جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

بدون تردید علوم جنگلداری و جنگلشناسی با اتکاء به توان داخلی چه در عرصه های تحقیقاتی، آموزش های دانشگاهی و چه در عرصه هی اجرایی تحت مدیریت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به درجه ای از تکامل رسیده است که بتواند با بهره گیری از تجربیات گذشته هم در بعد حاکمیتی یعنی حفاظت منابع طبیعی خصوصاً جنگلها موفق باشد و هم در بعد بهره برداری اصولی از جنگلها.

خوشبختانه بعد از تشخیص و تثبیت مالکیت دولت بر اراضی منابع ملی و دولتی که با پیگیریهای ابواب جمعی سازمان جنگلها صورت گرفته است قریب به اتفاق جنگلها و مراتع تحت قیمومیت قانونی و حاکمیتی دولت در آمده است.( درحال حاضر بیش از 80درصد مساحت کشور به اراضی ملی و دولتی تعلق دارد) و مشکلات و چالش های مربوط به تصرف اراضی ملی، در سایه همکاری و پیگیریهای مجدانه همه سازمانها و نهادها و آحاد مردم و طبیعت دوستان به موضوع تحت کنترل و قابل مدیریت تبدیل شده است. بنابراین این حد از موفقیت های حاکمیتی و حفاظتی که همواره با حساسیت های نگران کننده ونشان دهنده تخریب منابع طبیعی، مورد واکاوی قرار می گیرد را می توان بعنوان یکی از شاخص های نشان دهنده اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی قلمداد نمود. موضوعی که دقیقاً براساس منویات مقام معظم رهبری در چشم انداز توسعه پایدار منابع طبیعی 1404 تبیین و ترسیم گردیده است.

در بعد بهره برداری اصولی، بنظر می رسد که متاسفانه حساسیت های دلسوزانه سالهای گذشته، بعضاٌ به نگاههای افراطی و غیرمنطقی به مقوله بهره برداری منجر شده است. اگر وضع به همین منوال پیش برود، بهره برداری اصولی جنگل به چنان عمل ضد ارزشی تبدیل خواهد شد که حتی با قطع یک درخت در رویشگاه تولیدی و مرغوب نیز مخالفت خواهد شد. یعنی نگاه مطلق به عدم هرگونه بهره برداری جنگل معطوف می شود اما سوال اساسی این است که آیا بهره برداری اصولی از جنگلها ی شمال با دو رویکرد چوبی و غیرچوبی جزء تولید داخلی محسوب نمی شود؟ آیا بهره برداری چوب از جنگل و باغات چوب متعلق به مردم بخشی از نیاز جامعه را تامین نمی نماید و مولد اشتغال کشور نیست؟ آیا بهره برداری از جنگلهای تولیدی در سایر نقاط دنیا مرسوم نیست؟

نیاز چوب خام صنایع بزرگ و کوچک اولیه و ثانویه کشور بیش از 8 میلیون مترمکعب است که اگر بخواهیم همه آنرا ازخارج کشور تامین نمائیم از سه ناحیه متضرر میشویم: 1 خروج حجم عظیمی از سرمایه ارزی کشور 2 حذف صنایع وابسته به چوب داخلی و از بین رفتن فرصت های اشتغال و تولید و کسب درآمد 3- از بین بردن ابزار اصلاح و بازسازی جنگل های تولیدی

اما با نگاه منطقی به مقوله بهره برداری اصولی از جنگلهای شمال در می یابیم که کلیه عرصه های جلگه ای و بخشی از عرصه های کوهستانی با شیب کم تا متوسط، خاک خوب و رویشگاه حاصلخیز و با دارا بودن آب و هوای مناسب و از همه مهمتر بدلیل امکان رویش گونه های تولیدی از قبیل راش، افرا، ممرز، توسکا و خرمندی و .... محیط مناسب برای رویش درختان و تولید چوب وجود دارد و با توجه به اینکه تعدادی از درختان، به سن بهره برداری رسیده اند می توان معادل رویش جنگل، آنها را برداشت نمود و از آنجا که انتخاب درختان قابل برداشت براساس اصول جنگل شناسی و اکولوژی جنگل و در چارچوب تکنیک ها و شیوه های تعریف شده انجام می شود بهره برداری جنگل در واقع بعنوان ابزار احیاء، اصلاح و باز سازی و حفاظت جنگل تلقی می گردد که با آن می توان توده های جنگلی را به سمت تولید پایدار هدایت نماییم.

طبق قانون هرگونه بهره برداری از جنگلها براساس طرح جنگلداری مصوب قابل انجام است. بهره برداری در طرحهای جنگلداری تامین کننده هزینه های احیایی و حفاظتی و عمرانی طرحهای جنگلداری است و در صورت مثبت بودن بیلان طرح، فعالیت اقتصادی و تولیدی برای یک دوره دهساله شکل می گیرد و برنامه های حفاظت، احیاء و قرق و بهره برداری و جاده سازی و ساماندهی و مدیریت مجری طرح اجرا می شوند. بهره برداری نقطه شروع طرح جنگلداری محسوب می شود چون درآمد حاصل از بهره برداری صرف پرداخت هزینه های طرح می گردد. به هر حال اگر بهره برداری متوقف گردد منابع تامین هزینه تمامی برنامه ها و پروژه های طرح دچار چالش جدی شده و در صورت عدم تامین اعتبار بموقع، کل طرح خوبخود متوقف می شود. بنابراین با توقف بهره برداری دو مشکل اساسی بروز می کند؛ اولاً ابزار اصلاح و احیاء و بازسازی جنگل از دسترس خارج شده و دیگر نمی توان توده های جنگلی را به سمت و سوی تولید پایدار هدایت نمود. ثانیاً مدیریت علمی و عملی جنگل، به یکباره رها شده و تمامی برنامه های احیائی و حفاظتی، علیرغم برنامه ریزی مدون متوقف می ماند.

در گذشته طرحهای جنگلداری شمال ایران به تقلید از نظام جنگلداری کشورهای اروپایی با بهره برداریهای گسترده و متمرکز اجرا می شدند. بتدریج با بومی نمودن علوم جنگلداری و جنگلشناسی که با تکیه بر توان کارشناسان داخلی متخصص علوم جنگل و صاحبنظران انجام شد، برنامه بهره برداری در طرحهای جنگلداری دچار تغییرات اساسی گردید به نحوی که در حال حاضر برداشت بصورت محدود و غیرمتمرکز طراحی و اجرا می گردد. البته جنگلهای دست کاشت صنوبر و کاج،در زمانی که به سن برداشت رسیده باشند بصورت متمرکز قابل برداشت هستند. جنگلهای دست کاشت جلگه ای شمال کشور خصوصاً در استان گیلان امروزه به منابع پایدار تولید چوب تبدیل شده اند. گونه های صنوبر، کاج تدا و توسکا از عناصر اصلی قابل برداشت در این جنگلها محسوب می شوند. برش های قطع یکسره لکه ای و ناحیه ای در صنوبرکاریهای به سن برداشت رسیده، قطع نواری در توده های بالغ کاج تدا و تنک کردن در تمامی توده های جوان بویژه پایه های جوان توسکا از شیوه های مرسوم بهره برداری است که با تکیه به دیدگاه های جنگل شناسی روز دنیا به اجرا گذاشته می شوند.

در حال حاضر تقریباً همه طرحهای جنگلداری با نگرش اصلاح شده بهره برداری جنگل، بنیان گذاری شده و در حال اجرا هستند. علیرغم این مسئله، براساس تصویب نامه سال92 هیئت محترم وزیران با موضوع برنامه "بهینه سازی پایش و حفظ بهره برداری و مدیریت جنگلهای کشور بهره برداری در جنگلهای شمال" محدودتر گردیده است.

فلذا باید اذعان نمود که برنامه بهینه سازی پایش مصوب هیئت وزیران، تمامی برنامه های در حال تکامل بهره برداری که در طرحهای جنگلداری تا حال حاضر اعمال شده بود را تحت الشعاع خود قرار داد.

بهرحال باید بپذیریم که در دهه های گذشته، صف بندی موافقین و مخالفین بهره برداری جنگلهای شمال شکل گرفته و مهمترین نتایج تقابل دو دیدگاه استمرار بهره برداری و توقف بهره برداری جنگل، در اوایل دهه هشتاد با تصویب طرح صیانت و در اوایل دهه 90 با تصویب برنامه بهینه سازی پایش قابل ذکر هستند.

هرچند که برنامه بهینه سازی پایش دولت، به توقف بهره برداری اعتقاد ندارد ولی بخوبی می توان فشار دیدگاه مخالفین بهره برداری یا طرفداران توقف بهره برداری را در آن مشاهده نمود.

حال باید دید؛ طرحهای جنگلداری در دست اجرا که با سیاست انقباضی بهره برداری مربوط به قبل از برنامه پایش، طراحی و برنامه ریزی شده اند، آیا امکان تحقق میزان برداشت های پیش بینی شده را دارند تا مابقی پروژه های احیائی و حفاظتی و عمرانی را به پیش ببرند یا خیر؟ در صورت پاسخ منفی چنانچه راهکار تامین اعتبار مابه التفاوت هزینه های طرحهای جنگلداری توسط دولت برآورده نگردد مشکلات اجرایی برای طرحها حادث شده و مدیریت علمی و عملی جنگلها با چالش های جدی روبرو خواهد شد.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : دلواپس، بهره برداری، پایش، جنگل، توقف، علوم جنگل، جنگلداری،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 مرداد 1393
یکشنبه 1 مرداد 1396 07:51 ب.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you download it
from somewhere? A design like yours with a few simple tweeks would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your design. Kudos
جمعه 14 شهریور 1393 06:10 ق.ظ
خیلی عالی بود...اما کو گوش شنوا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی