تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب یادداشت ها و تحلیل های شخصی
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
افزایش سطح روستاهای حاشیه جنگلهای شمال که با اجرای طرح های هادی مسکن روستایی در شمال کشور سرعت گرفته و به تهدیدی جدی برای شمال ایران تبدیل شده است، متاسفانه در لوای قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن انجام می گیرد.
بهترین راه کنترل آن، انطباق نقشه طرح هادی مصوب با عکس گوگل است که نهایتا به وضع موجود موقعیت استقرار اعیانات بسنده نموده و مابقی سطح را بعنوان محدودیت و ممنوعیت قانونی از محدوده طرح خارج نماییم. در یک نمونه از کار انجام شده مشاهده گردید که حدود 40 هکتار از اراضی جنگلی بعنوان فضای اضافه در طرح هادی مسکن گنجانده شده بود و مطمئنا در آینده زمینه زمین خواری و ویلاسازی را فراهم می نمود. بنابراین در راستای تحویل و حول اراضی بین دو سازمان، نقشه طرح هادی اصلاح و برعلیه مشاور بنیاد مسکن نیز اعلام جرم گردید.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، هیرکانی، تصرف اراضی، طرح هادی، تحویل و تحول،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397
تنفس بهره برداری یا طرح تنفس از سال 1396 در جنگلهای استان گیلان در حال اجرا است. اما با کمال تعجب مشاهده می گردد که هر شبانه روز، کامیونها و تریلی های متعدد چوب، وارد استان گیلان می شود. این چوب آلات از استانهای آذربایجان غربی و شرقی،اردبیل،زنجان و همدان و قزوین و... وارد استان گردیده و در کارخانجات نئوپان سازی و صنایع خرده چوب مصرف می گردد. حجم واردات چوب روزانه استان، بنظر بنده حدود 5000 تا 1000 مترمکعب برآورد می گردد.
صرف نظر از مبداء برش این چوب الات(که انشاله کنترل کامل بر روند برداشت چوب الات معمول می شود و فقط درختان واقع در باغات چوب و محاوط شخصی مردم قطع می گردد، هرچند که نواقصی از نظر عدم صدور پروانه قطع باغی برای درختانی مانند گردو و درختانی که مشابه انها در اراضی ملی نیز رویش دارند، مشاهده می گردد)، سوال این است که آیا اصولا برداشت این همه درخت از مناطقی که دارای فقر شدید پوشش گیاهی هستند، کار پسندیده ای است؟ ایا این استانها از اثار بیابان زایی رنج نمی برند و آیا با پدیده های جدید حمله ریزگردها و افزایش آثار گرمایش زمین مواجهه نیستند؟
 قرار بود که با اجرای طرح تنفس، بهره برداری عمومی درختان کشور ایران کاهش یافته یا متوقف گردد و خوراک سلولزی مورد نیاز کارخانه های صنعت چوب کشور از کشورهایی مثل روسیه تامین گردد.
میدانیم که حیات زیستگاه های رویشی درخت و درختچه در خارج از شمال، عموما به مناطق روستایی(یعنی مبدا متصل به اب و آبادانی) وابسته است و مشارکت عملی مردم برای تقویت پوشش درختی از بدو آبادانی روستا شکل گرفته است. حال نگرانی از این مسئله تشدید می گردد که در ازاء توقف بهره برداری چوب شمال، چرا باید ابادانی پوشش گیاهی ابادیها و روستاهای نیمرخ جنوبی البرز رها شود.
اگر قطع درختان حاشیه روستاهای نیمرخ جنوبی البرز در مقابل توقف برداشت چوب از جنگلهای تولیدی شمال ادامه یابد، این جریان را می توان دقیقا به بازی پت و مت تشبیه نمود. یعنی جایی(جنگل های تولیدی استان گیلان) که نعمت خدادادی تولید چوب دارد و با برداشت چوب می توان تولید پابدار چوب را تضمین نمود را با شعار تنفس تعطیل می کنیم و جاهایی(استانهای فقیر از پوشش گیاهی واقع در نیمرخ جنوبی البرز) که باید پوشش درختی شهرها و روستاهای آنها را تقویت نماییم را آزاد می گذاریم تا بدون حدو مرز، درختان چند صد ساله خود را قطع نمایند!!!. فقط با این توجیه که این مناطق در محدوده منابع طبیعی قرار ندارند و مشمول طرح تنفس نیستند.
لذا پیشنهاد می گردد که با اجرای طرح تنفس، بهره برداری در استانهای غیر شمالی با اولویت بیشتر و با محدودیت بالاتر در نواحی روستایی و حتی با در مستثنیات مردم اجرا گردد. صدور پروانه قطع باغی در تمامی مناطق روستایی بصورت صدرصد عملی گردد(همراه با تعهد نهالکاری مجدد، همانطوریکه در قانون نیز به ان اشاره شده است)  و هردو دستگاه حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی(با هماهنگی دهیاریها) در نگهداری بیشتر درختان واقع در محاوط شخصی مردم در مناطق فقیر از پوشش گیاهی برنامه های میدانی خود را اجر نمایند. اگر غیر از این باشد سوال اساس این است که: پس متولی حکمرانی دوبت بر درختان عرصه ها و حتی باغات متعلق به مردم چه کسی است؟  در شهرها نیز قانون توسعه فضای سبز به نحول اکمل و با تاکید بر نهالکاری و نطارت عملی بر آن اجرا گردد.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : پت و مت، تنفس بهره برداری، نیمرخ جنوبی البرز، شمال کشور، درختان، چوب،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 آذر 1396
با تحولات سالهای اخیر که با مهمترین رویکرد جنگلداری یعنی توقف بهره برداری و اجرای طرح تنفس همراه گردیده است، آینده بهره برداری از جنگلهای شمال حداقل در استان گیلان با ابهام زیادی همراه شده است. خصوصا انکه در سالهای پایانی برنامه ششم، با الزام قانون، برداشت چوب می بایست در جنگلهای شمال متوقف گردد.
بنظر بنده توقف بهره برداری در جنگلهای شمال لازم بود تا نگاه خود را به نحوه مدیریت جنگل مورد بازبینی قرار دهیم. البته تغییر در نگاه مدیریت جنگل بمعنی توقف برداشت چوب از جنگل تولیدی نیست.
جنگلهای شمال نیازمند بهره برداری چوب هستند به چند دلیل عمده:
1-شرایط تغییرات اقلیمی جهان حکم می کند که به لحاظ استقرار شرایط سازگار با تغییرات اقلیمی، دخالتهای پرورش جنگل را متوقف نکنیم. مطمئنا بهره برداری یکی از ابزار علم جنگل شناسی (پرورش جنگل) محسوب می گردد.
2-جنگلهای تولیدی شمال(نه همه نقاط جنگلی شمال) جنگلهای با قابلیت تولید چوب هستند، دارای توده های دخالت شده قبلی هستند و حداقل به لحاظ پرورش توده های همسال نیازمند برش های تنک کردن در نقاط مورد نیاز هستند. بنابراین اگر برداشت چوب و دخالت در این توده ها را متوقف کنیم، خسارت طبیعی این جنگلها افزایش می یابد و از همه مهمتر سرمایه تولیدی تجدیدپذیر کشور ما به هدر می رود. آنهم در این شرایط که به تولید و کسب درآمد و اشتغال و خودکفائی در شرایط اقتصاد مقاومتی نیاز داریم، توقف بهره برداری یعنی سرکوب کردن پتانسیل تولید کشور.
3-با این همه زیرساخت موجود در جنگلهای شمال از قبیل جاده های جنگلی، مسیرهای فرعی، حصارکشی ها و نقاط احیائی، و از همه مهمتر تجربه 50 ساله در طراحی وم اجرای طرح جنگلداری، توقف مدیریت جنگلداری شمال اقدامی منطقی به نظر نمی رسد.
4-بهره برداری سنتی از طریق اقتصاد معیشتی جنگلنشینان و حاشیه نشینان جنگل و دامداری سنتی دارای ضرر به مراتب بیشتر از برداشت چوب  است که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود.
4-بعد از سالها تغییرات شیوه های بهره برداری در طرح های جنگلداری، طی دهه 80 و دهه 90، نشانه گذاری جنگلهای شمال با گذار از جنگلداری ناهمسال  (به شیوه تک گزینی) به  جنگلدرای ناهمسال نزدیک به طبیعت ، به مرحله ای از بلوغ رسیده بود که تقریبا دخالتها از پشتوانه علمی خوبی برخوردار بودند. حال توقف یکباره این جریان کارشناسی، به معنی برخورد جبری با دیدگاه علمی جنگلداری و جنگل شناسی در جنگل های شمال است.
5-کنار گذاردن نیرو و امکانات و برنامه طرح های جنگلداری منطقی بنظر نمی رسد.
اما با این اوصاف با تغییر اوضاع و توقف موقت برای تصمیم گیری بهتر به دلایل ذیل موافقم:
1-عملکرد مجریان طرح ها در مجموع با مشکلات زیادی همراه بود.
2- ایراد از نحوه طراحی طرح های جنگلداری نبود، بلکه ساختار اجرایی مجریان دارای مشکل بودند.
3-حفاظت جنگل توسط بخش غیر حاکمیتی در قانون پیش بینی نشده است. بنابراین حفاظت را نباید به مجریان غیر دولتی واگذار نمود. چون عوامل حفاظتی می بایست بلا استثنا ضابط قضائی خاص باشند. چون هیچ یک از قرقبانان طرح های جنگلداری این شرایط را نداشتند، عملا در کار خود موفق نبودند.به تبع ان در حفاظت جنگل موفق نبودیم.
4-تکنولوژی مجریان طرح ها در قسمت بهره برداری و جاده سازی قدیمی بوده و دارای ضررهای بیشتر از منافع بودند.
راهکار چیست:
طرح جنگلدرای در شمال می بایست توسط دولت اجرا گردد، حفاظت ان فقط در دست مامورین ضابط باشد(اعم از حفاظت احیائی و حفاظت فیزیکی). فقط بهره برداری طرح ها هرساله با تشریفات قانونی به پیمانکار واجد شرایط واگذار گردد. 
قانون برنامه ششم می بایست به نحوی اصلاح شود که برداشت چوب  صرفا بمنظور پرورش جنگل مجاز اعلام گردد.
در خاتمه لازم بیادآوری است که چشم همه کارشناسان به عملکرد تصمیم گیران ارشد سازمان جنگلها دوخته شده است که با تصمیمات خود چه آینده ای را برای جنگلهای شمال و جنگلداری ایران رقم می زنند؟!.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تنفس، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، حفاظت، احیاء،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 مهر 1396
گرم شدن کره زمین ، امروزه بعنوان یک مسئله جدی دنیا تبدیل شده است ولی این مسئله در داخل کشور و حتی بین بعضی از اساتید و صاحب نظران با شک و تردید برخورد می شود.
امروز با شیوع آفت شب پره شمشاد و بیماری بلایت شمشاد در جنگلهای شمال مواجه هستیم. دقیق تر آنکه هنوز چند سالی از سیوع بیماری بلایت شمشاد ندر جنگلهای هیرکانی نگذشته بود که شب پره شمشاد نیز به جنگلهای هیرکانی هجوم آورد. آثار  زنده و غیر زنده دیکر نیز قابل ذکر هستند که در مقایسه با گذشته غیر متعارف، عجیب و غریب هستند. آیا نباید آنها را از علائم آثار تغییر اقلیم قلمداد نمود.
د رادامه مطلب توجه شمار را به گزارش صاحبنطران بین المللی جلب می نمایم:  

گرم شدن جهان واقعی است

طبق مطالعات جدید یک تیم تحقیقاتی، گرم شدن جهان باعث کاهش برداشت ۴ مورد از محبوب‌ترین محصولات کشاورزی شده است.

به گزارش مهر به نقل از اسپوتنیک، طبق مطالعات جدید یک تیم تحقیقاتی، گرم شدن جهان باعث کاهش برداشت ۴ مورد از محبوب‌ترین محصولات کشاورزی شده است. پروفسور سنتهولد اسنگ به اسپاتنیک گفت که محصول گندم، برنج و ذرت کاهش یافته است و اگرچه تغییرات آب‌وهوایی به تاثیر مخرب خود بر تولید محصولات کشاورزی ادامه می‌دهد، در برخی کشورها ممکن است باعث افزایش محصولات شود.

اسنگ گفت: در در این مطالعه به خصوص، ما به تاثیر افزایش دما بر محصولات اصلی کشاورزی مثل گندم، برنج، ذرت و دانه سویا، توجه کردیم و دریافتیم که هرگونه تغییر و افزایش دما باعث افت شدید بازده این محصولات کشاورزی خواهد شد.

این پروفسور گفت: به ازای هر ۱ درجه گرم‌تر شدن دمای جهان، حدود ۱۰ درصد از محصول ذرت آمریکا از دست خواهد رفت.

از سوی دیگر در برخی کشورها افزایش دما باعث افزایش محصول خواهد شد؛ در شمال چین به ازای هر درجه افزایش دما ۲ درصد به بازده محصول اضافه شد و به همین ترتیب در مورد برنج و ذرت فرانسه هم با ۴ درصد افزایش محصول مواجه می‌شویم.

با این حال این پروفسور ادامه داد: اگر دمای جهان ۴ درجه بالا برود در کل شاهد افت ۲۵ درصدی بازده این ۴ محصول مهم خواهیم بود

این ۴ محصول درحال حاضر دو سوم غذای جهان را تشکیل می‌دهند
http://www.tabnak.ir/fa/news : منبع.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : گرم شدن کره زمین، جنگلهای هیرکانی، گرم شدن جهان، جنگلهای شمال، آفات و بیماریها،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 شهریور 1396
اکنون که طرح تنفس بهره برداری در جنگلهای شمال جدی گرفته شده است و در آستانه رویکردی جدید از مدیرین جنگل قرار داریم، بعبارتی دیگر طی چند سال آینده در مرحله گذار از مدیریت سنتی گذشته به جنگلداری نوین هستیم، دانشکده های منابع طبیعی و گروه های جنگلداری دانشگاههای کشور نیز می توانند نقش اساسی در ایجاد تغییرات اساسی در دروس دانشگاهی دوره کارشناسی جنگلداری داشته باشند . یعنی متناسب با هر اقلیم طبیعی اکوسیستم جنگل از قبیل مناطق رویشی ایران، دروس کاربردی را ارائه نمایند.
بازنگری در عنوان، سرفصلها و محتوای دروس با اهداف ذیل پیشنهاد می گردد:
1-تربیت نیروی ماهر در امور میدانی بجای تربیت نیروی پژوهشی. یعنی تربیت تکنسین جنگلداری با مدرک لیسانس و بالاتر.
2-مروری بر تمامی پایان نامه های گذرانده شده در ایران و جمع بندی خروجی بدردبخور نتایج تحقیقات دانشگاهی در رشته جنگلداری.
3-تفاهم با  سازمان جنگلها و ادارات کل منابع طبیعی در جهت گذراندن واحدهای عملی دروس دوره لیسانس جنگلداری در عرصه های منابع طبیعی.
4-توجه و تمرکز بر امر دانش عملی و مهارت دانش آموختگان با نتیجه گرایی در اشتغال و تولید و خدمات جنگلداری.
5-پرورش دانش آموخته چند تخصصه با آوردن دروس کاربردی از رشته های مرتعداری(مانند گیاهان داروئی)، باغبانی(تولید نهال و قلمه و گل و گیاه، مدیریت گلخانه و نهالستان،تولید قارچ)، دامپروری(مانند اصلاح نژاد دامداری سنتی، مدیریت جنگل-دام)، آبخیزداری(تثبیت مکانیکی و بیولوژیک خاک)،شیلات(آبزی پروری در مناطق کوهستانی)، ترویج کشاورزی(مشارکت مردم در جنگلداری)
دو نکته اساسی برای رسیدن به اهداف فوق ضروری است:
1-برگزاری دروسی که دارای واحدهای عملی هست می بایست علاوه بر استاد مربوطه توسط کارشناس با تجربه ای که بتواند مهارت خود را به نسل دیگر منتقل نماید انجام شود. همچنین با اعزام اساتید بزرگوار به دوره های افزایش مهارت های عملی به کشورهای صاحب سبک ها و تکنیک های اجرایی می تواند به افزایش بهره و ری در این زمینه منجر گردد.
2-بجای تقسیم بندی گروههای فعلی مانند جنگلداری، مهندسی جنگل میتوان تخصص جنگلداری را به  چهار گروه  حفاظت جنگل شامل حفاظت فیزیکی و فنی، بهره برداری از گیاهان جنگل اعم از چوبی و غیرچوبی،بهره برداری از خدمات جنگل شامل مدیریت پارک و استراحتگاه های طبیعی و گروه آموزش و ترویج و مشارکت مردم در اداره جنگل تقسیم نمود.
جزئیات انشاله بعد.   



نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلداری، مهارت، اشتغال، تولید، خدمات،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مرداد 1396
نیازمندیهای جدید آموزشی رشته های منابع طبیعی برای اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی:
1-زنبورداری و تولید عسل
2-احاله مدیریت  مراکز کوچک گردشگری مانند رستوران های بین راهی حاشیه جاده ها، رودخانه ها و جنگلها و مراتع
3-پیمانکاری چوب و خرید و فروش چوب صنعتی و هیزمی، داخلی و وارداتی
4-صنایع دستی وابسته به چوب به تقلید از محصولات چینی
5-کشت و پرورش گیاهان داروئی
6-پرورش پرندگان زینتی و ..
7-آبزی پروری
8-تولید آب معدنی
9-باغداری
10-زراعت چوب
11-دامداری مدرن
12-انرژیهای نو
13-راهنمای تورهای گردشگری و اکوتوریسم
14-فرآوری محصولات زراعی و منابع طبیعی
15-بازاریابی و مارکتینگ، واسطه گری فروش
16-تولید گل و گیاه زینتی
17-تولید و فرآوری سبزی های خوراکی
18-فروش میوه و سبزی و..محصولات کشاورزی
19-مغازه داری مانند اداره سوپرمارکت
20-بنگاه ملک یا خودرو
21-تعمیرات و خدمات
22-نقشه برداری و نقشه کشی
.....
این فنون نیاز به الحاق به دروره های آموزشی موجود دانشکده های منابع طبیعی دارند.
شاید موضوعات فوق الذکر عجیب و غریب باشند. ولی واقعیت این است که با تئوریهای رایج موجود در دروس دانشگاهی، فقط می توان مقاله نوشت،تحقیق نمود، کارشناس ادارات شد، استاد دانشگاه شد و یا صاحب نظر در زمینه علم جنگلداری،مرتعداری،آبخیزداری
اما مهم این است که بعد از تحصیل به شغل برسیم، به زندگی مستقل برسیم و... و با توجه به محدودیت های استخدامی مراکز اجرایی،تحقیقاتی و دانشگاهی، بهترین کار بوجودآوردن شانس اشتغال در بازار آزاد است که فقط با آموزش فن و حرفه های فوق الذکر و با بالابردن مهارت های فوق امکان این کار فراهم می شود.
البته قرار نیست که دروس دانشگاهی حذف شوند. بلکه نیاز است محتوای دروس تغییر یابند. بعضی سر فصلها کاربردی شوند و بجای راه اندازی مراکز فنی و حرفه ای منابع طبیعی و کشاورزی، خود دانشگاه ها و دانشکده ها تبدیل به مراکز فنی و حرفه ای شوند.
بنظرم شانس دانشگاه های آزاد که در تصمیم گیری آزادتر هستند بیشتر است و شاید کلید حل بحران بداستقبالی از رشته های منابع طبیعی دانشگاه های آزاد همین استراتژی باشد.
انشاله که مسئولین و مدیران تصمیم گیر ببینند و در اجرای این تصمیم یعنی آوزدن فن و حرفه به دانشگاه ریسک کنند.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : شغل های جدید، اشتغال، آموزشی، منابع طبیعی، دانش آموختگان،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 تیر 1396
معضل بیکاری فارغ التحصیللان رشته های منابع طبیعی مانند سایر درس خوانده های بسیاری از رشته های دیگر، چالش امروز جامعه ماست. سوال این است که آیا این جوانان حق ندارند کار تخصصی داشته باشند؟!.
مقصر این روند کیست؟
از مقصر که بگذریم باید به فکر چاره باشیم و جلوی ضرر بیشتر از ین را بگیریم. چاره کار این است که توانمندی متخصصین را در بخشهای غیردولتی بالا ببریم.
البته باید برای فارغ اتحصیلان فعلی می بایست در قالب طرح های حفاظت از منابع طبیعی کار ردیف کنیم. ولی برای دانشجویان جدیدالورود می بایست عناوین دوره های آموزشی و دروس را به سمت فن و حرفه آموزی سوق بدهیم به نحوی که بجاری کارشناس، تکنسین و نیروی مولد بار بیاوریم. در بین دروس هم فقط به عناوین منابع طبیعی بسنده نکنیم بلکه به سایر رویکردهای کشاورزی و .. نیز فکر کنیم. یعنی دانش آموخته منابع طبیعی باید بعد از فارغ التحصیلی توان کارآفرینی و کاریابی در بازار آزاد را داشته باشد.
الان دانشگاه ها اشباع شده اند. بنابراین هیئت علمی نیاز نداریم. در حالیکه فارغ التحصیلان الان دکترا فقط توانمندی تدریس دارند!.
ادارات دولتی نیز کمتر تمایل به جذب نیرو دارند. بنابراین امیدی به جذب نیرو در آینده نیست.
چاره کار فقط این است:  دانشکده های منابع طبیعی را به مراکز فنی و حرفه ای کارآفرینی و کاریابی تبدیل کنیم. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : کارآفرینی، کاریابی، جذب نیرو، بیکاری، منابع طبیعی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 تیر 1396

حدود شش و نیم میلیون نفر از جمعیت ایران دارای زندگی عشایری هستند که اکثر انها رمه گردان و یک پنجم آنها صرفا کوچ رو هستند.این جمعیت دارای اقتصاد معیشتی، وابستگی خاصی به دامداری سنتی دارند. دامداری سنتی، از قدیم الایام تا حال، در تقریبا 100 درصد از رویشگاه های دارای آب و علف ایران ایران سیطره داشته و دارد(یعنی حدود 60 تا 80 درصد مساحت خشک ایران).

در گذشته بدلیل وجود بیماریهای کشنده اپیدمی انسان و دام، با از بین رفتن قربانیان، خودبخود کاهش جمعیت، هرچند وقت یکبار اتفاق می افتاد. در نتیجه تعادل بین طبیعت و انسان و دام اهلی، برقرار می گردید. طی یک قرن اخیر روند قربانی گرفتن بیماریهای کشنده کنترل گردید. در نتیجه جمعیت های انسان و دام اهلی رو به فزونی نهاد. یک قاعده نانوشته در بین دامداران سنتی وجود دارد که دامداری سنتی(گله داری) برحسب توان اقتصادی صاحب دام انجام می گیرد، نه توان بیولوژیک چراگاه!. بنابراین هرجا که اجازه بدهد و یا بواسطه اقتصاد معیشتی، عواملی نظیر بیکاری،تامین درآمد سرانه، اشتغال و ..، دامداری سنتی رونق یافته، در نتیجه با خطر برداشت علوفه(چرام دام بیش از ظرفیت چراگاه)، خطر نابودی گیاهان علفی،بوته ای،درختچه ای و درختی بعنوان مهمترین تهدیدکننده نابودی مناطق رویشی ایران پدیدار می گردد. خصوصا در مناطق رویشی زاگرس، هیرکانی و ارسبارانی که نسل آینده جنگل بواسطه خورده شدن نهالها توسط دام، قدرت تجدید نسل خود را از دست داده اند.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی، نابودی خاک و آب، دامن گیر کشور گردیده که متاسفانه حساسیت زیادی هم به این مسائل، علیرغم مشاهده معضلات برخواسته از ان نظیر سیل و ریزگردها نداریم. نمیدانم علت چیست؟ جهل و ندانستن است یا عادت به گذشته؟ شاید آنقدر در غرور داشتن گذشته خود غرق شده ایم که هرچه را از گذشته به ما به ارث رسیده را میخواهیم حفظ کنیم!. (اشاره فقط به چرای بی رویه دام است ولاغیر!). چاره کار چیست؟

چرا باید در برابر اقدامات جاهلانه خاموش بنشینیم و چرا مسئولین برنام ریز کشور اقدام عاجل نمی کنند؟

مسئله این است: کمتر از یک دهم جمعیت کشور  بدلیل دامداری سنتی، حدود 80 درصد مساحت کشور را به ورطه نابودی می کشانند. چرا عرصه های طبیعی کشور، جولانگاه بز و گوسفند شده و همه گیاهان خورده می شوند؟ چرا اختیار این همه سطح کشور در دست عده ای خاص است تا بلایای طبیعی به همه(نسل فعلی و نسلهای بعدی) کشور تحمیل شود؟ اگر بخواهیم مناطق رویشی طبیعی ایران را نجات دهیم باید تفکر قدیمی و معیشت بجا مانده از گذشتگان، یعنی دامداری سنتی را کنار بگذاریم.

چه خوب بود که طرح ساماندهی تبدیل دامداری سنتی به دامداری متمرکز و تلفیق زراعت، باغبانی و دامداری بسته با در نظر گرفتن اعتبار و بفوریت اجرا گردد.

به مسئولین و برنامه ریزان کشور پیشنهاد می کنم که که بین رویشگاه های طبیعی و دامداری سنتی، یکی را انتخاب کنند.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مناطق رویشی، دامداری سنتی، اقتصاد معیشتی، چرای دام، ریزگرد، سیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 بهمن 1395

کارآیی(Efficiency) و اثر بخشی (Effectiveness) دو جزه اصلی از مفهوم کلی بهره وری (productivity) هستند که اصلاح و بهبود بهره وری در هر رشته تخصصی یا بخش اجرایی از آنها نشات می گیرد.

به زبان عامیانه، کارآیی یعنی کار را درست انجام دادن. در اصطلاح مهندسی به آن "راندمان" هم می گویند. اثربخشی یعنی کار درست را انجام دادن. این دو درصورتی می توانند، محل یا موضوع انجام کار را به بهره وری بیشتر برسانند که، باهم اجرا شوند و مکمل همدیگر باشند.

کارآیی در صورت نداشتن اثربخشی به مفهوم اجرای نمایشی کار است. همانطور که در شعر شیخ اجل سعدی علیه الرحمه ، فقدان اثربخشی در پیمایش راه توسط مسافری که قصد کعبه نموده، اما راه را به اشتباه می پیماید، بخوبی بیان شده است:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی        کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

در بحث پژوهش، کارآیی به مفهوم انجام پژوهش هاست که در بخش منابع طبیعی، همانند سایر رشته ها و تخصص های داخل کشور به قدر کافی انجام می شود. مفهوم اثربخشی در فرایند پژوهش از جمله در مدیریت منابع طبیعی به معنی نقش پژوهش و تحقیقات در حل مشکلات اجرایی داخل کشور(با اولویت بیشتر) است که وضعیت،قدر و منزلت آن مانند سایر تخصص ها و رشته ها در ایران از مقدار رضایت بخشی برخوردار نیست.

دلایل اصلی این مسئله کاملا روشن است: فاصله و تفکیک وظایف بین دانشگاه و نهادهای متولی تحقیق و پژوهش با دستگاه های اجرایی.

نتیجه این تفکیک در منابع طبیعی، مانند همه علوم تجربی در ایران آز ان جهت، فاجعه بارتر می گردد که:

1-    بعضی ازآموزش دهندگان تخصص های اجرایی، خود فاقد تجربه اجرایی بوده، بنابراین هنر اتصال به بخش های اجرایی را عملا بکار نمی گیرند. یا منفعلانه برخورد نموده و مسئولیتی را در اثربخش بودن آنچه آموزش می دهند احساس نمی کنند. البته ممکن است از تکنیک های به روز شده سطح دنیا استفاده کنند. ولی نتایج بدست آمده از مطالعات و مقالات، دارای تجریه و تحلیل مطلوب نیستند که بتوانند تغییردهنده وضعیت موجود مدیریت منابع طبیعی داخل کشور باشند. بهمین خاطر بیشتر مطالعات و مقالات جنبه توسعه ای دارند تا کاربردی. بعضی از مقالات روی بدیهیات و امور تکراری و فاقد اولویت تحقیق کار می کنند. بعبارتی دیگر تقاضا محور نیستند.

همچنین بجز مقالات و نتایج تحقیقاتی، جزوات آموزشی نیز، بعضا به روز نیستند. یعنی بعضا، متناسب با موضوعات روز دستگاه های اجرایی کشور ارائه نمی شوند.

2-    بعضی از اجرا کنندگان تحقیق، از تجربه کمتر متصل به تخصص برخوردار بوده یا فاقد هرگونه آشنایی با روند اجرایی امور و محیط کار بوده، در نتیجه جمع کننده خوبی در یک فرایند تحقیق نیستند.در نتیجه شکل کار خوب انجام می شود، ولی اثربخشی درستی را در پی ندارد.

چاره کار چیست؟. چگونه به مسیر اصلی پیشرفت و توسعه در روند پژوهش و تحقیق در بخش منابع طبیعی کشور دست پیدا کنیم؟. از کجا شروع کنیم؟

روش عملی بنا بر وضع موجود، بدون آن که بخواهیم ساختارهای اجرایی و اداری(یعنی بخش سخت افزاری) را تغییر دهیم، تغییر در بخش برنامه ریزی(بخش نرم افزاری مدیریت)است.

سهل الوصول ترین راه این است که تمام موضوعات تحقیقی و پژوهشی در سطوح دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی مربوط به تخصص های منابع طبیعی کشور، توسط ادارات کل منابع طبیعی و آبخیزداری استانها (با هماهنگی سازمان جنگلها) ارائه گردیده و هر تحقیق مورد نظر توسط تیمی با عضویت کارشناس دستگاه اجرایی انجام شود. مهم تر آنکه، بعد از اتمام تحقیق، جلسه دفاعیه با حضور مسئول مربوطه دستگاه اجرایی ارائه گردد و نتیجه بدست آمده در فرایند اجرایی عملا بکار گرفته شود یا تمهیدات لازمه فراهم گردد.

اجرای این روند، معجزه ای را در بخش های منابع طبیعی کشور ایجاد می کند. هزینه های تحقیقاتی ضروری برای تحقیقات واجب الاجرا را فراهم می کند. از اتلاف هزینه های اجرایی می کاهد و ...

جان کلام این که: هر دو بال سیمرغ بهره وری در منابع طبیعی به سمت هدف مطلوب به پرواز در می آیند.. به امید آن روز.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : کارآیی، اثربخشی، پژوهش، تحقیق، منابع طبیعی، مقالات،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 بهمن 1395
متاسفانه عدم اطمینان های ناشی از تغییرات اقلیم، ریسک های آفات و بیمارهای و حوادثی نظیر آتش سوزی و سیل و برف های سگین در ایام یرمای زورس پاییزه و سرمای دیررس بهاره را  در جنگل های شمال افزایش داده است. در مقابل آنچه طبیعت، هم اکنون به ما تحمیل می کند. به نظر می رسد به جای فعال تر شدن، خصوصا در زمین های احیائی و حفاظتی، هنوز تا نقطه اید آل فعالیت زیادی داریم و حتی از سالهای گذشته نیز، بتدریج فاصله می گیریم!.چرا؟
مثلا در احیاء جنگل های شمال، توانمندی گذشته، بتدریج کم تر می شود، گویا با بازنشسته شدن کارکنان قدیمی، تجارب سنوات گذشته سازمان به باد فراموشی سپرده می شود. الان پیدا کردن نقطه ای از اراضی جنگلی که بدست مامورین جنگلبانی، در مدت چندساله به خوبی احیاء شده باشد را به سختی می توان پیدا کرد. ولی می توان از گذشته های دور نقاط موفق احیائی را آدرس داد.
لذا فعالیت های احیائی سال های اخیر، نیازمند بازنگری جدی است. هم در حوزه مدیریت و هم در حوزه اجرایی. احیاء هم بصورت مصنوعی(جنگلکاری) مدنظر است و هم بصورت قرق جنگل های طبیعی که نتیجه آن ایجاد زادآوری جنگل و رویش نهال های جوان در سایه درختان مادری هستند.
بنابراین در مقابل عدم اطمینان های ناشی از تغییرات اقلیم و فاکتورهای تحمیلی محیط زیسن می بایست عدم اطمینان های اقدامات خود را کاهش داده و به صفر برسانیم. باید تمام فعالیت های ما و اقداماتی که برایش اعتبارات هزینه می شود، وقت  و نیرو و امکانات گذاشته می شود نتیجه ای عینی و ملموس در عرصه بدهد تا مردم آنها را ببینند و به مدیریت منابع طبیعی توسط ما جنگلبانان اعتماد کنند. مطمئنا این اعتماد فرهنگ منابع طبیعی را تقویت می کند.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : عدم اطمینان، ریسک، احیاء، حفاظت، جنگلکاری، جنگل های شمال،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 آذر 1395
از زمان صدور دستور حکومتی و شرعی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت اقتصاد مقاومتی، بر همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و آحاد مردم فرض است که برای بقاء تولید و اشتغال در این زمان حساس منطقه ای، بیش از پیش تلاش نماییم. قطع یقین آنانی که به فرموده رهبری معظم لبیک گفته و به موقع دست بکار شدند در آینده سربلند و وباعث افتخار کشور خواهند شد و بقیه....؟!
اما اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی یعنی بهره برداری اصولی از منابع خدادادی مشروط به پایداری منابع و تضمین حفاظت و احیاء.
بهره برداری از جنگل های شمال در جنگل های تولیدی مانند همه کشورهای دنیا، می تواند در بخش تولید چوب نیز فعال و پابرجا باشد. چون طبیعت دوگانه برش بر اساس علم جنگلداری اقتضاء می کند که بهره برداری در خدمت پرورش جنگل باشد و بخشی از نیاز های کشور را تامین نماید.
اگر بهره برداری متوقف شود، اصلاح جنگل نیز متوقف می شود و نهایتا رویش جنگلهای شمال به صفر می رسد و چون دام در جنگل های شمال وجود دارد قطع یقین، کمتر از چند دهه، رویش اکثر نقاط جنگل به کمتر از صفر می رسد، ابتدا جنگل های شمال شبیه زاگرس شده و کم کم به بیابان تبدیل می شوند.
در حال حاضر نیز رویش در بعضی از جنگل های شمال، مانند جنگل هایی که بدون بهره برداری طرح های جنگلداری هستند(یعنی از ابتدا دارای تنفس بهره برداری بوده اند) دارای رویش کمتر از صفر هستند.
گروهی از متخصصین جنگل و یا افراد غیر متخصص و احساسی، بعضی از مسائل موجود از قبیل خشک شدن راش ها،ازدیاد آفات و امراض و خشکسالی و تنش های محیطی را به بهره برداری مجریان طرح های جنگلداری ربط می دهند. در حالیکه این افراد باید بدانند مسائل مذکور متاثر از تغییرات اقلیم و پدیده گرمایش زمین است که در کنفرانس 2015 پاریس، همه کشورهای جهان به افزایش دمای اتمسفر کره زمین به 2 درجه سانتیگراد اتفاق نظر دارند و افزایش دما همچنان ادامه دارد. بنابراین تغییر اقلیم مسائل زیادی را با خود بهمراه دارد. اتفاقا یکی از راه های سازگاری و مدیریت جنگل در خصوص تغییر اقلیم، بهره برداری هدفمند است. چون بهره برداری ابزاری برای عبور جنگل از بحران تغییرات اقلیمی است که همه جای دنیا در جنگل های تولیدی استفاده می شود ولی در کشور ما متاسفانه متوقف می گردد!!!.
بعنوان یک متخصص بسیجی با شجاعت اعلام می دارد که بهره برداری اصولی از جنگل های شمال(در چارچوب طرح جنگلداری و قوانین و مقررات) پیروری از اقتصاد مقاومتی است و به هیچ وجه ممکن تخریب کننده منابع طبیعی نیست.
بهره برداری از جنگل فقط تولید چوب نیست بلکه کلیه خدمات و تولیدات از جنگل از قبیل گردشگری(اکوتوریسم)، تولید آب، گیاهان داروئی، زنبورداری و..در صورتیکه در خدمت احیاء و حفاظت جنگل باشند(یعنی هزینه پایداری جنگل را تامین نمایند) مصداق هایی از اقتصاد مقاومتی هستند که دولتمردان کشور می بایست این فرصت های جهاد برای اقتصاد ملی را از دست ندهند.
بنظ رمی رسد که دولتمردان عزیز، فرمایش حضرت آقا در مورد تخریب جنگل ها را به معنی حدف استعدادهای خدادادی اقتصاد مقاومتی در منابع طبیعی درک نموده اند. اگر اینچنین است بهتر است که فقط یکبار دولتمردان، حرف متخصصین جنگلداری ایران را نیز بشنوند.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : توقف بهره برداری، رهبر معظم انقلاب، اقتصاد مقاومتی، جنگل های شمال، تولید، اشتغال،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 7 آبان 1395

فعالیت های حفاظت منابع طبیعی بطور خلاصه شامل موارد زیر است:

1-    جلوگیری از قطع غیر مجاز اشجار جنگلی یا برداشت هر نوع عنصر زنده و غیر زنده از جنگلها و مراتع

2-    مقابله با قاچاق چوب آلات غیر مجاز و سایر عناصر فوق الذکر

3-    جلوگیری از تصرف اراضی ملی و دولتی تحت مدیریت سازمان جنگلها(بیش از 80درصد سطح خشکی کشور)

4-    جلوگیری از تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی، بویژه جلوگیری از ساخت و ساز در آنها

5-    حفاظت از گونه های ممنوع القطع تحت عنوان ذخایر ارزشمند جنگلی

6-     حفاظت و قرق مناطق احیائی طبیعی و مصنوعی(جنگلکاری ها)، پارکهای جنگلی، پارک طبیعت، نهالستان ها

7-    جلوگیری از شاخه زنی درختان

8-    جلوگیری از چرای علوفه مراتع در خارج از فصل چرا

9-    پیشگیری از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع و اطفاء حریق بموقع در آتش سوزی های محیط های طبیعی

10-شناسایی آفات و بیماری های گیاهی، خصوصا در مرحله طغیان آنها، مقابله با گسترش آنها و تعدیل اثار تخریبی آنها و مدیریت بعد از حمله آفات و امراض

11-حضور بموقع در عرصه های جنگلی و مرتعی با گشت زنی و کشیک های حفاظتی، کنترل مبادی ورودی خروجی حوزه های آبخیز و مناطق شهری و روستایی با پاسگاه های ایست بازرسی

12-کنترل بر خدمات در حال ارائه مدیریت منابع طبیعی شامل پاسخگوئی به استعلام ادارات، تعامل قانونی با دستگاه های دیگر، پاسخگویی به خواسته ها و شکایات مردم، کنترل محصولات قانونی چوبی و غیر چوبی و .... در جهت جلوگیری از دست اندازی به منابع طبیعی و تخریب آنها

13-تثبیت مالکیت عمومی بر عرصه و اعیان منابع طبیعی کشور به نمایندگی از طرف سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور و ادارات کل منابع طبیعی و آبخزداری تابعه در استان ها از طریق تشخیص عرصه های منابع طبیعی تا اخذ سند مالکیت دولت و حل اختلاف های ملکی بر اراضی منابع طبیعی یا رسیدگی بر اعتراضات اشخاص بر ملی بودن اراضی منابع طبیعی و بر عکس

14-جلوگیری از فرسایش خاک، خاکشویی و تقویت تثبیت خاک عرصه های منابع طبیعی و مقابله جدی با تخریب کنندگان حوضه های آبخیز

15-پیشگیری از تخریب روند طبیعی گردش آبی حوضه های آبخیز. تولید آب از طریق نفوذ آن به سفره ابی زیر زمینی بوسیله پوشش گیاهی با کاهش رواناب سطحی.

16-جلوگیری از ساخت و ساز در حاشیه دره ها،مسیل ها و رودخانه های دارای سابقه سیل خیزی و دارای دوره های بازگشت سیل در حوضه های ابخیز جنگلی و مرتعی.

17-جلوگیری از پراکنش زباله در محیط های طبیعی.

18-برخورد قانونی با تخریب کنندگان خاک در عرصه های طبیعی. کنترل مجوز های صادره خاکبرداری جاده سازی و سایر پروژه های اجتناب ناپذیر و اخذ خسارت وارده به منابع طبیعی کشور.

19-حفاظت از موجودات زنده و چرخه های زنجیره غذایی موجودات جانوری در محیط های طبیعی.

20-بهره برداری از جنگلها با در نظر گرفتن طبیعت دوگانه برش ها(یعنی هم برداشت محصول و هم اصلاح و پرورش و رویش جنگل)، مهم ترین وجه حفاظت از جنگل محسوب می شود.

21-مشارکت مردم و تشکل های مردمی،تعاونی و بخش خصوصی در حفاظت منابع طبیعی و مشارکت در تصدی گری های مدیریت منابع طبیعی در چارچوب قوانین و مقررات.

و سایر موارد.

همه و همه این فعالیت ها در حفاظت فیزیکی و فنی در روند مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خلاصه می گردد. مجموعه ای از حفاظت فنی و فیزیکی، فعالیت های صفر تا صد حفاظت منابع طبیعی را شامل می شود که هر عدد از این مجموعه صفر تا صد، تحت عنوان ضریب حفاظت منابع طبیعی شناخته می شود. بالاترین ضریب حفاظتی هرمنطقه ، حوضه ابخیز، واحد مدیریتی، شهرستان یا استان به عدد 100 نزدیک تر بوده و مهمترین خروجی ان یا ملموس ترین نتیجه آن، این است که حال منابع طبیعی منطقه خوب است.

بالا بودن ضریب حفاظت مدیریت منابع طبیعی در گرو همگرایی همه فعالیت های است که به مدیریت منابع طبیعی و حوضه های آبخیز ختم می شود. معیار سنجش ضریب حفاظتی به ضریب درگیری حفاظتی تعبیر می گردد. هرچه حفاظت منابع طبیعی بهتر باشد، ضریب درگیری حفاظت بالاتر است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ضریب درگیری، حفاظت منابع طبیعی، مشارکت مردم، حفاظت، سازمان جنگلها، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مهر 1395

چاره کار چیست؟(نقطه شروع تحول):

الگوبرداری از کار نهاد سپاه پاسداران بهترین شیوه کار است. نظامیان با تجربه نظامی، که عملیات های مختلف جنگی را هدایت نموده اند، هدایت ستاد سپاه را در بخش های آموزشی و برنامه ریزی های راهبردی مختلف برعهده دارند. هدایت جنگها بر عهده مردانی است که از جنگ برگشته اند و نبردهای مختلف را دیده اند، نه اینکه از بدو کار در پشت جبهه بوده اند و صرفا بر اساس سال های خدمت اداری انتخاب شایسته سالار شده باشند..

حال آنها را با مدیران و کارشناسان خود در ستاد سازمان و ادارات کل مقایسه کنیم، می بینیم که دسته ای از افراد در مراجع برنامه ریزی سازمان در دفاتر و ادارات کل هستند که تاکنون عملا و مستقیما پروژه ای بزرگ و کوچک احیائی،حفاظتی،عمرانی و بهره برداری و ساماندهی(همراه با مشکلات آنها) را نظارت یا هدایت ننموده اند، و فقط تجربیات دیگران را در روی کاغذ یا عرصه دیده اند یا شنیده اند. سئوال این است، با این افراد می توان دست به تحولات بزرگ  زد و بحرانهای موجود را مدیریت نمود؟. بحران نیازمند مردان کارآزموده، شجاع، دانا، مشورت پذیر، سالم، فرز و چابک، راستگو، مومن و .. است نه مدیران و کارشناسانی ترسو، مغرور، تنبل، تاکتیک ناپذیر، تکنیک ناپذیر، مدرک دار بی سواد، ناسالم، میزدوست، دروغگو، حقه باز، اهل زد و بند و...

بنابراین چاره کار این است که  الگوبر داری مناسبی از عملکرد نهادهای موفق مثل سپاه داشته باشیم. تحول در بکارگیری نیرو های مناسب را از ستاد دفاتر سازمان،خصوصا دفاتر معاونت محترم امور جنگل مستقر در چالوس و ستاد ادارات کل داشته باشیم.(البته با وضع موجود نیز چناچه افکار جدید حاکم شوند نیز می توان تحول ایجاد نمود!).

مدیریت خود را بر اساس معیارها و شاخص های مطرح مانند فرایند خاور نزدیک که ایران نیز جزء آنهاست دنبال نماییم و عملا آنها را در طرح های خود لحاظ نماییم.مدیریت تصمیم گیری چند معیاره و آنالیز نتایج اجرای طرح های مختلف با در نظر گرفتن عدم اطمینان ها و ریسک ها را عملا اجرا نماییم.تحقیقات هدفمند و آموزش عالی هدفمند و مسئولانه را در حوزه مدیریت جنگل پی ریزی و نهادینه نماییم.

حال باید دید که مدیر جدید می تواند تحول ایجاد نماید؟ هرچه باشد نتیجه کار در پایان دوره کاری ایشان قابل مشاهده خواهد بود. انشاءلله که بخت نو این عزیز، بختک بلایای مدیریتی ما را محو و نابود و گره گشای چالش های موجود باشند. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای مردان خدا.  





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : نوبخت، طرح جنگل داری، مدیریت جنگل، تحول، سپاه،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

معاونت امور جنگل سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان عالی ترین مرجع تخصصی مدیریت جنگل های کشور در تاریخ5/5/95 از آقای مهندس انگورج به آقای مهندس نوبخت انتقال یافت.

اما تحلیل وضعیت موجود نشان می دهد که هر یک از دفاتر معاونت مذکور در امر مدیریت جنگل های شمال به تحول نیاز دارند. مثلا در حوزه دفتر فنی جنگل داری، مدیریت جنگلهای شمال با بحران درآمدزایی و تامین منابع مالی پروژه های حفاظتی روبرو است. چون اجرای برنامه بهینه سازی حفاظت و پایش جنگل های شمال که بر اساس سیاست قانونی کاهش بهره برداری چوب از سال1392 در دستور کار قرار گرفته است، طرح های جنگلداری را با مشکلات مالی روبرو نموده است. طرح ساماندهی  جنگل نشینان بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز و عدم انعطاف پذیری در اجرای پروژه های مربوط به سامان دادن به معیشت جنگل نشینان با بحران جدی روبرو بوده و آینده شفاف از اجرای این طرح متصور و قابل پپش بینی نیست. سطح طرح جنگلداری رو به کاهش است.

در حوزه دفتر جنگلکاری و پارک های جنگلی، بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز فعالیت های احیائی و مراقبتی، خصوصا در مورد جنگلکاری های طرح صیانت که در ده سال گذشته(دهه گذشته) انجام شده است  با مشکلات زیادی مواجه است.

علاوه بر بهر برداری و احیاء، برنامه های عمرانی جاده سازی و مرمت و احداث ساختمان های حفاظتی ، حفاظت و حمایت در محدوده طرح های جنگلداری و خارج از محدوده طرح های جنگلداری نیازمند برنامه ریزی های جدی است.

یکی از مشکلات جدی سازمان جنگلها، که در سالهای اخیر با آن مواجهه بوده، عدم برنامه ریزی و احراز آمادگی بمنظور مدیریت و تعدیل فشارهای برون سازمانی است و افزون بر آن نیز، نگاه جزیره ای دفاتر در سالهای اخیر رو به افزایش بوده و دیدگاه های صرفا تئوریک و یکسو نگر افزایش یافته است. دیدگاه هایی که قائم بفرد بوده و بازدهی عملی آنها در عرصه آنقدر چشمگیر نیست.

جالب تر آنکه فاصله برنامه ریزی ستاد سازمان با علوم جاریه جنگلداری یعنی فنون روز و مطرح در مراکز آکادمیک داخل و خارج کشور افزایش یافته است. مثلا در حال حاضر بحث های پایداری جنگلها بر اساس فرایندهای بین المللی، عدم اطمینان ها و ریسک های طبیعی در مدیریت جنگلها، افزایش یافته است در حالیکه استفاده از شاخص های مربوطه در طرح های جنگلداری دیده نمی شود.

طراحی-اجرا-مانیتورینگ و ارزیابی، چرخه متصل بهم در مدیریت منابع طبیعی است. ولی عملا همه یا قسمتی از این چرخه در جنگل بخوبی اجرا نمی شود. دستورالعمل های فنی نیز به روز نیستند.

استفاده از تجربه افراد آکادمیک که در عرصه های جنگلی، مستقیما درگیر پروژه های مختلف بوده اند در ستاد سازمان جنگلها کم رنگ و کم ارزش دنبال می شود. بعبارتی دیگر افرادی که از ابتدای دوره خدمتی خود در ستاد مشغول بکار شده اند اجازه حضور و بازخورد تجارب افراد کارآزموده را در برنامه ریزی های کلان سازمان نمی دهند. همین مشکل در ستاد ادارات کل نیز دیده می شود.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : انگورج، نوبخت، چالوس، سازمان جنگلها، ستاد، بحران، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

یکی از شاخص های اصلی مدیریت ایده آل جنگل، سطح تحت اجرای طرح های جنگل داری است.

مشکل فعلی مدیریت جنگل ها ی شمال خصوصا در گیلان، کاهش تدریجی سطح طرح های جنگلداری است، چالشی که بعد از اجرای مصوبه دولت(طرح بهینه سازی پایش و حفاظت از جنگل ها) شتاب بیشتری بخود گرفته است.

چند دلیل باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است که عبارتند از:

1-تک محصولی طرح های جنگلداری(اتکاء درآمد وابسته به چوب) که باعث عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی طرح های جنگلداری شده است.

2-کاهش اعتبارات مورد نیاز بسترسازی اجرای طرح جنگلداری(طرح ساماندهی) و تقریبا توقف طرح مذکور در سالهای اخیر

3-عدم تصمیم سازی و تصمیم گیری در اتخاذ گزینه های بهینه توسط مراجع تصمیم گیری سازمان جنگلها جهت برون رفت از وضعیت بحرانی موجود

4-عدم همراهی تئوری پردازان علم جنگل و مراجع مسئول تحقیق و پژوهش مربوط به جنگلداری جهت هم فکری و همراهی با سازمان جنگلها(انتقاد و نقدهای مسئولانه)

متاسفانه دو مسئله افراط و تفریط در تعیین هدف کسب درآمد طرح های جنگلداری و بهره برداری اصولی، مانع از تحقق اهداف سازمان(احیاء،حفاظت و استقرار تجدید حیات و نسل های بعدی جنگل) گردیده است.

در دهه های گذشته تا اواخر دهه 80 ، برداشت چوب از جنگل های شمال ، عملا بعنوان تنها محصول قابل استحصال برنامه ریزی و اجرا گردید و در بعضی نقاط افراط در برنامه ریزی برداشت به تخریب جنگل منجر شد. هرچند که بتدریج با اصلاح قوانین، شرایط برداشت محدود تر گردید.

در دهه90 تفکر منتقدان برداشت چوب، به توقف کامل برداشت چوب تکیه دارد و بعضی ها طرح تنفس را مطرح می نمایند. گروهی از این افراد، بهره برداری غیر چوبی را بعنوان عامل کسب درآمد جهت مدیریت جنگل مطرح می کنند. این گروه که علیرغم عدم ارائه پایلوت موفق با موضوع مذکور در شمال، با اطمینان از اجرای تفکر خود صحبت می کنند.

بنده و خیلی از همکاران اجرایی(کارشناسان با تحصیلات تخصصی جنگلداری و  عملا کارکرده و دارای پژوهش های میدانی) به این مسئله اعتقاد راسخ داریم که تفکر حاکم بر دهه های گذشته یعنی تفکر افراطی برداشت چوب، بدلایل متعدد دارای اشکالات فراوان بوده و خوشبختانه با  مصوبه سال92 دولت کنترل و مهار گردید. اما تفکر دوم یعنی اتکاء درآمد جنگل به بهره برداری غیر چوبی(تفکر تفریطی عدم برداشت چوب)، به مراتب خطرناک تر از برداشت چوب است. خصوصا آنکه فاقد طرح های پایلوت موفق هست.

بنظر می رسد که این تفکر آمرانه و در فضای متاثر از تبلیغات ضد برداشت چوب، بصورت کاملا احساسی  مطرح شده و ظاهرا برای مسئولین محترم نیز جذاب است.

نظر ما کارشناسان (نه کارشناسان پشت میزی و خاک جنگل نخورده) این است که اعتدال، بهترین حالت مدیریت در هر

وضعیتی است.خصوصا در وضعیت موجود که بهره برداری جنگل در مرحله گذار از برداشت زیاد به بهره برداری منطقی و معتدلانه بسر می برد. تلفیق برداشت چوب با سایر بهره برداری های قابل استحصال، کلید برون رفت از بحران های اقتصادی در طرح های جنگلداری است.

بدین منظور پیشنهاد می گردد:

1-طرح های جنگلداری موجود که برنامه ریزی برداشت چوب دارند مطابق طرح بهینه سازی ، پایش و بهره برداری جنگل، برداشت چوب با اهداف جنگلشناسی(احیاء،زادآوری و حفاظت) داشته باشند و برنامه تکمیلی بهره برداری  متکی به استعداد های غیر چوبی در محدوده طرح های در حال اجرا تهیه و اجرا گردد. تا از این طریق درآمد طرح تامین گردد.

2-طرح های موجود تهیه شده که برای مطالعات آنها هزینه و زمان صرف شده است، با انجام مطالعه تکمیلی و الحاق بهره برداری چند منظوره(چوب و غیر چوب)، تغییر ماهیت داده و آماده اجرا گردند.

3-طرح های جدید با ماهیت بهره برداری چند منظور(چوب و غیرچوبی منطبق با استعدادهای حوزه آبخیز) تهیه و اجرا گردند. مهمتر آنکه حوزه طراحی، بجای سری، ترجیحا به حوزه آبخیز تعمیم داده شود حتی دامنه برداشت های غیر چوبی به بخشی از اکوتون جنگل و مرتع و مراتع نیز قابل گسترش است.

4-با جذب حداکثری مساعدت گروه های جنگلداری دانشگاه های فعال ایران و حتی محققین ایرانی و غیرایرانی خارج از کشور و مراکز تحقیقاتی زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، بستر مناسبی با محوریت بهره برداری از جنگل های شمال ایجاد و با بهره گیری از نتایج تحقیقاتی و تجربیات گذشته، آینده بهتر با تئوری پردازی های موثر و کارا  ترسیم گردد.

5-دستورالعمل های تهیه طرح جنگلداری بمنظور تحقق بندهای 1و2و3 نیازمند تغییر و اصلاح فوری است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح تنفس، بهره برداری، برداشت چوب، جنگل های شمال، چندمنظوره، توقف بهره برداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 تیر 1395


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی