تبلیغات
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
راه اندازی وبلاگ و سایت   iranforest.ir  بطور کلی اهداف ذیل را دنبال می کند:
1-طرح موضوعات و مباحث روز در حوزه جنگل و منابع طبیعی
2-ارتباط با متخصصین و علاقمندان منابع طبیعی و اخذ نظرات فنی و منطقی همه عزیزان
3-ارائه مقالات علمی
4-ترویج فرهنگ منابع طبیعی
5-تبدیل آموزه های سمعی و بصری در حین کار و توام با عملیات میدانی به نوشتار
6-ثبت اتفاقات و حوادث
7-جمع آوری سخنان حکما،ادبا،شاعران و جملات و عبارات منتخب زبان شیرین پارسی
ضمنا بعضی از مطالب همراه با مقاله یا پورپویینت نیز می باشد که شما می توانید با دانلود، آن را در یافت نمایید.

از همه خوانندگان و متخصصین خصوصا کارشناسان رشته های مهندسی منابع طبیعی و علاقمندان حفظ محیط زیست استدعا دارم تا حقیر را از نظرات علمی،منطقی و حکیمانه خود بهره مند سازند.





نوع مطلب : هدف iranforest.ir، 
برچسب ها : جنگل، زیباترین جلوه طبیعت، امیدی، منابع طبیعی، iranforest.ir، omidiforest.mihanblog.com،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 فروردین 1393

چکیده

مدیریت پایدار جنگل، متضمن حفظ تمام کارکرد­های جنگل است. دستیابی به مدیریت پایدار، نیازمند­ پایش مستمر با معیار­ها و شاخص­های مربوط است. پژوهش حاضر به بررسی معیارها و شاخص­های برنامه بهینه­سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل­های کشور(مصوب دولت ایران)، که در راستای نشان­گرهای پایداری فرایند خاور نزدیک تحت نظارت FAO/UNEPقرار دارد، پرداخته تا شاخص­های سازگارتر با منطقه و در جهت پایداری جنگل را تعیین نماید. محل مطالعه در سری 8 لیاشی سرا که دارای آمیختگی گونه­ها و مشکلات اقتصادی اجتماعی است (بعنوان نمونه ای از جنگل آمیخته هیرکانی) انتخاب گردید. با استفاده از متدهای آنالیز تصمیم­گیری چندمعیاره شامل دلفی و سری فازی، اهمیت 77 شاخص از 7معیار با طیف 5 درجه لیکرت نظرسنجی گردید. نهایتا بعد از فازی زدائی، تعداد 20 شاخص انتخاب شدند که برای پایش پایداری سطح واحد مدیریت جنگل مناسب­تر هستند و تعداد 9 شاخص با میزان سازگاری بالاتر از حد آستانه، بعنوان شاخص­های کلیدی انتخاب شدند بر مبنای یافته­های این تحقیق، برداشت چوب، بعنوان شاخص کلیدی محسوب نمی شود و شاخص­های با رویکرد حفاظتی مانند شاخص سطح منابع جنگلی از اولویت بیشتری نسبت به بهره برداری از جنگل­های شمال انتخاب شدند.

واژه­های کلیدی: پایداری جنگل، پایش، شاخص­ها، دلفی فازی

منبع: اولین همایش ملی جنگلهای شمال گذشته حال آینده - دانشگاه گیلان 1396





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : پایداری، فازی، شاخص، معیار،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 خرداد 1396

چکیده

 به منظور بررسی میزان انطباق اجرای شیوه تک­گزینی از دیدگاه علم جنگل­شناسی با برنامه بهینه­سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل­های کشور(مصوبه27/9/92 هیئت وزیران)، نشانه­گذاری قطعه 17 طرح جنگلداری سری 1 رشته رود واقع در حوزه 19 رودبار مورد مطالعه قرار گرفت. ارزیابی فنی بوسیله شبکه سلولی خاص (که هر سلول نمایانگر سطح تاج یک  درخت به قطر هدف رسیده است) انجام گرفت. معنی­دار بودن اختلاف سلول­های دخالت شده از کل سلول­های قابل دخالت، به کمک آزمون دوجمله­ای تست  شد. نتایج نشان داد که طرح بهداشتی دیکته شده دولت، بدلیل پراکندگی نامنظم درختان نا­سالم، کل سطح جنگل را پوشش نمی­دهد. به­نظر می­رسد که نشانه­گذاری انجام شده حدود 10 درصد اهداف جنگل­شناسی را در توده محقق نموده است و حدود 90 درصد سطح توده، عملا از دخالت علمی مغفول مانده است. توزیع کم و نامتناسب دخالت­های پرورش جنگل باعث می­شود که فضای رقابت رویش قطری برای اکثریت درختان جوان فراهم نگردد. نتیجه دیگر بدست آمده از این پژوهش، ابداع روش کاربردی برای ارزیابی عملکرد نشانه گذاری و دخالت جنگل­شناسی است. بدین ترتیب به کمک شبکه سلولی10×10 متر مربعی و با ثبت مختصات درختان نشانه گذاری شده در روی شبکه، امکان ارزیابی میزان دخالت مکانی طی دوره­های ده­ساله فراهم می گردد.

واژه های کلیدی:  نشانه­گذاری، پایش، توده، شبکه­ سلولی، رشته­رود

منبع:مجموعه مقالات همایش ملی جنگلهای شمال-گذشته حال آینده- دانشگاه گیلان1396



نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : نشانه گذاری، پایش، جنگل، طرح،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 خرداد 1396

حدود شش و نیم میلیون نفر از جمعیت ایران دارای زندگی عشایری هستند که اکثر انها رمه گردان و یک پنجم آنها صرفا کوچ رو هستند.این جمعیت دارای اقتصاد معیشتی، وابستگی خاصی به دامداری سنتی دارند. دامداری سنتی، از قدیم الایام تا حال، در تقریبا 100 درصد از رویشگاه های دارای آب و علف ایران ایران سیطره داشته و دارد(یعنی حدود 60 تا 80 درصد مساحت خشک ایران).

در گذشته بدلیل وجود بیماریهای کشنده اپیدمی انسان و دام، با از بین رفتن قربانیان، خودبخود کاهش جمعیت، هرچند وقت یکبار اتفاق می افتاد. در نتیجه تعادل بین طبیعت و انسان و دام اهلی، برقرار می گردید. طی یک قرن اخیر روند قربانی گرفتن بیماریهای کشنده کنترل گردید. در نتیجه جمعیت های انسان و دام اهلی رو به فزونی نهاد. یک قاعده نانوشته در بین دامداران سنتی وجود دارد که دامداری سنتی(گله داری) برحسب توان اقتصادی صاحب دام انجام می گیرد، نه توان بیولوژیک چراگاه!. بنابراین هرجا که اجازه بدهد و یا بواسطه اقتصاد معیشتی، عواملی نظیر بیکاری،تامین درآمد سرانه، اشتغال و ..، دامداری سنتی رونق یافته، در نتیجه با خطر برداشت علوفه(چرام دام بیش از ظرفیت چراگاه)، خطر نابودی گیاهان علفی،بوته ای،درختچه ای و درختی بعنوان مهمترین تهدیدکننده نابودی مناطق رویشی ایران پدیدار می گردد. خصوصا در مناطق رویشی زاگرس، هیرکانی و ارسبارانی که نسل آینده جنگل بواسطه خورده شدن نهالها توسط دام، قدرت تجدید نسل خود را از دست داده اند.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی، نابودی خاک و آب، دامن گیر کشور گردیده که متاسفانه حساسیت زیادی هم به این مسائل، علیرغم مشاهده معضلات برخواسته از ان نظیر سیل و ریزگردها نداریم. نمیدانم علت چیست؟ جهل و ندانستن است یا عادت به گذشته؟ شاید آنقدر در غرور داشتن گذشته خود غرق شده ایم که هرچه را از گذشته به ما به ارث رسیده را میخواهیم حفظ کنیم!. (اشاره فقط به چرای بی رویه دام است ولاغیر!). چاره کار چیست؟

چرا باید در برابر اقدامات جاهلانه خاموش بنشینیم و چرا مسئولین برنام ریز کشور اقدام عاجل نمی کنند؟

مسئله این است: کمتر از یک دهم جمعیت کشور  بدلیل دامداری سنتی، حدود 80 درصد مساحت کشور را به ورطه نابودی می کشانند. چرا عرصه های طبیعی کشور، جولانگاه بز و گوسفند شده و همه گیاهان خورده می شوند؟ چرا اختیار این همه سطح کشور در دست عده ای خاص است تا بلایای طبیعی به همه(نسل فعلی و نسلهای بعدی) کشور تحمیل شود؟ اگر بخواهیم مناطق رویشی طبیعی ایران را نجات دهیم باید تفکر قدیمی و معیشت بجا مانده از گذشتگان، یعنی دامداری سنتی را کنار بگذاریم.

چه خوب بود که طرح ساماندهی تبدیل دامداری سنتی به دامداری متمرکز و تلفیق زراعت، باغبانی و دامداری بسته با در نظر گرفتن اعتبار و بفوریت اجرا گردد.

به مسئولین و برنامه ریزان کشور پیشنهاد می کنم که که بین رویشگاه های طبیعی و دامداری سنتی، یکی را انتخاب کنند.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : مناطق رویشی، دامداری سنتی، اقتصاد معیشتی، چرای دام، ریزگرد، سیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 بهمن 1395

کارآیی(Efficiency) و اثر بخشی (Effectiveness) دو جزه اصلی از مفهوم کلی بهره وری (productivity) هستند که اصلاح و بهبود بهره وری در هر رشته تخصصی یا بخش اجرایی از آنها نشات می گیرد.

به زبان عامیانه، کارآیی یعنی کار را درست انجام دادن. در اصطلاح مهندسی به آن "راندمان" هم می گویند. اثربخشی یعنی کار درست را انجام دادن. این دو درصورتی می توانند، محل یا موضوع انجام کار را به بهره وری بیشتر برسانند که، باهم اجرا شوند و مکمل همدیگر باشند.

کارآیی در صورت نداشتن اثربخشی به مفهوم اجرای نمایشی کار است. همانطور که در شعر شیخ اجل سعدی علیه الرحمه ، فقدان اثربخشی در پیمایش راه توسط مسافری که قصد کعبه نموده، اما راه را به اشتباه می پیماید، بخوبی بیان شده است:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی        کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

در بحث پژوهش، کارآیی به مفهوم انجام پژوهش هاست که در بخش منابع طبیعی، همانند سایر رشته ها و تخصص های داخل کشور به قدر کافی انجام می شود. مفهوم اثربخشی در فرایند پژوهش از جمله در مدیریت منابع طبیعی به معنی نقش پژوهش و تحقیقات در حل مشکلات اجرایی داخل کشور(با اولویت بیشتر) است که وضعیت،قدر و منزلت آن مانند سایر تخصص ها و رشته ها در ایران از مقدار رضایت بخشی برخوردار نیست.

دلایل اصلی این مسئله کاملا روشن است: فاصله و تفکیک وظایف بین دانشگاه و نهادهای متولی تحقیق و پژوهش با دستگاه های اجرایی.

نتیجه این تفکیک در منابع طبیعی، مانند همه علوم تجربی در ایران آز ان جهت، فاجعه بارتر می گردد که:

1-    بعضی ازآموزش دهندگان تخصص های اجرایی، خود فاقد تجربه اجرایی بوده، بنابراین هنر اتصال به بخش های اجرایی را عملا بکار نمی گیرند. یا منفعلانه برخورد نموده و مسئولیتی را در اثربخش بودن آنچه آموزش می دهند احساس نمی کنند. البته ممکن است از تکنیک های به روز شده سطح دنیا استفاده کنند. ولی نتایج بدست آمده از مطالعات و مقالات، دارای تجریه و تحلیل مطلوب نیستند که بتوانند تغییردهنده وضعیت موجود مدیریت منابع طبیعی داخل کشور باشند. بهمین خاطر بیشتر مطالعات و مقالات جنبه توسعه ای دارند تا کاربردی. بعضی از مقالات روی بدیهیات و امور تکراری و فاقد اولویت تحقیق کار می کنند. بعبارتی دیگر تقاضا محور نیستند.

همچنین بجز مقالات و نتایج تحقیقاتی، جزوات آموزشی نیز، بعضا به روز نیستند. یعنی بعضا، متناسب با موضوعات روز دستگاه های اجرایی کشور ارائه نمی شوند.

2-    بعضی از اجرا کنندگان تحقیق، از تجربه کمتر متصل به تخصص برخوردار بوده یا فاقد هرگونه آشنایی با روند اجرایی امور و محیط کار بوده، در نتیجه جمع کننده خوبی در یک فرایند تحقیق نیستند.در نتیجه شکل کار خوب انجام می شود، ولی اثربخشی درستی را در پی ندارد.

چاره کار چیست؟. چگونه به مسیر اصلی پیشرفت و توسعه در روند پژوهش و تحقیق در بخش منابع طبیعی کشور دست پیدا کنیم؟. از کجا شروع کنیم؟

روش عملی بنا بر وضع موجود، بدون آن که بخواهیم ساختارهای اجرایی و اداری(یعنی بخش سخت افزاری) را تغییر دهیم، تغییر در بخش برنامه ریزی(بخش نرم افزاری مدیریت)است.

سهل الوصول ترین راه این است که تمام موضوعات تحقیقی و پژوهشی در سطوح دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی مربوط به تخصص های منابع طبیعی کشور، توسط ادارات کل منابع طبیعی و آبخیزداری استانها (با هماهنگی سازمان جنگلها) ارائه گردیده و هر تحقیق مورد نظر توسط تیمی با عضویت کارشناس دستگاه اجرایی انجام شود. مهم تر آنکه، بعد از اتمام تحقیق، جلسه دفاعیه با حضور مسئول مربوطه دستگاه اجرایی ارائه گردد و نتیجه بدست آمده در فرایند اجرایی عملا بکار گرفته شود یا تمهیدات لازمه فراهم گردد.

اجرای این روند، معجزه ای را در بخش های منابع طبیعی کشور ایجاد می کند. هزینه های تحقیقاتی ضروری برای تحقیقات واجب الاجرا را فراهم می کند. از اتلاف هزینه های اجرایی می کاهد و ...

جان کلام این که: هر دو بال سیمرغ بهره وری در منابع طبیعی به سمت هدف مطلوب به پرواز در می آیند.. به امید آن روز.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : کارآیی، اثربخشی، پژوهش، تحقیق، منابع طبیعی، مقالات،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 بهمن 1395
متاسفانه عدم اطمینان های ناشی از تغییرات اقلیم، ریسک های آفات و بیمارهای و حوادثی نظیر آتش سوزی و سیل و برف های سگین در ایام یرمای زورس پاییزه و سرمای دیررس بهاره را  در جنگل های شمال افزایش داده است. در مقابل آنچه طبیعت، هم اکنون به ما تحمیل می کند. به نظر می رسد به جای فعال تر شدن، خصوصا در زمین های احیائی و حفاظتی، هنوز تا نقطه اید آل فعالیت زیادی داریم و حتی از سالهای گذشته نیز، بتدریج فاصله می گیریم!.چرا؟
مثلا در احیاء جنگل های شمال، توانمندی گذشته، بتدریج کم تر می شود، گویا با بازنشسته شدن کارکنان قدیمی، تجارب سنوات گذشته سازمان به باد فراموشی سپرده می شود. الان پیدا کردن نقطه ای از اراضی جنگلی که بدست مامورین جنگلبانی، در مدت چندساله به خوبی احیاء شده باشد را به سختی می توان پیدا کرد. ولی می توان از گذشته های دور نقاط موفق احیائی را آدرس داد.
لذا فعالیت های احیائی سال های اخیر، نیازمند بازنگری جدی است. هم در حوزه مدیریت و هم در حوزه اجرایی. احیاء هم بصورت مصنوعی(جنگلکاری) مدنظر است و هم بصورت قرق جنگل های طبیعی که نتیجه آن ایجاد زادآوری جنگل و رویش نهال های جوان در سایه درختان مادری هستند.
بنابراین در مقابل عدم اطمینان های ناشی از تغییرات اقلیم و فاکتورهای تحمیلی محیط زیسن می بایست عدم اطمینان های اقدامات خود را کاهش داده و به صفر برسانیم. باید تمام فعالیت های ما و اقداماتی که برایش اعتبارات هزینه می شود، وقت  و نیرو و امکانات گذاشته می شود نتیجه ای عینی و ملموس در عرصه بدهد تا مردم آنها را ببینند و به مدیریت منابع طبیعی توسط ما جنگلبانان اعتماد کنند. مطمئنا این اعتماد فرهنگ منابع طبیعی را تقویت می کند.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : عدم اطمینان، ریسک، احیاء، حفاظت، جنگلکاری، جنگل های شمال،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 آذر 1395
از زمان صدور دستور حکومتی و شرعی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت اقتصاد مقاومتی، بر همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و آحاد مردم فرض است که برای بقاء تولید و اشتغال در این زمان حساس منطقه ای، بیش از پیش تلاش نماییم. قطع یقین آنانی که به فرموده رهبری معظم لبیک گفته و به موقع دست بکار شدند در آینده سربلند و وباعث افتخار کشور خواهند شد و بقیه....؟!
اما اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی یعنی بهره برداری اصولی از منابع خدادادی مشروط به پایداری منابع و تضمین حفاظت و احیاء.
بهره برداری از جنگل های شمال در جنگل های تولیدی مانند همه کشورهای دنیا، می تواند در بخش تولید چوب نیز فعال و پابرجا باشد. چون طبیعت دوگانه برش بر اساس علم جنگلداری اقتضاء می کند که بهره برداری در خدمت پرورش جنگل باشد و بخشی از نیاز های کشور را تامین نماید.
اگر بهره برداری متوقف شود، اصلاح جنگل نیز متوقف می شود و نهایتا رویش جنگلهای شمال به صفر می رسد و چون دام در جنگل های شمال وجود دارد قطع یقین، کمتر از چند دهه، رویش اکثر نقاط جنگل به کمتر از صفر می رسد، ابتدا جنگل های شمال شبیه زاگرس شده و کم کم به بیابان تبدیل می شوند.
در حال حاضر نیز رویش در بعضی از جنگل های شمال، مانند جنگل هایی که بدون بهره برداری طرح های جنگلداری هستند(یعنی از ابتدا دارای تنفس بهره برداری بوده اند) دارای رویش کمتر از صفر هستند.
گروهی از متخصصین جنگل و یا افراد غیر متخصص و احساسی، بعضی از مسائل موجود از قبیل خشک شدن راش ها،ازدیاد آفات و امراض و خشکسالی و تنش های محیطی را به بهره برداری مجریان طرح های جنگلداری ربط می دهند. در حالیکه این افراد باید بدانند مسائل مذکور متاثر از تغییرات اقلیم و پدیده گرمایش زمین است که در کنفرانس 2015 پاریس، همه کشورهای جهان به افزایش دمای اتمسفر کره زمین به 2 درجه سانتیگراد اتفاق نظر دارند و افزایش دما همچنان ادامه دارد. بنابراین تغییر اقلیم مسائل زیادی را با خود بهمراه دارد. اتفاقا یکی از راه های سازگاری و مدیریت جنگل در خصوص تغییر اقلیم، بهره برداری هدفمند است. چون بهره برداری ابزاری برای عبور جنگل از بحران تغییرات اقلیمی است که همه جای دنیا در جنگل های تولیدی استفاده می شود ولی در کشور ما متاسفانه متوقف می گردد!!!.
بعنوان یک متخصص بسیجی با شجاعت اعلام می دارد که بهره برداری اصولی از جنگل های شمال(در چارچوب طرح جنگلداری و قوانین و مقررات) پیروری از اقتصاد مقاومتی است و به هیچ وجه ممکن تخریب کننده منابع طبیعی نیست.
بهره برداری از جنگل فقط تولید چوب نیست بلکه کلیه خدمات و تولیدات از جنگل از قبیل گردشگری(اکوتوریسم)، تولید آب، گیاهان داروئی، زنبورداری و..در صورتیکه در خدمت احیاء و حفاظت جنگل باشند(یعنی هزینه پایداری جنگل را تامین نمایند) مصداق هایی از اقتصاد مقاومتی هستند که دولتمردان کشور می بایست این فرصت های جهاد برای اقتصاد ملی را از دست ندهند.
بنظ رمی رسد که دولتمردان عزیز، فرمایش حضرت آقا در مورد تخریب جنگل ها را به معنی حدف استعدادهای خدادادی اقتصاد مقاومتی در منابع طبیعی درک نموده اند. اگر اینچنین است بهتر است که فقط یکبار دولتمردان، حرف متخصصین جنگلداری ایران را نیز بشنوند.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : توقف بهره برداری، رهبر معظم انقلاب، اقتصاد مقاومتی، جنگل های شمال، تولید، اشتغال،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 7 آبان 1395

فعالیت های حفاظت منابع طبیعی بطور خلاصه شامل موارد زیر است:

1-    جلوگیری از قطع غیر مجاز اشجار جنگلی یا برداشت هر نوع عنصر زنده و غیر زنده از جنگلها و مراتع

2-    مقابله با قاچاق چوب آلات غیر مجاز و سایر عناصر فوق الذکر

3-    جلوگیری از تصرف اراضی ملی و دولتی تحت مدیریت سازمان جنگلها(بیش از 80درصد سطح خشکی کشور)

4-    جلوگیری از تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی، بویژه جلوگیری از ساخت و ساز در آنها

5-    حفاظت از گونه های ممنوع القطع تحت عنوان ذخایر ارزشمند جنگلی

6-     حفاظت و قرق مناطق احیائی طبیعی و مصنوعی(جنگلکاری ها)، پارکهای جنگلی، پارک طبیعت، نهالستان ها

7-    جلوگیری از شاخه زنی درختان

8-    جلوگیری از چرای علوفه مراتع در خارج از فصل چرا

9-    پیشگیری از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع و اطفاء حریق بموقع در آتش سوزی های محیط های طبیعی

10-شناسایی آفات و بیماری های گیاهی، خصوصا در مرحله طغیان آنها، مقابله با گسترش آنها و تعدیل اثار تخریبی آنها و مدیریت بعد از حمله آفات و امراض

11-حضور بموقع در عرصه های جنگلی و مرتعی با گشت زنی و کشیک های حفاظتی، کنترل مبادی ورودی خروجی حوزه های آبخیز و مناطق شهری و روستایی با پاسگاه های ایست بازرسی

12-کنترل بر خدمات در حال ارائه مدیریت منابع طبیعی شامل پاسخگوئی به استعلام ادارات، تعامل قانونی با دستگاه های دیگر، پاسخگویی به خواسته ها و شکایات مردم، کنترل محصولات قانونی چوبی و غیر چوبی و .... در جهت جلوگیری از دست اندازی به منابع طبیعی و تخریب آنها

13-تثبیت مالکیت عمومی بر عرصه و اعیان منابع طبیعی کشور به نمایندگی از طرف سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور و ادارات کل منابع طبیعی و آبخزداری تابعه در استان ها از طریق تشخیص عرصه های منابع طبیعی تا اخذ سند مالکیت دولت و حل اختلاف های ملکی بر اراضی منابع طبیعی یا رسیدگی بر اعتراضات اشخاص بر ملی بودن اراضی منابع طبیعی و بر عکس

14-جلوگیری از فرسایش خاک، خاکشویی و تقویت تثبیت خاک عرصه های منابع طبیعی و مقابله جدی با تخریب کنندگان حوضه های آبخیز

15-پیشگیری از تخریب روند طبیعی گردش آبی حوضه های آبخیز. تولید آب از طریق نفوذ آن به سفره ابی زیر زمینی بوسیله پوشش گیاهی با کاهش رواناب سطحی.

16-جلوگیری از ساخت و ساز در حاشیه دره ها،مسیل ها و رودخانه های دارای سابقه سیل خیزی و دارای دوره های بازگشت سیل در حوضه های ابخیز جنگلی و مرتعی.

17-جلوگیری از پراکنش زباله در محیط های طبیعی.

18-برخورد قانونی با تخریب کنندگان خاک در عرصه های طبیعی. کنترل مجوز های صادره خاکبرداری جاده سازی و سایر پروژه های اجتناب ناپذیر و اخذ خسارت وارده به منابع طبیعی کشور.

19-حفاظت از موجودات زنده و چرخه های زنجیره غذایی موجودات جانوری در محیط های طبیعی.

20-بهره برداری از جنگلها با در نظر گرفتن طبیعت دوگانه برش ها(یعنی هم برداشت محصول و هم اصلاح و پرورش و رویش جنگل)، مهم ترین وجه حفاظت از جنگل محسوب می شود.

21-مشارکت مردم و تشکل های مردمی،تعاونی و بخش خصوصی در حفاظت منابع طبیعی و مشارکت در تصدی گری های مدیریت منابع طبیعی در چارچوب قوانین و مقررات.

و سایر موارد.

همه و همه این فعالیت ها در حفاظت فیزیکی و فنی در روند مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خلاصه می گردد. مجموعه ای از حفاظت فنی و فیزیکی، فعالیت های صفر تا صد حفاظت منابع طبیعی را شامل می شود که هر عدد از این مجموعه صفر تا صد، تحت عنوان ضریب حفاظت منابع طبیعی شناخته می شود. بالاترین ضریب حفاظتی هرمنطقه ، حوضه ابخیز، واحد مدیریتی، شهرستان یا استان به عدد 100 نزدیک تر بوده و مهمترین خروجی ان یا ملموس ترین نتیجه آن، این است که حال منابع طبیعی منطقه خوب است.

بالا بودن ضریب حفاظت مدیریت منابع طبیعی در گرو همگرایی همه فعالیت های است که به مدیریت منابع طبیعی و حوضه های آبخیز ختم می شود. معیار سنجش ضریب حفاظتی به ضریب درگیری حفاظتی تعبیر می گردد. هرچه حفاظت منابع طبیعی بهتر باشد، ضریب درگیری حفاظت بالاتر است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ضریب درگیری، حفاظت منابع طبیعی، مشارکت مردم، حفاظت، سازمان جنگلها، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مهر 1395

چاره کار چیست؟(نقطه شروع تحول):

الگوبرداری از کار نهاد سپاه پاسداران بهترین شیوه کار است. نظامیان با تجربه نظامی، که عملیات های مختلف جنگی را هدایت نموده اند، هدایت ستاد سپاه را در بخش های آموزشی و برنامه ریزی های راهبردی مختلف برعهده دارند. هدایت جنگها بر عهده مردانی است که از جنگ برگشته اند و نبردهای مختلف را دیده اند، نه اینکه از بدو کار در پشت جبهه بوده اند و صرفا بر اساس سال های خدمت اداری انتخاب شایسته سالار شده باشند..

حال آنها را با مدیران و کارشناسان خود در ستاد سازمان و ادارات کل مقایسه کنیم، می بینیم که دسته ای از افراد در مراجع برنامه ریزی سازمان در دفاتر و ادارات کل هستند که تاکنون عملا و مستقیما پروژه ای بزرگ و کوچک احیائی،حفاظتی،عمرانی و بهره برداری و ساماندهی(همراه با مشکلات آنها) را نظارت یا هدایت ننموده اند، و فقط تجربیات دیگران را در روی کاغذ یا عرصه دیده اند یا شنیده اند. سئوال این است، با این افراد می توان دست به تحولات بزرگ  زد و بحرانهای موجود را مدیریت نمود؟. بحران نیازمند مردان کارآزموده، شجاع، دانا، مشورت پذیر، سالم، فرز و چابک، راستگو، مومن و .. است نه مدیران و کارشناسانی ترسو، مغرور، تنبل، تاکتیک ناپذیر، تکنیک ناپذیر، مدرک دار بی سواد، ناسالم، میزدوست، دروغگو، حقه باز، اهل زد و بند و...

بنابراین چاره کار این است که  الگوبر داری مناسبی از عملکرد نهادهای موفق مثل سپاه داشته باشیم. تحول در بکارگیری نیرو های مناسب را از ستاد دفاتر سازمان،خصوصا دفاتر معاونت محترم امور جنگل مستقر در چالوس و ستاد ادارات کل داشته باشیم.(البته با وضع موجود نیز چناچه افکار جدید حاکم شوند نیز می توان تحول ایجاد نمود!).

مدیریت خود را بر اساس معیارها و شاخص های مطرح مانند فرایند خاور نزدیک که ایران نیز جزء آنهاست دنبال نماییم و عملا آنها را در طرح های خود لحاظ نماییم.مدیریت تصمیم گیری چند معیاره و آنالیز نتایج اجرای طرح های مختلف با در نظر گرفتن عدم اطمینان ها و ریسک ها را عملا اجرا نماییم.تحقیقات هدفمند و آموزش عالی هدفمند و مسئولانه را در حوزه مدیریت جنگل پی ریزی و نهادینه نماییم.

حال باید دید که مدیر جدید می تواند تحول ایجاد نماید؟ هرچه باشد نتیجه کار در پایان دوره کاری ایشان قابل مشاهده خواهد بود. انشاءلله که بخت نو این عزیز، بختک بلایای مدیریتی ما را محو و نابود و گره گشای چالش های موجود باشند. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای مردان خدا.  





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : نوبخت، طرح جنگل داری، مدیریت جنگل، تحول، سپاه،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

معاونت امور جنگل سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان عالی ترین مرجع تخصصی مدیریت جنگل های کشور در تاریخ5/5/95 از آقای مهندس انگورج به آقای مهندس نوبخت انتقال یافت.

اما تحلیل وضعیت موجود نشان می دهد که هر یک از دفاتر معاونت مذکور در امر مدیریت جنگل های شمال به تحول نیاز دارند. مثلا در حوزه دفتر فنی جنگل داری، مدیریت جنگلهای شمال با بحران درآمدزایی و تامین منابع مالی پروژه های حفاظتی روبرو است. چون اجرای برنامه بهینه سازی حفاظت و پایش جنگل های شمال که بر اساس سیاست قانونی کاهش بهره برداری چوب از سال1392 در دستور کار قرار گرفته است، طرح های جنگلداری را با مشکلات مالی روبرو نموده است. طرح ساماندهی  جنگل نشینان بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز و عدم انعطاف پذیری در اجرای پروژه های مربوط به سامان دادن به معیشت جنگل نشینان با بحران جدی روبرو بوده و آینده شفاف از اجرای این طرح متصور و قابل پپش بینی نیست. سطح طرح جنگلداری رو به کاهش است.

در حوزه دفتر جنگلکاری و پارک های جنگلی، بدلیل عدم تامین اعتبارات مورد نیاز فعالیت های احیائی و مراقبتی، خصوصا در مورد جنگلکاری های طرح صیانت که در ده سال گذشته(دهه گذشته) انجام شده است  با مشکلات زیادی مواجه است.

علاوه بر بهر برداری و احیاء، برنامه های عمرانی جاده سازی و مرمت و احداث ساختمان های حفاظتی ، حفاظت و حمایت در محدوده طرح های جنگلداری و خارج از محدوده طرح های جنگلداری نیازمند برنامه ریزی های جدی است.

یکی از مشکلات جدی سازمان جنگلها، که در سالهای اخیر با آن مواجهه بوده، عدم برنامه ریزی و احراز آمادگی بمنظور مدیریت و تعدیل فشارهای برون سازمانی است و افزون بر آن نیز، نگاه جزیره ای دفاتر در سالهای اخیر رو به افزایش بوده و دیدگاه های صرفا تئوریک و یکسو نگر افزایش یافته است. دیدگاه هایی که قائم بفرد بوده و بازدهی عملی آنها در عرصه آنقدر چشمگیر نیست.

جالب تر آنکه فاصله برنامه ریزی ستاد سازمان با علوم جاریه جنگلداری یعنی فنون روز و مطرح در مراکز آکادمیک داخل و خارج کشور افزایش یافته است. مثلا در حال حاضر بحث های پایداری جنگلها بر اساس فرایندهای بین المللی، عدم اطمینان ها و ریسک های طبیعی در مدیریت جنگلها، افزایش یافته است در حالیکه استفاده از شاخص های مربوطه در طرح های جنگلداری دیده نمی شود.

طراحی-اجرا-مانیتورینگ و ارزیابی، چرخه متصل بهم در مدیریت منابع طبیعی است. ولی عملا همه یا قسمتی از این چرخه در جنگل بخوبی اجرا نمی شود. دستورالعمل های فنی نیز به روز نیستند.

استفاده از تجربه افراد آکادمیک که در عرصه های جنگلی، مستقیما درگیر پروژه های مختلف بوده اند در ستاد سازمان جنگلها کم رنگ و کم ارزش دنبال می شود. بعبارتی دیگر افرادی که از ابتدای دوره خدمتی خود در ستاد مشغول بکار شده اند اجازه حضور و بازخورد تجارب افراد کارآزموده را در برنامه ریزی های کلان سازمان نمی دهند. همین مشکل در ستاد ادارات کل نیز دیده می شود.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : انگورج، نوبخت، چالوس، سازمان جنگلها، ستاد، بحران، مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395
۱-وقت ندارند بر علیه کسی، کاری انجام دهند؛
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند؛
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند؛
۵-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویت‌بندی شده دارند؛
۶-تفاوت‌های انسانها را می‌ستایند؛
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی می‌دانند؛
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط‌ اند؛
۱۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند؛
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح می‌دهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت می‌دانند؛
۱۴-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند؛
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکه‌های ارتباطی خود هستند؛
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را می‌بینید، بهتر شدن آنها را متوجه می‌شوید؛
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
۲۰-میلی‌متری مراقب سخنانشان هستند؛
۲۱-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور می‌کنند؛
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
۲۵-آنقدر تلاش می‌کنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل می‌کنند؛
۲۶-با هر فردی، دوست نمی‌شوند؛
۲۷-وقتی با فردی آشنا می‌شوند می‌پرسند: چه کتابی این روزها می‌خوانید؟
۲۸-سلول‌های مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
۳۰-سؤالاتشان از پاسخ‌هایشان به مراتب مهم‌تر است.




نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها : قوی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395
۱-به ندرت سؤال می‌کنند؛
۲-تفاوت میان تدبیر و حیله را نمی‌دانند؛
۳-قابل پیش‌بینی نیستند؛
۴-به ندرت فرد توانمندی اطرافشان پیدا می‌شود؛
۵-نهایت تلاش خود را می‌کنند تا نگویند: اشتباه کردم؛
۶-خیلی سریع می‌خواهند به پول برسند؛
۷-خیلی اصرار دارند آدم‌های خوبی هستند؛
۸-تصور می‌کنند سر همه را کلاه گذاشته‌اند؛
۹-دائما روش و فکر و حلقه تغییر می‌دهند؛
۱۰-شخصیت داشتن و ثبات شخصیتی برای منافع آنها، آفت است؛
۱۱-به ندرت به پی‌آمد‌های کارهای خود اهمیت می‌دهند؛
۱۲-با ارادت، چاپلوسی و وارونه جلوه دادن مسایل، رشد می‌کنند؛
۱۳-چون برای کسب پول و مقام عجله دارند، بسیار تزویر می‌کنند؛
۱۴-بیهوده می‌خندند؛
۱۵-برای ارائه تصویر مثبت از خود، از هر حیله‌ای استفاده می‌کنند؛
۱۶-در رابطه با یک موضوع، به افراد مختلف، تفاسیر مختلف می‌گویند؛
۱۷-بسیار طمع و حسادت دارند؛
۱۸-حوصله ندارند سی سال زحمت بکشند تا احترام دیگران را بدست آورند؛
۱۹-مجهز به صفت چاپلوسی‌اند؛
۲۰-بسیار وقت می‌گذارند تا سر از کار دیگران درآورند؛
۲۱-حداقل نصف آنچه که می‌گویند صحت ندارد؛
۲۲-اعتماد به نفس مبتنی بر جهل دارند؛
۲۳-بسیار افراد کوتاه مدت هستند؛
۲۴-چون با حیله‌گری کار خود را پیش می‌برند، بسیار فراموش کارند؛
۲۵-زبانشان بسیار تلخ است؛
۲۶-اهل هیاهو هستند؛
۲۷-برای رسیدن به پول با هر اهریمنی کار می‌کنند؛
۲۸-تقریباً به جز پول و مقام، هیچ اصل دیگری برای آنها مهم نیست؛
۲۹-نتیجه (۱): اتوموبیل بنز آنقدر با کیفیت است که نیازی به دروغ و تبلیغ و وارونه سازی برای فروش ندارد؛
۳۰-نتیجه (۲): توانایی‌ها و خلاقیت‌های افراد باشخصیت آنقدر فراوان است که نیازی به بازی و تزویر و جعل ندارند.



نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها : ضعیف،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مرداد 1395

یکی از شاخص های اصلی مدیریت ایده آل جنگل، سطح تحت اجرای طرح های جنگل داری است.

مشکل فعلی مدیریت جنگل ها ی شمال خصوصا در گیلان، کاهش تدریجی سطح طرح های جنگلداری است، چالشی که بعد از اجرای مصوبه دولت(طرح بهینه سازی پایش و حفاظت از جنگل ها) شتاب بیشتری بخود گرفته است.

چند دلیل باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است که عبارتند از:

1-تک محصولی طرح های جنگلداری(اتکاء درآمد وابسته به چوب) که باعث عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی طرح های جنگلداری شده است.

2-کاهش اعتبارات مورد نیاز بسترسازی اجرای طرح جنگلداری(طرح ساماندهی) و تقریبا توقف طرح مذکور در سالهای اخیر

3-عدم تصمیم سازی و تصمیم گیری در اتخاذ گزینه های بهینه توسط مراجع تصمیم گیری سازمان جنگلها جهت برون رفت از وضعیت بحرانی موجود

4-عدم همراهی تئوری پردازان علم جنگل و مراجع مسئول تحقیق و پژوهش مربوط به جنگلداری جهت هم فکری و همراهی با سازمان جنگلها(انتقاد و نقدهای مسئولانه)

متاسفانه دو مسئله افراط و تفریط در تعیین هدف کسب درآمد طرح های جنگلداری و بهره برداری اصولی، مانع از تحقق اهداف سازمان(احیاء،حفاظت و استقرار تجدید حیات و نسل های بعدی جنگل) گردیده است.

در دهه های گذشته تا اواخر دهه 80 ، برداشت چوب از جنگل های شمال ، عملا بعنوان تنها محصول قابل استحصال برنامه ریزی و اجرا گردید و در بعضی نقاط افراط در برنامه ریزی برداشت به تخریب جنگل منجر شد. هرچند که بتدریج با اصلاح قوانین، شرایط برداشت محدود تر گردید.

در دهه90 تفکر منتقدان برداشت چوب، به توقف کامل برداشت چوب تکیه دارد و بعضی ها طرح تنفس را مطرح می نمایند. گروهی از این افراد، بهره برداری غیر چوبی را بعنوان عامل کسب درآمد جهت مدیریت جنگل مطرح می کنند. این گروه که علیرغم عدم ارائه پایلوت موفق با موضوع مذکور در شمال، با اطمینان از اجرای تفکر خود صحبت می کنند.

بنده و خیلی از همکاران اجرایی(کارشناسان با تحصیلات تخصصی جنگلداری و  عملا کارکرده و دارای پژوهش های میدانی) به این مسئله اعتقاد راسخ داریم که تفکر حاکم بر دهه های گذشته یعنی تفکر افراطی برداشت چوب، بدلایل متعدد دارای اشکالات فراوان بوده و خوشبختانه با  مصوبه سال92 دولت کنترل و مهار گردید. اما تفکر دوم یعنی اتکاء درآمد جنگل به بهره برداری غیر چوبی(تفکر تفریطی عدم برداشت چوب)، به مراتب خطرناک تر از برداشت چوب است. خصوصا آنکه فاقد طرح های پایلوت موفق هست.

بنظر می رسد که این تفکر آمرانه و در فضای متاثر از تبلیغات ضد برداشت چوب، بصورت کاملا احساسی  مطرح شده و ظاهرا برای مسئولین محترم نیز جذاب است.

نظر ما کارشناسان (نه کارشناسان پشت میزی و خاک جنگل نخورده) این است که اعتدال، بهترین حالت مدیریت در هر

وضعیتی است.خصوصا در وضعیت موجود که بهره برداری جنگل در مرحله گذار از برداشت زیاد به بهره برداری منطقی و معتدلانه بسر می برد. تلفیق برداشت چوب با سایر بهره برداری های قابل استحصال، کلید برون رفت از بحران های اقتصادی در طرح های جنگلداری است.

بدین منظور پیشنهاد می گردد:

1-طرح های جنگلداری موجود که برنامه ریزی برداشت چوب دارند مطابق طرح بهینه سازی ، پایش و بهره برداری جنگل، برداشت چوب با اهداف جنگلشناسی(احیاء،زادآوری و حفاظت) داشته باشند و برنامه تکمیلی بهره برداری  متکی به استعداد های غیر چوبی در محدوده طرح های در حال اجرا تهیه و اجرا گردد. تا از این طریق درآمد طرح تامین گردد.

2-طرح های موجود تهیه شده که برای مطالعات آنها هزینه و زمان صرف شده است، با انجام مطالعه تکمیلی و الحاق بهره برداری چند منظوره(چوب و غیر چوب)، تغییر ماهیت داده و آماده اجرا گردند.

3-طرح های جدید با ماهیت بهره برداری چند منظور(چوب و غیرچوبی منطبق با استعدادهای حوزه آبخیز) تهیه و اجرا گردند. مهمتر آنکه حوزه طراحی، بجای سری، ترجیحا به حوزه آبخیز تعمیم داده شود حتی دامنه برداشت های غیر چوبی به بخشی از اکوتون جنگل و مرتع و مراتع نیز قابل گسترش است.

4-با جذب حداکثری مساعدت گروه های جنگلداری دانشگاه های فعال ایران و حتی محققین ایرانی و غیرایرانی خارج از کشور و مراکز تحقیقاتی زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، بستر مناسبی با محوریت بهره برداری از جنگل های شمال ایجاد و با بهره گیری از نتایج تحقیقاتی و تجربیات گذشته، آینده بهتر با تئوری پردازی های موثر و کارا  ترسیم گردد.

5-دستورالعمل های تهیه طرح جنگلداری بمنظور تحقق بندهای 1و2و3 نیازمند تغییر و اصلاح فوری است.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح تنفس، بهره برداری، برداشت چوب، جنگل های شمال، چندمنظوره، توقف بهره برداری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 تیر 1395

چکیده:

1.      تجزیه تحلیل تصمیم گیری چند معیاره(MCDA)،هدف تصمیم گیری است که غالبا در زمینه برنامه ریزی مدیریت جنگل مورد استفاده قرار می گیرد.آن شامل ارزیابی چند معیاره همچون تولید چوب و تولیدات غیرچوبی جنگل و بهمان اندازه ارزش های معنوی خدمات اکوسیستم(ES) می باشد. ازاینرو آن،در مقایسه با سایر روشهای متکی به دیدگاه صرفا مالی، ارجحیت دارد. براین اساس، متدهایشMCDA، بطور فزاینده ای در زمینه های مختلف ارزیابی پایداری گسترش یافتند. رویکردهای ترکیبی، بطور موثر، امکان تجمیع MCDA و سایر تکنیک های تصمیم سازی را بمنظور  بهره مندی از فواید اختصاصی را فراهم نموده و به دیدگاه جامع تری از نتایج واقعی که با تصمیمات مطمئن بدست می آید منجر می گردد. از الویت های چند ذینفعی، نیاز به اصلاح فرایند تصمیم گیری در جنگلداری چند منظوره، با رویکردهای ترکیبی و مشارکتی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، متدهای ترکیبی، توانمندی زیادی را برای ایجاد بیشترین ارتباط در تصمیم سازی آتی را ارائه می دهند. بر مبنای بررسی این مطالعه، توسعه مدلهای تصمیم در فرایندهای برنامه ریزی، باید بر مدل سازی مشارکتی و با منظور نمودن عدم قطعیت از اطلاعات در دسترس، را ارائه نمایند.

تترجمه ای از مقاله:

Hybrid MCDA Methods to Integrate Multiple Ecosystem Services
in Forest Management Planning: A Critical Review

منبع:Environmental Management (2015) 56:373–388
DOI 10.1007/s00267-015-0503-3





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : چندمعیاره، خدمات اکوسیستم جنگل، تکنیک های تصمیم گیری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 تیر 1395


سال نو مبارک.

پیام رهبر معظم انقلاب در سال جدید(1395) در مدیریت منابع طبیعی چه معنایی دارد؟

در سال های اخیر مشارکت مردم در حفاظت و نگهداری و بهره برداری اصولی از منابع طبیعی ،بعنوان یکی از اصول بلامنازع مدیریت منابع طبیعی سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور تبدیل شده است. ارزیابی این رویکرد از ایده تا عمل نشان می دهد که هنوز تا تحقق آرمان سازمان مذکور، فاصله معنی داری وجود دارد یا بعبارتی دیگر، کارهای زیادی می توان انجام داد.

اما منابع طبیعی، آزمایشگاه آزمون مکرر خطا و تجربه نیست! چون یک تصمیم نادرست به قیمت نابودی عرصه و اعیان طبیعی و خدادادی پیش خواهد رفت.

عرصه های منابع طبیعی مملو از بهره برداران سنتی دایم و موقت است.بعبارت دیگر انسان بعنوان جزء غیرقابل تفکیک اکوسیستم های طبیعی ایران است.بنابراین نمی توان این جزء از اکوسیستم را نادیده گرفت. اما باید قلمرو بقیه موجودات نیز محترم شمرده شود تا شرط بقاء اکوسیستم های طبیعی و تعادل حیات کره زمین مدنظر قرار گیرد.

ما در مدیریت منابع طبیعی می بایست اول، از عرصه های منابع طبیعی حفاظت و صیانت کنیم تا کمیت و کیفیت طبیعت خدادادی  حفظ شود( رعایت شرط بقاء). دوم، بهره برداری اصولی ، فقط در نقاط مجاز در حد توان اکولوژیک انجام شود.

بدلیل تراکم جوامع انسانی و وابستگی جوامع روستایی به عرصه های منابع طبیعی ایران، مشارکت مردم برای حفظ منابع طبیعی و بهره برداری آن، مسئله ای اجتناب ناپذیر و حیاتی قلمداد می گردد.

اتکاء به مردم برای حفظ منابع طبیعی و تامین بخشی از نیازهای مادی و معنوی جامعه، همان اقتصاد مقاومتی است یعنی تکیه به توان و تولید داخلی.

توان مندی گردشگری(صنعت اکوتوریسم)، پتانسیل آبزی پروری،زنبورداری،تولید و پروش گیاهان دارویی و... همگی از استعدادهای خدادادی طبیعت ایران به شمار می روند که البته با تشخیص کارشناسی در هر نقطه خاص امکان اجرا دارند.

بکارگیری مدل های تصمیم گیری در تولید منابع جدید اشتغال و کسب درآمد در عرصه های منابع طبیعی بوسیله رویکرد تبدیل تهدید به فرصت در شمال کشور از جایگاه خاصی برخودار است که با اصلاح روش های قبلی بهره برداری از منابع طبیعی خصوصا در جنگلها می توان به اهداف مطلوب دست یافت. بعبارتی دیگر با اتکاء به سیاست اقتصاد مقاومتی در مدیریت منابع طبیعی، می توان انقلابی در تاثیر گذاری و نقش آفرینی منابع طبیعی در اقتصاد مقاومتی و تحقق فرامین رهبر معظم نظام ایجاد نمود.

امام این مهم نیاز به تحول و انقلاب در افکار ما دارد تا بتوانیم ایده های خود را به مرحله اقدام و عمل برسانیم.

این انتظاری است که بزرگ ما از بدنه اجرایی کشورانتظار دارند و چه خوبست به این پیام در مدیریت منابع طبیعی لبیک بگوییم.

تحقق این پیام در مدیریت منابع طبیعی منوط به این است که حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه طرح های الگویی خود را ارائه و مصوب نماییم و در ماه های دیگر سال آنها را اجرا نماییم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : اقتصاد مقاومتی، منابع طبیعی، مدیریت، تصمیم گیری، تولید، اشتغال، اکوسیستم،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395

در سال های اخیر، پدیده زمین خواری در اراضی منابع طبیعی و کشاورزی، به یک بحران حاد تبدیل و شناخته شده است.

زمین خواری در کشاورزی: یعنی تغییر در کاربری اراضی تولیدی کشاورزی، به نحوی که بازگشت عرصه به زراعت مجدد امکان پذیر نباشد.

زمین خواری در اراضی منابع طبیعی: یعنی تصرف عرصه،قطع اشجار جنگلی،تغییر ماهیت طبیعی جنگل و مرتع از طریق تبدیل به اراضی زراعی و ایجاد ساخت و ساز و احداث جاده دسترسی.

زمین خواری در عرصه منابع طبیعی معمولا در دو مرحله انجام میگیرد. مرحله اول-تصرف عرصه توسط دامدار یا بهره بردار سنتی و بومی منطقه. مرحله دوم-تغییر کاربری عرصه توسط متصرف یا فرزند وی یا فروش عرصه به مهاجرین و در نهایت تغییر کاربری عرصه با ساخت و ساز ویلا و کلبه های ییلاقی.  

علایم پدیده شوم زمین خواری عبارتند از: تقسیم عرصه به سطوح کوچکتر(خرد کردن عرصه)، ایجاد ساخت و ساز در بخشی از عرصه، حصارکشی با دیوارهای بلوک و سیمان، ایجاد مسیر دسترسی به ساختمان،انتقال برق،آب و گاز به عرصه تغییر کاربری داده شده، استقرار یک خانه جدید الاحداث با شیروانی رنگی بنام ویلا، احداث فضای سبز تصنعی و پرنیاز به آب،حفر یک حلقه چاه عمیق، ترویج فرهنگ به رخ کشیدن ثروت و دارایی(فاصله طبقاتی)، بین اقشار مختلف مردم روستا، استفاده چندروزه از ساختمان ویلایی در طول سال، تردد با خودروهای لوکس در روستا(ترویج فرهنگ مصرف گرایی بجای فرهنگ تولید و کار)، گماردن خانوار روستایی بعنوان سرایدار و نگهبان ساختمان

هشدار:گذشتگان، عرصه های طبیعی و تولیدی را برای ما باقی گذاشتند که ما در عین استفاده، آنها را بعنوان امانت نسل بعدی نگهداری نماییم. متاسفانه زیاده خواهی ما در اثر شیوع آفت خودخواهی و همه چیز را برای خود خواستن، آنقدر نسل فعلی را درگیر خود کرده که یک لحظه خوشی را به قیمت تباهی بنیان حیات کره زمین طلب می کند!.

اگر در برخورد با پدیده زمین خواری، جدی نباشیم، در آینده نزدیک جنگلها،مراتع، اراضی کشاورزی و روستاهای خود را از دست خواهیم داد.

بحران جدی است. به هوش باشیم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : زمین خواری، تصرف، کشاورزی، منابع طبیعی، جنگل، ویلا، روستا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 فروردین 1395


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی