت منابع طبیعی و حوضه های آبخیز ختم می شود. معیار سنجش ضریب حفاظتی به ضریب درگیری حفاظتی تعبیر می گردد. هرچه حفاظت منابع طبیعی بهتر باشد، ضریب درگیری حفاظت بالاتر است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ضریب درگیری، حفاظت منابع طبیعی، مشارکت مردم، حفاظت، سازمان جنگلها، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مهر 1395

در سال های اخیر، پدیده زمین خواری در اراضی منابع طبیعی و کشاورزی، به یک بحران حاد تبدیل و شناخته شده است.

زمین خواری در کشاورزی: یعنی تغییر در کاربری اراضی تولیدی کشاورزی، به نحوی که بازگشت عرصه به زراعت مجدد امکان پذیر نباشد.

زمین خواری در اراضی منابع طبیعی: یعنی تصرف عرصه،قطع اشجار جنگلی،تغییر ماهیت طبیعی جنگل و مرتع از طریق تبدیل به اراضی زراعی و ایجاد ساخت و ساز و احداث جاده دسترسی.

زمین خواری در عرصه منابع طبیعی معمولا در دو مرحله انجام میگیرد. مرحله اول-تصرف عرصه توسط دامدار یا بهره بردار سنتی و بومی منطقه. مرحله دوم-تغییر کاربری عرصه توسط متصرف یا فرزند وی یا فروش عرصه به مهاجرین و در نهایت تغییر کاربری عرصه با ساخت و ساز ویلا و کلبه های ییلاقی.  

علایم پدیده شوم زمین خواری عبارتند از: تقسیم عرصه به سطوح کوچکتر(خرد کردن عرصه)، ایجاد ساخت و ساز در بخشی از عرصه، حصارکشی با دیوارهای بلوک و سیمان، ایجاد مسیر دسترسی به ساختمان،انتقال برق،آب و گاز به عرصه تغییر کاربری داده شده، استقرار یک خانه جدید الاحداث با شیروانی رنگی بنام ویلا، احداث فضای سبز تصنعی و پرنیاز به آب،حفر یک حلقه چاه عمیق، ترویج فرهنگ به رخ کشیدن ثروت و دارایی(فاصله طبقاتی)، بین اقشار مختلف مردم روستا، استفاده چندروزه از ساختمان ویلایی در طول سال، تردد با خودروهای لوکس در روستا(ترویج فرهنگ مصرف گرایی بجای فرهنگ تولید و کار)، گماردن خانوار روستایی بعنوان سرایدار و نگهبان ساختمان

هشدار:گذشتگان، عرصه های طبیعی و تولیدی را برای ما باقی گذاشتند که ما در عین استفاده، آنها را بعنوان امانت نسل بعدی نگهداری نماییم. متاسفانه زیاده خواهی ما در اثر شیوع آفت خودخواهی و همه چیز را برای خود خواستن، آنقدر نسل فعلی را درگیر خود کرده که یک لحظه خوشی را به قیمت تباهی بنیان حیات کره زمین طلب می کند!.

اگر در برخورد با پدیده زمین خواری، جدی نباشیم، در آینده نزدیک جنگلها،مراتع، اراضی کشاورزی و روستاهای خود را از دست خواهیم داد.

بحران جدی است. به هوش باشیم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : زمین خواری، تصرف، کشاورزی، منابع طبیعی، جنگل، ویلا، روستا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395

مدیریت تولید جنگل و برنامه ریزی برداشت با استفاده از مدل های برنامه نویسی خطی پویا(LP)

Spyros Galatsidasa*, Konstantinos Petridisa, Garyfallos Arabatzisa, Konstantinos Kondosb

*:نویسنده مسئول،تلفن+30-25520-41115 ،آدرس ایمیل: sgalatsi@fmenr.duth.gr

a : دپارتمان جنگلداری و مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه دموکریتوس،ترس،پانتازیدو68200،193 ارسیتادا، یونان

b :کو هومئوتچ،210 gr،خیابان لامبراکی 54352 ،تسانولینیکی یونان.

شورای نویسندگان 2013، منتشره از الس ویر(Elsevier Ltd) تحت لیسانسCC BY-NC-ND، انتخاب و بررسی دقیق تحت مسئولیت " انجمن یونانی تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات درمحیط زیست،غذا و کشاورزی (HAICTA)".

ترجمه: علی امیدی

چکیده

چوب سوخت یکی از منابع طبیعی است که به طور گسترده استفاده می شود. استفاده های اصلی آن عبارتند از گرمایش خانگی و تولید انرژی ( انرژی گرمایی گیاهان). تولید آن انتظار را برای افزایش به منظور پوشش دادن افزایش تقاضا، افزایش داده است. بنابراین مدیریت جنگل های مولد چوب هیزمی باید به شکلی پایدار انجام می شود. دومدل برنامه ریزی خطی (LP) مدل ها در این کار، برای طراحی بهینه تولید و برنامه ریزی برداشت چوب هیزمی، تولید شده از جنگل های بلوط همسال (شاخه زاد) ارائه شده است.

به ترتیب، دو گزینه راهبرد(استراتژی) مدیریت پایدار بررسی شدند. هدف استراتژی نخست تولید پایدار چوب تولید با کنترل برداشت سطحی است. هدف استراتژی دوم، حداکثر رساندن حجم در واحد زمان و هدایت به سمت جنگل با حالت پایدار است. داده های واقعی از طرح جنگلداری جنگل Achladochori-Aggistro-Sidirokastro ، در هر دو مدل استفاده شدند. نتیجه آنکه هر دو مدل می توانند به عنوان "قاعده کلی" یا راهنما در طرح جنگلداری بکار گرفته شوند.

کلمات کلیدی:جنگل شاخه زاد،جنگلداری پایدار،آلترناتیوهای مدیریت،برنامه ریزی خطی(Lp)

اصل مقاله بهمراه ترجمه کامل با ایمیل قابل ارسال است.





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی پویا، جنگل، جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394

صرف نظر از مستثنیات یا ملی بودن عرصه در حوزه های آبخیز، نوع کاربری های موجود، خود نوعی آمایش سرزمین محسوب شده که در گذشت زمان تا به امروز با دخالت انسان هوشمند بوجود آمده است.
اگر نگاهی به حوزه های آبخیز گیلان داشته باشیم می بینیم با انواع کاربری ها مواجه هستیم:
1-کاربری طبیعی یا مصنوعی جنگل بدون حضور دام و عمدتا در اکثر مناطق با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
2-کاربری طبیعی مرتع با کاربری دامداری سنتی و سایر بهره برداری های وابسته مانند گردشگری، زنبورداری،گیاهان دارویی،قارچ و.
3-کاربری کشاورزی شالیزار،چای،توت
4-کاربری کشاورزی زراعت چوب
5-کاربری مسکونی، صنعت و خدمات و جاده و خطوط انتقال انرژی
6-کاربری آب(رودخانه،استخر،سد ،چشمه و..)و تولیدات وابسته(تولید آب و آبزی پروری)
7-کاربری باغ فندق،گردو،اناروحشی،ازگیل،زیتون،مرکبات و سایر درختان و درختچه های مثمر
8-کاربری صیفی جات و محصولات جالیزی
9-و سایر کاربریها

در نگاه کلی به حوزه های آبخیز می توان دریافت که بدلیل جابجایی کاربریهای ناشی از بهره برداری جوامع محلی و اشتراک یا همپوشانی کاربری ها، خودبخود بحث مشارکت مردم در جنگلها و مراتع اتفاق اقتاده و چه بسا افراط در مشارکت باعث تخریب زیر ساخت های حوزه یعنی کاربری های اصلی آن شده است.
بنابراین لزومی ندارد که از واژه مشارکت، به یک میزان برای همه حوزه ها استفاده کنیم.
دو موضوع برای مشارکت اهمیت ویژه دارد:
1- مشارکت از نظر سطح : یعنی چند درصد حوزه آبخیز به کاربریهای صدرصد بهره برداری کننده اختصاص یابد مشروط به اینکه پایداری حوزه به خطر نیافتد و تخریب، حداقل باشد یا از مرز بحران عبور نکرده باشد.
2-مشارکت در کاربریهای طبیعی و بهره برداری کننده : یعنی چند درصد از همپوشانی اتفاق بیافتد تا هم مشارکت حداکثر شود و هم کاربریهای مشترک، خطر تخریب برای کاربریهای طبیعی نداشته باشند.
در صورتی که بتوان دو موضوع فوق را از دیدگاه علمی ارزیابی و محاسبه نمود می توان به ضریب پایداری حوزه و نقشه راهی برای تصمیم گیری های آینده برای بهره برداری های آینده در حوزه های آبخیز دست یافت.
مثالی برای تبیین بیشتر موضوع مطروحه:
در ارتفاعات حوزه رحیم آباد، کاربری باغ فتدق یا فندق زار به شکل قابل توجه ای استقرار دارد. حال سئوال این است که آیا نیاز است که بازهم به سمت مشارکت بیشتر در بهره برداری از مناطق جنگلی همجوار حرکت نماییم یا ابتدا ارزیابی نسبت به میزان مشارکت فعلی اناج داده، سپس به سمت تعیین نوع مشارکت بیشتر برویم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مشارکت، حوزه های آبخیز، کاربری، مشارکت مردم، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 مهر 1394

در حال حاضر مدیریت منابع طبیعی با چالش های  زیادی مواجه است که اهم آنها عبارتند از:

1-ازدیاد عوامل تخریب کننده جنگلها و مراتع خصوصا سوء استفاده از قوانین و مقررات برون سازمانی در دو دهه اخیر

2-افزایش ضریب نفوذ سکونت مردم در عرصه های منابع طبیعی با ارائه خدمات عمومی جاده،برق،آب،گاز و...

3-بهره برداری سنتی از منابع طبیعی بویژه دامداری سنتی

4-کاهش کمی و کیفی تراکم و ترکیب گونه های جنگلی و مرتعی

5-افزایش کمی و کیفی مناطق بحرانی در عرصه های منابع طبیعی داخل کشور و کشورهای همجوار

6-محدودیت شدید اعتبارات مورد نیاز و زمین گیر شدن طرح های مختلف مدیریت منابع طبیعی(با رویکرد جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری)

7-کاهش توانمندی مجریان و مقاطعه کاران و عاملین پروژه های مختلف مدیریت منابع طبیعی

8-عدم هماهنگی و مطابقت اطلاعات آکادمیک با امور اجرایی و ناکارا بودن نتایج تحقیقاتی در امور بنیادین و محوری مدیریت منابع طبیعی

و.......

با نگاهی گذرا به وضعیت دانشگاه های مرتبط با رشته های تخصصی جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری در می یابیم که فاصله ای معنی دار بین دانشگاه و اجرا وجود دارد. نه دستگاه اجرایی علاقمند به ارتباط مداوم و هدفمند با مراکز دانشگاهی است و نه دانشگاه چنین ضرورتی را حس می نماید!. بعضی از دانشگده های منابع طبیعی کشور،حتی فاقد جنگل یا مرتع آموزشی بوده و بطور موقت نیز از محیط های طبیعی در دروس عملی بهره نمی گیرند!.رشته جنگلداری آنقدر تئوری و تکراری و محدود به اطلاعات قدیمی و روزنامه ای شده که از همه گرایش های دبیرستانی حتی علوم انسانی ، افراد امکان ادامه تحصیل در این رشته را پیدا نموده و صرفا با گذراندن چند واحد پیش موفق به فارغ التحصیلی در تخصص علمی و عملی! جنگلداری می شوند.

وضعیت مراکز تحقیقات منابع طبیعی نیز مشابه بوده و با توجه به محدودیت اعتبارات، شاید وضعیت بغرنج تری را دارا است.خصوصا که ارتباط این نهادها با بخش اجرایی ،علیرغم موجودیت در یک وزارتخانه، مشابه ارتباط دانشگاه با اجرا است!.

در سالهای اخیر شاهد تحولات گسترده در نحوه بهره برداری از جنگل های شمال هستیم. بهره برداری از چوب جنگلهای شمال با تصویب طرح پایش و بهینه سازی حفاظت از سال 92 ، وارد فاز جدیدی شده است. امروز مسئولین ارشد سازمان جنگلها متمایل به حذف واژه "بهره برداری" هستند. شاید آنهایی که دور از بخش های اجرایی هستند ممکن است نسبت به این وضع انتقاد داشته باشند ولی واقعیت این است که تمایل فوق الذکر در نتیجه فشار افکار جمعی وعمومی جامعه، رهبری معظم نظام و بخش های دولتی(قوه های مجریه،مقننه و قضائیه) در خصوص تخریب منابع طبیعی کشور حاصل شده است. البته نظارت و نقدههای سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بی تاثیر نبوده است.

بنابراین جا دارد که در سه بخش اجرا،تحقیقات و دانشگاه(مرتبط با جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری) بقول سهراب سپهری چشم ها را دوباره بشوییم و جور دیگر نگاه کنیم. تجدیدنظر در تئوری های وام گرفته از خارج کشور،تئوری پردازی برای ایده های جدید میتواند سرآغاز خوبی برای جنگلداری نوین در کشور خصوصا در شمال باشد.

باید بپذیریم که جنگلهای شمال برای بهره برداری های سنگین و متوسط مناسب نیست و تا الان با هر توجیهی برداشت کرده ایم راه به خطا رفته  و باید برگردیم. اما بهره برداری در حوزه های آبخیز عملا حذف نمی شود بلکه بهره برداری بعنوان ابزار اصلاح و بازسازی جنگل محسوب شده و فقط در حد آن برداشت می شود.با توجه به اینکه بهره برداری سبک با بهره برداری صنعتی و مکانیزه سازگار نیست بنابراین نباید به دنبال ایجاد مجریان بزرگ باشیم(گرچه تاکنون نیز در زمینه ایجاد شرکت های توانمند مجری طرح های جنگلداری که واجد تمامی توانمندیهای احیاء ،حفاظت و بهره برداری و جاده سازی و .. باشند ناموفق بوده ایم!)  ، ازاینرو بدلیل وجود جوامع بومی محلبی در محیط های جنگلی باید کار بهره برداری سبک را به آنها واگذار کنیم(با طراحی طرح های مناسب).

بنابراین حذف کلمه بهره برداری  را باید به فال نیک گرفته و بر همه دلسوزان منابع طبیعی کشور فرض است تا ایده های جدید و عملی را در جهت ارتقاء مدیریت منابع طبیعی ارائه نمایند. مطمئنا اثربخش ترین ایده ها در بستر مشارکت مردم برای نگهداری از جنگل و مرتع امکان پذیر خواهد بود.

در آینده به تعدادی از ایده های جنگلکاری و جنگلداری و حفاظت می پردازم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، دانشگاه، منابع طبیعی، جنگل، مرتع، مدیریت، آبخیزداری،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394

نمی خواهم در مورد رشت سخن بگویم. بلکه می خواهم از ممرز این درخت زیبا بگویم که جایش در شهر من و سایر شهرهای شمال ایران خالی است.ممرز درختی است که در جنگلهای شمال به فراوانی رویش دارد،بذر فراوان می دهد،گونه ای کم نیاز به آب و خاک، ممرز زیبایی خیره کننده ای دارد و درختی است که آلاینده های هوا را جذب می کند(فیلتر طبیعی کره زمین). اما صد افسوس که در شهرهای ما جای ندارد. بجای آن چنار می آورند و می کارند تا در فصل بهار آلرژی زا باشد که پول دوا و درمان بدهیم! نمی دانم چرا ممرز و چند گونه دیگر جنگل های شمال را در داخل شهرها نمی آوریم.

کاش که شهرداریها در طراحی فضای سبز شهرها از جنگل بانها بپرسند و کمک بگیرند......

نیازهای رویشگاهی ممرز:

خاک: خاک لومی، ماسه ای، شنی ، عمیق، غنی و خوب زهکشی شده ، خاک مناسب برای رشد این درخت میباشد.
نور:بهتر است در جای آفتابی و یا نیمسایه قرار داشته باشد.
آبیاری: ممرزبه آبیاری متوسط نیاز دارد.
دما: به طور کلی این درخت در آب و هوای گرم و مرطوب رشد بهتری دارد و دمای -3 تا 16 درجه برای رشد آن مناسب است.
هرس: این درخت نیاز به هرس کمی دارد و بهتر است در صورت لزوم در پاییز صورت پذیرد.

تکثیر این گیاه به 2 روش امکان پذیر است:
1- کاشت بذر:
بذر این درخت راباید قبل از رسیدن در حالیكه باله ها هنوز نرم و قابل انحنا هستند چید.
پوسته بذر نباید خشك شود چون سخت شدن پوشش جلوی جوانه زنی را می گیرد لذا آن را یابلافاصله می كارند یا در صورت عدم امكان كاشت بذر آن را درون ماسه كمی مرطوب نگهداری و در بهمن ماه یا اوایل اسفند می كارند در هر متر مربع 300تا400 نهالچه را میتوان پرورش داد.
2- روش قلمه زدن:
از طریق قلمه با ایجاد زخم و در شرایط گلخانه می تواناین گیاه را ریشه دار نمود.
در مورد این گیاه کاشت بذر بهتر از قلمه زدن جواب میدهد.

 این درخت ،درختی مقاوم بوده و بیماری خاصی آن را تهدید نمیکند.
در ادامه مطلب، ویژگیهای ممرز را بخوانید:


ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ممرز، شهرهای شمال، جنگل، آلاینده هوا، آزاد، زبان گنجشک،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 تیر 1394

نکته بسیار مهم در استقرار سیستم های آگروفارستری این است که این سیستم در جنگلهایی قابلیت اجرا دارند که دارای جنگل نشین بوده ومعیشت آنها به نوعی وابسته به جنگل باشد و از آنجاییکه بواسطه اتکاء بیش از حد انسان به جنگل،ادامه حیات طبیعی جنگل به خطر افتاده است لذا باید سعی نمود که با مدیریت دومنظوره، جوامع انسانی و طبیعی(پوشش جنگلی) را حفظ و اداره نمود.

البته برای حفظ و بقاء جنگل،راه حل ایده آل، حذف انسان و معیشت سنتی او از جنگل است یعنی همان مدینه فاضله ای که طرح ساماندهی در جنگلهای شمال از بدو اجرا(اواخر دهه60) تا حال حاضر دنبال نموده و در مناطقی از جنگلها به موفقیت های نسبی نیز دست یافته است. اما دست یافتن به چنین ایده آلی نیازمند اعتبارات زیاد و حرکت جبری و نگاه مطلق به خروج دام و دامدار از جنگل دارد.

علاوه بر این می بایست خدمات و پشتیبانی های لازم در امور اسکان،تولید و اشتغال،آموزش وکلیه امور زیربنایی در خصوص افراد ساماندهی شده توسط دستگاه های ذی مسئول برنامه ریزی و پیگیری گردد.درهر صورت باید دقت نمود که این نوع کوچ دایمی با کوچ اجباری اقوام و گروه های اجتماعی که در ادوار گذشته مانند کوچ اکراد به رودبار و سایر مناطق گیلان که در زمان نادر شاه افشار یا قبل از آن اتفاق اقتاده است تفاوت معنی دار دارد. همانطور که در طرح ساماندهی آمده است خرید حق و حقوق بصورت ارتفاقی بوده و اجباری برای خروج دامدار از جنگل نیست اما بخاطر استقبال داوطلبانه از طرح مذکور و اجرای برنامه های احیائی و حفاظتی در قسمتهای ساماندهی شده، سامانه های عرفی دامداری محدودتر شده و خانوارهای پراکنده باقیمانده مجبور به خروج از جنگل خواهند شد(اجبار داوطلبانه). صحبت از طرح ساماندهی در این مجال نمی گنجد و نیازمند بحث بیشتر است.

بنابراین می توان گفت که استقرار سیستم های آگروفارستری، رویکردی از اجرای طرح ساماندهی است. با تجربه ای که تا حال از عملکرد طرح ساماندهی در جنگلهای شمال آموختیم وضعیت مطلوب آن است که خروج دام و دامدار در مورد تک خانوارهای پراکنده(در صورتیکه با پاکسازی کامل جنگل در محل اجرا همراه باشد ) ادامه داشته باشد ولی در مورد آبادیها و روستاهای متوسط و بزرگتر بویژه روستاهای بیش از 15تا20 خانوار(در صورتیکه دارای بعد خانوار بالا باشند) باید از طریق تلفیقی از سیستم های آگروفارستری اقدام به مدیریت انسان و جنگل نمود.

اما نکته مهم در اجرای سیستم های آگروفارستری در آبادیها و روستاهای محاط در جنگل یا همجوار جنگل این است که هموار باید سعی نمود تا تمرکز دامداری وکشاورزی در مستثنیات و حرایم آن صورت گیرد بخصوص در مورد زراعت و باغداری اصل بر این باشد که حتی الامکان باغ را به جنگل نبریم .

 در سیستم جنگل-کشاورزی، با دو نوع بهره برداری مواجه هستیم:

1-    بهره برداری از محصولات کشاورزی(دامداری اقتصادی،کاشت گیاهان داروئی، پرورش در ختان مثمر و غیر مثمر،تولید علوفه،تولید  سبزی جات و صیفی جات و..)

2-    بهره برداری اصولی از جنگل با مشارکت ساکنین همان جنگل و یا الویت دادن به سرمایه گذاری آبخیز نشینان یا سرمایه گذاران واجد شرایط

هدف اصلی سیستم آگروفارستری با یک یا دو بهره برداری فوق الذکر، احیاء و حفاظت جنگل در کنار توسعه پایدار جامعه انسانی همجوار آن است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، رضاخان، مشارکت، جنگلداری، دامداری، کشاورزی، کوچ،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 فروردین 1394

در هر حوزه جنگلداری یا حوضه آبخیز در شمال کشور می بایست،جنگلها را از نظر وابستگی خانوارهای حاشیه نشین ،به دو دسته تقسیم نمود:

 دسته اول، سریهایی که هیچ گونه مشکل اجتماعی نیستند یا دارای دامداران معدود و انگشت شمار بوده و در قالب طرح ساماندهی می توان آنها را از سری خارج نمود. این دسته از سریها در چارچوب طرح های جنگلداری تولیدی(سبک کلاسیک) با هدف جنگل وجنگلداری پایدار با اعمال تغییرات منطبق با قوانین و مقررات، به سبک گذشته(یعنی بکارگیری مجری واجد شرایط) قابل اجرا هستند.در این جنگلها نباید به دام و جنگل نشین فکر نمود.

دسته دوم،سریهایی هستند که دارای انواع معیشت های وابسته به جنگل هستند.در این جنگلها، اجرای طرح های جنگلداری به سبک کلاسیک، با توجه به تجارب بدست آمده از طراحی و اجرای طرح های جنگلداری تولیدی در این نوع از جنگلها،موفقیت آمیز نیست.   

در جنگلهایی که دارای مشکلات اقتصادی اجتماعی هستند یعنی معیشت مردم به جنگلهای اطراف وابسته است با دو چالش بزرگ مواجه هستیم:

1-چگونه جنگل را مدیریت نماییم تا با عملکردهای طبیعی خود استمرار داشته باشد.

2-اوضاع مردم حاشیه نشین جنگل به چه صورت باشد تا از حداقل های یک زندگی امروزی بهره مند باشند.

مهمترین تاثیر وابستگی جنگلنشینان به جنگل در چارچوب معیشت سنتی اینست که نظام زادآوری و تجدیدحیات جنگل مختل شده و بعد از گذشت چند دهه،ساختار و سلامت جنگل از حالت یک جنگل تولیدی و نرمال فاصله می گیرد.

در این حالت عملکرد های بازاری و غیربازاری جنگل کاهش می یابد.

در معیشت سنتی،جنگل نشینان :

1-دارای دامداری سنتی یعنی رها کردن دام در عرصه های منابع طبیعی هستند.دامداری متحرک با دامهای سبک بز و گوسفند و دامداری نیمه متحرک با دام های سنگین گاو در دامسراهای دایمی،زمستان نشین و تابستان نشین در سامانه های عرفی واقع در جنگل های شمال منبع درآمد و شغل دامدار محسوب می شوند.

2-علاوه بر دامداری دارای زراعت و باغبانی هستند.شالی زار،باغ چای،باغ توت،باغ صیفی جات،استخر آبزی پروری،باغ درختان مثمر مرکبات،گردو،گیلاس ،ازگیل و... . درختان غیر مثمر منبع درآمد و شغل جنبی دامدار را تشکیل میدهد.

اگر دو موضوع جنگل و جنگل نشین یا آبخیز نشین را در معادله جبری جای دهیم. بقای جنگل را تابع Y و سیستم معیشتی جنگل نشینان و آبخیزنشینان را بعنوان متغیر مستقلX فرض می نمائیم. با توجه به تنوع معیشت وابسته به جنگل ، مطمئنا معادله مذکور ساده نبوده و متغیر مستقل با درجات مختلف و ضرایب متعدد، مجموعا بر متغیر تابع جنگل تاثیر گذار خواهند بود.

اما چه باید کرد:

حداکثر هنر جنگلداری این است که موازنه معادله جبری فوق الذکر را به سمتی سوق دهد که برای دو چالش اصلی(ذکر شده در ابتدای بحث) پاسخ منطقی و قابل اجرا پیدا کند.

میدانیم که جنگلداری تولیدی(مانند همه طرحهای جنگلداری متکی به برداشت چوب که تا کنون در جنگلهای شمال اجرا گردید) به سیستم معیشت جنگل نشینان توجه ای نداشته و ندارد. بنابراین باید بدنبال جنگلداری دیگر رفت که با آن بتوان سیستم معیشت مردم را بتدریج تغییر داد به نحوی که حیات طبیعی جنگل از فشار دام اهلی و جنگل نشین خارج شود.

جنگلداری مشارکتی بهترین گزینه برای تغییر سیستم معیشتی مردم  و مدیریت پایدار جنگل می باشد که در بعضی از کشورها بصورت برنامه ریزی شده یا تعریف شده اجرا گردیده یا در حال اجرا است.     





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلداری مشارکتی، طرح جنگلداری، جنگل، دامداری سنتی، معیشت سنتی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393

مقدمه:

میدانیم که بواسطه اجرای طرح های توسعه محور ،نظیر طرح هادی مسکن روستایی،افزایش مهاجرت معکوس به روستاها خصوصا جمعیت موقت غیر مولد(نقشی در تولید کشاورزی و ... ندارند) و بالا رفتن میل به طبیعت گردی، در روستاها و آبادیهای حاشیه جنگلها و مراتع که از مناطق خوش آب و هوا و دارای مناظر زیبا و منحصر بفرد طبیعت خدادادی بهره مند هستند ساخت و ساز خرید و فروش زمین و تغییر کاربری عرصه افزایش یافته است و در کنار این مسئله، تغییر و تحول اراضی منابع طبیعی همجوار ،به سمت تصرف و احیانا تغییر کاربری بیشتر پیش می روند.

بنابراین با این هجمه سنگین توسعه نابخردانه و لذت محور می بایست طرحی نو برنامه ریزی نمود تا جلوی مطامع سوداگران و سوء استفاده کنندگان بیت المال و انفال را سد نمود.

ضرورت اجرای طرح مرزبانی جنگل و مرتع:

قبل از آنکه به پیشنهاد جدید وارد شویم به توانمندی موجود برنامه های فعلی مدیریت منابع طبیعی در این بخش می پردازیم:

مهمترین طرح حفاظتی جهت جلوگیری از تصرف اراضی ملی،احداث کمربندهای حفاظتی(کمربند سبز،کمربند حائل،بنچ مارک،کانال و جاده حفاظتی) هستند که صرف نظر از ارزیابی عملکرد تا حال حاضر ،باید اذعان نمود که همگی این پروژه ها نیازمند اعتبار هستند و با وضعیت کنونی،تامین اعتبارات مورد نیاز خصوصا برای کار حفاظتی ضربتی با وسعت عمل بالا بسیار دور از انتظار است.

بنابراین باید در مجرای اقتصاد مقاومتی بفکر راهکاری کم هزینه و خوداتکاء بود تا به کمک آن بتوان عملکرد قابل قبول و شاخصمند در جبهه مبارزه با زمین خواری و تصرف و تخریب منابع طبیعی ارائه نمود.

مرزبانی جنگل و مرتع

نگاه سیستم مرزبانی جنگل یا مرتع به حدفاصل اعیانات و مایملک ساکنین همجوار جنگلها و مراتع با اراضی منابع طبیعی است.در درجه اول سعی براین است که مرز فعلی بین اراضی منابع طبیعی دست نخورده با اراضی ملی دستخورده و تغییرکاربری داده شده تثبیت گردد.(حال اگر مرز موجود مرز مستثنیات با اراضی ملی باشد حدی بسیار مطلوب و ایده آل خواهد بود) و در اولویت دوم اراضی ملی تصرفی مدیریت شوند.

مراحل اجرایی سیستم مرزبانی جنگل و مرتع

ابتدا روستاها و آبادیهای پرجمعیت حاشیه جنگلها و مراتع و محاط در اراضی منابع طبیعی در هر شهرستان و به تفکیک حوزه استحفاظی هر واحد منابع طبیعی لیست می شوند. سپس از نظر حساسیت ساخت و ساز و شدت تصرف اراضی منابع طبیعی،بترتیب از درجه بیشتر به کمتر، رتبه بندی می شوند.

در آغاز کار می بایست هیئت کارشناسی کار خود را از روستای در معرض تصرفات بیشتر شروع نموده و بعد از پایان بلوک مربوط به روستای مورد نظر به اولویت بعدی بپردازند. 

الف- تثبیت مرز فعلی

ابتدا بلوک حاوی مرز روستا با اراضی منابع طبیعی روی نقشه مشخص می شود.برای تعیین منطقه تحت اقدام از عکس هوایی نظیر عکس گوکل ارث استفاده می شود.بنابراین در بلوک موردنظر که مرز بین مستحدثات مردم با اراضی منابع طبیعی گنجانده شده است شروع پروژه مرزبانی و پایان آن مشخص می شود.

سپس هیئت کارشناسی(کارشناسان نقشه برداری و امور اراضی و یک نفر از اهالی آشنا به مالکیت ساکنین منطقه) با در دست داشتن نقشه اجرایی(نقشه اجرای مادتین 56 یا 2 که تشخیص و سایر مراحل قانونی براساس آن انجام گرفته است) ،پیمایش خود در حدفاصل مستحدثات باغ و محاوط و خانه های روستایی با اراضی منابع طبیعی را آغاز نموده و ضمن برداشت نقاط و مسیر پیمایش به

ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : حفاظت جنگل، کمربند حفاظتی، تصرف منابع طبیعی، تخریب منابع طبیعی، جنگل، اراضی ملی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 بهمن 1393
          
پنجشنبه 6 آذر 1393

در جنگل گردشی قطعه223 طرح جنگلداری رشته حوزه19 گیلان به موضوع جالبی برخورد نمودم که از نظر زمین شناسی و جنگلشناسی ارزش تحقیق و بررسی علمی دارد:

1- تعداد قابل توجه ای از گودال های دولین(dolin) مشاهده شد که شواهد امر نشان میداد که دولین ها به تازگی تشکیل شده اند گودالها عموما به قطر1متر تا3متر  و به عمق1تا1.5متر بودند.

2-جالب این بود که هر نقطه ای که دولین تشکیل شده بود درختی استقرار نداشته تا ریشه کن شده باشد.

3-بیرون زدگی سنگ مادر آهکی و پیوستگی آنها در قسمت های فوقانی قطعه قابل توجه بود.

 لذا می بایست در محاسبه سطح قابل بهره برداری قطعه  به نحوی اقدام تا سطوح مذبور خارج از سطح قابل بهره برداری منظور گردد.

تشکیل دولینها و ارتباط آن با مسائل جنگلشناسی و برآورد تولید جنگل موضوع جالبی برای تحقیق و پژوهش می باشد.ضمن انکه براساس گفته های دیگران در قطعات همجوار نیز وضعیت مشابه ای وجود دارد.همچنین شواهدی دال بر وجود غار در منطقه وجود دارد .

لازم بیادآوری است که پدیده دولین در اثر حل شده آهک سنگ مادر بوجود می آید.



نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : دولین، غار، پدیده، زمین شناسی، جنگل، dolin، آهک،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 آبان 1393

دانلود فایل
امیدوارم برای دانشجویان و همکاران منابع طبیعی مفید واقع شود.




نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : بهره برداری، برنامه، جنگل، تولید، طرح،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 آبان 1393

این خاطره مربوط به زمانی است که بعنوان ناظر طرح های جنگلداری در حوزه23زیلکی(استان گیلان) مشغول خدمت بودم.بنده از سال81 تا86 در نظارت طرحهای جنگلداری فعالیت داشتم.

در یکی از روزهای پاییزی سال 81،بهمراه کمک ناظر(آقای دارایی) و سه نفر از قرقبانان شرکت راشستان(مجری طرح های جنگلداری حوزه 23 زیلکی)،بمنظور انجام نشانه گذاری عازم جنگل( طرح اسپین،سری2) شدیم. در آنزمان تازه موفق به اخذ گواهینامه رانندگی شده بودم و بخاطر همین،خیلی علاقمند رانندگی بودم،آن روز هم بخاطر بالا بردن مهارتم،رانندگی خودرو نظارت(لندرور پاژن) را بر عهده داشتم. بعد از طی مسافت نسبتا طولانی(حدود20کیلومتر از محل دفتر نظارت) و با عبور از رودخانه اسپین وارد طرح مذکور شدیم.


بعد از عبور از پیچ ابتدای طرح اسپین ، مشاهده نمودم که جاده بخاطر بارندگی روزهای گذشته ریزش نموده و بخشی از حاشیه خاکریزی جاده از آن جدا و به سمت پایین دره پخش شده  ،همچنین مقداری از خاک دامنه بالادستی جاده نیز بر روی جاده ریزش کرده و در مجموع، عرض عبوری جاده بسیار باریک به نظر می رسید. با مشاهده این وضعیت، ترمز زدم و به همکاران گفتم که از عبور از نقطه باریک جاده می ترسم. بچه های شرکت راشستان که این گونه موارد را زیاد دیده بودند آنچنان نگران نبودند و توصیه داشتند که به مسیر خود ادامه دهیم.

در آنزمان آقای دارایی (که از نظر رانندگی از من واردتر بود) بجای من پشت فرمان نشست. اما من خیلی نگران بودم بخاطر همین به قرقبانها گفتم که فعلا پیاده شویم تا خودرو از نقطه خطر عبور کند،سپس دوباره سوار ماشین می شویم بچه ها هم حرف مرا گوش کردند.

بعد از پیاده شدن ما،آقای دارایی به آرامی شروع به حرکت کرد، در روی نقطه رانشی،یک دفعه دیدیم که زیر لاستیک عقب سمت راست، خالی شد و ماشین به سمت دره متمایل شد و ناگهان شروع به سقوط  در سراشیبی بسیار تند زیر جاده(که شیب بیشتر از 100درصد داشت) نمود. ماشین بعد از چند بار معلق خوردن ،ابتدا به تک درخت وسط دامنه برخورد نمود. با برخورد خودرو،اتاق ماشین از آن جدا و با قسمتهای اصلی به سمت پایین تر،آنقدر معلق خوردند تا به حاشیه کم شیب رودخانه رسیده و همه چیز از حرکت باز ایستاد.طول دامنه ای که ماشین سقوط کرده بود بیش از 150متر بود.(ادامه مطلب درصفحه بعد)

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : خاطرات من، 
برچسب ها : سقوط، دره، رانش جاده، جنگل، دامنه پرشیب، خورو نظارت طرح، معجزه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 مهر 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی