جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان

نیمرخ شمالی البرز تا دریای خزر دارای یک حوضه آخیز کلی است که بنام حوضه آبخیز جنوبی دریاچه خزر تعریف می شود. در این حوضه، آبهای جاری اعم از آبهای سطحی و زیر سطحی(آب چشمه ها و چاه ها) از خط الراس البرز شمالی تا جلگه های کیلان و مازندران و گلستان به در یاچه خزر و تالابهای متصل به آن می ریزند. متناسب با دره ها و رودخانه ها،  حوضه های آبخیز فرعی در این حوضه آبخیز بزرگ شکل گرفته اند.

البته شکاف های طبیعی  نیز در البرز وجود دارند که آب حوضه های دیگر را به حوضه خزر منتقل می کنند.مانند دره منجیل که سرمنشاء رودخانه سپید رود است وجریان هیدرولوژیک نیمرخ جنوبی البرز را به نیمرخ شمالی البرز متصل می کند.

تلفیق طبیعت با تمدن جوامع انسانی، آمایش سرزمین شمالی ایران را رقم زده است. بعبارتی دیگر شهرها و روستاها،شالیزارها، باغات چای و مرکبات و...،جنگلها،مراتع و دامداری سنتی و خوش نشینی(تفرج) در مناطق ییلاقی و کوهستانی که در دهه های اخیر متاسفانه بلای جان طبیعت شده است،جاده ها،حیات وحش و.... همگی کاریری های آمایش واقعی شمال هستند.

هرگونه فعالیت و کاربری که در طبیعت، با انسان ارتباط پیدا می کند را می توان به بهره برداری تعبیر نمود. اما از منظر قضاوت مردم، بهره برداری فقط به برداشت چوب از جنگل خلاصه می شود. حتی اگر پیش یک پزشک فوق متخصص مراجعه داشته باشیم و صحبت از جنگل های شمال شود، ایشان تمام تخریب منابع طبیعی را در برداشت چوب از جنگل می بینند. در حالیکه تخریب مرتع که در بالادست جنگلها واقع هستند و ارتباط آنچنانی با جنگل ندارد در نظر گرفته نمی شود. البته این مسئله در واقع یک معضل فرهنگی است که بدلیل عدم تکامل عمومی فرهنگ منابع طبیعی و محیط زیست اتفاق می افتد و جالب اینجاست که فرهنگ منابع طبیعی در جوامع بومی محلی، در لایه های مختلف اجتماعی پررنگ تر دیده می شود تا در جوامع شهری متمدن!.

اما از نگاه تخصصی می بایست تخریب طبیعت را در جزء جزء کابریهای طبیعی و مصنوعی آن جستجو نمود و بهترین روش شناسایی تخریب منابع طبیعی مطالعه بر روی حوضه های آبخیز در البرز شمالی از جمله در استان گیلان است.

در برنامه های راهبردی کلان کشور ازجمله برنامه های چهارم و پنجم توسعه کشور و طرح صیانت از جنگلهای شمال، بهره برداری از چوب جنگلهای شمال در حد تعادل اکولوژیک معرفی گردید. بهمین خاطر تمایل عمومی ،حتی مشاورین طرحها و برنامه ریزان به کاهش برداشت چوب معطوف شد که البته اقدامی سنجیده محسوب می شود. اما اتخاذ این سیاست که از ابتدای دهه هشتاد اجرا گردیده است هم اکنون به حدی از افراط رسیده که برداشت چوب، فقط به برداشت درختان پوسیده و ریشه کن خلاصه شده است. در حالیکه می دانیم درختان پوسیده، آشیان اکولوژیک موجودات کوچک و بزرگ است و  تمرکز برداشت بر روی این نوع درختان، اکوسیستم جنگل های هیرکانی را به خطر می اندازد. ضمنا با برداشت درختان پوسیده نه میتوان کار اقتصادی نمود(هزینه ها بیشتر از درآمد مکتسبه هستند) و نه ماده خام چوبی باکیفیت تحویل صنعت چوب کشور می گردد در نتیجه محصولات چوبی بی کیفیت و کم دوام تولید خواهند شد. پس چه بهتر است که بهره برداری جنگل های شمال متوقف گردد.

بکار بردن بهره برداری در حد تعادل اکولوژیک ، تصمیم بسیار عاقلانه ایست. اما لزوما به معنی آگاهانه رفتار کردن نیست.  بفرض مثال بهره بردای در یک جنگل (که بخش کوچکی از یک حوضه آبخیز فرعی البرز شمالی را تشکیل می دهد) کاهش پیدا کند و یا متوقف شود. شاید اذهان عمومی حس نمایند که جلوی تخریب منابع طبیعی در آن منطقه گرفته شده است.در حالیکه جاده سازیهای مکرر در نقاط جنگلی و مرتعی آن حوضه آبخیز ادامه دارد،دامداری سنتی بصورت گسترده و با روند فزاینده در همه جای حوضه آبخیز دیده می شود(بیچاره نونهالهای درختان جنگلی که بلافاصله بعد از بیرون آمدن از دل خاک بوسیله بز و گوسفند و گاو واسب نیست و نابود می شوند!)، ساخت وساز در روستاها و آبادیهای حاشیه و محاط در جنگلها و مراتع، هر ساله زیاد می شوند، برق رسانی و رساندن سایر خدمات به تک خانوارهای پراکنده در دل جنگلها و مراتع ادامه دارد و.....

هر عقل سلیمی حکم می کند که هر یک از فعالیت های مذکور نشان دهنده تخریب منابع طبیعی است . بنابراین با کاهش یا توقف بهره برداری چوب در یک زیرحوضه، نمی توان ادعا نمود که تخریب منابع طبیعی متوقف شده است. برای جلوگیری از توقف تخریب منابع طبیعی، در بدو امر اولا باید نگاه را به هر حوضه آبخیز متمرکز نمود. چون ممکن است ویژگیهای طبیعی و انسانی هر حوضه آبخیز با حوضه های دیگر تفاوت داشته باشد. ثانیا می بایست شاخص های معرف تخریب منابع طبیعی را شناخت. شناسایی شاخص های تخریب کننده طبیعت کار سختی نیست. با نگاهی گذرا به هر یک از فعالیت های انسانی فوق الذکر می توان شاخص ها را تعیین نمود. سپس برای هریک از شاخص ها، حدی بعنوان آستانه فعالیت(که بالاتر از آن باعث تخریب منابع طبیعی در حوضه آبخیز می گردد) تعریف نمود.

بهره برداری در حد تعادل اکولوژیک، در واقع رعایت آستانه فعالیت کلیه کاربریهای انسانی در حوضه آبخیز است.حال پیدا کردن حد آستانه فعالیت کاربریها در هرحوضه مستلزم انجام مطالعات کاربردی و بهره گیری از روش های علمی تعریف شده و مستدل است ، که به مدد متخصصین جامع نگر منابع طبیعی و محیط زیست قابل انجام خواهد بود.   





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تعادل اکولوژیکی، اکوسیستم، منابع طبیعی، حوضه آبخیز شمالی البرز، شمال کشور، خزر،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 21 خرداد 1394
جمعه 30 تیر 1396 03:08 ق.ظ
Wonderful beat ! I wish to apprentice while you amend your web site, how could i subscribe for a blog site?
The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit acquainted of this your
broadcast provided bright clear idea
شنبه 3 تیر 1396 05:04 ب.ظ
You can certainly see your skills within the work you write.

The arena hopes for more passionate writers such as you who are not
afraid to mention how they believe. Always go after your heart.
جمعه 29 اردیبهشت 1396 03:33 ق.ظ
Appreciate this post. Let me try it out.
جمعه 22 خرداد 1394 01:30 ق.ظ
وب متفاوت و بسیار خوبی دارین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی