تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب ابر بهره برداری
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

یکی از شاخص های اصلی مدیریت ایده آل جنگل، سطح تحت اجرای طرح های جنگل داری است.

مشکل فعلی مدیریت جنگل ها ی شمال خصوصا در گیلان، کاهش تدریجی سطح طرح های جنگلداری است، چالشی که بعد از اجرای مصوبه دولت(طرح بهینه سازی پایش و حفاظت از جنگل ها) شتاب بیشتری بخود گرفته است.

چند دلیل باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است که عبارتند از:

1-تک محصولی طرح های جنگلداری(اتکاء درآمد وابسته به چوب) که باعث عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی طرح های جنگلداری شده است.

2-کاهش اعتبارات مورد نیاز بسترسازی اجرای طرح جنگلداری(طرح ساماندهی) و تقریبا توقف طرح مذکور در سالهای اخیر

3-عدم تصمیم سازی و تصمیم گیری در اتخاذ گزینه های بهینه توسط مراجع تصمیم گیری سازمان جنگلها جهت برون رفت از وضعیت بحرانی موجود

4-عدم همراهی تئوری پردازان علم جنگل و مراجع مسئول تحقیق و پژوهش مربوط به جنگلداری جهت هم فکری و همراهی با سازمان جنگلها(انتقاد و نقدهای مسئولانه)

متاسفانه دو مسئله افراط و تفریط در تعیین هدف کسب درآمد طرح های جنگلداری و بهره برداری اصولی، مانع از تحقق اهداف سازمان(احیاء،حفاظت و استقرار تجدید حیات و نسل های بعدی جنگل) گردیده است.

در دهه های گذشته تا اواخر دهه 80 ، برداشت چوب از جنگل های شمال ، عملا بعنوان تنها محصول قابل استحصال برنامه ریزی و اجرا گردید و در بعضی نقاط افراط در برنامه ریزی برداشت به تخریب جنگل منجر شد. هرچند که بتدریج با اصلاح قوانین، شرایط برداشت محدود تر گردید.

در دهه90 تفکر منتقدان برداشت چوب، به توقف کامل برداشت چوب تکیه دارد و بعضی ها طرح تنفس را مطرح می نمایند. گروهی از این افراد، بهره برداری غیر چوبی را بعنوان عامل کسب درآمد جهت مدیریت جنگل مطرح می کنند. این گروه که علیرغم عدم ارائه پایلوت موفق با موضوع مذکور در شمال، با اطمینان از اجرای تفکر خود صحبت می کنند.

بنده و خیلی از همکاران اجرایی(کارشناسان با تحصیلات تخصصی جنگلداری و  عملا کارکرده و دارای پژوهش های میدانی) به این مسئله اعتقاد راسخ داریم که تفکر حاکم بر دهه های گذشته یعنی تفکر افراطی برداشت چوب، بدلایل متعدد دارای اشکالات فراوان بوده و خوشبختانه با  مصوبه سال92 دولت کنترل و مهار گردید. اما تفکر دوم یعنی اتکاء درآمد جنگل به بهره برداری غیر چوبی(تفکر تفریطی عدم برداشت چوب)، به مراتب خطرناک تر از برداشت چوب است. خصوصا آنکه فاقد طرح های پایلوت موفق هست.

بنظر می رسد که این تفکر آمرانه و در فضای متاثر از تبلیغات ضد برداشت چوب، بصورت کاملا احساسی  مطرح شده و ظاهرا برای مسئولین محترم نیز جذاب است.

نظر ما کارشناسان (نه کارشناسان پشت میزی و خاک جنگل نخورده) این است که اعتدال، بهترین حالت مدیریت در هر

وضعیتی است.خصوصا در وضعیت موجود که بهره برداری جنگل در مرحله گذار از برداشت زیاد به بهره برداری منطقی و معتدلانه بسر می برد. تلفیق برداشت چوب با سایر بهره برداری های قابل استحصال، کلید برون رفت از بحران های اقتصادی در طرح های جنگلداری است.

بدین منظور پیشنهاد می گردد:

1-طرح های جنگلداری موجود که برنامه ریزی برداشت چوب دارند مطابق طرح بهینه سازی ، پایش و بهره برداری جنگل، برداشت چوب با اهداف جنگلشناسی(احیاء،زادآوری و حفاظت) داشته باشند و برنامه تکمیلی بهره برداری  متکی به استعداد های غیر چوبی در محدوده طرح های در حال اجرا تهیه و اجرا گردد. تا از این طریق درآمد طرح تامین گردد.

2-طرح های موجود تهیه شده که برای مطالعات آنها هزینه و زمان صرف شده است، با انجام مطالعه تکمیلی و الحاق بهره برداری چند منظوره(چوب و غیر چوب)، تغییر ماهیت داده و آماده اجرا گردند.

3-طرح های جدید با ماهیت بهره برداری چند منظور(چوب و غیرچوبی منطبق با استعدادهای حوزه آبخیز) تهیه و اجرا گردند. مهمتر آنکه حوزه طراحی، بجای سری، ترجیحا به حوزه آبخیز تعمیم داده شود حتی دامنه برداشت های غیر چوبی به بخشی از اکوتون جنگل و مرتع و مراتع نیز قابل گسترش است.

4-با جذب حداکثری مساعدت گروه های جنگلداری دانشگاه های فعال ایران و حتی محققین ایرانی و غیرایرانی خارج از کشور و مراکز تحقیقاتی زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، بستر مناسبی با محوریت بهره برداری از جنگل های شمال ایجاد و با بهره گیری از نتایج تحقیقاتی و تجربیات گذشته، آینده بهتر با تئوری پردازی های موثر و کارا  ترسیم گردد.

5-دستورالعمل های تهیه طرح جنگلداری بمنظور تحقق بندهای 1و2و3 نیازمند تغییر و اصلاح فوری است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح تنفس، بهره برداری، برداشت چوب، جنگل های شمال، چندمنظوره، توقف بهره برداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 تیر 1395

سابقه بهره برداری از جنگلهای شمال در چارچوب طرح جنگلداری که از اواخر دهه30(1338) آغاز و بتدریج توسعه پیدا نمود، نشان دهنده اینست که به تقلید از طرح های جنگلداری اروپا، کل طرح جنگلداری با کتابچه طرح جنگلداری مصوب دهساله به مجری طرح واگذاری می شود. مجری طرح نیز بعنوان یک بخش مستقل، بر عرصه های مشمول طرح مدیریت می کند و متعهد است کلیه برنامه های طرح از قبیل حفاظت، احیاء، جاده سازی و مرمت و امور عمرانی، بهره برداری و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی را راسا و با نظارت ناظر طرح به انجام برساند.

با گذشت بیش از 5 دهه از اجرای طرح جنگلداری توسط مجریان طرح ها، با توجه به چالش های موجود در بهره برداری از جنگلهای شمال می توان به قضاوتی منصفانه در مورد عملکرد رویکرد مجری گری طرح های جنگلداری که تا حال حاضر رواج داشته، پرداخت.

بهره برداری، برداشت سود سرمایه جنگل یا برداشت رویش جنگل در راستای اهداف ایده آل مدیریت جنگل، خصوصا اهداف بیولوژیک به کمک طبیعت دوگانه برش درختان جنگل محسوب می شود. این قاعده به شکل ساده بدین نحو است که هر جنگلی بعد از بهربرداری:

1-سطح عرصه ثابت می ماند یا سطوح همجوار(که در طرح قبلی مغفول مانده اند) به آن الحاق می شودند.

2-تراکم و موجودی سرپای جنگل افزایش می یابد.

3-احیاء طبیعی و تکمیل کننده آن، احیاء مصنوعی در نقاط مورد برنامه با موفقیت انجام می شوند و بعنوان شرط بهره برداری های بعدی، مدنظر قرار می گیرند.

4-حفاظت فنی و فیزیکی در تمامی ابعاد انجام می شود.

5-جنگل به سمت اهداف اختصاصی و عمومی جنگلداری سوق داده می شود.

بعبارتی دیگر بعد از اولین دخالت در یک مرحله اجرای طرح جنگلداری در واحد جنگلداری(یعنی جنگل خاص)، شروط فوق بعنوان اصول اجتناب ناپذیر اجرای طرح های بعدی در آن نقطه حاکم می شوند و در صورت عدم تحقق هریک از آنها می بایست روند عادی طراحی و اجرای طرح جنگلداری متوقف گردیده و نسخه متناسب با شرایط غیر عادی جنگل طراحی و اجرا نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، حاکمیتی، شرکت ملی، جنگلهای شمال، حفاظت، کاهش برداشت،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 دی 1394
بهره برداری منابع طبیعی از جمله برداشت متعادل از جنگلهای شمال در قالب طرح های جنگلداری در 2 سال اخیر دچار ابهامات زیادی گردید. گروهی خواهان توقف بهره برداریشدند و شعار استراحت جنگل را سر می دادند. اما قاطبه کارشناسان امر، بهره برداری اصولی از جنگل های شمال را تنها راه احیاء و حفاظت آن میدانند.دلیل این گروه هم این است که جنگلهای فاقد طرح های جنگلداری فعال ، خودبخود در استراحت به سر می برند ولی وضعیت آنها بدتر شده است.بنابراین با شعار نمی شود جنگل را اداره نمود.
خوشبختانه با ابلاغ سیاست های کلی محیط زیست کشور توسط رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) ، تکلیف مشخص شد و در واقع جواب دلواپسان نیز داده شده است.در بند6 ساست ابلاغی معظم له در مورد بهره برداری ،
اعمال محدودیت قانونمند در بهره‌برداری از این منابع متناسب با توان اكولوژیك (ظرفیت قابل تحمل و توان بازسازی) آنها بر اساس معیارها و شاخص‌های پایداری، ذکر شده است که با کاهش برداشت های فعلی و اصلاح بهره برداری متناسب با طرح کنترل پایش جنگلهامصوب سال92 هیئت محترم دولت و سیاستی که هم اکنون سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور در پیش گرفته است کاملا همخوانی دارد.
امید است سازمانهای متولی منابع طبیعی و محیط زیست کشور در این خصوص همکاریهای گسترده ای را اعمال نموده و جامعه دانشگاهی نیز فعالانه تشریک مساعی نمایند تا بهره بر داری اصولی منجر به احیاء و حفاظت از جنگلها شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : سیاست های کلی محیط زیست، رهبر معظم انقلاب، منابع طبیعی، بهره برداری، جنگلهای شمال، طرح های جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آبان 1394

در حال حاضر مدیریت منابع طبیعی با چالش های  زیادی مواجه است که اهم آنها عبارتند از:

1-ازدیاد عوامل تخریب کننده جنگلها و مراتع خصوصا سوء استفاده از قوانین و مقررات برون سازمانی در دو دهه اخیر

2-افزایش ضریب نفوذ سکونت مردم در عرصه های منابع طبیعی با ارائه خدمات عمومی جاده،برق،آب،گاز و...

3-بهره برداری سنتی از منابع طبیعی بویژه دامداری سنتی

4-کاهش کمی و کیفی تراکم و ترکیب گونه های جنگلی و مرتعی

5-افزایش کمی و کیفی مناطق بحرانی در عرصه های منابع طبیعی داخل کشور و کشورهای همجوار

6-محدودیت شدید اعتبارات مورد نیاز و زمین گیر شدن طرح های مختلف مدیریت منابع طبیعی(با رویکرد جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری)

7-کاهش توانمندی مجریان و مقاطعه کاران و عاملین پروژه های مختلف مدیریت منابع طبیعی

8-عدم هماهنگی و مطابقت اطلاعات آکادمیک با امور اجرایی و ناکارا بودن نتایج تحقیقاتی در امور بنیادین و محوری مدیریت منابع طبیعی

و.......

با نگاهی گذرا به وضعیت دانشگاه های مرتبط با رشته های تخصصی جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری در می یابیم که فاصله ای معنی دار بین دانشگاه و اجرا وجود دارد. نه دستگاه اجرایی علاقمند به ارتباط مداوم و هدفمند با مراکز دانشگاهی است و نه دانشگاه چنین ضرورتی را حس می نماید!. بعضی از دانشگده های منابع طبیعی کشور،حتی فاقد جنگل یا مرتع آموزشی بوده و بطور موقت نیز از محیط های طبیعی در دروس عملی بهره نمی گیرند!.رشته جنگلداری آنقدر تئوری و تکراری و محدود به اطلاعات قدیمی و روزنامه ای شده که از همه گرایش های دبیرستانی حتی علوم انسانی ، افراد امکان ادامه تحصیل در این رشته را پیدا نموده و صرفا با گذراندن چند واحد پیش موفق به فارغ التحصیلی در تخصص علمی و عملی! جنگلداری می شوند.

وضعیت مراکز تحقیقات منابع طبیعی نیز مشابه بوده و با توجه به محدودیت اعتبارات، شاید وضعیت بغرنج تری را دارا است.خصوصا که ارتباط این نهادها با بخش اجرایی ،علیرغم موجودیت در یک وزارتخانه، مشابه ارتباط دانشگاه با اجرا است!.

در سالهای اخیر شاهد تحولات گسترده در نحوه بهره برداری از جنگل های شمال هستیم. بهره برداری از چوب جنگلهای شمال با تصویب طرح پایش و بهینه سازی حفاظت از سال 92 ، وارد فاز جدیدی شده است. امروز مسئولین ارشد سازمان جنگلها متمایل به حذف واژه "بهره برداری" هستند. شاید آنهایی که دور از بخش های اجرایی هستند ممکن است نسبت به این وضع انتقاد داشته باشند ولی واقعیت این است که تمایل فوق الذکر در نتیجه فشار افکار جمعی وعمومی جامعه، رهبری معظم نظام و بخش های دولتی(قوه های مجریه،مقننه و قضائیه) در خصوص تخریب منابع طبیعی کشور حاصل شده است. البته نظارت و نقدههای سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بی تاثیر نبوده است.

بنابراین جا دارد که در سه بخش اجرا،تحقیقات و دانشگاه(مرتبط با جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری) بقول سهراب سپهری چشم ها را دوباره بشوییم و جور دیگر نگاه کنیم. تجدیدنظر در تئوری های وام گرفته از خارج کشور،تئوری پردازی برای ایده های جدید میتواند سرآغاز خوبی برای جنگلداری نوین در کشور خصوصا در شمال باشد.

باید بپذیریم که جنگلهای شمال برای بهره برداری های سنگین و متوسط مناسب نیست و تا الان با هر توجیهی برداشت کرده ایم راه به خطا رفته  و باید برگردیم. اما بهره برداری در حوزه های آبخیز عملا حذف نمی شود بلکه بهره برداری بعنوان ابزار اصلاح و بازسازی جنگل محسوب شده و فقط در حد آن برداشت می شود.با توجه به اینکه بهره برداری سبک با بهره برداری صنعتی و مکانیزه سازگار نیست بنابراین نباید به دنبال ایجاد مجریان بزرگ باشیم(گرچه تاکنون نیز در زمینه ایجاد شرکت های توانمند مجری طرح های جنگلداری که واجد تمامی توانمندیهای احیاء ،حفاظت و بهره برداری و جاده سازی و .. باشند ناموفق بوده ایم!)  ، ازاینرو بدلیل وجود جوامع بومی محلبی در محیط های جنگلی باید کار بهره برداری سبک را به آنها واگذار کنیم(با طراحی طرح های مناسب).

بنابراین حذف کلمه بهره برداری  را باید به فال نیک گرفته و بر همه دلسوزان منابع طبیعی کشور فرض است تا ایده های جدید و عملی را در جهت ارتقاء مدیریت منابع طبیعی ارائه نمایند. مطمئنا اثربخش ترین ایده ها در بستر مشارکت مردم برای نگهداری از جنگل و مرتع امکان پذیر خواهد بود.

در آینده به تعدادی از ایده های جنگلکاری و جنگلداری و حفاظت می پردازم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، دانشگاه، منابع طبیعی، جنگل، مرتع، مدیریت، آبخیزداری،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394

بهره برداری چوب از جنگلهای شمال،مطابق قانون در چارچوب اجرای طرح جنگلداری امکان پذیر بوده و با توجه به  نتایج بدست آمده و تاثیر پذیری از نقدهای برون سازمانی ،قوانین برنامه های چهارم و پنجم توسعه کشور و تصمیمات دولت ،روند رو به کاهشی را دنبال نموده است.بنظر می رسد که ادامه این روند،یعنی ارزیابی عملکرد، و کسب تجربه ارزشمند از طرح های جنگلداری اجرا شده و در دست اجرا، بسیار مفیدتر خواهد بود زیراکه اولا کارشناسان تصمیم ساز سازمان جنگلها را به این نتیجه رسانده است که برداشت سنگین از چوب موجودی سرپای جنگلهای تولیدی شمال،به هیج وجه بصلاح نیست و برای پایداری تولید جنگل می بایست با اتکاء به علوم اکولوژی و جنگلشناسی و پیروی از تفکر همگام با طبیعت ،بصورت هدفمند،نتیجه گرا و البته سبک، بهره برداری نمود و از همه مهمتر اصلاح و بازسازی جنگل هدف باشد و  بهره برداری ابزار آن..ثانیا برای اقتصادی نمودن فرایند اجرای طرح های جنگلداری،در صورتیکه اعتبارات دولتی بمیزان فعلی باشد، به بهره برداری های مستعد دیگر نظیر گردشگری محدود و کنترل شده و آبزی پروری برای مجریان طرحها و پرورش گیاهان داروئی ، زنبورداری، دامداری و تولید قارچ برای جنگلنشینان(در قالب طرح ساماندهی) مبادرت نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، منتقدان، حفاظت، محیط زیست، تولید، درآمد، جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 فروردین 1394
          
پنجشنبه 6 آذر 1393

دانلود فایل
امیدوارم برای دانشجویان و همکاران منابع طبیعی مفید واقع شود.




نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : بهره برداری، برنامه، جنگل، تولید، طرح،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 آبان 1393

مقدمه

 

     همانطوریکه می دانیم طبق قانون حفاظت و بهره برداری ، قطع و بهره برداری اشجار جنگلی منوط به اخذ مجوز قطع از دستگاه متولی مدیریت جنگل ها یعنی سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور است که توسط ادارات کل منابع طبیعی استان ها و ادارات منابع طبیعی شهرستانها بترتیب در مورد درختان قابل برداشت جنگلها و باغات چوب متعلق به اشخاص انجام می گیرد.

در مبحث بهره برداری جنگل با حجم های نشانه گذاری،تجدید حجم صنعتی و هیزمی و استحصال سروکار داریم. تمام مساعی نظارت طرح ونظارت عالیه طرح های جنگلداری و بهره برداری های باغی این است که اولا مراحل متداول بهره برداری،در چارچوب قوانین و مقررات انجام شود، ثانیا کمیت های ابعاد ضخامت یا طول قسمتهای مختلف درختان که منتج به حجم می شوند با واقعیت منطبق شوند.در بخش های تجدید حجم و استحصال،مجموعه شرایطی در عدم دستیابی به حالت های ایده آل ،خصوصا در بعد اندازه گیری ها دخیل هستند. فلذا این مسئله ،باعث ایجاد چالش متداوم بین لایه های مختلف نظارتی شده و علیرغم آنکه انتظارات حداقل، طی مراحل انجام کار حاصل می گردد درجه رضایت مندی در ابعاد قانونی و فنی به سلیقه و تجزیه و تحلیل های شخصی متکی است.

فرایند استحصال

بعد از مرحله تجدید حجم ، ابتدا مقطوعات صنعتی به گرده بینه، کاتین تبدیل می شوند و بعد از ضرب چکش استحصال از محوطه برداشت خارج می شوند. سپس چوب آلات هیزمی تهیه و جمع آوری و به محل مصرف منتقل می شوند درحالتی که امکان دسترسی با جاده به محوطه برداشتگاه میسر نباشد بهره برداری بصورت سنتی انجام می گیرد یعنی گرده بینه ها به چوب آلات الواری تبدیل می شوند و بهمراه چوب آلات کاتین با دواب از جنگل خارج می شوند.

استحصال بخش های صنعتی و هیزمی توسط هیئت کارشناسی استحصال با آمارگیری (محاسبه حجم وتعداد محصولات قابل حمل) و ضرب چکش و برآورد هیزم بازدید شده انجام می گیرد.

با انجام استحصال، عملا" تفکیک بخش های صنعتی از هیزم انجام می شود و هرگونه نگرانی مربوط به دریافت حق وحقوق دولت برطرف می گردد حتی استفاده صنعتی از هیزمی که با محاسبه کاتین زیر 20 سانتیمتر انجام می شود محاسبه می گردد. ثانیا" ابعاد قابل خروج از جنگل مشخص و در

صورتمجلس استحصال ثبت می شوند بعد از حمل و نقل اولیه و یا بعد از حمل مقطوعات به یارد برای چوب آلات آماده حمل و نقل ثانویه، پروانه حمل صادر می گردد.

در استحصال مکانیزه تنه های بلند توسط اسکیدر از پای کنده بر روی مسیر چوبکشی کشیده شده و به محل دپو منتقل می شوند (حمل و نقل اولیه ) . در این مرحله،در عرصه و کنار کنده، بعد از عملیات تجدید حجم ،درختان به تنه های بلند تبدیل شده و ضرب چکش استحصال بر روی تنه های بلند انجام می شود همچنین شماره بینه های بلند نیز بر روی سطح مقطع یادداشت می شود. در محل دپو یا کنار جاده،ممکن است بینه های بلند به ابعاد سفارش شده مجری طرح ( بینه وکاتین ) که در صورتمجلس استحصال ثبت شده است تبدیل شوند یا در یارد یا ایستگاه نهایی تبدیل شوند.اگر در زمان حمل و نقل ثانویه، (که چوب آلات با صدور پروانه حمل به بازار مصرف حمل می شوند.)،ابعاد مورد درخواست مجری طرح یا خریدار چوب،با ابعاد مندرج در صورتمجلس استحصال مغایر باشد می توان با تنظیم صورتمجلس استحصال تبدیلی ، مشکل موجود را حل نموده ،سپس براساس آن پروانه حمل را صادر نمود. لازم بذکر است که صورتمجلس استحصال اصلی نیازمند دریافت مجوز ترخیص چوب آلات از اداره کل بوده،ولی برای صورتمجلس استحصال تبدیلی، الزامی برای اخذ مجوز از اداره کل نیست.

در روش فعلی استحصال، نگرانی از اجرای قوانین و مقررات باعث گردیده است تا امور فنی مربوط به تسهیل در روند خروج مقطوعات مستحصله مغفول بماند. بعبارتی دیگر در مرحله استحصال، مجری طرح یا پیمانکار چوب(عوامل اجرایی مجری طرح) انتظار دارد بعد از پرداخت کامل عوارض و بهره مالکانه،مواد مستحصله را در سریع ترین زمان ممکن خارج نموده و به بازار مصرف برساند بویژه در مورد درختان صنوبر و کاج و محصولات کاتینی،که ملاک فروش چوب الات بر اساس وزن بوده،گذشت زمان باعث افت وزنی و کاهش درآمد می گردد.لذا بمنظور کمک به فعالیت اقتصادی طرح باید تمام مساعی خود را در اجرای توامان قانون و فن بکار گرفت تا تسریع در انجام امور استحصال حاصل شده و ارزش افزوده بدست آمده موجب تقویت مالی مجری طرح برای انجام تعدات احیایی و حفاظتی گردد. حال اگر فرض نماییم هیچگونه کمک فنی به امر استحصال در بخش فروش مقطوعات درختان کاج و صنوبر در جنگلکاری های مجریانی چون شرکت شفارود (که قسمت اعظم منبع درآمدی آن بخصوص در سالجاری متکی به فروش مقطوعات جنگلهای دست کاشت جلگه ای است)، فروش محصولات با تناژ بالا امکان پذیر نبوده و درآمد ها به نصف یا کمتر تقلیل می یابد. از طرفی ،بعد از دریافت حق و حقوق دولت ،منطقی تر آنست که چوب آلات مستحصله به لحاظ جلوگیری از کاهش افت،هرچه سریع تر به بازار مصرف منتقل شوند.       

 روند استحصال وحمل چوب آلات تهیه شده از جنگل تا مرحله قبل از صدور پروانه حمل، فرآیند اصلی حمل و نقل و بهره برداری جنگل را تشکیل می دهد که به استناد اظهارات صاحب نظران بهره برداری و حمل و نقل جنگل(دکتر سبحانی، استاد دانشکده منابع طبیعی کرج و دکتر نقدی، استاد دانشکده منابع طبیعی صومعه سرا-گیلان) می توان آنرا در دو سیستم سرد و گرم تعریف و تفکیک نمود. البته جزئیات با بسط موضوع و نتیجه گیری کاربردی بیشتر بشرح ذیل آورده شده است:



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، استحصال، حمل و نقل، صنعتی، تجدیدحجم، محل دپو، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 شهریور 1393
با تصویب نامه هیئت محترم وزیران در تاریخ16.10.1392 با  عنوان برنامه بهینه سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل های کشور،نسخه جدیدی برای بهره برداری از جنگل های کشور پیچیده شد.طبق ماده 6 این مصوبه حاکمیتی که حکم قانون را دارد(زیرا قانون ملی شدن جنگلها نیز ،در واقع،تصویب نامه هیئت وزیران بود)بهره برداری بصورت برش های بهداشتی و پرورشی تعریف و محدود شده است.
هرچند که تبعات اجرای این قانون لازم الاجرا،برای طرحهای جنگلداری تحت اقدام،ممکن است نابسامانی را در عملکرد مجریان طرحها بهمراه داشته باشد ولی با اقدامات جبرانی دولت، می توان به تداوم فعالیت های مدیریت منابع طبیعی در طرح های جنگلداری امیدوار بود.
از طرفی دیگر القاء دیدگاه های منفی و افراطی،فراتر از قانون تصویب شده اخیر،بی انصافی در حق کسانی است که عمری را برای جنگلبانی این کشور مصروف نموده اند , و اعتقاد دارند که مدیریت در چارچوب اجرای طرح های جنگلداری،مدیریت بهینه و کم هزینه برای دستیابی به اهداف حفاظت،احیاء ،اصلاح و بهره برداری اصولی از جنگل های تولیدی است که در سایه آن تولید ،اشتغال و بهره وری منابع تولید نیز حفظ شده و استمرار می یابند.
 ممنوعیت دخالت پرورشی در توده های جوان طبیعی،که در قانون مذکور مجاز شمرده شده است ،باعث می شود تا منابع درآمد طرح های جنگلداری فعلی کاهش شدید داشته باشند.
خلاصه کلام اینکه برنامه قانونی مذکور نگرانی های حافظان منابع طبیعی را مرتفع نموده، و لی باید مراقب باشیم تا بجای اصلاح ابرو،چشم را کور نکنیم!.بعبارتی دیگر تعطیلی طرحهای جنگلداری،مطمئنا به فاجعه ای تبدیل خواهد شد که تخریب آن کمتر از بهره برداری های شدید گذشته نیست.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : پایش، حفاظت، مدیریت بهینه، جنگلها، بهره برداری، بهداشتی، پرورشی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 شهریور 1393

بدون تردید علوم جنگلداری و جنگلشناسی با اتکاء به توان داخلی چه در عرصه های تحقیقاتی، آموزش های دانشگاهی و چه در عرصه هی اجرایی تحت مدیریت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به درجه ای از تکامل رسیده است که بتواند با بهره گیری از تجربیات گذشته هم در بعد حاکمیتی یعنی حفاظت منابع طبیعی خصوصاً جنگلها موفق باشد و هم در بعد بهره برداری اصولی از جنگلها.

خوشبختانه بعد از تشخیص و تثبیت مالکیت دولت بر اراضی منابع ملی و دولتی که با پیگیریهای ابواب جمعی سازمان جنگلها صورت گرفته است قریب به اتفاق جنگلها و مراتع تحت قیمومیت قانونی و حاکمیتی دولت در آمده است.( درحال حاضر بیش از 80درصد مساحت کشور به اراضی ملی و دولتی تعلق دارد) و مشکلات و چالش های مربوط به تصرف اراضی ملی، در سایه همکاری و پیگیریهای مجدانه همه سازمانها و نهادها و آحاد مردم و طبیعت دوستان به موضوع تحت کنترل و قابل مدیریت تبدیل شده است. بنابراین این حد از موفقیت های حاکمیتی و حفاظتی که همواره با حساسیت های نگران کننده ونشان دهنده تخریب منابع طبیعی، مورد واکاوی قرار می گیرد را می توان بعنوان یکی از شاخص های نشان دهنده اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی قلمداد نمود. موضوعی که دقیقاً براساس منویات مقام معظم رهبری در چشم انداز توسعه پایدار منابع طبیعی 1404 تبیین و ترسیم گردیده است.

در بعد بهره برداری اصولی، بنظر می رسد که متاسفانه حساسیت های دلسوزانه سالهای گذشته، بعضاٌ به نگاههای افراطی و غیرمنطقی به مقوله بهره برداری منجر شده است. اگر وضع به همین منوال پیش برود، بهره برداری اصولی جنگل به چنان عمل ضد ارزشی تبدیل خواهد شد که حتی با قطع یک درخت در رویشگاه تولیدی و مرغوب نیز مخالفت خواهد شد. یعنی نگاه مطلق به عدم هرگونه بهره برداری جنگل معطوف می شود اما سوال اساسی این است که آیا بهره برداری اصولی از جنگلها ی شمال با دو رویکرد چوبی و غیرچوبی جزء تولید داخلی محسوب نمی شود؟ آیا بهره برداری چوب از جنگل و باغات چوب متعلق به مردم بخشی از نیاز جامعه را تامین نمی نماید و مولد اشتغال کشور نیست؟ آیا بهره برداری از جنگلهای تولیدی در سایر نقاط دنیا مرسوم نیست؟

نیاز چوب خام صنایع بزرگ و کوچک اولیه و ثانویه کشور بیش از 8 میلیون مترمکعب است که اگر بخواهیم همه آنرا ازخارج کشور تامین نمائیم از سه ناحیه متضرر میشویم: 1 خروج حجم عظیمی از سرمایه ارزی کشور 2 حذف صنایع وابسته به چوب داخلی و از بین رفتن فرصت های اشتغال و تولید و کسب درآمد 3- از بین بردن ابزار اصلاح و بازسازی جنگل های تولیدی

اما با نگاه منطقی به مقوله بهره برداری اصولی از جنگلهای شمال در می یابیم که کلیه عرصه های جلگه ای و بخشی از عرصه های کوهستانی با شیب کم تا متوسط، خاک خوب و رویشگاه حاصلخیز و با دارا بودن آب و هوای مناسب و از همه مهمتر بدلیل امکان رویش گونه های تولیدی از قبیل راش، افرا، ممرز، توسکا و خرمندی و .... محیط مناسب برای رویش درختان و تولید چوب وجود دارد و با توجه به اینکه تعدادی از درختان، به سن بهره برداری رسیده اند می توان معادل رویش جنگل، آنها را برداشت نمود و از آنجا که انتخاب درختان قابل برداشت براساس اصول جنگل شناسی و اکولوژی جنگل و در چارچوب تکنیک ها و شیوه های تعریف شده انجام می شود بهره برداری جنگل در واقع بعنوان ابزار احیاء، اصلاح و باز سازی و حفاظت جنگل تلقی می گردد که با آن می توان توده های جنگلی را به سمت تولید پایدار هدایت نماییم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : دلواپس، بهره برداری، پایش، جنگل، توقف، علوم جنگل، جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 مرداد 1393

پیش حمل یک نوع حمل و نقل اولیه است که شامل بارکردن قطعات درخت، حمل و خروج و انتقال آنها به محل دپو می باشد.اصولا بعد از مرحله پیش حمل،چوب آلات به محل مصرف حمل می گردند. ولی عملا در اکثر طرح های جنگلداری، این اتفاق رخ نمی دهد. بعبارتی دیگر جاده های جنگلی،بدلایل حساسیت های زیست محیطی ،با کمترین اصول فنی مربوط به ابعاد عرض مفید،شانه های خاکریزی و خاکبرداری،کیفیت زیرسازی و روسازی جاده های جنگلی، تعداد و ابعاد محل های دپوی چوب ساخته شده ،درنتیجه در بسیاری از موارد،کامیون داران رغبتی به آمدن به داخل جنگلها نداشته و بدینوسیله حمل چوب الات از محل های دپوی کنار جاده جنگلی امکان پذیر نمی گردد.در نتیجه چوب الات حمل اولیه،مجددا با کامیونت و کامیون های بکار گرفته شده بوسیله مجری طرح بارگیری و به ایستگاه اصلی یا یارد مجری طرح منتقل می گردند لذا این مرحله از حمل تحت عنوان حمل اولیه یا مرحله حد واسط بین مرحله حمل های اولیه و ثانویه محسوب می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : حمل و نقل اولیه، حمل و نقل ثانویه، پیش حمل، بهره برداری، محل دپو، یارد، حمل سرد،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 تیر 1393

1-      با ذکر مقدمه،ضرورت بهره برداری و هدف یا اهداف بهره برداری ذکر می گردد

اهداف بهربرداری:

حفاظت از منابع آب و خاک،حفظ و ارتقاء ارزشها یا توانمندیهای زیست محیطی جنگل،بهره برداری از توان اکولوژیک جنکل در جهت تامین مواد خام مورد نیاز بازار،اشتغالزایی و کسب درامد و افزایش تولید ناخالص ملی،توسعه پایدار و رفع عوامل تجاوز و تخریب جنگل،حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی،انتقال جنگل نشینان پراکنده و تک خانوار به بیرون از جنگلهای تولیدی در جهت دسترسی به منابع خدمات بهداشتی درمانی،آموزشی و رفاهی جامعه ،احیاء و بازسازی جنگلهای مخروبه و در حال تخریب

 

2-      موقعیت جغرافیایی:حدود اربعه ،وسعت یا مساحت کل،مساحت قابل بهره برداری،مساحت قابل کار،مساحت نقاط خالی ونقاط مزروعی و مسکونی و متصرفات ،نقاط حفاظتی ،جنگلکاری سنواتی ،مساحت تحت پوشش جاده های موجود

3-      وضعیت آب و هوایی:نوع اقلیم،جبهه های آب و هوای تاثیر گذار،اطلاعات دریافتی از نزدیکترین ایستگاه هواشناسی،ضریب خشکی،ماههای خشک و مرطوب،

کاربردهای اصلی اطلاعات هواشناسی در طرح جنگلداری:دسترسی به اطلاعات مربوط به نیازهای درجه حرارت و بارندگی گونه های درختی  در جنگل یعنی نیازهای دمایی و آبی یا نیازهای کلماتیک،ملاحظات کارشناسی بر پدیده های فنولوژیک گونه ها،تخمین و پیش بینی ماهها وروزهای قابل کار،تعیین محدودیت محیطی در عملیات احیاء جهت برنامه ریزی لازم

4-      وضعیت زمین شناسی:سنگ های غالب سری،ویژگی سنگها از نظر فرسایش،پایداری و نفوظ پذیری،وضعیت شکل زمین یا توپوگرافی

فاکتورهای اصلی تشکیل دهنده توپوگرافی  منطقه:شیب،جهت،ارتفاع از سطح دریا

5-      وضعیت قطعات مورد بهره برداری:مساحت ( کل،قابل بهره برداری وقابل کار) ، وضعیت توپوگرافی (ارتفاع حداقل و حداکثر-شیب تا20درصد،20تا50درصد،بیشتر از50درصد-جهت جغرافیایی)،زمین شناسی(سنگ مادر –پایداری)،میزان جاده موجود و پیش بینی،مسیر چوبکشی موجود و پیش بینی

6-      شبکه بندی جاده:طول جاده  و مسیر چوبکشی به تفکیک هر قطعه

7-      امکان برداشت پیش بینی شده (برداشت مکانی و زمانی و حجمی و سطحی)،نوع برشها

8-      موجودی درهکتار به تفکیک گونه های راش،ممرز،بلوط،توسکا وسایر گونه های صنعتی و گونه های هیزمی،میزان برداشت و سیستم بهره برداری برای هر قطعه

9-      موجودی درهکتار گونه ها برای کلاسه های قطری20-10،40-20،80-40،بیشتر از80    (تاقطر20جوان،40-20جوان تا میانسال،80-40میانسال،بیشتر از80کهنسال)

10-  توزیع امکان برداشت وسهمیه سالانه براساس بیشترین فراوانی وحجم گونه ها و طبقات فوق الذکر(البته با منظور نمدن اهداف جنگلشناسی ، جنگلداری ، احیایی و بهره برداری)

11-  برآورد تولیدات ومحصولات:محاسبه تعداد وحجم درختان صنعتی،حجم هیزم،حجم تنه صنعتی،حجم کاتین وحجم هیزم باحتساب افت ناشی از قطع ،برای هریک از گونه های راش،ممرز،بلوط،توسکا(وسایر گونه ها) وگونه های هیزمی

12-  جدول محصول:محصولات اصلی شامل گرده بینه(درجات1و2،درجات3و4)،چوب آلات الواری و تراورس،کاتین و هیزم ومجموع تولیدات به تفکیک گونه آورده می شود.همچنین درصد های هر فرآورده نسبت به محصول و نسبت به امکان برداشت نیز یادداشت می گردد .



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح جنگلداری، بهره برداری، تولیدات، طراحی، محصول، برآورد، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 11 تیر 1393

شرح روش پیشنهادی : مطابق بند2ماده4قانون حفاظت و بهره برداری با اخذ مجوز سازمان،در ختان ریشه کن و بادافتاده  در خارج از محدوده طرحهای جنگلداری ، نشانه گذاری  و با تعریف پروژه مشخص احیائی یا حفاظتی در همان حوزه جنگلداری(معادل قیمت گذاری اولیه برمبنای نظر کارشناس رسمی دادگستری، پروانه بهره برداری مربوطه که دارای حجم عملیات بهره برداری و احیاء یا حفاظتی مشخص با قیمت گذاری هزینه و در آمد کارشناسی شده می باشد وبعد از محاسبه ضریب پایه بهره مالکانه، به مزایده گذاشته شده و  پیمانکار یا مجری پروژه با طی تشریفات قانونی انتخاب می گردد بدیهی است مجری پروژه هر دو فعالیت بهره برداری و احیاء یا حفاظت را انجام می دهد.ضمنا مدت زمان هریک از تعهدات پروژه درپروانه ذکر شده و مجری موظف است در بازه زمانی تعریف شده زیر نظر ناظر موقت جنگلداری امور بهر برداری و حفاظت یا احیاء را اجرا نماید.

مزایا:

1-       استفاده از ظرفیت قانونی موجود بمنظور جبران کمبودهای اعتبارات احیائی و حفاظتی

استفاده مفید از تنه درختان ریشه کن جنگل برای تامین نیاز چوب خام بازار صنعت چوب کشور

شرح روش فعلی :

درختان ریشه کن و باد افتاده و آسیب دیده خارج از طرحهای جنگلداری با اخذ مجوز دفتر فنی نشانه گذاری شده و بعد از صدور پروانه  به فروش رسانده می شوند و درآمد حاصله به حساب خزانه واریز می گردد.

اشکالات و معایب روش فعلی :

با توجه به کمبود اعتبارات سازمان،در بخشهای احیائی و حفاظتی واریز به خزانه منطقی نیست درحالیکه راهکار فنی تعریف اعتبار پروژه  از طریق قانون حفاظت بهره برداری وجود دارد از طرفی دیگر واریز چنین مبالغی به حساب خزانه مانند انداختن یک سوزن ته گرد در انبار آهن است.
لازم بذکر است که شرح خدمات پیشنهادی نیز تنظیم گردیده و تحت پیگیری می باشد.
دانلود شرح خدمات پیشنهادی





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ریشه کن، افتاده، درختان، خارج از طرحها، بهره برداری، قانون حفاظت و بهره برداری، ماده4،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 5 تیر 1393

قطع درخت مانند ذبح حیوانات یا بریدن گیاهان زراعی، ذاتاً عملی ناخواسته، نکوهیده و دردآور تلقی می گردد. ولی در جهت رفع نیازهای انسان، با توجه به اینکه در فرایند تجدیدحیات جنگل قرار دارد، بعنوان جزئی از تولید محسوب می گردد. جنگلهای تولیدی شمال کشور بدلیل برخورداری از اقلیم مناسب و خاک حاصلخیز در عرصه های واجد شرایط دارای توانمندی تولید چوب هستند. بنابراین در راستای تامین بخشی از نیاز صنعت چوب کشور به ماده خام، منطقی است که از توانمندیهای خدادادی به اندازه ای استفاده نمائیم که نه تنها به تجدیدپذیری منابع طبیعی و جنگل خدشه ای وارد نشود بلکه به رویش و اصلاح جنگل نیز کمک موثری داده شود.

سیستم تولید در جنگل سیستم باز است. در این سیستم عناصر طبیعی( آب ، خاک و انرژی و ...) ، عناصر اجتماعی و اقتصادی ( سرمایه، مواد، وسایل، انرژی، کار و ...) و عناصر فکری ( برنامه ریزی و مدیریت) سه مرحله تولید بیولوژیک، تولید مکانیکی و تولید صنعتی را بهم پیوند می زنند و حاصل این پیوندها،به رفع نیازهای جامعه و برخورداری از رفاه بیشتر منجر می شود .

 

output

 

مرحله سوم

 

مرحله دوم

 

مرحله اول

 

input

محصولات چوبی

تولید صنعتی صنایع چوب

تولید مکانیکی بهره برداری جنگل

تولید بیولوژیک جنگلداری و جنگل شناسی

زمین (جنگل)، سرمایه ، کار، مواد و ابزار، انرژی، اطلاعات، مدیریت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم تولید فرآورده های چوب

 

معمولا" خواسته های مرحله اولید تولید با مرحله سوم در تضاد است. چون در مرحله اول عموما" سعی می شود تا نشانه گذاری روی گونه های نامرغوب و پایه های ناسالم انجام گیرد. در کشمکش بین مرحله تولید بیولوژیک و تولید صنعتی، مرحله بهره برداری می بایست با هنر خاصی به نحوی عمل نماید که چوب کافی را با کمترین ضایعات و با حفظ کیفیت و حداقل هزینه بهره برداری و با قیمت مناسب ، به بازار مصرف چوب خام تحویل نماید. بخاطر همین باید، تمام تاثیرات و روابط عوامل و عناصر بهره برداری را در مسیر تولید چوب از پای کنده درخت تا مصرف کننده را تجزیه و تحلیل نموده و از تاثیرات منفی هر یک از مقاطع کار بر روی مقاطع قبل یا بعد جلوگیری نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، جنگل، تولید، چوب، قطع، درختان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 تیر 1393
وقتی با انتقاد کسانی که موافق مطلق توقف بهره برداری از جنگلهای شمال هستند مواجه می شویم،بیاد افراط و تفریط های خود می افتیم که یک زمانی آنچنان از جنگلها برداشت می کردند که انگار ،چوب جنگل تمام نمی شود و الان برعکس آن موقع ،فکر می کنیم که برداشت چوب ،بمعنای تخریب جنگل می باشد. 
صرف نظر از تفکرات احساسی و نگاه مطلق به قضیه بهره برداری (بصورت صفر و یک)،این نکته مهم قابل ذکر است که جنگلهای شمال ،عموما جزء جنگلهای طبیعی دست خورده هستند و  بهره برداری بعنوان  ابزاری بوده که از بدو اجرای طرح های جنگلداری برای  پرورش توده ها و احیاء طبیعی و مصنوعی جنگل مورد استفاده قرار گرفته است بصورتی که در حال حاضر بسیاری از توده های جنگلی یا جنگلهای دست کاشت در مرحله همسال و جوانی بسر می برند و نیاز به تیمار یا پرورش دائم دارند ، در صورتیکه این توده ها را به حال خود بگذاریم و هیچ گونه دخالت پرورشی نکنیم ، خسارت به درختان بیشتر می شود، چون درختان همسال در اثر تنک نشدن، با  بالا رفتن ضریب لاغری یا کشیدگی ،دچار رویش نامتعادل ارتفاعی شده و در اثر پدیده های جوی نظیر باد و برف شکسته خواهند شد و یا از ادامه رویش قطری و ارتفاعی باز می مانند ضمن آنکه ،وضعیت ایده ال تمام توده های جنگلی شمال، ناهمسالی و ناهمگونی در قطر وارتفاع گونه های مختلف است که فقط با بهره برداری می توان جنگلهای دست خورده را به سمت وضعیت ایده آل سوق داد.
همچنین در مقابل کسانی که بحث توقف بهر برداری را مطرح نموده اند، باید پرسید که مواد اولیه چوب خام در سرتاسر دنیا ،هم اکنون، از کجا  تامین می شوند  آیا جز این است که در هر کشوری بر اساس حاصلخیزی و توان جنگلهای خود،از چوب یا سایر استعدادهای آن بهره برداری میشود. و اصولا در حال حاضر که با تحریم همه جانبه کشورهای سلطه گر مواجهه هستیم چرا نباید از توانمندی تولید منابع طبیعی تجدیدپذیر خود استفاده نکنیم.
 بنابراین بخاطر داشته باشیم بهره برداری از جنگلهای قابل برداشت شمال، هم  وسیله پرورش و حفاظت و احیاء آن است و هم باعث اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم و تقویت تولید داخلی و کسب درآمد  و  منبع تامین اعتبارات مورد نیاز پروژه های احیایی و حفاظتی است. چه خوبست منطقی تر فکر کنیم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، برداشت چوب، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، جنگلهای دستخورده،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی