جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
راه اندازی وبلاگ و سایت   iranforest.ir  بطور کلی اهداف ذیل را دنبال می کند:
1-طرح موضوعات و مباحث روز در حوزه جنگل و منابع طبیعی
2-ارتباط با متخصصین و علاقمندان منابع طبیعی و اخذ نظرات فنی و منطقی همه عزیزان
3-ارائه مقالات علمی
4-ترویج فرهنگ منابع طبیعی
5-تبدیل آموزه های سمعی و بصری در حین کار و توام با عملیات میدانی به نوشتار
6-ثبت اتفاقات و حوادث
7-جمع آوری سخنان حکما،ادبا،شاعران و جملات و عبارات منتخب زبان شیرین پارسی
ضمنا بعضی از مطالب همراه با مقاله یا پورپویینت نیز می باشد که شما می توانید با دانلود، آن را در یافت نمایید.

از همه خوانندگان و متخصصین خصوصا کارشناسان رشته های مهندسی منابع طبیعی و علاقمندان حفظ محیط زیست استدعا دارم تا حقیر را از نظرات علمی،منطقی و حکیمانه خود بهره مند سازند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگل، زیباترین جلوه طبیعت، امیدی، منابع طبیعی، iranforest.ir، omidiforest.mihanblog.com،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 فروردین 1393
در شهرستان رودبار، کوه آسمانسرا از هرزویل منجیل تا خرمکوه و داماش امتداد دارد که نیمرخ شمالی و جنوبی البرز را در دوطرف این سلسله جبال، می توان بخوبی مشاهده نمود.
در نیمرخ شمالی، راش بعنوان اصلی ترین گونه درختی استقرار دارد و در نیمرخ جنوبی در همان دامنه ارتفاعی،درختان گونه ارس پلی کارپوس مستقر هستند
رویشگاه ارس عمارلو، شانس آن را دارند که از بقایای رطوبت اقلیم هیرکانی بهره ببرند. بهمین خاطر دارای تراکم بیشتر نسبت به سایر ارس زارهای ایران هستند. البته این خصیصه برای تمامی ارس زارهای همجوار منطقه رویشی هیرکانی وجود دارد.
ارس ها بصورت خالص یا با کونه های بنه، کیکم، ارمک، بادام کوهی، تنگرس، گون ها و عناصر گیاهی مراتع مشجر را بوجود آورده اند.
مشکل اصلی این است که جامعه ارسستان نیمرخ جنوبی البرز در عمارلو از قدیم، بعنوان مرتع مشجر در دل مراتع کرماک ، شاندان، بیورزین،سنکرود، جیرنده، پارودبار، پاکده، جیرنده، آینه ده، ناوه، نواخان، انبوه، نوده قرار دارند. 
بخشی از جنگل ارس بعنوان ذخیره گاه ارس نامگذاری شده است.
نیاز است تا در تمامی طرح های مرتعداری، برای رویشگاه های ارس، برنامه های جنگلداری و جنگلشناسی برنامه ریزی گردد.
بهنرین و سازگارترین برنامه احیاء و بازسازی ارس زارها، ایجاد مناطق قرق 5 هکتاری تا 10 هکتاری با حصارگشی و با نهالکاری ارس یا بدون نهالکاری است.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : ارس، عمارلو، راش، نیمرخ جنوبی البرز، نیمرخ شمالی البرز، آسمان سرا، رودبار،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1399
با شروع طرح هادی مسکن روستایی، انتظار مثبت اندیشان این بوده که برنامه ریزی خوب و پایدار خصوصا در مقابل حوادث غیرمترقبه زلزله و .. در روستاها شکل می گیرد، که صدالبته انتطاری درست و منطقی بوده و هست.
اما طرح هادی مسکن در حوزه برنامه ریزی بافت مسکونی جدید واقع در اراضی کشاورزی و باغی، کاملا در تعارض با قوانین حفاظت منابع طبیعی و منع تغییر کاربری اراضی زراعی قرار گرفت و دست سوداگرانی را برای سوء استفاده، زدوبندهای پشت پرده، قطعه بندی، خرید و فروش و تغییرکاربری اراضی تصرفی ملی و زراعی را باز گذاشت.
خوشبختانه در استان گیلان حساسیت ها دذر خصوص مقابله با سوداگری اراضی داخل طرح هادی مسکن رو به افزایش است. اما کافی نیست.
واقعیت تلخ اینست که مشاورین طرح های هادی ، نقشه راهی را ترسیم می کنند برای مانور دادن سوداگران و زمین خواران. گروهی پشت دست، به آنها خط وربط میدهند که تا کجا اراضی ملی و کشاورزی را داخل محدوده طرح هادی بیاورند.متاسفانه گاه موجهه هستیم با وارد نمودن مساحت قابل توجهی از اراضی ملی و زراعی در محدوده طرح هادی مسکن روستایی، که از حمایت مسئولین محلی نیز برخوردار است.
چرا باید اراضی زراعی و باغات داخل محدوده طرح هادی قرار بگیرند؟. آیا عملکرد کمیسیون مغایرت ها که اراضی خاج بافت مسکونی را در محدوده بافت مسکونی قرار میدهد، تاکنون مورد بررسی دقیق ار حیث فراهم آوردن زمینه زمین خواری قرار گرفته است؟.
به نظر بنده، موثرترین راه کنترل زمین خواری، خارج نمودن اراضی فاقد ساخت و ساز در اراضی ملی و زراعی از محدوده طرحهای هادی مسکن است.
اراضی ملی تصرفی مشمول بافت مسکونی طرح هادی مسکن نیز می بایست مورد بررسی قرار گرفته تا سهم هر خانوار به میزان مشخص تفکیک و توزیع مناسب برای خانوارهای فاقد مسکن انجام شود.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : زمین خواری، طرح هادی مسکن، اراضی ملی، اراضی زراعی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 خرداد 1399
از سال 96 (2017)، بهره برداری جنگلهای شمال متوقف گردید. با توقف برداشت چوب، طرح های جنگلداری نیز وارد مرحله تنفس شده و مجریان غیردولتی از جنگل خارج شدند. ارزیابی تجربی وضعیت فعلی انشان می دهد که:
1-جنگلها دارند نفس می کشند. یعنی برداشت های قبلی، سنگین بوده و درختان قطور در معرض نابودی (به بهانه تامین امکان برداشت) بودند. نتیجه این اقدام، این است که جنگلهای هیرکانی توان تولید اقتصادی سنگین را ندارند و فقط باید در حد برداشت درختان افتاده، ریشه کن و تنه خراب شدید و درختان خطرساز تاسیسات و جاده ها و مسیر برق و مسیر رانش و .. اکتفا نمود.
2-جنگلهای شمال دارای ذینفعان محلی و زیست محیطی، علاوه بر ذینفعان و مدعیان اداره جنگل(متخصصین جنگلداری سازمان جنگلها) نیز هستند که باید دیدگاه های آنها در اداره جنگل لحاظ گردد و در مدیریت جنگل مشارکت داده شوند.
نفطه اشتراک ذینفعان در تعیین استراتژی های مناسب برای اداره جنگلها بوده که در رساله دکترا به آن پرداخته ام. می توان با دیدگاه های مشترک یهنی تصمیمات مشترک کار کرد.
اگر ذینفعان محلی در اجرای پروژه های آبخیزداری، حفاظت و احیاء جنگل و حتی بهره برداری جنگل مشارکت داده شوند، درآمد حاصله باعث مشارکت آنها در نگهداری و حفاظت پایدار جنگل در حوزه آبخیز خواهد شد.
3-انتقادات مردم و مسئولین از برداشت چوب در جنگل کاهش چشگیری یافته است.
4-حساسیت مردم نسبت به حفاظت جنگل بیشتر شده و مشارکت عمومی در کنترل قاچاق (که گمان می رفت بعد از توقف برداشت چوب، بیشتر شود ولی عملا کمتر شد) بیشتر شده است.
5-به این نتیجه رسیدیم که در لوای برداشت چوب در گذشته، بخشی از چوبهای جنگل، بصورت قاچاق خارج می شد. یعنی در گذشته قاچاق بیشتر بود و الان کنترل قاچاق راح تر شده است.
6-طرح های جنگلداری گذشته، از طرح های اروپا الگو گرفته بودند. اولا برداشت سنگین و زراعی فرم که متکی به شرایط یکنواخت عمق خاک و شیب و تراکم درختان و قابل تحقق بودن امکان برداشت است، مناسب با جنگلهای کوهستانی شمال نیست. ثانیا جنگلهای ما منبع معیشت مردم محلی و دامداری سنتی بوده و شرایط حذف آنها (که در مقطعی، با طرح ساماندهی در دستور کار قرار داشت) با شکست روبرو شده و قابلیت اجرایی ندارد. چون مورد تایید جامعه و مسئولین نیست. بنابراین ذینفعان محلی، مهمترین جرء تصمیم گیری و برنامه ریزی طرح های جنگلداری هستند و باید طرح ها را با آنها بست و اجرا نمود.
ثالثا واگذاری طرح های به مجریان خصوصی از بعد حاکمیتی بودن حفاظت جنگل مشکل قانونی داشته و نباید جنگل را به یک شرکت واگذار نمود. درآمد سالیانه جنگل منظم نیست تا آن را بصورت بسته اقتصادی دهساله به مجری واکذار نمائیم. فروش محصولات با بروز رسانی در هرساله، متاسفانه در طرح ها دیده نمی شد. یعنی ارزیابی مالی حین اجرا بسیار ضعیف بود.
طرح های جنگلداری هیرکانی بواسطه نگاه های زیست محیطی، محلی و تجارب گذشته خودمان در مدیریت جنگل نباید بصروت بسته های اقتصادی دهساله و قابل واگذاری به مجریان خصوصی تعریف شوند.
پیشنهاد می گردد که با استفاده از اطلاعات موجود و جمع آوری  اطلاعات تکمیلی با تیم های تخصصی مجرب، طرح جامع جنگلدرای برای هر حوزه آبخیز تعریف گردد. این طرحها، بهترین طرح جایگزین برای طرح های گذشته هستند. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : طرح های جنگلداری، تنفس جنگل، توقف برداشت، هیرکانی، جنگلهای شمال،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 5 اردیبهشت 1399
سیزدهم دی ماه 98، روز نحسی بود که دیوانه ای بنام ترامپ، آن را رقم زد. این روزها همه از هر طیف و عقیده ای از این دیوانه متنفریم. از آمریکا هم متنفریم. شاید قبل از این، امید به دلسوزی آنها داشتیم. اما با شهادت سردار ملی ما، امید ما به یاس تبدیل شد. به این نتیجه رسیدیم که به امید آنها نباید باشیم. باید خودمون این کشور را بسازیم.
بهترین انتقامی که می توان از آمریکا گرفت همین است که قوی تر شویم و بهترین باشیم در سطح دنیا.
بهترین حمله در این شرایط انتقام فرهنگی است. اینکه با تحریک دشمن دست به کاری نزنیم که بهانه ای باشد برای اجماع جهان استکبار علیه زیرساخت های کشور. 
باید با تکیه بر آرمانهای انقلاب مان حرکت کنیم.
شهید سلیمانی شرایط همدلی و اتحاد را در کشور ما و حتی با کشورهای منطقه فراهم آورده. مطمئنا این وضعیت به اخراج آمریکا و وابستگان آنها از منطقه منجر خواهد شد.
این روزها چقدر مزه شیرین شهادت یک سردار بزرگ ایرانی را حس می کنیم. عشق به میهن، عشق به اتحاد شیعیان عزیز و مسلمانان جهان. همه چیز در روح بلند این مرد بزرگ بود.
چقدر این روزها، ترامپ و امثال او برایمان حقیر و پست شده اند.
آنچنان این مردک دیوانه (ترامپ) غرورمان را شکسته که حاضریم تک تک مان به سراغش برویم اور را خفه کنیم!. این حس یعنی تحقق آرزویی که سردار سلیمانی آن را می خواست. شبیه حسی که بعد از شهادت امام حسین در دل شیعیان نقش بست و تا ابد ماندگار ماند.(یعنی منتقم دایم)




نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 دی 1398

Trump made a big mistake in assassinating Sardar Qassim Suleimani. Because martyr Qassim was a myth for Iran. The assassination of a myth and This national hero, namely, the assassination of a nation. Trump, even after the presidency, must seek a mouse hole to hide in order to escape the eternal wrath of the Iranian people.

ترامپ اشتباه بزرگی را در رابطه با ترور سردار قاسم سلیمانی مرتکب شد. چون شهید قاسم برای ایران یک اسطوره بود. ترور یک اسطوره  و این قهرمان ملی، یعنی ترور یک ملت. ترامپ، حتی بعد از ریاست جمهوری، باید دنبال سوراخ موش برای پنهان شدن باشد تا از خشم ابدی ملت ایران در امان باشد.





نوع مطلب : دلنوشته های ادبی و جملات نغز و شیرین و لطیفه ها، 
برچسب ها : Trump، Qassim Suleimani، myth، assassination، iran،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 دی 1398
تحریم آمریکا و ترامپ، فشار اقتصادی را به مردم تحمیل نموده، افزایش قیمت بنزین و سهمیه بندی بنزین یکی از راه های مقاومت در برابر تحریمهاست. باید به توان داخل بیشتر از گذشته رجوع کرد. 
متنفرم از تحریم. متنفرم از ترامپ.متنفرم از آمریکا که دست از فشار و تحریم علیه کشور عزیزمان بر نمی دارد. 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تحریم، بنزین،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 30 آبان 1398

چکیده

مدیریت جنگل­های هیرکانی با توقف بهره­برداری از سال 1396، اولین دوره تنفس بهره­برداری را تجربه می­نماید. در این دوره عبور از جنگلداری سنتی به جنگلداری نوین، پرداختن به نوع مدیریت و تعیین استراتژی­های آن، اقدامی ضروری است تا از روند بی­برنامه­گی طرح­های جنگلداری جلوگیری نماید و بتواند در اتخاذ تصمیمات برنامه­ریزان سازمان جنگل­ها مفید واقع شود. در این پژوهش با هدف برنامه­ریزی استراتژیک، عوامل موثر بر جنگل­داری از نگاه خبرگان و به کمک مهندسی ارزش شناسایی و از طریق روش دلفی فازی غربال شدند. حاصل تلاقی امتیازهای موزون ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی سوات، ناحیه استراتژی­های تدافعی WT را انتخاب نمود. نتایج سنجش میزان جذابیت استراتژی­های تدافعی با عوامل منتخب سوات در ماتریس QSPM از نگاه خبرگان نشان داد که تاثیر عوامل بیرونی بر مدیریت جنگل بیشتر از عوامل درونی بوده و استراتژی­های اولویت­دار با رویکرد توجه به ذینفعان اصلی و نگاه اجتماعی به جنگلداری انتخاب شدند. براساس معیار میانگین وزنی عوامل درونی، استراتژی ضرورت افزایش سازگاری جنگل به تغییرات اقلیمی به عنوان اولویت اول انتخاب گردید که بیانگر ضرورت دخالت کارشناسی در جنگل­های هیرکانی است.


کلمات کلیدی: تغییرات اقلیمی، ذینفعان، برنامه ­ریزی استراتژیک، تحلیل سوات، جنگل­های هیرکانی

https://repository.uma.ac.ir/view/subjects/LR.html

این مقاله توسط بنده (علی امیدی) و به کمک اساتید محترم تهیه شده و در google scholar  هم نمایه شده و قابل search کردن است.





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها : تغییرات اقلیمی، ذینفعان، برنامه ­ریزی استراتژیک، تحلیل سوات، جنگل­های هیرکانی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 آبان 1398

براساس نتایج شبیه سازی های انجام شده، ایران ازجمله کشورهایی است که طی دهه آتی با افزایش دما، کاهش میزان بارش، کاهش روزهای یخبندان، افزایش روزهای داغ و... مواجه خواهد شد. با توجه به اهمیت هر یک از رویدادهای متاثر از تغییرات اقلیمی بر منابع تولید کشاورزی، در این گزارش پس از نگاهی اجمالی به پیش بینی وضعیت آینده اقلیمی ایران، اثرات و آسیب های ناشی از تغییرات اقلیمی بر منابع آب، جنگل ها و مراتع، نواحی ساحلی، تنوع زیستی و کشاورزی، دامداری و شیلات مورد بررسی قرار گرفته است.

چشم انداز وضعیت اقلیمی ایران

براساس نتایج شبیه سازی های انجام شده در زمینه تغییرات متغیرهای آب و هوایی تا سال ۲۰۴۰ میلادی (۲۵ سال آتی) نسبت به دوره ۲۰۰۵-۱۹۷۶ (دوره پایه مشاهداتی)، توسط IPCC تغییرات اقلیمی در ایران پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت:

- متوسط میزان بارش ۹ درصد کاهش خواهد یافت.

- متوسط دمای کشور حدود یک درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.

- تعداد بارش های سنگین و سیل آسا تا ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت.

- تعداد روزهای داغ (دمای بیش از ۳۰ درجه سانتیگراد) در اکثر نقاط کشور افزایش می یابد و این افزایش در جنوب شرق کشور (استان های سیستان و بلوچستان و کرمان) بیش از مناطق دیگر خواهد بود.

- تعداد روزهای یخبندان در اکثر نقاط کشور کاهش خواهد یافت و بیشترین کاهش در شمال غرب کشور (استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل) خواهد بود.

- تعداد روزهای خشک در اکثر نقاط کشور افزایش می یابد و مناطق غرب (استان های ایلام، کردستان، لرستان و کرمانشاه) و جنوب شرق (استان های سیستان و بلوچستان و کرمان) بیشترین روزهای خشک را تجربه خواهند کرد.

- افزایش روزهای خشک موجب وقوع خشکسالی در اکثر نقاط کشور خواهد شد.

اثر تغییرات اقلیمی بر جنگل‌ها و مراتع کشور

هم اکنون مساحت جنگل‌های کشور حدود ۲.۱۴ میلیون هکتار است و حدود ۶.۷ درصد مساحت کشور از جنگل تشکیل شده است. این درحالی است که براساس معیارهای بین المللی هر کشوری با مساحتی کمتر از ۲۵ درصد جنگل نسبت به مساحت کل آن، کشوری در موقعیت بحران زیست محیطی است. سطح مراتع کشور درحال حاضر ۷.۸۴ میلیون هکتار است و سهم مراتع از کل مساحت کشور ۵۲ درصد است. تغییرات اقلیمی بر جنگل ها و مراتع کشور اثراتی به شرح زیر خواهد داشت:

- کاهش بارش اثرات قابل توجهی بر جنگل های شمالی و به خصوص بر گونه های جنگلی مانند توسکا و توسکای ییلاقی و گونه های سازگار شده جنگل های قدیمی خواهد داشت.

- با افزایش دما و شوری آب خلیج فارس و دریای عمان، جنگل های ماندابی این حوزه مورد تهدید قرار خواهند گرفت.

- با کاهش پوشش های گیاهی مراتع براثر کاهش بارش و بارش های سیل آسا در این مراتع، فرسایش خاک افزایش یافته و موجب تشدید فقر پوشش گیاهی مراتع خواهد شد.

- لازم به ذکر است که ارزش زیست محیطی جنگل ها و مراتع بیش از ارزش اقتصادی آنها است. به طور مثال تنها ۲۵ درصد ارزش هر هکتار مرتع مربوط به تولید علوفه است و ۷۵ درصد آن دارای کارکرد زیست محیطی است.

https://www.zistonline.com/news/78665/:منبع





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تغییر اقلیم، جنگلهای ایران، خشکی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 16 آبان 1398
با اطمینان کامل باید بگویم که هر رهگذری در حین عبور از آزاد راه و عبور از رودبار با دیدن درختان سرو زربین از دیدن مناظر جنگلی ولو پراکنده و تنک لذت می برد. سرو زربین تنها گونه درختی است که در اقلیم مدیترانه ای رودبار حتی در مناطق سنگلاخی و با عمق کم خاک سازگاری یافته و مستقر شده است. هرجا که باغات زیتون تمام می شوند سروهای زربین پوشش جنگلی را ادامه میدهند تا جاییکه اقلیم مدیترانه دارد.
برای سازگاری زربینستانها به آتش سوزی باید گونه پهن برگی خزان کننده ترجیحا بومی را به جنگل زربین اضافه کنیم. بنظرم بهترین گونه درختی، داغداغان یا به اصطلاح محلی "تا" است. (برای این هم برنامه دارم)،
اما برای گسترش زربین در مناطق شیبدار و سنگلاخی که بتوانیم پوشش سبز و دلنواز زربین را گسترش دهیم برنامه ای دارم به این صورت که: بذر زربین را با خشک کردن پوشش چوبی و با بازشدن فلس های میوه جمع آوری نموده و با خاک رس مرطوب شده مخلوط می کنیم. سپس در پای دامنه شیبدار سنگلاخی قرار گرفته و گلوله ای از رس مرطوب آمیخته به زربین را به سمت نقطه مورد نظر پرتاب میکنیم. در اثر چسبندگی بافت رسی زربین به درز و شکاف دامنه سنگلاخی گیر کرده و بعد از طی شدن فصل سرمای زمستان و با آغاز فصل بهار و بارندگی های بهاره یا حتی بارندگیهای اسفندماه رویش خود را شروع می کند. بدین ترتیب با کمترین هزینه می توانیم در چشم اندازهای رو به جاده و آزاد راه، پوشش سبز را توسعه دهیم.
به امید روزهای سبزتر
علی امیدی. جنگلداری رودبار.16.8.1398




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگلکاری پرتابی، رودبار، سرو، زربین، جنگل،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 16 آبان 1398
بعد از سیل های فروردین98 در کشور عزیزمان، باید هم درس بگیریم و برای جلوگیری از سیل های دهه های آینده، از الان به فکر آبخیزداری باشیم. میدانیم که پهنه های آبخیزها از دیرباز در اثر چرای دام، دامداری گله رانی، تغییر کاربریهای طبیعت از زراعت دیم های غیرمجاز گرفته تا ساخت و سازهای غیرمجاز و توسعه ناپایدار شهرها و روستاها و عدم رعات حریم رودخانه های و دره ها دچار معضل تخریب منابع طبیعی هستند. در نتیجه پوشش گیاهی فوق العاده ضعیف و کم تراکم شده و خاکشویی و رواناب و سیل زیاد شده اند.
چه باید کنیم؟
باید جهش عظیم در آبخیزداری ایجاد نماییم. تثبیت بیولوژیکی و احداث سی بندها و رسوبگیرها از بالادست حوزه های آبخیز تا پایین دست آنها.
تثبیت بیولوژیکی در بخش آبخیزداری نیازمند دگرگونی است. چون در عرصه های منابع طبیعی هر آنچه از گونه های موجود استقرار دارند. باید تقویت شوند. یعنی با کاشت عناصر گیاهی، پوشش را افزایش دهیم. در حالیکه عملا با بذور گیاهان علفی نظیر اسپرس و یونجه پروژه های تثبیت بیولوژیک با کمیت و کیفیت پایین اجرا می شوند. در حالیکه عناصر اصلی یعنی درختچه ها، بوته ها و گیاهان خشبی که نقش اصلی در تثبیت بیولوژیکی دارند به فراموشی سپرده می شوند.
در بررسی حوزه عمارلو مهمترین گونه های برای تثبیت بیولوژیکی مشخص شدند که عبارتند از :
بادام کوهی، تنگرس، پرند، گون ها، زالزالک، ارس، گیاهان مرتعی علفی
مهمترین اقدام برای شروع کشت این نوع گونه ها، ایجاد نهالستان آبخیزداری در تمام استانها است تا در هر استانی با شرایط اکولوژیکی آن منطقه، نهالهای مناسب آبخیزداری تولید شود. ما در استان گیلان قصد ایجاد نهالستان را داریم. به امید موفقیت




نوع مطلب :
برچسب ها : آبخیزداری، سیل، تثبیت بیولوژیکی، نهالستان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 فروردین 1398
هرگاه صحبت از سواد و علم به میان می آید، بلافاصله ذهن مان به سمت و سویی گرایش متمایل می شود که هرچه سواد بالاتر و تخصص بالاتر باشد رعایت استانداردها و قوانین و مقررات از سوی صاحبان آنها بیشتر و بهتر صورت می گیرد. ولی در اراضی منابع طبیعی، حداقل در ده سال گذشته رفتاری دیگر از بعضی از متخصصین و باسوادان جامعه سر زده است.
در حاشیه روستاهای واقع در جنگلهای شمال، اراضی ملی قرار گرفته اند که متاسفانه گروهی از جامعه هدف ما(یعنی با سوادان جامعه) اقدام به خرید آن و احداث ویلا در آن نموده اند. استفاده شخصی ازمنافع عموم. این نوع تصاحب زمین را چه بنامیم بجز زمین خواری.
فرضیات متعددی متصور است. خریدار زمین به طمع زمین ارزان، در خرید زمین بدون تحقیقات بیشتر عجله نموده است. خریدار زمین فکر نمی کرده که زمین ملی باشد و...
دلیل هرچه باشد نتیجه بررسی ما بر اساس شواهد میدانی نشان می دهد که گروهی از متولین باسواد جامعه مرتکب تخلف در اراضی ملی شده اند. یعنی منافع عمومی را به خصوصی تبدیل نموده اند. این نتیجه بیانگر این نکته مهم است که فرهنگ منابع طبیعی در بین باسوادان جامعه در حد ایده آل نیست.
مطمئنا به سودجویان و متخلفین برخورد می گردد. ولی دریغ از دانایان ما!




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : زمین خواری، اراضی ملی، باسواد، دانا، منابع طبیعی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 آبان 1397
افزایش سطح روستاهای حاشیه جنگلهای شمال که با اجرای طرح های هادی مسکن روستایی در شمال کشور سرعت گرفته و به تهدیدی جدی برای شمال ایران تبدیل شده است، متاسفانه در لوای قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن انجام می گیرد.
بهترین راه کنترل آن، انطباق نقشه طرح هادی مصوب با عکس گوگل است که نهایتا به وضع موجود موقعیت استقرار اعیانات بسنده نموده و مابقی سطح را بعنوان محدودیت و ممنوعیت قانونی از محدوده طرح خارج نماییم. در یک نمونه از کار انجام شده مشاهده گردید که حدود 40 هکتار از اراضی جنگلی بعنوان فضای اضافه در طرح هادی مسکن گنجانده شده بود و مطمئنا در آینده زمینه زمین خواری و ویلاسازی را فراهم می نمود. بنابراین در راستای تحویل و حول اراضی بین دو سازمان، نقشه طرح هادی اصلاح و برعلیه مشاور بنیاد مسکن نیز اعلام جرم گردید.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : جنگل، هیرکانی، تصرف اراضی، طرح هادی، تحویل و تحول،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397
تنفس بهره برداری یا طرح تنفس از سال 1396 در جنگلهای استان گیلان در حال اجرا است. اما با کمال تعجب مشاهده می گردد که هر شبانه روز، کامیونها و تریلی های متعدد چوب، وارد استان گیلان می شود. این چوب آلات از استانهای آذربایجان غربی و شرقی،اردبیل،زنجان و همدان و قزوین و... وارد استان گردیده و در کارخانجات نئوپان سازی و صنایع خرده چوب مصرف می گردد. حجم واردات چوب روزانه استان، بنظر بنده حدود 5000 تا 1000 مترمکعب برآورد می گردد.
صرف نظر از مبداء برش این چوب الات(که انشاله کنترل کامل بر روند برداشت چوب الات معمول می شود و فقط درختان واقع در باغات چوب و محاوط شخصی مردم قطع می گردد، هرچند که نواقصی از نظر عدم صدور پروانه قطع باغی برای درختانی مانند گردو و درختانی که مشابه انها در اراضی ملی نیز رویش دارند، مشاهده می گردد)، سوال این است که آیا اصولا برداشت این همه درخت از مناطقی که دارای فقر شدید پوشش گیاهی هستند، کار پسندیده ای است؟ ایا این استانها از اثار بیابان زایی رنج نمی برند و آیا با پدیده های جدید حمله ریزگردها و افزایش آثار گرمایش زمین مواجهه نیستند؟
 قرار بود که با اجرای طرح تنفس، بهره برداری عمومی درختان کشور ایران کاهش یافته یا متوقف گردد و خوراک سلولزی مورد نیاز کارخانه های صنعت چوب کشور از کشورهایی مثل روسیه تامین گردد.
میدانیم که حیات زیستگاه های رویشی درخت و درختچه در خارج از شمال، عموما به مناطق روستایی(یعنی مبدا متصل به اب و آبادانی) وابسته است و مشارکت عملی مردم برای تقویت پوشش درختی از بدو آبادانی روستا شکل گرفته است. حال نگرانی از این مسئله تشدید می گردد که در ازاء توقف بهره برداری چوب شمال، چرا باید ابادانی پوشش گیاهی ابادیها و روستاهای نیمرخ جنوبی البرز رها شود.
اگر قطع درختان حاشیه روستاهای نیمرخ جنوبی البرز در مقابل توقف برداشت چوب از جنگلهای تولیدی شمال ادامه یابد، این جریان را می توان دقیقا به بازی پت و مت تشبیه نمود. یعنی جایی(جنگل های تولیدی استان گیلان) که نعمت خدادادی تولید چوب دارد و با برداشت چوب می توان تولید پابدار چوب را تضمین نمود را با شعار تنفس تعطیل می کنیم و جاهایی(استانهای فقیر از پوشش گیاهی واقع در نیمرخ جنوبی البرز) که باید پوشش درختی شهرها و روستاهای آنها را تقویت نماییم را آزاد می گذاریم تا بدون حدو مرز، درختان چند صد ساله خود را قطع نمایند!!!. فقط با این توجیه که این مناطق در محدوده منابع طبیعی قرار ندارند و مشمول طرح تنفس نیستند.
لذا پیشنهاد می گردد که با اجرای طرح تنفس، بهره برداری در استانهای غیر شمالی با اولویت بیشتر و با محدودیت بالاتر در نواحی روستایی و حتی با در مستثنیات مردم اجرا گردد. صدور پروانه قطع باغی در تمامی مناطق روستایی بصورت صدرصد عملی گردد(همراه با تعهد نهالکاری مجدد، همانطوریکه در قانون نیز به ان اشاره شده است)  و هردو دستگاه حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی(با هماهنگی دهیاریها) در نگهداری بیشتر درختان واقع در محاوط شخصی مردم در مناطق فقیر از پوشش گیاهی برنامه های میدانی خود را اجر نمایند. اگر غیر از این باشد سوال اساس این است که: پس متولی حکمرانی دوبت بر درختان عرصه ها و حتی باغات متعلق به مردم چه کسی است؟  در شهرها نیز قانون توسعه فضای سبز به نحول اکمل و با تاکید بر نهالکاری و نطارت عملی بر آن اجرا گردد.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : پت و مت، تنفس بهره برداری، نیمرخ جنوبی البرز، شمال کشور، درختان، چوب،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 آذر 1396
با تحولات سالهای اخیر که با مهمترین رویکرد جنگلداری یعنی توقف بهره برداری و اجرای طرح تنفس همراه گردیده است، آینده بهره برداری از جنگلهای شمال حداقل در استان گیلان با ابهام زیادی همراه شده است. خصوصا انکه در سالهای پایانی برنامه ششم، با الزام قانون، برداشت چوب می بایست در جنگلهای شمال متوقف گردد.
بنظر بنده توقف بهره برداری در جنگلهای شمال لازم بود تا نگاه خود را به نحوه مدیریت جنگل مورد بازبینی قرار دهیم. البته تغییر در نگاه مدیریت جنگل بمعنی توقف برداشت چوب از جنگل تولیدی نیست.
جنگلهای شمال نیازمند بهره برداری چوب هستند به چند دلیل عمده:
1-شرایط تغییرات اقلیمی جهان حکم می کند که به لحاظ استقرار شرایط سازگار با تغییرات اقلیمی، دخالتهای پرورش جنگل را متوقف نکنیم. مطمئنا بهره برداری یکی از ابزار علم جنگل شناسی (پرورش جنگل) محسوب می گردد.
2-جنگلهای تولیدی شمال(نه همه نقاط جنگلی شمال) جنگلهای با قابلیت تولید چوب هستند، دارای توده های دخالت شده قبلی هستند و حداقل به لحاظ پرورش توده های همسال نیازمند برش های تنک کردن در نقاط مورد نیاز هستند. بنابراین اگر برداشت چوب و دخالت در این توده ها را متوقف کنیم، خسارت طبیعی این جنگلها افزایش می یابد و از همه مهمتر سرمایه تولیدی تجدیدپذیر کشور ما به هدر می رود. آنهم در این شرایط که به تولید و کسب درآمد و اشتغال و خودکفائی در شرایط اقتصاد مقاومتی نیاز داریم، توقف بهره برداری یعنی سرکوب کردن پتانسیل تولید کشور.
3-با این همه زیرساخت موجود در جنگلهای شمال از قبیل جاده های جنگلی، مسیرهای فرعی، حصارکشی ها و نقاط احیائی، و از همه مهمتر تجربه 50 ساله در طراحی وم اجرای طرح جنگلداری، توقف مدیریت جنگلداری شمال اقدامی منطقی به نظر نمی رسد.
4-بهره برداری سنتی از طریق اقتصاد معیشتی جنگلنشینان و حاشیه نشینان جنگل و دامداری سنتی دارای ضرر به مراتب بیشتر از برداشت چوب  است که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود.
4-بعد از سالها تغییرات شیوه های بهره برداری در طرح های جنگلداری، طی دهه 80 و دهه 90، نشانه گذاری جنگلهای شمال با گذار از جنگلداری ناهمسال  (به شیوه تک گزینی) به  جنگلدرای ناهمسال نزدیک به طبیعت ، به مرحله ای از بلوغ رسیده بود که تقریبا دخالتها از پشتوانه علمی خوبی برخوردار بودند. حال توقف یکباره این جریان کارشناسی، به معنی برخورد جبری با دیدگاه علمی جنگلداری و جنگل شناسی در جنگل های شمال است.
5-کنار گذاردن نیرو و امکانات و برنامه طرح های جنگلداری منطقی بنظر نمی رسد.
اما با این اوصاف با تغییر اوضاع و توقف موقت برای تصمیم گیری بهتر به دلایل ذیل موافقم:
1-عملکرد مجریان طرح ها در مجموع با مشکلات زیادی همراه بود.
2- ایراد از نحوه طراحی طرح های جنگلداری نبود، بلکه ساختار اجرایی مجریان دارای مشکل بودند.
3-حفاظت جنگل توسط بخش غیر حاکمیتی در قانون پیش بینی نشده است. بنابراین حفاظت را نباید به مجریان غیر دولتی واگذار نمود. چون عوامل حفاظتی می بایست بلا استثنا ضابط قضائی خاص باشند. چون هیچ یک از قرقبانان طرح های جنگلداری این شرایط را نداشتند، عملا در کار خود موفق نبودند.به تبع ان در حفاظت جنگل موفق نبودیم.
4-تکنولوژی مجریان طرح ها در قسمت بهره برداری و جاده سازی قدیمی بوده و دارای ضررهای بیشتر از منافع بودند.
راهکار چیست:
طرح جنگلدرای در شمال می بایست توسط دولت اجرا گردد، حفاظت ان فقط در دست مامورین ضابط باشد(اعم از حفاظت احیائی و حفاظت فیزیکی). فقط بهره برداری طرح ها هرساله با تشریفات قانونی به پیمانکار واجد شرایط واگذار گردد. 
قانون برنامه ششم می بایست به نحوی اصلاح شود که برداشت چوب  صرفا بمنظور پرورش جنگل مجاز اعلام گردد.
در خاتمه لازم بیادآوری است که چشم همه کارشناسان به عملکرد تصمیم گیران ارشد سازمان جنگلها دوخته شده است که با تصمیمات خود چه آینده ای را برای جنگلهای شمال و جنگلداری ایران رقم می زنند؟!.




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : تنفس، توقف بهره برداری، جنگلهای شمال، حفاظت، احیاء،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 مهر 1396
گرم شدن کره زمین ، امروزه بعنوان یک مسئله جدی دنیا تبدیل شده است ولی این مسئله در داخل کشور و حتی بین بعضی از اساتید و صاحب نظران با شک و تردید برخورد می شود.
امروز با شیوع آفت شب پره شمشاد و بیماری بلایت شمشاد در جنگلهای شمال مواجه هستیم. دقیق تر آنکه هنوز چند سالی از سیوع بیماری بلایت شمشاد ندر جنگلهای هیرکانی نگذشته بود که شب پره شمشاد نیز به جنگلهای هیرکانی هجوم آورد. آثار  زنده و غیر زنده دیکر نیز قابل ذکر هستند که در مقایسه با گذشته غیر متعارف، عجیب و غریب هستند. آیا نباید آنها را از علائم آثار تغییر اقلیم قلمداد نمود.
د رادامه مطلب توجه شمار را به گزارش صاحبنطران بین المللی جلب می نمایم:  

گرم شدن جهان واقعی است

طبق مطالعات جدید یک تیم تحقیقاتی، گرم شدن جهان باعث کاهش برداشت ۴ مورد از محبوب‌ترین محصولات کشاورزی شده است.

به گزارش مهر به نقل از اسپوتنیک، طبق مطالعات جدید یک تیم تحقیقاتی، گرم شدن جهان باعث کاهش برداشت ۴ مورد از محبوب‌ترین محصولات کشاورزی شده است. پروفسور سنتهولد اسنگ به اسپاتنیک گفت که محصول گندم، برنج و ذرت کاهش یافته است و اگرچه تغییرات آب‌وهوایی به تاثیر مخرب خود بر تولید محصولات کشاورزی ادامه می‌دهد، در برخی کشورها ممکن است باعث افزایش محصولات شود.

اسنگ گفت: در در این مطالعه به خصوص، ما به تاثیر افزایش دما بر محصولات اصلی کشاورزی مثل گندم، برنج، ذرت و دانه سویا، توجه کردیم و دریافتیم که هرگونه تغییر و افزایش دما باعث افت شدید بازده این محصولات کشاورزی خواهد شد.

این پروفسور گفت: به ازای هر ۱ درجه گرم‌تر شدن دمای جهان، حدود ۱۰ درصد از محصول ذرت آمریکا از دست خواهد رفت.

از سوی دیگر در برخی کشورها افزایش دما باعث افزایش محصول خواهد شد؛ در شمال چین به ازای هر درجه افزایش دما ۲ درصد به بازده محصول اضافه شد و به همین ترتیب در مورد برنج و ذرت فرانسه هم با ۴ درصد افزایش محصول مواجه می‌شویم.

با این حال این پروفسور ادامه داد: اگر دمای جهان ۴ درجه بالا برود در کل شاهد افت ۲۵ درصدی بازده این ۴ محصول مهم خواهیم بود

این ۴ محصول درحال حاضر دو سوم غذای جهان را تشکیل می‌دهند
http://www.tabnak.ir/fa/news : منبع.






نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : گرم شدن کره زمین، جنگلهای هیرکانی، گرم شدن جهان، جنگلهای شمال، آفات و بیماریها،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 شهریور 1396


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic