تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است) - مطالب علی امیدی
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

فعالیت های حفاظت منابع طبیعی بطور خلاصه شامل موارد زیر است:

1-    جلوگیری از قطع غیر مجاز اشجار جنگلی یا برداشت هر نوع عنصر زنده و غیر زنده از جنگلها و مراتع

2-    مقابله با قاچاق چوب آلات غیر مجاز و سایر عناصر فوق الذکر

3-    جلوگیری از تصرف اراضی ملی و دولتی تحت مدیریت سازمان جنگلها(بیش از 80درصد سطح خشکی کشور)

4-    جلوگیری از تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی، بویژه جلوگیری از ساخت و ساز در آنها

5-    حفاظت از گونه های ممنوع القطع تحت عنوان ذخایر ارزشمند جنگلی

6-     حفاظت و قرق مناطق احیائی طبیعی و مصنوعی(جنگلکاری ها)، پارکهای جنگلی، پارک طبیعت، نهالستان ها

7-    جلوگیری از شاخه زنی درختان

8-    جلوگیری از چرای علوفه مراتع در خارج از فصل چرا

9-    پیشگیری از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع و اطفاء حریق بموقع در آتش سوزی های محیط های طبیعی

10-شناسایی آفات و بیماری های گیاهی، خصوصا در مرحله طغیان آنها، مقابله با گسترش آنها و تعدیل اثار تخریبی آنها و مدیریت بعد از حمله آفات و امراض

11-حضور بموقع در عرصه های جنگلی و مرتعی با گشت زنی و کشیک های حفاظتی، کنترل مبادی ورودی خروجی حوزه های آبخیز و مناطق شهری و روستایی با پاسگاه های ایست بازرسی

12-کنترل بر خدمات در حال ارائه مدیریت منابع طبیعی شامل پاسخگوئی به استعلام ادارات، تعامل قانونی با دستگاه های دیگر، پاسخگویی به خواسته ها و شکایات مردم، کنترل محصولات قانونی چوبی و غیر چوبی و .... در جهت جلوگیری از دست اندازی به منابع طبیعی و تخریب آنها

13-تثبیت مالکیت عمومی بر عرصه و اعیان منابع طبیعی کشور به نمایندگی از طرف سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور و ادارات کل منابع طبیعی و آبخزداری تابعه در استان ها از طریق تشخیص عرصه های منابع طبیعی تا اخذ سند مالکیت دولت و حل اختلاف های ملکی بر اراضی منابع طبیعی یا رسیدگی بر اعتراضات اشخاص بر ملی بودن اراضی منابع طبیعی و بر عکس

14-جلوگیری از فرسایش خاک، خاکشویی و تقویت تثبیت خاک عرصه های منابع طبیعی و مقابله جدی با تخریب کنندگان حوضه های آبخیز

15-پیشگیری از تخریب روند طبیعی گردش آبی حوضه های آبخیز. تولید آب از طریق نفوذ آن به سفره ابی زیر زمینی بوسیله پوشش گیاهی با کاهش رواناب سطحی.

16-جلوگیری از ساخت و ساز در حاشیه دره ها،مسیل ها و رودخانه های دارای سابقه سیل خیزی و دارای دوره های بازگشت سیل در حوضه های ابخیز جنگلی و مرتعی.

17-جلوگیری از پراکنش زباله در محیط های طبیعی.

18-برخورد قانونی با تخریب کنندگان خاک در عرصه های طبیعی. کنترل مجوز های صادره خاکبرداری جاده سازی و سایر پروژه های اجتناب ناپذیر و اخذ خسارت وارده به منابع طبیعی کشور.

19-حفاظت از موجودات زنده و چرخه های زنجیره غذایی موجودات جانوری در محیط های طبیعی.

20-بهره برداری از جنگلها با در نظر گرفتن طبیعت دوگانه برش ها(یعنی هم برداشت محصول و هم اصلاح و پرورش و رویش جنگل)، مهم ترین وجه حفاظت از جنگل محسوب می شود.

21-مشارکت مردم و تشکل های مردمی،تعاونی و بخش خصوصی در حفاظت منابع طبیعی و مشارکت در تصدی گری های مدیریت منابع طبیعی در چارچوب قوانین و مقررات.

و سایر موارد.

همه و همه این فعالیت ها در حفاظت فیزیکی و فنی در روند مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خلاصه می گردد. مجموعه ای از حفاظت فنی و فیزیکی، فعالیت های صفر تا صد حفاظت منابع طبیعی را شامل می شود که هر عدد از این مجموعه صفر تا صد، تحت عنوان ضریب حفاظت منابع طبیعی شناخته می شود. بالاترین ضریب حفاظتی هرمنطقه ، حوضه ابخیز، واحد مدیریتی، شهرستان یا استان به عدد 100 نزدیک تر بوده و مهمترین خروجی ان یا ملموس ترین نتیجه آن، این است که حال منابع طبیعی منطقه خوب است.

بالا بودن ضریب حفاظت مدیریت منابع طبیعی در گرو همگرایی همه فعالیت های است که به مدیریت منابع طبیعی و حوضه های آبخیز ختم می شود. معیار سنجش ضریب حفاظتی به ضریب درگیری حفاظتی تعبیر می گردد. هرچه حفاظت منابع طبیعی بهتر باشد، ضریب درگیری حفاظت بالاتر است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ضریب درگیری، حفاظت منابع طبیعی، مشارکت مردم، حفاظت، سازمان جنگلها، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مهر 1395

چاره کار چیست؟(نقطه شروع تحول):

الگوبرداری از کار نهاد سپاه پاسداران بهترین شیوه کار است. نظامیان با تجربه نظامی، که عملیات های مختلف جنگی را هدایت نموده اند، هدایت ستاد سپاه را در بخش های آموزشی و برنامه ریزی های راهبردی مختلف برعهده دارند. هدایت جنگها بر عهده مردانی است که از جنگ برگشته اند و نبردهای مختلف را دیده اند، نه اینکه از بدو کار در پشت جبهه بوده اند و صرفا بر اساس سال های خدمت اداری انتخاب شایسته سالار شده باشند..

حال آنها را با مدیران و کارشناسان خود در ستاد سازمان و ادارات کل مقایسه کنیم، می بینیم که دسته ای از افراد در مراجع برنامه ریزی سازمان در دفاتر و ادارات کل هستند که تاکنون عملا و مستقیما پروژه ای بزرگ و کوچک احیائی،حفاظتی،عمرانی و بهره برداری و ساماندهی(همراه با مشکلات آنها) را نظارت یا هدایت ننموده اند، و فقط تجربیات دیگران را در روی کاغذ یا عرصه دیده اند یا شنیده اند. سئوال این است، با این افراد می توان دست به تحولات بزرگ  زد و بحرانهای موجود را مدیریت نمود؟. بحران نیازمند مردان کارآزموده، شجاع، دانا، مشورت پذیر، سالم، فرز و چابک، راستگو، مومن و .. است نه مدیران و کارشناسانی ترسو، مغرور، تنبل، تاکتیک ناپذیر، تکنیک ناپذیر، مدرک دار بی سواد، ناسالم، میزدوست، دروغگو، حقه باز، اهل زد و بند و...

بنابراین چاره کار این است که  الگوبر داری مناسبی از عملکرد نهادهای موفق مثل سپاه داشته باشیم. تحول در بکارگیری نیرو های مناسب را از ستاد دفاتر سازمان،خصوصا دفاتر معاونت محترم امور جنگل مستقر در چالوس و ستاد ادارات کل داشته باشیم.(البته با وضع موجود نیز چناچه افکار جدید حاکم شوند نیز می توان تحول ایجاد نمود!).

مدیریت خود را بر اساس معیارها و شاخص های مطرح مانند فرایند خاور نزدیک که ایران نیز جزء آنهاست دنبال نماییم و عملا آنها را در طرح های خود لحاظ نماییم.مدیریت تصمیم گیری چند معیاره و آنالیز نتایج اجرای طرح های مختلف با در نظر گرفتن عدم اطمینان ها و ریسک ها را عملا اجرا نماییم.تحقیقات هدفمند و آموزش عالی هدفمند و مسئولانه را در حوزه مدیریت جنگل پی ریزی و نهادینه نماییم.

حال باید دید که مدیر جدید می تواند تحول ایجاد نماید؟ هرچه باشد نتیجه کار در پایان دوره کاری ایشان قابل مشاهده خواهد بود. انشاءلله که بخت نو این عزیز، بختک بلایای مدیریتی ما را محو و نابود و گره گشای چالش های موجود باشند. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای مردان خدا.  





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : نوبخت، طرح جنگل داری، مدیریت جنگل، تحول، سپاه،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

معاونت امور جنگل سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان عالی ترین مرجع تخصصی مدیریت جنگل های کشور در تاریخ5/5/95 از آقای مهندس انگورج به آقای مهندس نوبخت انتقال یافت.

اما تحلیل وضعیت موجود نشان می دهد که هر یک از دفاتر معاونت مذکور در امر مدیریت جنگل های شمال به تحول نیاز دارند. مثلا در حوزه دفتر فنی جنگل داری، مدیریت جنگلهای شمال با بحران درآمدزایی و تامین منابع مالی پروژه های حفاظتی روبرو است. چون اجرای برنامه بهینه سازی حفاظت و پایش جنگل های شمال که بر اساس سیاست قانونی کاهش بهره برداری چوب از سال1392 در دستور کار قرار گرفته است، طرح های جنگلداری را با مشکلات مالی روبرو نموده است. طرح ساماندهی  جنگل نشینان بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز و عدم انعطاف پذیری در اجرای پروژه های مربوط به سامان دادن به معیشت جنگل نشینان با بحران جدی روبرو بوده و آینده شفاف از اجرای این طرح متصور و قابل پپش بینی نیست. سطح طرح جنگلداری رو به کاهش است.

در حوزه دفتر جنگلکاری و پارک های جنگلی، بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز فعالیت های احیائی و مراقبتی، خصوصا در مورد جنگلکاری های طرح صیانت که در ده سال گذشته(دهه گذشته) انجام شده است  با مشکلات زیادی مواجه است.

علاوه بر بهر برداری و احیاء، برنامه های عمرانی جاده سازی و مرمت و احداث ساختمان های حفاظتی ، حفاظت و حمایت در محدوده طرح های جنگلداری و خارج از محدوده طرح های جنگلداری نیازمند برنامه ریزی های جدی است.

یکی از مشکلات جدی سازمان جنگلها، که در سالهای اخیر با آن مواجهه بوده، عدم برنامه ریزی و احراز آمادگی بمنظور مدیریت و تعدیل فشارهای برون سازمانی است و افزون بر آن نیز، نگاه جزیره ای دفاتر در سالهای اخیر رو به افزایش بوده و دیدگاه های صرفا تئوریک و یکسو نگر افزایش یافته است. دیدگاه هایی که قائم بفرد بوده و بازدهی عملی آنها در عرصه آنقدر چشمگیر نیست.

جالب تر آنکه فاصله برنامه ریزی ستاد سازمان با علوم جاریه جنگلداری یعنی فنون روز و مطرح در مراکز آکادمیک داخل و خارج کشور افزایش یافته است. مثلا در حال حاضر بحث های پایداری جنگلها بر اساس فرایندهای بین المللی، عدم اطمینان ها و ریسک های طبیعی در مدیریت جنگلها، افزایش یافته است در حالیکه استفاده از شاخص های مربوطه در طرح های جنگلداری دیده نمی شود.

طراحی-اجرا-مانیتورینگ و ارزیابی، چرخه متصل بهم در مدیریت منابع طبیعی است. ولی عملا همه یا قسمتی از این چرخه در جنگل بخوبی اجرا نمی شود. دستورالعمل های فنی نیز به روز نیستند.

استفاده از تجربه افراد آکادمیک که در عرصه های جنگلی، مستقیما درگیر پروژه های مختلف بوده اند در ستاد سازمان جنگلها کم رنگ و کم ارزش دنبال می شود. بعبارتی دیگر افرادی که از ابتدای دوره خدمتی خود در ستاد مشغول بکار شده اند اجازه حضور و بازخورد تجارب افراد کارآزموده را در برنامه ریزی های کلان سازمان نمی دهند. همین مشکل در ستاد ادارات کل نیز دیده می شود.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : انگورج، نوبخت، چالوس، سازمان جنگلها، ستاد، بحران، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395
۱-وقت ندارند بر علیه کسی، کاری انجام دهند؛
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند؛
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند؛
۵-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویت‌بندی شده دارند؛
۶-تفاوت‌های انسانها را می‌ستایند؛
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی می‌دانند؛
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط‌ اند؛
۱۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند؛
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح می‌دهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت می‌دانند؛
۱۴-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند؛
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکه‌های ارتباطی خود هستند؛
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را می‌بینید، بهتر شدن آنها را متوجه می‌شوید؛
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
۲۰-میلی‌متری مراقب سخنانشان هستند؛
۲۱-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور می‌کنند؛
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
۲۵-آنقدر تلاش می‌کنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل می‌کنند؛
۲۶-با هر فردی، دوست نمی‌شوند؛
۲۷-وقتی با فردی آشنا می‌شوند می‌پرسند: چه کتابی این روزها می‌خوانید؟
۲۸-سلول‌های مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
۳۰-سؤالاتشان از پاسخ‌هایشان به مراتب مهم‌تر است.




نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها : قوی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395
۱-به ندرت سؤال می‌کنند؛
۲-تفاوت میان تدبیر و حیله را نمی‌دانند؛
۳-قابل پیش‌بینی نیستند؛
۴-به ندرت فرد توانمندی اطرافشان پیدا می‌شود؛
۵-نهایت تلاش خود را می‌کنند تا نگویند: اشتباه کردم؛
۶-خیلی سریع می‌خواهند به پول برسند؛
۷-خیلی اصرار دارند آدم‌های خوبی هستند؛
۸-تصور می‌کنند سر همه را کلاه گذاشته‌اند؛
۹-دائما روش و فکر و حلقه تغییر می‌دهند؛
۱۰-شخصیت داشتن و ثبات شخصیتی برای منافع آنها، آفت است؛
۱۱-به ندرت به پی‌آمد‌های کارهای خود اهمیت می‌دهند؛
۱۲-با ارادت، چاپلوسی و وارونه جلوه دادن مسایل، رشد می‌کنند؛
۱۳-چون برای کسب پول و مقام عجله دارند، بسیار تزویر می‌کنند؛
۱۴-بیهوده می‌خندند؛
۱۵-برای ارائه تصویر مثبت از خود، از هر حیله‌ای استفاده می‌کنند؛
۱۶-در رابطه با یک موضوع، به افراد مختلف، تفاسیر مختلف می‌گویند؛
۱۷-بسیار طمع و حسادت دارند؛
۱۸-حوصله ندارند سی سال زحمت بکشند تا احترام دیگران را بدست آورند؛
۱۹-مجهز به صفت چاپلوسی‌اند؛
۲۰-بسیار وقت می‌گذارند تا سر از کار دیگران درآورند؛
۲۱-حداقل نصف آنچه که می‌گویند صحت ندارد؛
۲۲-اعتماد به نفس مبتنی بر جهل دارند؛
۲۳-بسیار افراد کوتاه مدت هستند؛
۲۴-چون با حیله‌گری کار خود را پیش می‌برند، بسیار فراموش کارند؛
۲۵-زبانشان بسیار تلخ است؛
۲۶-اهل هیاهو هستند؛
۲۷-برای رسیدن به پول با هر اهریمنی کار می‌کنند؛
۲۸-تقریباً به جز پول و مقام، هیچ اصل دیگری برای آنها مهم نیست؛
۲۹-نتیجه (۱): اتوموبیل بنز آنقدر با کیفیت است که نیازی به دروغ و تبلیغ و وارونه سازی برای فروش ندارد؛
۳۰-نتیجه (۲): توانایی‌ها و خلاقیت‌های افراد باشخصیت آنقدر فراوان است که نیازی به بازی و تزویر و جعل ندارند.



نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها : ضعیف،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

یکی از شاخص های اصلی مدیریت ایده آل جنگل، سطح تحت اجرای طرح های جنگل داری است.

مشکل فعلی مدیریت جنگل ها ی شمال خصوصا در گیلان، کاهش تدریجی سطح طرح های جنگلداری است، چالشی که بعد از اجرای مصوبه دولت(طرح بهینه سازی پایش و حفاظت از جنگل ها) شتاب بیشتری بخود گرفته است.

چند دلیل باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است که عبارتند از:

1-تک محصولی طرح های جنگلداری(اتکاء درآمد وابسته به چوب) که باعث عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی طرح های جنگلداری شده است.

2-کاهش اعتبارات مورد نیاز بسترسازی اجرای طرح جنگلداری(طرح ساماندهی) و تقریبا توقف طرح مذکور در سالهای اخیر

3-عدم تصمیم سازی و تصمیم گیری در اتخاذ گزینه های بهینه توسط مراجع تصمیم گیری سازمان جنگلها جهت برون رفت از وضعیت بحرانی موجود

4-عدم همراهی تئوری پردازان علم جنگل و مراجع مسئول تحقیق و پژوهش مربوط به جنگلداری جهت هم فکری و همراهی با سازمان جنگلها(انتقاد و نقدهای مسئولانه)

متاسفانه دو مسئله افراط و تفریط در تعیین هدف کسب درآمد طرح های جنگلداری و بهره برداری اصولی، مانع از تحقق اهداف سازمان(احیاء،حفاظت و استقرار تجدید حیات و نسل های بعدی جنگل) گردیده است.

در دهه های گذشته تا اواخر دهه 80 ، برداشت چوب از جنگل های شمال ، عملا بعنوان تنها محصول قابل استحصال برنامه ریزی و اجرا گردید و در بعضی نقاط افراط در برنامه ریزی برداشت به تخریب جنگل منجر شد. هرچند که بتدریج با اصلاح قوانین، شرایط برداشت محدود تر گردید.

در دهه90 تفکر منتقدان برداشت چوب، به توقف کامل برداشت چوب تکیه دارد و بعضی ها طرح تنفس را مطرح می نمایند. گروهی از این افراد، بهره برداری غیر چوبی را بعنوان عامل کسب درآمد جهت مدیریت جنگل مطرح می کنند. این گروه که علیرغم عدم ارائه پایلوت موفق با موضوع مذکور در شمال، با اطمینان از اجرای تفکر خود صحبت می کنند.

بنده و خیلی از همکاران اجرایی(کارشناسان با تحصیلات تخصصی جنگلداری و  عملا کارکرده و دارای پژوهش های میدانی) به این مسئله اعتقاد راسخ داریم که تفکر حاکم بر دهه های گذشته یعنی تفکر افراطی برداشت چوب، بدلایل متعدد دارای اشکالات فراوان بوده و خوشبختانه با  مصوبه سال92 دولت کنترل و مهار گردید. اما تفکر دوم یعنی اتکاء درآمد جنگل به بهره برداری غیر چوبی(تفکر تفریطی عدم برداشت چوب)، به مراتب خطرناک تر از برداشت چوب است. خصوصا آنکه فاقد طرح های پایلوت موفق هست.

بنظر می رسد که این تفکر آمرانه و در فضای متاثر از تبلیغات ضد برداشت چوب، بصورت کاملا احساسی  مطرح شده و ظاهرا برای مسئولین محترم نیز جذاب است.

نظر ما کارشناسان (نه کارشناسان پشت میزی و خاک جنگل نخورده) این است که اعتدال، بهترین حالت مدیریت در هر

وضعیتی است.خصوصا در وضعیت موجود که بهره برداری جنگل در مرحله گذار از برداشت زیاد به بهره برداری منطقی و معتدلانه بسر می برد. تلفیق برداشت چوب با سایر بهره برداری های قابل استحصال، کلید برون رفت از بحران های اقتصادی در طرح های جنگلداری است.

بدین منظور پیشنهاد می گردد:

1-طرح های جنگلداری موجود که برنامه ریزی برداشت چوب دارند مطابق طرح بهینه سازی ، پایش و بهره برداری جنگل، برداشت چوب با اهداف جنگلشناسی(احیاء،زادآوری و حفاظت) داشته باشند و برنامه تکمیلی بهره برداری  متکی به استعداد های غیر چوبی در محدوده طرح های در حال اجرا تهیه و اجرا گردد. تا از این طریق درآمد طرح تامین گردد.

2-طرح های موجود تهیه شده که برای مطالعات آنها هزینه و زمان صرف شده است، با انجام مطالعه تکمیلی و الحاق بهره برداری چند منظوره(چوب و غیر چوب)، تغییر ماهیت داده و آماده اجرا گردند.

3-طرح های جدید با ماهیت بهره برداری چند منظور(چوب و غیرچوبی منطبق با استعدادهای حوزه آبخیز) تهیه و اجرا گردند. مهمتر آنکه حوزه طراحی، بجای سری، ترجیحا به حوزه آبخیز تعمیم داده شود حتی دامنه برداشت های غیر چوبی به بخشی از اکوتون جنگل و مرتع و مراتع نیز قابل گسترش است.

4-با جذب حداکثری مساعدت گروه های جنگلداری دانشگاه های فعال ایران و حتی محققین ایرانی و غیرایرانی خارج از کشور و مراکز تحقیقاتی زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، بستر مناسبی با محوریت بهره برداری از جنگل های شمال ایجاد و با بهره گیری از نتایج تحقیقاتی و تجربیات گذشته، آینده بهتر با تئوری پردازی های موثر و کارا  ترسیم گردد.

5-دستورالعمل های تهیه طرح جنگلداری بمنظور تحقق بندهای 1و2و3 نیازمند تغییر و اصلاح فوری است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح تنفس، بهره برداری، برداشت چوب، جنگل های شمال، چندمنظوره، توقف بهره برداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 تیر 1395

چکیده:

1.      تجزیه تحلیل تصمیم گیری چند معیاره(MCDA)،هدف تصمیم گیری است که غالبا در زمینه برنامه ریزی مدیریت جنگل مورد استفاده قرار می گیرد.آن شامل ارزیابی چند معیاره همچون تولید چوب و تولیدات غیرچوبی جنگل و بهمان اندازه ارزش های معنوی خدمات اکوسیستم(ES) می باشد. ازاینرو آن،در مقایسه با سایر روشهای متکی به دیدگاه صرفا مالی، ارجحیت دارد. براین اساس، متدهایشMCDA، بطور فزاینده ای در زمینه های مختلف ارزیابی پایداری گسترش یافتند. رویکردهای ترکیبی، بطور موثر، امکان تجمیع MCDA و سایر تکنیک های تصمیم سازی را بمنظور  بهره مندی از فواید اختصاصی را فراهم نموده و به دیدگاه جامع تری از نتایج واقعی که با تصمیمات مطمئن بدست می آید منجر می گردد. از الویت های چند ذینفعی، نیاز به اصلاح فرایند تصمیم گیری در جنگلداری چند منظوره، با رویکردهای ترکیبی و مشارکتی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، متدهای ترکیبی، توانمندی زیادی را برای ایجاد بیشترین ارتباط در تصمیم سازی آتی را ارائه می دهند. بر مبنای بررسی این مطالعه، توسعه مدلهای تصمیم در فرایندهای برنامه ریزی، باید بر مدل سازی مشارکتی و با منظور نمودن عدم قطعیت از اطلاعات در دسترس، را ارائه نمایند.

تترجمه ای از مقاله:

Hybrid MCDA Methods to Integrate Multiple Ecosystem Services
in Forest Management Planning: A Critical Review

منبع:Environmental Management (2015) 56:373–388
DOI 10.1007/s00267-015-0503-3





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : چندمعیاره، خدمات اکوسیستم جنگل، تکنیک های تصمیم گیری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 تیر 1395


سال نو مبارک.

پیام رهبر معظم انقلاب در سال جدید(1395) در مدیریت منابع طبیعی چه معنایی دارد؟

در سال های اخیر مشارکت مردم در حفاظت و نگهداری و بهره برداری اصولی از منابع طبیعی ،بعنوان یکی از اصول بلامنازع مدیریت منابع طبیعی سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور تبدیل شده است. ارزیابی این رویکرد از ایده تا عمل نشان می دهد که هنوز تا تحقق آرمان سازمان مذکور، فاصله معنی داری وجود دارد یا بعبارتی دیگر، کارهای زیادی می توان انجام داد.

اما منابع طبیعی، آزمایشگاه آزمون مکرر خطا و تجربه نیست! چون یک تصمیم نادرست به قیمت نابودی عرصه و اعیان طبیعی و خدادادی پیش خواهد رفت.

عرصه های منابع طبیعی مملو از بهره برداران سنتی دایم و موقت است.بعبارت دیگر انسان بعنوان جزء غیرقابل تفکیک اکوسیستم های طبیعی ایران است.بنابراین نمی توان این جزء از اکوسیستم را نادیده گرفت. اما باید قلمرو بقیه موجودات نیز محترم شمرده شود تا شرط بقاء اکوسیستم های طبیعی و تعادل حیات کره زمین مدنظر قرار گیرد.

ما در مدیریت منابع طبیعی می بایست اول، از عرصه های منابع طبیعی حفاظت و صیانت کنیم تا کمیت و کیفیت طبیعت خدادادی  حفظ شود( رعایت شرط بقاء). دوم، بهره برداری اصولی ، فقط در نقاط مجاز در حد توان اکولوژیک انجام شود.

بدلیل تراکم جوامع انسانی و وابستگی جوامع روستایی به عرصه های منابع طبیعی ایران، مشارکت مردم برای حفظ منابع طبیعی و بهره برداری آن، مسئله ای اجتناب ناپذیر و حیاتی قلمداد می گردد.

اتکاء به مردم برای حفظ منابع طبیعی و تامین بخشی از نیازهای مادی و معنوی جامعه، همان اقتصاد مقاومتی است یعنی تکیه به توان و تولید داخلی.

توان مندی گردشگری(صنعت اکوتوریسم)، پتانسیل آبزی پروری،زنبورداری،تولید و پروش گیاهان دارویی و... همگی از استعدادهای خدادادی طبیعت ایران به شمار می روند که البته با تشخیص کارشناسی در هر نقطه خاص امکان اجرا دارند.

بکارگیری مدل های تصمیم گیری در تولید منابع جدید اشتغال و کسب درآمد در عرصه های منابع طبیعی بوسیله رویکرد تبدیل تهدید به فرصت در شمال کشور از جایگاه خاصی برخودار است که با اصلاح روش های قبلی بهره برداری از منابع طبیعی خصوصا در جنگلها می توان به اهداف مطلوب دست یافت. بعبارتی دیگر با اتکاء به سیاست اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی، می توان انقلابی در تاثیر گذاری و نقش آفرینی منابع طبیعی در اقتصاد مقاومتی و تحقق فرامین رهبر معظم نظام ایجاد نمود.

امام این مهم نیاز به تحول و انقلاب در افکار ما دارد تا بتوانیم ایده های خود را به مرحله اقدام و عمل برسانیم.

این انتظاری است که بزرگ ما از بدنه اجرایی کشورانتظار دارند و چه خوبست به این پیام در مدیریت منابع طبیعی لبیک بگوییم.

تحقق این پیام در مدیریت منابع طبیعی منوط به این است که حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه طرح های الگویی خود را ارائه و مصوب نماییم و در ماه های دیگر سال آنها را اجرا نماییم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : اقتصاد مقاومتی، منابع طبیعی، مدیریت، تصمیم گیری، تولید، اشتغال، اکوسیستم،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395

در سال های اخیر، پدیده زمین خواری در اراضی منابع طبیعی و کشاورزی، به یک بحران حاد تبدیل و شناخته شده است.

زمین خواری در کشاورزی: یعنی تغییر در کاربری اراضی تولیدی کشاورزی، به نحوی که بازگشت عرصه به زراعت مجدد امکان پذیر نباشد.

زمین خواری در اراضی منابع طبیعی: یعنی تصرف عرصه،قطع اشجار جنگلی،تغییر ماهیت طبیعی جنگل و مرتع از طریق تبدیل به اراضی زراعی و ایجاد ساخت و ساز و احداث جاده دسترسی.

زمین خواری در عرصه منابع طبیعی معمولا در دو مرحله انجام میگیرد. مرحله اول-تصرف عرصه توسط دامدار یا بهره بردار سنتی و بومی منطقه. مرحله دوم-تغییر کاربری عرصه توسط متصرف یا فرزند وی یا فروش عرصه به مهاجرین و در نهایت تغییر کاربری عرصه با ساخت و ساز ویلا و کلبه های ییلاقی.  

علایم پدیده شوم زمین خواری عبارتند از: تقسیم عرصه به سطوح کوچکتر(خرد کردن عرصه)، ایجاد ساخت و ساز در بخشی از عرصه، حصارکشی با دیوارهای بلوک و سیمان، ایجاد مسیر دسترسی به ساختمان،انتقال برق،آب و گاز به عرصه تغییر کاربری داده شده، استقرار یک خانه جدید الاحداث با شیروانی رنگی بنام ویلا، احداث فضای سبز تصنعی و پرنیاز به آب،حفر یک حلقه چاه عمیق، ترویج فرهنگ به رخ کشیدن ثروت و دارایی(فاصله طبقاتی)، بین اقشار مختلف مردم روستا، استفاده چندروزه از ساختمان ویلایی در طول سال، تردد با خودروهای لوکس در روستا(ترویج فرهنگ مصرف گرایی بجای فرهنگ تولید و کار)، گماردن خانوار روستایی بعنوان سرایدار و نگهبان ساختمان

هشدار:گذشتگان، عرصه های طبیعی و تولیدی را برای ما باقی گذاشتند که ما در عین استفاده، آنها را بعنوان امانت نسل بعدی نگهداری نماییم. متاسفانه زیاده خواهی ما در اثر شیوع آفت خودخواهی و همه چیز را برای خود خواستن، آنقدر نسل فعلی را درگیر خود کرده که یک لحظه خوشی را به قیمت تباهی بنیان حیات کره زمین طلب می کند!.

اگر در برخورد با پدیده زمین خواری، جدی نباشیم، در آینده نزدیک جنگلها،مراتع، اراضی کشاورزی و روستاهای خود را از دست خواهیم داد.

بحران جدی است. به هوش باشیم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : زمین خواری، تصرف، کشاورزی، منابع طبیعی، جنگل، ویلا، روستا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395
روشهای مدلسازی برنامه ریزی تبدیل جنگل با رویکرد منطبق بهم شبیه سازی-بهینه سازی و با تلفیق همزمان ارزشهای چوب،ترسیب کربن و تنوع زیستی

رسول یوسف پور*(دپارتمان جنگلداری و اقتصاد جنگل،ALU فرایبورگ،آلمان)

 مارک هانه وینکل (Forstliche Versuchs-und Forschungsanstalt، فرایبورگ،آلمان)

ترجمه:علی امیدی

خلاصه:


این مقاله یک رویکرد ترکیبی شبیه سازی-بهینه سازی برای مدل برنامه ریزی تبدیل جنگل با در نظر گرفتن ارزشهای چوب، کربن و تنوع زیستی را ارائه می نماید.توسعه جنگل با کلاسه های سنی مجازی بوسیله نرم افزار رویش جنگل(TreeGross) پیش بینی شد. اثرات رژیم های متفاوت تبدیل جنگل با متغیرهای معرف مقررات(دخالت های) جنگل شناسی برای یک دوره تبدیلی40سال در سطح توده تحت نظر قرار گرفت.برنامه ریزی خطی پویا بمنظور حل مسئله بهینه سازی در مقیاس وسیع در چند پریود از یک محیط واحد سرمایه گذاری جنگل با کلاسه سنی مختلف توده های نوئل نروژ (Picea abies L.Kairst) بکار گرفته شد.

ارزش خالص فعلی کل تنوع زیستی،ترسیب کربن و تولید چوب با محدودیت جریان چوب، بطور همزمان در نظر گرفته شد.مسیر جنگل شناسی بهینه بدست آمده نه تنها در میان توده های مختلف ،بلکه گاهی اوقات در داخل یک توده نیز تفاوت را نشان داد.

تلفیق سوددهی تنوع زیستی در روند بهینه سازی، یک نوع استراتژی سودده یا مطلوب است که استقرار زادآوری راش در همه توده ها را پیش بینی می کند.منظور نمودن همزمان همه فایده های مذکور در سوددهی نهایی 27451 یورو در هکتار شامل14499(53%)ارزش چوب، 3412(12%) ارزش ترسیب کربن،764 (3%) ارزش تنوع زیستی و 8777(32%) یورو در هکتار ارزش چوب سرپا را نتیجه داد.

آنالیز حساسیت نشان میدهد که حد آستانه ای که هیچ تغییر اساسی در غالب پارامترهای جنگلشناسی رخ نمی دهد در قیمت کربن 30یورو در تن با نرخ بهره 2درصد می باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394

مدیریت تولید جنگل و برنامه ریزی برداشت با استفاده از مدل های برنامه نویسی خطی پویا(LP)

Spyros Galatsidasa*, Konstantinos Petridisa, Garyfallos Arabatzisa, Konstantinos Kondosb

*:نویسنده مسئول،تلفن+30-25520-41115 ،آدرس ایمیل: sgalatsi@fmenr.duth.gr

a : دپارتمان جنگلداری و مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه دموکریتوس،ترس،پانتازیدو68200،193 ارسیتادا، یونان

b :کو هومئوتچ،210 gr،خیابان لامبراکی 54352 ،تسانولینیکی یونان.

شورای نویسندگان 2013، منتشره از الس ویر(Elsevier Ltd) تحت لیسانسCC BY-NC-ND، انتخاب و بررسی دقیق تحت مسئولیت " انجمن یونانی تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات درمحیط زیست،غذا و کشاورزی (HAICTA)".

ترجمه: علی امیدی

چکیده

چوب سوخت یکی از منابع طبیعی است که به طور گسترده استفاده می شود. استفاده های اصلی آن عبارتند از گرمایش خانگی و تولید انرژی ( انرژی گرمایی گیاهان). تولید آن انتظار را برای افزایش به منظور پوشش دادن افزایش تقاضا، افزایش داده است. بنابراین مدیریت جنگل های مولد چوب هیزمی باید به شکلی پایدار انجام می شود. دومدل برنامه ریزی خطی (LP) مدل ها در این کار، برای طراحی بهینه تولید و برنامه ریزی برداشت چوب هیزمی، تولید شده از جنگل های بلوط همسال (شاخه زاد) ارائه شده است.

به ترتیب، دو گزینه راهبرد(استراتژی) مدیریت پایدار بررسی شدند. هدف استراتژی نخست تولید پایدار چوب تولید با کنترل برداشت سطحی است. هدف استراتژی دوم، حداکثر رساندن حجم در واحد زمان و هدایت به سمت جنگل با حالت پایدار است. داده های واقعی از طرح جنگلداری جنگل Achladochori-Aggistro-Sidirokastro ، در هر دو مدل استفاده شدند. نتیجه آنکه هر دو مدل می توانند به عنوان "قاعده کلی" یا راهنما در طرح جنگلداری بکار گرفته شوند.

کلمات کلیدی:جنگل شاخه زاد،جنگلداری پایدار،آلترناتیوهای مدیریت،برنامه ریزی خطی(Lp)

اصل مقاله بهمراه ترجمه کامل با ایمیل قابل ارسال است.





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی پویا، جنگل، جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394

پیش بینی مساحت جهانی جنگل  تا 2030

Rémi d’Annunzio a, Marieke Sandker a, Yelena Finegold b, Zhang Min c

a : نویسنده مسئول:سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد FAO ،کاراکالا،00150 رم، ایتالیا

b : دانشگاه کلارک، دانشکده تحصیلات تکمیلی جغرافیا، خیابان اصلی950 ، ورچستر، MA 01610 ، آمریکا

c : واحد آمار جنگل، اداره دولتی جنگلداری(SFA)، هیپنیگلی دونگ خیابان 18، منطقه دونگ چنگ ، پکن 100714،چین

این مقاله در 2015 درElsevier B.V (www.elsevier.com/ locate/foreco) و مجله Forest Ecology and Managment انتشار یافته است.

سابقه مقاله:تاریخ دریافت مقاله:2دسامبر2014،تاریخ دریافت مقاله اصلاح شده19فوریه 2015،پذیرش مقاله 8مارس2015 و 7سپتامبر2015 در دسترس آنلاین قرار گرفت.

ترجمه: علی امیدی

خلاصه

    علاقه قوی در ایجاد یک بینش آگاهانه حاصل از تغییراتی که به احتمال زیاد درمورد مساحت جنگل ها  و اثرات این تغییرات در تولید و حفاظت از جنگل ها اتتفاق افتاده است وجود دارد. با وجود پیچیدگی علل مربوط، تا حد زیادی می توان دریافت، که جنگل زدایی عمدتا در مناطق استوایی و با تبدیل اراضی جنگلی به کشاورزی، متمرکز شده است.همانطور، تقاضای انرژی و تولید ناخالص داخلی تا حد زیادی تعیین کننده مصرف چوب هستند. بر اساس این فرضیات، ما مدلی را برای پیش بینی جنگل های طبیعی و تکامل جنگلکاریها در 15 سال آینده ساخته و نتایج حاصل از مدل سازی را با نتایج بدست آمده از اطلاعات کارشناسی کشورها مقایسه نمودیم. نتایج نشان می دهد که در سطح جهانی، از دست دادن منابع جنگلی تا حدود زیادی رو به کاهش است. جنگل که بیشتر در معرض خطر تبدیل و تغییر کاربری بودند به میزان معنی داری در حوزه های گرمسیری شناخته شدند، در حالی که جنگل های مناطق حفاظت شده، خطر بسیار کمی از نظر تبدیل و تغییر کاربری را در آینده نزدیک نشان می دهند.

کلمات کلیدی:طراحی مساحت جنگلها،مدلسازی فضایی(مجازی)،توسعه کشاورزی،مصرف چوب،جنگلهای طبیعی،جنگلهای دست کاشت

اصل مقاله همراه با  ترجمه کامل از طریق ایمیل قابل ارسال است.





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : مساحت جنگلها، کاهش سطح جنگل، پیش بینی مساحت جنگل، ایران، جنگلهای دنیا،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394

این درختان باعث بالا رفتن دمای هوا می‌شوند

به نظر می‌رسد درختان برگ سوزنی مثل درختان همیشه‌سبز اگر در میان درختان برگ‌پهن کاشته شده باشند، باعث بالا رفتن دمای هوا خواهند شد.

به نظر می‌رسد درختان برگ سوزنی مثل درختان همیشه‌سبز اگر در میان درختان برگ‌پهن کاشته شده باشند، باعث بالا رفتن دمای هوا خواهند شد.

آیا برای مقابله با تغییرات شرایط آب و هوایی کاشتن درخت فایده دارد؟ طبق یک تحقیق جدید این کار همیشه جواب نمی‌دهد. به نظر می‌رسد درختان برگ سوزنی مثل درختان همیشه‌سبز اگر در میان درختان برگ‌پهن کاشته شده باشند، باعث بالا رفتن دمای هوای آن منطقه خواهند شد.

برای نمونه نگاهی به اروپا که مرکز توجه این تحقیق است می‌اندازیم. زمانی جنگل‌های این قاره پوشیده از درختان پر برگ بود. در حال حاضر بیشتر درختان اروپا را انسان‌ها می‌کارند و ما هم درختانی مثل کاج و صنوبر را به خاطر رشد سریعشان می‌کاریم.

اما با بهره‌برداری از جنگل‌های قدیمی و جایگزین کردن آن‌ها با درختان برگ سوزنی جوان‌تری که رشد سریع‌تری هم دارند، سالانه 3.1 میلیارد تن کربن در هوا آزاد می‌شود. محققان می‌گویند این تغییر باعث افزایش دمایی برابر 6 درصد گرمای ناشی از سوخت‌های فسیلی شده است. این رقم ممکن است به چشم نیاید اما تغییرات کوچک در دمای هوا می‌توانند موجی از تغییرات بزرگ‌تر آب و هوایی را به دنبال داشته باشد. هرچند فقط بحث رها شدن کربن بیشتر در هوا مطرح نیست؛ درختان برگ سوزنی تیره‌تر هستند و اشعه‌ی خورشید بیشتری را جذب می‌کنند. ازاین‌رو زمانی که اشعه‌ی خورشید کمتری به فضا بازگردد، می‌تواند باعث گرم‌تر شدن بیشتر زمین گردد.

 
برخی از کشورها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی درخت‌کاری می‌کنند. برای مثال چین در بیابان «گوبی» در حال اجرای پروژه‌ی «دیوار سبز» است که پس از اتمام آن باید در بیش از یک‌میلیون مایل مربع درخت کاشته شده باشد. سال 2014 نیز سازمان ملل به‌منظور جبران جنگل‌زدایی «اعلامیه‌ی نیویورک درباره‌ی جنگل‌ها» را منتشر کرد؛ اما این تحقیق هشدار می‌دهد که اگر نوع درختانی که کاشته می‌شوند در نظر گرفته نشود یا اگر فنون جنگلداری درستی برای نگهداری از آن‌ها اجرا نگردد، احتمال شکست چنین پروژه‌هایی وجود دارد.

منبع: http://www.tabnak.ir/fa/news/567249/





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : سوزنی برگان، درختکاری، جنگلکاری، پهن برگان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394

در سالهای اخیر، واژه استراحت بهره برداری در جنگلهای شمال مطرح گردیده و خصوصا توسط طرفداران تقف برداشت چوب از جنگلهای شمال مورد پیگیری قرار می گیرد.

واقعیت این است که ما با آغاز اجرای طرح های جنگلداری(مشابه طرح جنگلداری اروپا)، تقریبا از دهه40 تاکنون ، دارای سابقه بیش از نیم قرن اجرای طرح جنگلداری در شمال کشور بوده و متاسفانه فعالیت های احیائی و عمرانی و حفاظتی طرح ها به بهره برداری طرح های جنگلداری وابسته هستند. بدلیل وابستگی هزینه های اجرای طرح به بهره برداری جنگل های شمال، امکان انعطاف پذیری و تغییر ماهیت برنامه ریزی جنگلها در نقاطی که ادامه روند گذشته طرح به صلاح نبوده، متاسفانه بدلیل غفلت یا نداشتن تجربه و اطلاعات کافی از تبعات بعدی فراهم نگردید در نتیجه، عدم تحقق بعضی از اهداف اختصاصی جنگل در مناطق دارای مشکلات اقتصادی و اجتماعی، با اعتراض مخالفین بهره برداری از جنگلهای شمال مواجه و بتدریج محدودیت های دولت نیز بر بره برداری از جنگلهای شمال بیشتر شد (بهر بردرای در حد توان اکولوژیک در برنامه چهارم و برنامه پنجم توسعه) و در سال1392 نیز با تصویب طرح بهینه سازی پایش،حفاظت و بهره برداری از جنگلهای شمال توسط دولت، بهره برداری از درختان جنگلهای شمال، صرفا به درختان آسیب دیده اختصاص محدود شده است (یعنی بهره برداری غیر اقتصادی). البته دولت کریمه در بند9 مصوبه مذکور، برنامه تامین اعتبارات طرح محدود سازی برداشت درختان جنگلهای شمال را نیز مصوب نموده که با وجود2 سال از اجرای آن تاکنون محقق نگردیده است. ولی اصرار نهادهای نظارتی قوه محترم قضائیه و سایر دلسوزان حفظ منابع طبیعی کشور(اعم از بدنه اجرایی سازمان جنگلها و سازمان حفاظت محیط زیست و سایرین) بر اجرای ماده 6 مصوبه موصوف(یعنی بهره برداری فقط محدود به برداشت از درختان پوسیده(سن آمادگی  فیزیکی یا دیزیستی بیولوژیکی) که از سال گذشته اجرا گردیده و در سالجاری با شدت عمل حداکثر در حال جریان است نشان دهنده عملی شدن خواسته ها و آرزوهای طرفداران استراحت بهره برداری جنگل های شمال می باشد. که بنظر نگارنده، اقدامی منطقی و عکس العملی اعتراض آمیز از عدم تحقق مناسب نتایج حفاظتی و احیائی دخالت های گذشته طرح های جنگلداری تلقی می شود.

ایده استراحت جنگل دارای مخالفین و موافقین ذیل است:

1-طرفداران توقف مطلق هرگونه بهره برداری از جنگلهای شمال. این گروه اعتقاد دارند که طرح های جنگلداری فعلی ، برای حفاظت از جنگلها نیز مفید نیستند.

2-طرفدار توقف هرگونه برداشت چوب از جنگلهای شمال،ولی اعتقاد دارند که سایر برنامه های کتابچه طرح های جنگلداری از جمله حفاظت جنگلها می بایست ادامه داشته باشد.

3-طرفداران استراحت جنگل، که با روند بهره برداری سنگین چوب از جنگلهای شمال  مخالف بوده و با بهره برداری درختان پوسیده(برداشت غیر اقتصادی چوب)، مشابه مصوبه دولت(طرح پایش) موافق هستند.

4-مخالفین استراحت جنگل که بهره برداری های گذشته طرح های جنگلداری را نیز تایید می نمایند و بر ادامه روند طرح های جنگلداری تاکید می نمایند.

5-مخالفین استراحت جنگل که با روند بهره برداری های گذشته از جنگلهای شمال مخالفت داشته و به اصلاح بهره برداری از جنگل و اصلاح روند طراحی و اجرای طرح های جنگلداری اعتقاد دارند. گروهی از این دسته با طرح بهینه سازی پایش مصوب1392دولت موافق و گروهی مخالف هستند.

دلایل مخالفین:دولت قادر به تامین اعتبارات حفاظتی و احیائی جنگلهای شمال نبوده و بنابراین بهره برداری اصولی علاوه بر تولید چوب می تواند اعتبارات این بخشها را جبران نماید. ضمنا برداشت چوب وسیله اصلاح جنگلهای شمال محسوب می شود و اگر جنگلها را بحال خود رها کنیم رویش جنگل به صفر گرایش پیدا می کند و حتی به رویش منفی نیز رسیده یا خواهند رسید(چون جنگلهای شمال عموما در حالت گونه های کلیماکس قرار دارند و یا اکثر پایه ها به سن دیرزیستی رسیده اند و مهمتر از همه آنکه بدلیل حضور دام و دامدار، امکان زادآوری و ایجاد نسل های جدید درختان جنگلی سلب شده است) . دلیل مخالفت دیگر آنکه، برداشت درختان صرفا پوسیده، بمعنی حذف آشیان اکولوژیکی حشرات و پرندگان وابسته به آنها بوده و (بمانند دوستی خاله خرسه) موجبات نابودی عناصر دیگر اکوسیستم جنگل فراهم می گردد!. دلیل دیگر آنکه اگر طرح تنفس یعنی توقف مطلق بهره برداری (مانند پارک ملی گلستان) اجرا گردد، آیا مابقی خسارات طبیعی از قبیل آتش سوزی،آفات و بیماریها،رانش های طبیعی و سیل و سایر حوادث غیر مترقبه کنترل خواهند شد؟

بنابراین ضرر طرح پایش بیشتر از منفعت آن می باشد. البته می توان کاهش برداشت از جنگل را به طرق فنی خود دنبال نمود تا هم طرح های جنگلداری و فعالیت مجریان طرح و عوامل کاری آنها مختل نگردد و هم امکان اصلاح روند بهره برداری و اضافه نمودن طرح های جدید فراهم گردد.

بنابراین ضرر طرح پایش بیشتر از منفعت آن می باشد. البته می توان کاهش برداشت از جنگل را به طرق فنی خود دنبال نمود تا هم طرح های جنگلداری و فعالیت مجریان طرح و عوامل کاری آنها مختل نگردد و هم امکان اصلاح روند بهره برداری و اضافه نمودن طرح های جدید فراهم گردد.

مهمتر از همه مسائل این است که ایده استراحت جنگل، به مسئله سیاسی و غیر فنی تبدیل شده که هم از آن استفاده ابزاری در جهت تحقق امیال شخصی یا سازمانی می شود و هم تحلیل های غلط و غیر فنی از سوی افراد غیر متخصص که هیچ گونه آشنایی با علوم جنگل و فن جنگلداری ندارند صادر گردیده و اذهان عمومی را تشویش می نماید.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : استراحت جنگلها، استراحت بهره برداری، طرح تنفس، طرح های جنگلداری، طرح های بهره برداری، برداشت چوب،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 دی 1394

سابقه بهره برداری از جنگلهای شمال در چارچوب طرح جنگلداری که از اواخر دهه30(1338) آغاز و بتدریج توسعه پیدا نمود، نشان دهنده اینست که به تقلید از طرح های جنگلداری اروپا، کل طرح جنگلداری با کتابچه طرح جنگلداری مصوب دهساله به مجری طرح واگذاری می شود. مجری طرح نیز بعنوان یک بخش مستقل، بر عرصه های مشمول طرح مدیریت می کند و متعهد است کلیه برنامه های طرح از قبیل حفاظت، احیاء، جاده سازی و مرمت و امور عمرانی، بهره برداری و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی را راسا و با نظارت ناظر طرح به انجام برساند.

با گذشت بیش از 5 دهه از اجرای طرح جنگلداری توسط مجریان طرح ها، با توجه به چالش های موجود در بهره برداری از جنگلهای شمال می توان به قضاوتی منصفانه در مورد عملکرد رویکرد مجری گری طرح های جنگلداری که تا حال حاضر رواج داشته، پرداخت.

بهره برداری، برداشت سود سرمایه جنگل یا برداشت رویش جنگل در راستای اهداف ایده آل مدیریت جنگل، خصوصا اهداف بیولوژیک به کمک طبیعت دوگانه برش درختان جنگل محسوب می شود. این قاعده به شکل ساده بدین نحو است که هر جنگلی بعد از بهربرداری:

1-سطح عرصه ثابت می ماند یا سطوح همجوار(که در طرح قبلی مغفول مانده اند) به آن الحاق می شودند.

2-تراکم و موجودی سرپای جنگل افزایش می یابد.

3-احیاء طبیعی و تکمیل کننده آن، احیاء مصنوعی در نقاط مورد برنامه با موفقیت انجام می شوند و بعنوان شرط بهره برداری های بعدی، مدنظر قرار می گیرند.

4-حفاظت فنی و فیزیکی در تمامی ابعاد انجام می شود.

5-جنگل به سمت اهداف اختصاصی و عمومی جنگلداری سوق داده می شود.

بعبارتی دیگر بعد از اولین دخالت در یک مرحله اجرای طرح جنگلداری در واحد جنگلداری(یعنی جنگل خاص)، شروط فوق بعنوان اصول اجتناب ناپذیر اجرای طرح های بعدی در آن نقطه حاکم می شوند و در صورت عدم تحقق هریک از آنها می بایست روند عادی طراحی و اجرای طرح جنگلداری متوقف گردیده و نسخه متناسب با شرایط غیر عادی جنگل طراحی و اجرا نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، حاکمیتی، شرکت ملی، جنگلهای شمال، حفاظت، کاهش برداشت،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 دی 1394


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی