تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر توقف بهره برداری
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
با تحولات سالهای اخیر که با مهمترین رویکرد جنگلداری یعنی توقف بهره برداری و اجرای طرح تنفس همراه گردیده است، آینده بهره برداری از جنگلهای شمال حداقل در استان گیلان با ابهام زیادی همراه شده است. خصوصا انکه در سالهای پایانی برنامه ششم، با الزام قانون، برداشت چوب می بایست در جنگلهای شمال متوقف گردد.
بنظر بنده توقف بهره برداری در جنگلهای شمال لازم بود تا نگاه خود را به نحوه مدیریت جنگل مورد بازبینی قرار دهیم. البته تغییر در نگاه مدیریت جنگل بمعنی توقف برداشت چوب از جنگل تولیدی نیست.
جنگلهای شمال نیازمند بهره برداری چوب هستند به چند دلیل عمده:
1-شرایط تغییرات اقلیمی جهان حکم می کند که به لحاظ استقرار شرایط سازگار با تغییرات اقلیمی، دخالتهای پرورش جنگل را متوقف نکنیم. مطمئنا بهره برداری یکی از ابزار علم جنگل شناسی (پرورش جنگل) محسوب می گردد.
2-جنگلهای تولیدی شمال(نه همه نقاط جنگلی شمال) جنگلهای با قابلیت تولید چوب هستند، دارای توده های دخالت شده قبلی هستند و حداقل به لحاظ پرورش توده های همسال نیازمند برش های تنک کردن در نقاط مورد نیاز هستند. بنابراین اگر برداشت چوب و دخالت در این توده ها را متوقف کنیم، خسارت طبیعی این جنگلها افزایش می یابد و از همه مهمتر سرمایه تولیدی تجدیدپذیر کشور ما به هدر می رود. آنهم در این شرایط که به تولید و کسب درآمد و اشتغال و خودکفائی در شرایط اقتصاد مقاومتی نیاز داریم، توقف بهره برداری یعنی سرکوب کردن پتانسیل تولید کشور.
3-با این همه زیرساخت موجود در جنگلهای شمال از قبیل جاده های جنگلی، مسیرهای فرعی، حصارکشی ها و نقاط احیائی، و از همه مهمتر تجربه 50 ساله در طراحی وم اجرای طرح جنگلداری، توقف مدیریت جنگلداری شمال اقدامی منطقی به نظر نمی رسد.
4-بهره برداری سنتی از طریق اقتصاد معیشتی جنگلنشینان و حاشیه نشینان جنگل و دامداری سنتی دارای ضرر به مراتب بیشتر از برداشت چوب  است که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود.
4-بعد از سالها تغییرات شیوه های بهره برداری در طرح های جنگلداری، طی دهه 80 و دهه 90، نشانه گذاری جنگلهای شمال با گذار از جنگلداری ناهمسال  (به شیوه تک گزینی) به  جنگلدرای ناهمسال نزدیک به طبیعت ، به مرحله ای از بلوغ رسیده بود که تقریبا دخالتها از پشتوانه علمی خوبی برخوردار بودند. حال توقف یکباره این جریان کارشناسی، به معنی برخورد جبری با دیدگاه علمی جنگلداری و جنگل شناسی در جنگل های شمال است.
5-کنار گذاردن نیرو و امکانات و برنامه طرح های جنگلداری منطقی بنظر نمی رسد.
اما با این اوصاف با تغییر اوضاع و توقف موقت برای تصمیم گیری بهتر به دلایل ذیل موافقم:
1-عملکرد مجریان طرح ها در مجموع با مشکلات زیادی همراه بود.
2- ایراد از نحوه طراحی طرح های جنگلداری نبود، بلکه ساختار اجرایی مجریان دارای مشکل بودند.
3-حفاظت جنگل توسط بخش غیر حاکمیتی در قانون پیش بینی نشده است. بنابراین حفاظت را نباید به مجریان غیر دولتی واگذار نمود. چون عوامل حفاظتی می بایست بلا استثنا ضابط قضائی خاص باشند. چون هیچ یک از قرقبانان طرح های جنگلداری این شرایط را نداشتند، عملا در کار خود موفق نبودند.به تبع ان در حفاظت جنگل موفق نبودیم.
4-تکنولوژی مجریان طرح ها در قسمت بهره برداری و جاده سازی قدیمی بوده و دارای ضررهای بیشتر از منافع بودند.
راهکار چیست:
طرح جنگلدرای در شمال می بایست توسط دولت اجرا گردد، حفاظت ان فقط در دست مامورین ضابط باشد(اعم از حفاظت احیائی و حفاظت فیزیکی). فقط بهره برداری طرح ها هرساله با تشریفات قانونی به پیمانکار واجد شرایط واگذار گردد. 
قانون برنامه ششم می بایست به نحوی اصلاح شود که برداشت چوب  صرفا بمنظور پرورش جنگل مجاز اعلام گردد.
در خاتمه لازم بیادآوری است که چشم همه کارشناسان به عملکرد تصمیم گیران ارشد سازمان جنگلها دوخته شده است که با تصمیمات خود چه آینده ای را برای جنگلهای شمال و جنگلداری ایران رقم می زنند؟!.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تنفس، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، حفاظت، احیاء،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 مهر 1396
از زمان صدور دستور حکومتی و شرعی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت اقتصاد مقاومتی، بر همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و آحاد مردم فرض است که برای بقاء تولید و اشتغال در این زمان حساس منطقه ای، بیش از پیش تلاش نماییم. قطع یقین آنانی که به فرموده رهبری معظم لبیک گفته و به موقع دست بکار شدند در آینده سربلند و وباعث افتخار کشور خواهند شد و بقیه....؟!
اما اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی یعنی بهره برداری اصولی از منابع خدادادی مشروط به پایداری منابع و تضمین حفاظت و احیاء.
بهره برداری از جنگل های شمال در جنگل های تولیدی مانند همه کشورهای دنیا، می تواند در بخش تولید چوب نیز فعال و پابرجا باشد. چون طبیعت دوگانه برش بر اساس علم جنگلداری اقتضاء می کند که بهره برداری در خدمت پرورش جنگل باشد و بخشی از نیاز های کشور را تامین نماید.
اگر بهره برداری متوقف شود، اصلاح جنگل نیز متوقف می شود و نهایتا رویش جنگلهای شمال به صفر می رسد و چون دام در جنگل های شمال وجود دارد قطع یقین، کمتر از چند دهه، رویش اکثر نقاط جنگل به کمتر از صفر می رسد، ابتدا جنگل های شمال شبیه زاگرس شده و کم کم به بیابان تبدیل می شوند.
در حال حاضر نیز رویش در بعضی از جنگل های شمال، مانند جنگل هایی که بدون بهره برداری طرح های جنگلداری هستند(یعنی از ابتدا دارای تنفس بهره برداری بوده اند) دارای رویش کمتر از صفر هستند.
گروهی از متخصصین جنگل و یا افراد غیر متخصص و احساسی، بعضی از مسائل موجود از قبیل خشک شدن راش ها،ازدیاد آفات و امراض و خشکسالی و تنش های محیطی را به بهره برداری مجریان طرح های جنگلداری ربط می دهند. در حالیکه این افراد باید بدانند مسائل مذکور متاثر از تغییرات اقلیم و پدیده گرمایش زمین است که در کنفرانس 2015 پاریس، همه کشورهای جهان به افزایش دمای اتمسفر کره زمین به 2 درجه سانتیگراد اتفاق نظر دارند و افزایش دما همچنان ادامه دارد. بنابراین تغییر اقلیم مسائل زیادی را با خود بهمراه دارد. اتفاقا یکی از راه های سازگاری و مدیریت جنگل در خصوص تغییر اقلیم، بهره برداری هدفمند است. چون بهره برداری ابزاری برای عبور جنگل از بحران تغییرات اقلیمی است که همه جای دنیا در جنگل های تولیدی استفاده می شود ولی در کشور ما متاسفانه متوقف می گردد!!!.
بعنوان یک متخصص بسیجی با شجاعت اعلام می دارد که بهره برداری اصولی از جنگل های شمال(در چارچوب طرح جنگلداری و قوانین و مقررات) پیروری از اقتصاد مقاومتی است و به هیچ وجه ممکن تخریب کننده منابع طبیعی نیست.
بهره برداری از جنگل فقط تولید چوب نیست بلکه کلیه خدمات و تولیدات از جنگل از قبیل گردشگری(اکوتوریسم)، تولید آب، گیاهان داروئی، زنبورداری و..در صورتیکه در خدمت احیاء و حفاظت جنگل باشند(یعنی هزینه پایداری جنگل را تامین نمایند) مصداق هایی از اقتصاد مقاومتی هستند که دولتمردان کشور می بایست این فرصت های جهاد برای اقتصاد ملی را از دست ندهند.
بنظ رمی رسد که دولتمردان عزیز، فرمایش حضرت آقا در مورد تخریب جنگل ها را به معنی حدف استعدادهای خدادادی اقتصاد مقاومتی در منابع طبیعی درک نموده اند. اگر اینچنین است بهتر است که فقط یکبار دولتمردان، حرف متخصصین جنگلداری ایران را نیز بشنوند.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : توقف بهره برداری، رهبر معظم انقلاب، اقتصاد مقاومتی، جنگل های شمال، تولید، اشتغال،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 7 آبان 1395

یکی از شاخص های اصلی مدیریت ایده آل جنگل، سطح تحت اجرای طرح های جنگل داری است.

مشکل فعلی مدیریت جنگل ها ی شمال خصوصا در گیلان، کاهش تدریجی سطح طرح های جنگلداری است، چالشی که بعد از اجرای مصوبه دولت(طرح بهینه سازی پایش و حفاظت از جنگل ها) شتاب بیشتری بخود گرفته است.

چند دلیل باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است که عبارتند از:

1-تک محصولی طرح های جنگلداری(اتکاء درآمد وابسته به چوب) که باعث عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی طرح های جنگلداری شده است.

2-کاهش اعتبارات مورد نیاز بسترسازی اجرای طرح جنگلداری(طرح ساماندهی) و تقریبا توقف طرح مذکور در سالهای اخیر

3-عدم تصمیم سازی و تصمیم گیری در اتخاذ گزینه های بهینه توسط مراجع تصمیم گیری سازمان جنگلها جهت برون رفت از وضعیت بحرانی موجود

4-عدم همراهی تئوری پردازان علم جنگل و مراجع مسئول تحقیق و پژوهش مربوط به جنگلداری جهت هم فکری و همراهی با سازمان جنگلها(انتقاد و نقدهای مسئولانه)

متاسفانه دو مسئله افراط و تفریط در تعیین هدف کسب درآمد طرح های جنگلداری و بهره برداری اصولی، مانع از تحقق اهداف سازمان(احیاء،حفاظت و استقرار تجدید حیات و نسل های بعدی جنگل) گردیده است.

در دهه های گذشته تا اواخر دهه 80 ، برداشت چوب از جنگل های شمال ، عملا بعنوان تنها محصول قابل استحصال برنامه ریزی و اجرا گردید و در بعضی نقاط افراط در برنامه ریزی برداشت به تخریب جنگل منجر شد. هرچند که بتدریج با اصلاح قوانین، شرایط برداشت محدود تر گردید.

در دهه90 تفکر منتقدان برداشت چوب، به توقف کامل برداشت چوب تکیه دارد و بعضی ها طرح تنفس را مطرح می نمایند. گروهی از این افراد، بهره برداری غیر چوبی را بعنوان عامل کسب درآمد جهت مدیریت جنگل مطرح می کنند. این گروه که علیرغم عدم ارائه پایلوت موفق با موضوع مذکور در شمال، با اطمینان از اجرای تفکر خود صحبت می کنند.

بنده و خیلی از همکاران اجرایی(کارشناسان با تحصیلات تخصصی جنگلداری و  عملا کارکرده و دارای پژوهش های میدانی) به این مسئله اعتقاد راسخ داریم که تفکر حاکم بر دهه های گذشته یعنی تفکر افراطی برداشت چوب، بدلایل متعدد دارای اشکالات فراوان بوده و خوشبختانه با  مصوبه سال92 دولت کنترل و مهار گردید. اما تفکر دوم یعنی اتکاء درآمد جنگل به بهره برداری غیر چوبی(تفکر تفریطی عدم برداشت چوب)، به مراتب خطرناک تر از برداشت چوب است. خصوصا آنکه فاقد طرح های پایلوت موفق هست.

بنظر می رسد که این تفکر آمرانه و در فضای متاثر از تبلیغات ضد برداشت چوب، بصورت کاملا احساسی  مطرح شده و ظاهرا برای مسئولین محترم نیز جذاب است.

نظر ما کارشناسان (نه کارشناسان پشت میزی و خاک جنگل نخورده) این است که اعتدال، بهترین حالت مدیریت در هر

وضعیتی است.خصوصا در وضعیت موجود که بهره برداری جنگل در مرحله گذار از برداشت زیاد به بهره برداری منطقی و معتدلانه بسر می برد. تلفیق برداشت چوب با سایر بهره برداری های قابل استحصال، کلید برون رفت از بحران های اقتصادی در طرح های جنگلداری است.

بدین منظور پیشنهاد می گردد:

1-طرح های جنگلداری موجود که برنامه ریزی برداشت چوب دارند مطابق طرح بهینه سازی ، پایش و بهره برداری جنگل، برداشت چوب با اهداف جنگلشناسی(احیاء،زادآوری و حفاظت) داشته باشند و برنامه تکمیلی بهره برداری  متکی به استعداد های غیر چوبی در محدوده طرح های در حال اجرا تهیه و اجرا گردد. تا از این طریق درآمد طرح تامین گردد.

2-طرح های موجود تهیه شده که برای مطالعات آنها هزینه و زمان صرف شده است، با انجام مطالعه تکمیلی و الحاق بهره برداری چند منظوره(چوب و غیر چوب)، تغییر ماهیت داده و آماده اجرا گردند.

3-طرح های جدید با ماهیت بهره برداری چند منظور(چوب و غیرچوبی منطبق با استعدادهای حوزه آبخیز) تهیه و اجرا گردند. مهمتر آنکه حوزه طراحی، بجای سری، ترجیحا به حوزه آبخیز تعمیم داده شود حتی دامنه برداشت های غیر چوبی به بخشی از اکوتون جنگل و مرتع و مراتع نیز قابل گسترش است.

4-با جذب حداکثری مساعدت گروه های جنگلداری دانشگاه های فعال ایران و حتی محققین ایرانی و غیرایرانی خارج از کشور و مراکز تحقیقاتی زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، بستر مناسبی با محوریت بهره برداری از جنگل های شمال ایجاد و با بهره گیری از نتایج تحقیقاتی و تجربیات گذشته، آینده بهتر با تئوری پردازی های موثر و کارا  ترسیم گردد.

5-دستورالعمل های تهیه طرح جنگلداری بمنظور تحقق بندهای 1و2و3 نیازمند تغییر و اصلاح فوری است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح تنفس، بهره برداری، برداشت چوب، جنگل های شمال، چندمنظوره، توقف بهره برداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 تیر 1395
وقتی با انتقاد کسانی که موافق مطلق توقف بهره برداری از جنگلهای شمال هستند مواجه می شویم،بیاد افراط و تفریط های خود می افتیم که یک زمانی آنچنان از جنگلها برداشت می کردند که انگار ،چوب جنگل تمام نمی شود و الان برعکس آن موقع ،فکر می کنیم که برداشت چوب ،بمعنای تخریب جنگل می باشد. 
صرف نظر از تفکرات احساسی و نگاه مطلق به قضیه بهره برداری (بصورت صفر و یک)،این نکته مهم قابل ذکر است که جنگلهای شمال ،عموما جزء جنگلهای طبیعی دست خورده هستند و  بهره برداری بعنوان  ابزاری بوده که از بدو اجرای طرح های جنگلداری برای  پرورش توده ها و احیاء طبیعی و مصنوعی جنگل مورد استفاده قرار گرفته است بصورتی که در حال حاضر بسیاری از توده های جنگلی یا جنگلهای دست کاشت در مرحله همسال و جوانی بسر می برند و نیاز به تیمار یا پرورش دائم دارند ، در صورتیکه این توده ها را به حال خود بگذاریم و هیچ گونه دخالت پرورشی نکنیم ، خسارت به درختان بیشتر می شود، چون درختان همسال در اثر تنک نشدن، با  بالا رفتن ضریب لاغری یا کشیدگی ،دچار رویش نامتعادل ارتفاعی شده و در اثر پدیده های جوی نظیر باد و برف شکسته خواهند شد و یا از ادامه رویش قطری و ارتفاعی باز می مانند ضمن آنکه ،وضعیت ایده ال تمام توده های جنگلی شمال، ناهمسالی و ناهمگونی در قطر وارتفاع گونه های مختلف است که فقط با بهره برداری می توان جنگلهای دست خورده را به سمت وضعیت ایده آل سوق داد.
همچنین در مقابل کسانی که بحث توقف بهر برداری را مطرح نموده اند، باید پرسید که مواد اولیه چوب خام در سرتاسر دنیا ،هم اکنون، از کجا  تامین می شوند  آیا جز این است که در هر کشوری بر اساس حاصلخیزی و توان جنگلهای خود،از چوب یا سایر استعدادهای آن بهره برداری میشود. و اصولا در حال حاضر که با تحریم همه جانبه کشورهای سلطه گر مواجهه هستیم چرا نباید از توانمندی تولید منابع طبیعی تجدیدپذیر خود استفاده نکنیم.
 بنابراین بخاطر داشته باشیم بهره برداری از جنگلهای قابل برداشت شمال، هم  وسیله پرورش و حفاظت و احیاء آن است و هم باعث اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم و تقویت تولید داخلی و کسب درآمد  و  منبع تامین اعتبارات مورد نیاز پروژه های احیایی و حفاظتی است. چه خوبست منطقی تر فکر کنیم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، برداشت چوب، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، جنگلهای دستخورده،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی