تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب یادداشت ها و تحلیل های شخصی
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

قطع درخت مانند ذبح حیوانات یا بریدن گیاهان زراعی، ذاتاً عملی ناخواسته، نکوهیده و دردآور تلقی می گردد. ولی در جهت رفع نیازهای انسان، با توجه به اینکه در فرایند تجدیدحیات جنگل قرار دارد، بعنوان جزئی از تولید محسوب می گردد. جنگلهای تولیدی شمال کشور بدلیل برخورداری از اقلیم مناسب و خاک حاصلخیز در عرصه های واجد شرایط دارای توانمندی تولید چوب هستند. بنابراین در راستای تامین بخشی از نیاز صنعت چوب کشور به ماده خام، منطقی است که از توانمندیهای خدادادی به اندازه ای استفاده نمائیم که نه تنها به تجدیدپذیری منابع طبیعی و جنگل خدشه ای وارد نشود بلکه به رویش و اصلاح جنگل نیز کمک موثری داده شود.

سیستم تولید در جنگل سیستم باز است. در این سیستم عناصر طبیعی( آب ، خاک و انرژی و ...) ، عناصر اجتماعی و اقتصادی ( سرمایه، مواد، وسایل، انرژی، کار و ...) و عناصر فکری ( برنامه ریزی و مدیریت) سه مرحله تولید بیولوژیک، تولید مکانیکی و تولید صنعتی را بهم پیوند می زنند و حاصل این پیوندها،به رفع نیازهای جامعه و برخورداری از رفاه بیشتر منجر می شود .

 

output

 

مرحله سوم

 

مرحله دوم

 

مرحله اول

 

input

محصولات چوبی

تولید صنعتی صنایع چوب

تولید مکانیکی بهره برداری جنگل

تولید بیولوژیک جنگلداری و جنگل شناسی

زمین (جنگل)، سرمایه ، کار، مواد و ابزار، انرژی، اطلاعات، مدیریت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم تولید فرآورده های چوب

 

معمولا" خواسته های مرحله اولید تولید با مرحله سوم در تضاد است. چون در مرحله اول عموما" سعی می شود تا نشانه گذاری روی گونه های نامرغوب و پایه های ناسالم انجام گیرد. در کشمکش بین مرحله تولید بیولوژیک و تولید صنعتی، مرحله بهره برداری می بایست با هنر خاصی به نحوی عمل نماید که چوب کافی را با کمترین ضایعات و با حفظ کیفیت و حداقل هزینه بهره برداری و با قیمت مناسب ، به بازار مصرف چوب خام تحویل نماید. بخاطر همین باید، تمام تاثیرات و روابط عوامل و عناصر بهره برداری را در مسیر تولید چوب از پای کنده درخت تا مصرف کننده را تجزیه و تحلیل نموده و از تاثیرات منفی هر یک از مقاطع کار بر روی مقاطع قبل یا بعد جلوگیری نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، جنگل، تولید، چوب، قطع، درختان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 تیر 1393

       جنگل های شمال، بدلیل استقرار در نیمرخ شمالی البرز و همجواری با دریای خزر از اقلیم مرطوب و معتدل برخوردار بوده و از دیرباز به تکامل عناصر رویشی اکوسیستمی رسیده است. درختان بعنوان عالی ترین عنصر رویشی پوشش گیاهی، ازگونه های متعدد در قسمت های مختلف کوهستانی و جلگه ای شمال رویش می کنند و مطابق نیازهای اکولوژیک در بخش های مختلف از حیث شرایط مورفولوژی عرصه های جنگلی همچون شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا، تعداد خاصی از گونه های جنگلهای شمال بدلیل سهولت در زادآوری ، رویش وتضمین  استمرار حیات جنگل، قابلیت تولید مکانیکی و بهره برداری صنعتی را دارند.

 گونه هایی از قبیل راش ، ممرز، افرا ،توسکا ، خرمندی و انجیلی دارای ویژگی مذکور بوده و بعلت دارا بودن تراکم قابل قبول در واحد سطح جنگل قابل برنامه ریزی در طرحهای جنگلداری بمنظور بهره برداری اصولی، در قالب روشهای تعریف شده جنگلداری وشیوه های مرسوم جنگل شناسی خصوصا" روش دانه زاد ناهمسال و نظام جنگلداری تک گزینی با شیوه های جنگل شناسی تک گزینی می باشند از اینرو از سال 1338 ، بهره برداری از جنگل درچارچوب طراحی وبرنامه ریزی طرحهای جنگلداری بعنوان الزام قانونی اعلام وطی پنجاه و اندی سال به مرحله اجرا درآمده است اما اجرای طرحهای جنگلداری در ایران مانند سایر نقاط دنیا با تجارب تلخ وشیرین همراه بوده و به مرور زمان اتخاذ تصمیمات کارشناسی در جهت حفظ پایداری جنگل به سمت تکامل بیشتر پیش رفته است بدین صورت که در ابتدا روشهای متمرکز بهره برداری از طریق قطع های یکسره ، نواری وتک گزینی های گروهی و به گزینی ها به تبعیت از الگوهای جنگلداری و جنگلشناسی کشورهای اروپایی رایج گردید و بتدریج که آثار منفی بهره برداری های متمرکز آشکار گردید. بهره برداری از جنگلها باهدف سرپا نگهداشتن نظام اجرایی طرحهای جنگلداری و همچنین حفظ جنگلها به سمت بهره برداری های غیرمتمرکز سوق داده شد بویژه آنکه در دهه هشتاد تک گزینی نزدیک به طبیعت یا همگام با طبیعت جایگزین تک گزینی سنتی یا کلاسیک گردید به تبعیت از الگوی بهره برداری غیرمتمرکز وتوجه به حفاظت بیشتر جنگل ، میزان برداشت از جنگلها کمتر شد و رویکرد مذکور باعث کاهش درآمد در طرحهای جنگلداری شده ، درنتیجه پاسخگوی هزینه های احیایی، حفاظتی و اجرای سایر پروژه های تعریف شده در طرحهای مصوب یا تهیه شده نبوده و بسیاری از طرحهای جنگلداری امکان اجرا در دوره بهره برداری جدید را پیدا نکردند وحتی طرحهای جنگلداری در دست اجرا نیز به موانع کمبود اعتبار برخورد نموده و متوقف مانده اند، بنحویکه در مجموع 261 طرح جنگلداری استان گیلان ، هم اکنون تنها 95 طرح در مرحله اجرا قرار دارند وحتی وضعیت بعضی از طرحهای درحال اجرا نیز مناسب نبوده و ازچشم انداز روشنی در ادامه روند اجرا برخوردار نیستند. لذا بنابرآنچه توصیف گردید می توان نتیجه گیری نمود که با اتخاذ سیاست کاهش برداشت چوب از جنگلهای تولیدی ( که اتفاقا" سیاست بسیار مناسبی برای حفظ جنگلهای شمال می باشد ) ، در صورتی که امکان بهره برداری از سایر استعدادهای طرحهای جنگلداری فراهم نگردد ، احتمال اضافه شدن طرحهای جنگلداری در دست اجرا بسیار ضعیف بوده ، بعبارتی دیگر در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت که از 565 هزار هکتار جنگلهای استان گیلان حدود 50 درصد عرصه های جنگلی خارج از طرحهای جنگلداری قرار دارند. از طرفی دیگر ، بدلیل آنکه جنگلهای استان جزء جنگلهای کهنسال بوده و معمولا" در همه نقاط جنگلهای طبیعی ، درختان با تنه های آسیب دیده و آفت زده ، بیمار یا معیوب وجود دارد بنابراین مستعد افتادن یا ریشه کن شدن هستند مضاف بر اینکه گاها" بادهای شدید نیز باعث ایجاد خسارت به جنگل وحتی ریشه کن شدن درختان سالم نیز می گردد. بنابراین همیشه جنگلهای استان دارای درختان ریشه کن وتنه های شکسته درختان هستند که بهترین حالت حداکثر بهره وری از این نوع درختان ، برداشت درختان ریشه کن جهت رفع نیاز بازار چوب داخلی می باشد. چون در صورت عدم برداشت درختان ریشه کن وتنه های آسیب دیده ، ممکن است این درختان محل شیوع و تمرکز آفات و امراض شده و موجبات طغیان آفات و امراض فراهم گردد در نتیجه خسارات بعدی به جنگل مضاعف خواهد بود.
 پس ضرورت داردکه درختان ریشه کن و توده های شکسته اشجار جنگلی در صورت قابل توجه بودن در واحد سطح، برداشت شوند.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ریشه کن، درختان، برداشت، بادافتاده، جنگل های شمال، آفات و امراض، طرح های جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 خرداد 1393

دامنه های کوهستانی شمال ایران،عموما"در نیمرخ شمال البرز ومشرف به دریای خزر بوده و به واسطه بهره مندی از آب و هوای معتدل، دارای پوشش جنگلی ویژه اند. که حدود 10 تا 60 میلیون سال قدمت دارند. پوشش جنگلی از پایین دست تا ارتفاع 2000 متر از سطح دریا امتداد دارد و بعد از آن نوار باریکی از درختان کوتاه و درختچه ای و سپس مراتع قرار دارند.

آنچه که اهمیت دارد پیوستگی پوشش جنگلی نسبتا" طولانی در دامنه های کوهستانی شمال ایران است که باعث می شود جنگل علاوه بر فواید عمومی به عنوان یک ضربه گیر، ساکنین پایین دست شهرها و روستاهای جلگه ای گیلان را از گزند حوادثی چون سیل، رانش و لغزش و بادهای شدید دایمی محفوظ نگه دارد.

حال اگر یک لحظه تصور نماییم که دامنه های کوهستانی شمال، فاقد جنگل باشند آثار آن را بدین صورت می توان پیش بینی نمود که با هر بارندگی سیل به سمت پایین سرازیرشده، چشمه ها خشک، سفره آب زیرزمینی کم آب و کم عمق وچاه های پایین دست خشک می شوند و برای دستیابی به آب باید به اعماق پایین تر رفت. مشکل دیگر آن که بادهای مناطق خشک فلات ایران به نیمرخ شمالی البرز نفوذ می کنند و به راحتی به پایین دست آمده و خسارت های دایمی به بار می آورند. همچنین مشکلات رانش روی شیب ها و مسائل و مصائب دیگر...

پس بیاییم قدر جنگل های خود را بدانیم و به هر طریق ممکن از آنها پاسداری نماییم. البته سازمان جنگلها از طریق ادارات کل منابع طبیعی  مستقر در استان های شمالی ،اقدامات خوبی را در جهت حفاظت،احیاء و بهره برداری اصولی از جنگلهای شمال،دردست انجام دارند که مطمئنا با همکاری و مشارکت مردم ،بهتر و بیشتر و زودتر به اهداف مطلوب خواهند رسید.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل های گیلان، کوهستانی، بدون پوشش گیاهی، پوشش جنگل، سیلاب، فرسایش و خاکشویی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 خرداد 1393

درختان راش در جنگل های شمال از جمله استان گیلان عموما"از ارتفاع 500 متر تا حد نهایی پوشش جنگلی ارتفاعات کوهستانی استقرار دارند. وجود این گونه برای ما واقعا" یک نعمت خدادادی است که به معنی واقعی قدرش را نمی دانیم. یکی از نعمات آن راز نهفته در تارهای ابریشمی و کرک هایی است که در حاشیه تمام برگ های درختان راش دیده می شود. می دانیم که بخشی از بارندگی در ارتفاعات ، به صورت مه،ابرنزدیک یا رطوبت فشرده معلق در هوا هستند که در جنگل از طریق تاج و تنه درختان بصورت دارآب به زمین می رسند.

 ابرهای نزدیک و دور موجود در هوا به دلیل فشار منفی ناشی از اثرات تارهای ابریشمی و کرک های برگ موجود در تاج پوشش انبوه و به هم پیوسته درختان راش در روی جنگل متوقف شده ، وحتی غنی و اشباع می شوند و سپس تخلیه می شوند و به کمک خاصیت ربایش جنگل از طریق داراب به کف جنگل رسیده و با توجه به خاصیت نفوذپذیری بالای خاک جنگل، به دل خاک نفوذ می نمایند.

حال اگر تصور نماییم که راش ها وجود نداشتند ابرها حرکت کرده و به ارتفاعات بالاتر می روند، یا به مناطق دیگر فرار می کنند و یا ممکن است در اثر باریدن آنها سیل های مخرب ایجاد شود.
راش ها، گل سرسبد جنگل های شمال هستند که ا
گر بصورت صحیح و اصولی مدیریت شوند ، تا علاوه بر خاصیت ها ی تولیدات چوبی و غیر چوبی، ادامه حیات جنگل را تضمین می نمایند. مطمئنا ،تخریب رویشگاه های راش نقطه عطف تخریب جنگل های شمال خواهد بود . بنابراین چه خوبست قدر راشستانهای خود را بدانیم و نسبت به ترمیم و بازسازی لکه های تخریب یافته داخل توده های جنگلهای راش، حساسیت ویژه داشته باشیم.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : راش، راشستان، جنگل های شمال، تارهای ابریشمی، برگ، رطوبت، ربایش،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 خرداد 1393

در جنگل های انبوه، چرخه طبیعی تبدیل مواد آلی به معدنی جریان دارد. لاشبرگ ها طی فرایند تشکیل هوموس تجزیه شده و به خاکبرگ تبدیل می شوند. بخشی از مواد آلی و معدنی خاک همراه با آب باران شسته شده و از طریق دره ها به رودخانه ها سرازیر شده و آب رودخانه ها را غنی از عناصر مفید انسان و دام و گیاه می نماید. حال تصور نماییم این نوع آب به مزارع برنج یا صیفی کاری ها برسد محصول تولیدی چقدر غنی از مواد معدنی خواهد بود(یعنی بواسطه وجود جنگل ،امکان تولید ارگانیکی محصولات کشاورزی فراهم است. البته سموم و کودهای شیمیایی، حاصل دست کاریهای ما در زراعت و باغبانی هستند که متاسفانه در کاهش کیفیت محصولات تاثیر بسزایی دارند). همچنین آب های غنی شده با مواد معدنی حاصل از تجزیه مواد آلی جنگل به عمق زمین نفوذ کرده و سفره های زیرزمینی را پر می کنند و یا از طریق چشمه ها و دره ها به نهرها و رودخانه ها می ریزند و نهایتا این نوع آب ها ،بعنوان آب آشامیدنی مورد استفاده ما قرار می گیرند. مطمئنا آبهای غنی از مواد معدنی ،مفیدتر از سایر آبها بوده و حتی از آبهای معدنی ساخته شده تولیدی کاخانجات تولید آب معدنی نیز کامل تر هستند. 

فواید فوق در جنگل های مخروبه یا مناطق فاقد پوشش جنگلی حداقل خواهد بود. به عبارتی دیگر آب رودخانه های حوضه های آبخیزی که جنگل های آن حوضه تخریب یافته اند عناصر معدنی و مفید دلخواه کمتری دارند.

بنابراین اگر جنگلها  را از بین ببریم هم آبهای سطحی بصورت سیلاب ، ناخواسته و خسارت زا  زیادتر می شوند و هم آب های جاری و زیر زمینی، خاصیت های فوق الذکر را از دست می دهند و از همه مهمتر اینکه درجه آلودگی و بهم خوردن تعادل بین مواد و ترکیبات جامد داخل آب نیز بیشتر می شوند و بجای فایده، به ما ضرر نیز می رسانند.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، غنی سازی، آب آشامیدنی، آب زراعی، مواد معدنی، مواد جامد آب، آب معدنی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 خرداد 1393

چشم انداز سبز جنگل به همراه  رودهای جاری در زیر تاج درختان، موهبتی خدادادی هستند که به تعبیر پیامبر اکرم (ص) باعث روشنایی چشم و شادابی می شوند. امروزه ثابت شده است که در مغز انسان با دیدن زیبایی های طبیعت، به یکباره امواجی ساطع می شود که نشاط آور و شادی بخش هستند. گذشته از آن، در کوهستان های شمال هوای تازه مملو از اکسیژن داریم که در آن یون های منفی به عنوان پاک کننده طبیعت و برطرف کننده آلودگی هوا به وفور وجود دارند، علاوه بر آن یون های منفی (یعنی اتم های اکسیژن با یک الکترون اضافه تر) به ما کمک می کند که احساس بهتری داشته باشیم، چون اعصاب را تسکین
می دهند (آرامش بخش هستند)
و ما را سرشار از انرژی می کنند. به خاطر همین است که ورزشکاران رزمی در کوهستان زودتر به تمرکز ذهنی رسیده و قوای جسمی و ذهنی را متحد می کنند. در نتیجه بدون دارو و درمان و به صورت رایگان توانایی های ما زیاد می شود.

بنابراین رفتن به دامان طبیعت،امروز نه یک سرگرمی بلکه امری ضروری برای داشتن زندگی سالم (یعنی آرامش داشتن، رفع خستگی، کسب انرژی ،تفریح و تفرج سالم ، تمرکز ذهن و تمرینات ورزشی و...) است. پس با طبیعت ،بیشتر از اینها رفیق باشیم، بشرط آنکه آنفدر طبیعت را پاک نگه داشته و وجود مقدس آن را از هر گونه آلودگی بزداییم که دوباره بتوانیم از آن استفاده کنیم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : آرامش، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 خرداد 1393
برای بررسی نحوه قطع درختان ،به قطعه 30 سری 16 طرح جنگلداری شفارود در حوزه 9 (که دارای پروانه قطع در سال 92-93 بود)رفته بودم  مشاهده نمودم که درختان نمدار در آنجا بتعداد قابل توجه ای استقرار دارند، بعبارتی دیگر جالب ترین موضوع، تراکم نسبتا بالای درختان نمدار و زادآوری نمدار و سایر گونه ها، در آنجا بود، که جا دارد با تحقیق مناسب،ساختار جنگل را مورد مطالعه قرار داد. جالب این است که اطلاعات کتابچه طرح ،بدرستی به وجود درختان نمدار اشاره ننموده و نیاز به اصلاح دارد.
بنابراین عنوان تحقیق عبارت است از: مطالعه ساختار  و اختلاط گونه نمدار در جنگل های شمال،مطالعه موردی سری 16 شفارود
مطمئنا اختلاط نمدار با سایر گونه ها در قطعه مذکور یکی از تیپیک ترین آمیختگی های نمدار در جنگل های شمال است. بنابراین ارتباط نمدار با کلیه عوامل ادافیک،فیزیوگرافیک و پوشش گیاهی در قطعه مذکور اطلاعات ما را در مورد نمدار و برنامه ریزی توده های نمدار زیاد می کند.
 دانشجویان علاقمند پیگیری نمایند.    




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : نمدار، ساختار، آمیختگی، جنگل، سری 16 شفارورد، اختلاط،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

در بررسی عملیات پرورشی تنک کردن در قطعات14،15 و16 سری12 شاندرمن و قطعات 11،16 و 17 سری 11 سیاهکش ، مسئله مهمی توجه بنده را بخود جلب نمود:

قطعات مذبور جزو طرح تبدیلی سیاهکش قدیم بوده که در ابتدای دهه 60(63-64) بصورت قطع یکسره، برداشت شده و با گونه های ون،بلوط،افرا،گیلاس وحشی،گردو و ...مورد جنگلکاری واقع شدند. بنابراین قدمت جنگلکاری در حدود 27 سال است. در طی سالهای مذکور، گونه های بومی ممرز،توسکا،بلوط،انجیلی و.. در فواصل بین درختان دست کاشت ، بصورت خودرو رویش یافته اند. به نحوی که تراکم جنگل خیلی بالا رفته و با توجه به عدم انجام برشهای تنظیفی در مرحله خالگروه  و تنک کردن اولیه(مرحله تیرک) ،رویش قطری مطلوب در سن فعلی توده حاصل نگردیده است. از طرف دیگر درختان خودرو توسکا در مسیرهای چوبکشی،رویش خوبی داشته و بدلیل فضای نورگیر خوب در داخل مسیرهای چوبکشی قطورتر و کمی بلندتر از سایر درختان شدند.

نگته جالب اینجاست که نشانه گذار در زمان تنک کردن اخیر(که اولین برش پرورشی در جنگلکاری سیاهکش محسوب می گردد) بخشی از امکان برداشت پیش بینی شده را بخاطر باز کردن مسیرچوبکشی از داخل مسیرها تامین نموده، در نتیجه فرصت تنک کردن از همه نقاط قطعات مذکور گرفته شد، دغدغه  ما بعنوان جنگلبان فنی این است که، آیا پیش بینی کتابچه طرح در مورد تنک کردن درست بوده؟ (چقدر دیکر می توانست حجم برداشت را بیشتر بگیرد)، چقدر از هدف طرح در هنگام زدن اولین برش پرورشی فاصله  گرفتیم و چقدر باقیمانده داریم؟، چه سطحی از عرصه ها را با برش تنک کردن پیمایش نمودیم؟ و........

در مجموع می خواهیم به ارزیابی درستی از کار انجام شده در تنک کردن چنین قطعاتی برسیم. بنابراین عنوان تحقیقاتی ما عبارت است از: ارزیابی اولین برش پرورشی انجام شده در طرحهای جنگلداری  سریهای 11و12 سیاهکش شاندرمن

مطمئنا نتیجه این تحقیق ،نحوه اقدام ما را بصورت کمی مشخص می نماید و مهم تر اینکه تصمیم بگیریم برش تکمیلی را با نظر استاد جنگل شناسی دانشگاه ،بعنوان برنامه تکمیلی کتابچه طرح در سالجاری اجرا کنیم یا نه؟ البته در صورت اجرا کردن ،موضوع  یا سوژه دوم تحقیق شکل گرفته و قابل پیگیری است.

در مجموع طرحهای سیاهکش ، بدلیل موفقیت عملیات احیایی  در سالهای ماضی، محل مناسبی برای طراحی و اجرای برنامه های تحقیقی و آموزشی دامنه دار و پشت سرهم است. یعنی مکان مناسب برای راه اندازی کارگاه پرورشی  که باید برای آن پرونده آموزشی ،پژوهشی و کاربردی تشکیل گردد.       





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تحقیق، برش پرورشی، جنگلکاری، تنک کردن، نیاز تحقیقاتی، کارگاه پرورشی، آموزشی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

مقدمه :

       براساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد(UNDP) در سال 2013 میلادی در بین 187 کشور ، ایران از نقطه نظر شاخص توسعه انسانی در طول سالهای 1980 تا 2012 پیشرفت های مناسب و چشمگیری داشته و پس از کره جنوبی دومین رتبه را در زمینه افزایش سطح شاخص توسعه انسانی در میان کشورهای در حال توسعه برداشته است(1). از جمله دستاوردهای ایران در پروسه زمانی مذکور ،امید به زندگی در لحظه تولد 1/22 سال ،میانگین سالهایی که افراد آموزش دیده اند و یا می بینند 7/5 سال و سرانه درآمد ناخالص، بر مبنای موازنه قدرت خرید، 48درصد افزایش است البته رفع موانع و چالش های موجود در حوزه شاخص های توسعه انسانی در گرو دستیابی به بهترین دانش و بهترین تجربه و بهترین عملکرد ها و ارتباط با سایر کشورها می باشد یکی از این چالش های مهم این است که ایران مانند بسیاری از کشورهای صاحب منابع و ذخایر طبیعی غنی ترجیح داده است رویکرد توسعه ای را بر استخراج منابع تجدید ناپذیر انرژی ادامه داده و در زمینه منابع تجدید پذیر خود کمتر سرمایه گذاری کرده است.

  طبق اظهار نظر نماینده مقیم UNDPدر ایران ( گری لوئیس) روش هایی که ایرانیان برای مدیریت منابع ملی زیست محیطی انتخاب کرده اند پایدار نیست . واقعیت این است که محیط زیست بعنوان موضوعی مرتبط با امنیت انسانی، دیگر یک موضوع لوکس نیست مشکلات مربوط به آب و منابع آبی ، فرسایش خاک و بیابان زایی در مناطق قابل زرع، کاهش سطح مناطق زیرکشت ، زیست جمعیت های انسانی در مناطق تخریب یافته، عدم مصرف بهینه انرژی ،آلودگی اب و هوا ، کاهش تنوع زیستی و افزایش گونه های در معرض خطر از چالش های رشد و توسعه پایدار بوده و در صورت عدم پیشرفت در کنترل ورفع چالش های مذکور پیشرفت چند سال گذشته که به آن اشاره گردید از بین خواهد رفت از نظر  سازمان مذکور،مهمترین و در معرض خطرترین مسئله زیست محیطی در ایران آب و محدودیت منابع آبی کشور است . بنحوی که خطر و ریسک بلند مدت را ایجاد نموده است بخشی از مشکل کم آبی مربوط به تغییرات اقلیمی و بخشی قابل توجه و با اهمیت نیز مربوط به نحوه مصرف آب در ایران است بخش کشاورزی ایران حدود 90 درصد آب را، درحالی مصرف می کند که 70 درصد ان به هدر می رود همچنین بر اساس پیش بینی مدل های تغییرات اقلیمی ، میزان بارش ها در سال های آینده بمیزان چشم گیری کاهش می یابد. بموازات کاهش بارش ها، دمای هوا افزایش یافته و با افزایش تبخیر وتعرق، بیشترین خسارت به مناطق حاصلخیز ایران وارد شده و بازده محصولات کشاورزی کاهش خواهد داشت. روند رشد جمعیت ایران در سال 2025 میلادی به حدود 90 میلیون نفر خواهد بود این سطح از جمعیت به تامین یک میلیارد مترمکعب آب بیشتر در سال برای رفع تقاضای فزاینده خود نیاز دارد، بنابراین رفع چالش های ذکر شده علی الخصوص مهمترین دغدغه کشور یعنی  آب ، سیاست گذاری صحیح کلیه بخش های دولتی و غیردولتی و وفق دادن ایران به آینده بالقوه کم آب خود را می طلبد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : توسعه ناپایدار، UNDP، منابع طبیعی، بحران، آب، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 اردیبهشت 1393
هر زمان که به شهرستان لنگرود سفر می کنم و چشمم به دامنه های کوهستانی لیلاکوه می افتد، یک نقطه بیشتر از سایر نقاط ،نظرم را بخود جلب می کند. در این نقطه دامنه ای شیبدار از کوه سرسبز را تراش داده و خاکبرداری کرده اند که مثلا ویلایی مستقر نمایند.صحنه دردناکی است که دل هر دوستدار محیط زیست را به درد می آورد.با خود می گویم صاحب این قطعه زمین می خواهد به چه برسد که حاضر شده لکه ای ننگ ، در چشم انداز کوهستانی مشرف به شهر لنگرود بوجود آورد تا مثلا به لذت زودگذر تفریح خود برسد و چقدر بدسلیقه بوده که زیبایی در روی کوه و طبیعت را معادل تخریب آن تشخیص داده است و...
نمی دانم خودخواهی بعضی از ماها چقدر بی انتهاست که حاضریم حق عموم مردم را در زیبا دیدن طبیعت ،نادیده بگیریم. مطمئنا احساسی که ذکر شد حاصل مشاهده هر بیننده و مسافر عبوری است که آن صحنه مشمئز کننده را می بیند.
جالب اینجاست که تاکنون اعتراض رسمی نسبت به عملکرد خاکبرداری لیلاکوه نشده است.
اما نظر بنده بعنوان کارشناس منابع طبیعی، این است که از منظر آبخیزداری،تمام قسمتهای حوضه آبخیز،که  دارای بحران رانش،خاکشویی،فرسایش و سیل خیزی هستند ،نیاز دارند تا مدیریت آبخیزداری در جهت جلوگیری از خسارات بیشتر،فعالیت های تثبیت زمین را تجویز نموده و مورد پیگیری قرار دهد. لذا نقطه فوق الذکر نیز  از منظر آبخیزداری،نیازمند رسیدگی فوری است. البته مدیریت آبخیزداری در چنین عرصه هایی که مربوط به اراضی متعلق به مردم هست به جهت پیشگیری از آثار بعدی یعنی رانش و لغزش و فرسایش و سیل خیزی و بهم خوردن چشم انداز طبیعی حوضه آبخیز می بایست از هرگونه فعالیت خاکبرداری جلوگیری نماید
همچنین لازم است با تخریب کنندگان چنین عرصه هایی، برخورد  قانونی انجام شود و حداقل تنبیه این افراد این است که خسارات وارده محاسبه شده و توسط خاطی برای تثبیت بیولوژیک و مکانیکی منطقه هزینه گردد.
تصویر
 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : لیلاکوه، لنگرود، خاکبرداری، تخریب طبیعت، آبخیزداری، اقدام قانونی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393
وقتی با انتقاد کسانی که موافق مطلق توقف بهره برداری از جنگلهای شمال هستند مواجه می شویم،بیاد افراط و تفریط های خود می افتیم که یک زمانی آنچنان از جنگلها برداشت می کردند که انگار ،چوب جنگل تمام نمی شود و الان برعکس آن موقع ،فکر می کنیم که برداشت چوب ،بمعنای تخریب جنگل می باشد. 
صرف نظر از تفکرات احساسی و نگاه مطلق به قضیه بهره برداری (بصورت صفر و یک)،این نکته مهم قابل ذکر است که جنگلهای شمال ،عموما جزء جنگلهای طبیعی دست خورده هستند و  بهره برداری بعنوان  ابزاری بوده که از بدو اجرای طرح های جنگلداری برای  پرورش توده ها و احیاء طبیعی و مصنوعی جنگل مورد استفاده قرار گرفته است بصورتی که در حال حاضر بسیاری از توده های جنگلی یا جنگلهای دست کاشت در مرحله همسال و جوانی بسر می برند و نیاز به تیمار یا پرورش دائم دارند ، در صورتیکه این توده ها را به حال خود بگذاریم و هیچ گونه دخالت پرورشی نکنیم ، خسارت به درختان بیشتر می شود، چون درختان همسال در اثر تنک نشدن، با  بالا رفتن ضریب لاغری یا کشیدگی ،دچار رویش نامتعادل ارتفاعی شده و در اثر پدیده های جوی نظیر باد و برف شکسته خواهند شد و یا از ادامه رویش قطری و ارتفاعی باز می مانند ضمن آنکه ،وضعیت ایده ال تمام توده های جنگلی شمال، ناهمسالی و ناهمگونی در قطر وارتفاع گونه های مختلف است که فقط با بهره برداری می توان جنگلهای دست خورده را به سمت وضعیت ایده آل سوق داد.
همچنین در مقابل کسانی که بحث توقف بهر برداری را مطرح نموده اند، باید پرسید که مواد اولیه چوب خام در سرتاسر دنیا ،هم اکنون، از کجا  تامین می شوند  آیا جز این است که در هر کشوری بر اساس حاصلخیزی و توان جنگلهای خود،از چوب یا سایر استعدادهای آن بهره برداری میشود. و اصولا در حال حاضر که با تحریم همه جانبه کشورهای سلطه گر مواجهه هستیم چرا نباید از توانمندی تولید منابع طبیعی تجدیدپذیر خود استفاده نکنیم.
 بنابراین بخاطر داشته باشیم بهره برداری از جنگلهای قابل برداشت شمال، هم  وسیله پرورش و حفاظت و احیاء آن است و هم باعث اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم و تقویت تولید داخلی و کسب درآمد  و  منبع تامین اعتبارات مورد نیاز پروژه های احیایی و حفاظتی است. چه خوبست منطقی تر فکر کنیم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، برداشت چوب، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، جنگلهای دستخورده،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393

در گذشته ، اعتبارات تخصیصی دولت(حاصل از فروش نفت) که بطور منظم به تمام دستگاه ها تزریق می شد هنر مدیران را برای پروژه های موافقتنامه ای اعم از محل استانی یا ملی به خود معطوف می نمود. اما بیکباره با تحریم کشورهای سلطه گر،کار دستگاه ها تعطیل شد گویا آن هنری که از مدیران سراغ داشتیم یا متصور بودیم تمام و کمال به پول نفت وابسته بود . اگر اینطور باشد پس پیام رهبر فرزانه ما چه می شود او که بر ما ولایت دارند و از ما خواسته اند عزم و مدیریت جهادی داشته باشیم، شاید بعضی ها به فرمایش رهبر ما،اعتقاد ندارند که تکلیف مشخص بوده و اینان از مدیر و غیر مدیر از دایره انقلاب خارجند. اما اگر اعتقاد به فتوای پیشوای بزرگ خود داریم باید آنرا در عمل نشان دهیم، یکی از راه  های عملی بالا بردن عملکرد ، در دستگاه های اجرایی از جمله مدیریت جنگلها،مراتع و حوضه های آبخیز ،توجه به مهندسی ارزش و نگاه اصلاح گرانه به کارکردهاست تا هنر مدیریت خود را در اداره امور ،بخوبی نشان دهیم. کارکرد یعنی نتیجه قابل مشاهده عملکردها که ما را به اهداف سازمانی نزدیکتر می کند. تدریس دوره آموزش ضمن خدمت مهندسی ارزش در اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان ،توفیق اجباری بود برای بنده که بیشتر از گذشته با اصول این تکنیک آشنا شوم. چه خوبست که تکنیک مهندسی ارزش در قسمت های مشکل دار منابع طبیعی بکار گرفته شود.
دانلود پاورپویینت مهندسی ارزش




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مهندسی ارزش، کارکرد، مدیریت، عملکرد، منابع طبیعی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393
برنامه پنجم توسعه همه جانبه کشور،یک برنامه جامع میان مدت در راستای برنامه بلند مدت چشم انداز 1404 توسعه کشور می باشد که بنظر بنده ،بر کارشناسان هر دستگاه اجرایی فرض است تا از مفاد این قانون اطلاع داشته باشند بخاطر همین متن کامل این قانون  در سایتiranforest.irآورده می شود
دانلود قانون برنامه پنجم توسعه
کلمات کلیدی: قانون،برنامه پنجم توسعه،چشم انداز،iranforest.ir




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : قانون، برنامه پنجم توسعه، چشم انداز، iranforest.ir،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 2 اردیبهشت 1393

Theory X , Y

 دیدگاهی درباره طبیعت انسان در مواجهه با كار، در دو مجموعه متفاوت ازهم تحت عنوان مفروضات  داگلاس مك گرگور ایجادو توسعه یافت كه به نظریه X و نظریه Y معروف شده و در كتاب مك گرگور به نام «جنبه انسانی سازمان» در سال 1960 منتشر شد.

این نظریه ها نوع رفتار انسان در كار كردن را ترسیم می كنند و مبنای مناسبی برای ایجاد انگیزش و مدیریت افراد سازمان ارائه می دهند.

مفروضات نظریه X

-1انسانهای معمولی به صورت ذاتی از كار نفرت دارند و اگر بتوانند از انجام كار خودداری می كنند.

-2 به دلیل مشخصه نفرت از كار در انسان، بیشتر افراد باید مجبور، كنترل، هدایت و با تنبیه ترسانده شوند تا برای رسیدن به اهداف سازمانی تلاش كافی كنند.

-3 انسانهای معمولی ترجیح می دهند توسط شخص دیگری هدایت شوند، تمایل دارند از قبول مسئولیت فرار كنند، بلند همتی و جاه طلبی كمی دارند و از همه اینها گذشته امنیت می خواهند.

رفتار مدیران در نظریه X

-1 مدیران به كاركنان اطمینان ندارند و نظارت شدید محدودكننده اعمال می كنند و یك فضای ترس از تنبیه به وجود می آورند.

-2 این مدیران اعتقاد دارند كه هر چیزی باید به سرزنش یك نفر ختم شود.

-3 این مدیران فكر می كنند كه تنها هدف كاركنان از كاركردن، پول است.

-4 این مدیران در مواجهه با بروز هر اتفاق ناخوشایند سازمانی، ابتدا كاركنان را سرزنش می كنند بدون اینكه از خود بپرسند كه آیا ممكن است سیستمها، سیاستها، نبود آموزش یا سؤ مدیریت خودش سزاوار سرزنش باشد.

مفروضات نظریه Y

-1 كار فیزیكی و فكری به اندازه بازی و تفریح خوشایند هستند.

-2 كنترل بالادست و ترس از تنبیه تنها ابزار به تلاش واداشتن افراد برای دستیابی به اهداف سازمانی نیستند. انسان بر حسب حس تعهد در دستیابی به اهداف محوله، نوعی خودهدایتی و خودكنترلی از خود نشان می دهد.

-3 میزان تعهد به اهداف متناسب با اندازه پاداش هایی (مادی و غیرمادی) كه در دستیابی به آن اهداف ارائه می شود، افزایش می یابد.

-4 تحت شرایط مناسب، انسان معمولی یاد می گیرد كه نه تنها مسئولیت قبول كند بلكه خود به دنبال آن باشد.

-5 ظرفیت استفاده از قوه تخیل، هوش، و خلاقیت در حل مسائل سازمانی به صورت گسترده بین همه كاركنان وجود دارد و فقط در اختیار یك عده خاص نیست.

-6 در شرایط زندگی صنعتی فعلی، تنها بخش كمی از پتانسیل فكری انسان معمولی بكار گرفته می شود.

رفتار مدیران در نظریه Y

-1 این مدیران فضای اعتماد در سازمان به وجود می آورند.

-2 با زیردستان خیلی راحت و صمیمانه ارتباط برقرار می كنند.

-3 در رابطه مافوق و زیردست، تفاوتها را به حداقل می رسانند.

-4 فضایی ایجاد می كنند كه كاركنان بتوانند قابلیت هایشان را توسعه دهند و از آنها استفاده كنند.

-5 كاركنان را در تصمیم گیری مشاركت می دهند به گونه ای كه نظرات آنها در تصمیم گیری نقش داشته باشند.

مشخص است كه مجموعه مفروضات نظریه های X و Y از اساس با هم متفاوتند. نظریه X بدبینانه، خشك و سخت است. اعمال كنترل از بالادست به زیردست است. در مقابل، نظریه Y خوش بینانه، پویا و انعطاف ناپذیر است و بر خودكنترلی و یكپارچگی بین نیازهای فردی و سازمانی تأكید دارد. هر یك از این مجمومه مفروضات، بدون شك بر روش انجام وظایف و فعالیتهای مدیریتی مدیران تأثیر می گذارند.

توجه به نكات زیر برای جلوگیری از برداشت یا درك اشتباه درباره نظریه های X و Y ضروری است:

-1 مفروضات نظریه X و Y، فقط فرض هستند. این مفروضات چیزی را به عنوان اقدام قابل اتخاذ توسط مدیران تجویز یا پیشنهاد نمی كنند. این مفروضات باید در ارتباط با واقعیت تست شوند. این مفروضات استنتاج شهودی هستند و مبتنی بر تحقیق نمی باشند.

-2 نظریه X و Y به معنای مدیریت سخت و نرم نیستند. مدیریت سخت ممكن است باعث به وجود آمدن مقاومت و مخالفت شوند. مدیریت نرم ممكن است به مدیریت عدم دخالت و بی قیدی شود كه هیچ سنخیتی با نظریه Y ندارد. مدیر اثربخش توانایی ها و محدودیت ها و شأن افراد را تشخیص می دهد و متناسب با شرایط رفتار خود را تنظیم می كند.

-3 نظریه های X و Y دو سر یك طیف نیستند بلكه هر یك طیفی برای خودشان دارند.

-4 نظریه Y را نمی توان چیزی شبیه مدیریت مبتنی بر اتفاق نظر دانست یا اینكه نمی توان بر اساس این نظریه اعمال قدرت كرد. در نظریه Y، اعمال قدرت تنها یكی از روشهای متعددی است كه مدیریت می تواند از آن در ایفای نقش رهبری استفاده كند.

-5 كارها و شرایط متفاوت نیازمند رویكردهای مختلفی برای مدیریت كردن هستند. گاهی اوقات اعمال قدرت و ایجاد ساختار برای كارهای خاصی اثربخش هستند.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : Theory X، Y، رفتار مدیران، مك گرگور، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 فروردین 1393

ضرورت کنترل بیماری بلایت شمشاد

نکته بسیار مهم این است که شمشاد نگهدارنده اکوسیستم گیاهی وجانوری بوده و درصورت نابودی، تعادل اکوسیستم رویشگاههای ان بهم ریخته و خسارات بعدی که حتی متوجه جامعه انسانی نیز    می شود امری محتوم و قابل توجه خواهد بود.

تصور به خطرافتادن مأوای حشرات و پرندگان و سایر موجودات در پی نابودی درختان و درختچه ها و بوته های شمشاد یعنی یک فاجعه زیست محیطی و حادثه غیرمترقبه  که خسارات آن بسیار بیشتر از یک سیل یا زلزله مقطعی است.

بنابراین ضرورت ایجاب می کند که با هر گونه خسارت به جنگلهای شمشاد مقابله  نموده وبه لحاظ  پیشگیری و کنترل بلایت شمشاد اقدامات  موثری را عملی نماییم

باتوجه به روند روبه گسترش بیماری بلایت شمشاد و به لحاظ اهمیتی که رویشگاههای شمشاد در پایداری اکوسیستم های جنگلی قسمت های پایین بند جنگلهای شمال کشور دارند می بایست از تمامی اقدامات محتمل برای کنترل و مقاله با بیماری بلایت شمشاد استفاده نماییم و اگر بگوییم که قارچ عامل بیماری بلایت شمشاد ،موجود خیلی خطرناکی است و هیچ چیزی جلودار آن نیست و دست روی دست بگذاریم و کاری نکنیم و شاهد سوختن شمشاد های زیبای جنگلهای شمال باشیم مرتکب اشتباه تاریخی بزرگی شده ایم.

  پس بیاییم مانند سایر نقاط دنیا برای پیشگیری وکنترل بلایت شمشاد تلاش کنیم و به نتیجه خوش بین باشیم.

بقول حافظ شیرین سخن:

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است  

شمشاد سایه پرور من از که کمتر است

دانلود پاورپیینت سخنرانی علمی



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : Buxus hyrcana، Boxwood blight، شمشاد، بیماری بلایت شمشاد،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 فروردین 1393


( کل صفحات : 7 )    ...   3   4   5   6   7   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی